ساره زیبای من

بعضی وقتا به خودت میگی کاش این کار رو نکرده بودم ولی وقتی دوباره توی اون موقعیت قرار میگیری دقیقا همون کار رو می‌کنی

شاید عذاب وجدان به اندازه لذت اون لحظه قدرتمند نیست که جلوی اون تصمیمات و اتفاقات بعدش رو بگیره

اون شب نمیدونم چجوری خوابم برد

یه خواب همراه با سردرد و سرگیجه اما خیلی سنگین
چشمام رو کمی باز کردم آروم سرم رو چرخوندم که متوجه شدم لیلا نیست

سریع اومدم تو هال اما همه جا ساکت بود
در اتاق مبین رو باز کردم
مبین و ساره دوتاشون خوابیده بودن

تو سرویس و حمام و اتاق دیگه هم نبود
چشمم به گاوصندوق خورد که درش باز بود
چشمم به داخلش خشک موند
خالی بود

اصلا یادم نمیاد آخرین بار کِی داخلش رو دیده بودم و چی اون داخل بوده چون مدیریت نقدینگی زندگی با لیلا بود

چند باری با هم رفتیم با پس اندازمون سکه و دلار خریدیم اما نمیدونم چقدر بوده

داشتم به این موضوع فکر میکردم که احتمالا میخواد تلافی دیشب رو دربیاره

گوشیش زنگ زدم خاموش بود
میخواستم به مادرش و خواهراش زنگ بزنم ولی منصرف شدم
چای گذاشتم و بقیه بساط صبحانه رو آماده کردم
ساره از تو اتاق اومد بیرون
موهای پریشون و پخش و پلا
لباسهاشم درهم و برهم
تلوتلوخوران رفت سمت سرویس

با چشمام دنبالش کردم
بدنش واقعا اغواکننده بود
سینه های نورسیده
ساق و رانهای سفید و توپر
فیس خوشگل و ناز
قد و قواره کشیده
باسن خوش فرم
دقیقا همون چیزی که یه مرد دنبالشه
از سرویس اومد بیرون رفت سمت اتاق خواب ما و با تعجب گفت خاله لیلا کو؟
گفتم نمی‌دونم نیست
ـ یعنی چی نمیدونی؟
ـ صبح بیدار شدم دیدم نیست
ـ نکنه دیشب ما رو دیده؟

از ظرف مربا با قاشق یه مقدار ریختم داخل یه بشقاب و با همون خودم رو سرگرم کردم و جوابشو ندادم
ـ امین !!
سکوت کردم

ـ پس دیده ما چکار کردیم !
یه بشکن زد و رفت مبین رو آورد سر میز صبحانه و گفت بیا پیش مامانی بهت صبحانه بدم
از حرفش بدم اومد و ناراحت شدم

ـ ته اون شیشه مربا رو سوراخ کردی ولش کن دیگه
شیشه مربا خالی رو گذاشتم رو سینک و اومدم سر میز صبحانه
ـ صبحانه خوردیم آماده شو سر راهم که میرم بیرون تو رو هم برسونم خونه تون
ـ مبین چی ؟
ـ می برم خونه مادرم
ـ طول می‌کشه تا آماده بشم تو برو خودم ماشین میگیرم میرم خونه

با اینکه ته دلم میدونستم مقصر اصلی خودم هستم اما نمیدونم چرا میخواستم کاسه کوزه ها رو سر ساره بشکنم
عذاب وجدان بعد از خیانت مثل آتیش جهنم میسوزونه آدم رو

ـ صبر میکنم تا آماده بشی
ـ رسماً داری منو می‌ندازی بیرون
ـ آره ، میخوام اگه لیلا برگشت تو رو اینجا نبینه

ـ پس متوجه جریان دیشب شده و قهر کرده
ـ آره
پس نگران نباش اون فعلا نمیاد منم پشت سرت وسایلم رو برمیدارم میرم

زدم بیرون و مبین رو پیش مادرم گذاشتم
چند بار دیگه به لیلا زنگ زدم اما همچنان خاموش بود
روم نمیشد برم در خونه مادرش یا خواهرش سراغش رو بگیرم

تا ظهر چند بار دیگه هم زنگ زدم اما بی فایده بود
رفتم سمت خونه

کلید رو چرخوندم در باز کردم رفتم تو با صدای ماشین لباسشویی متوجه شدم ساره هنوز نرفته

یهویی نمیدونم چی شد یه کرمی افتاد به جونم که ساره رو یه سیخ بزنم
در رو بستم و کلید رو داخل قفل کردم که از بیرون باز نشه

از تو راهرو ورودی وارد حال شدم دیدم آرنج هاشو روی اپن گذاشته سرپا به حالت خم با گوشی مشغوله

نگاهم به پاهاش بود
ـ فتیش پا داری؟
ـ چی؟
ـ یه ساعته وایستادی داری با چشمات پاهای منو میخوری نکنه فیتیش پا داری ؟!
فیتیش !! چه جالب !! شاید !!
از پشت سر کم کم بهش نزدیک شدم همچنان همون حالت کونش داده بود عقب خم شده بود روی اوپن و مشغول گوشیش بود
ـ نه فیتیش پا ندارم

دستم رو از زیر دامن رسوندم به کصش
شورت پاش نکرده بود
انگشت وسطی رو لای چاک کصش کشیدم یه آه سکسی کشید
دامنش رو دادم بالا
نفسش با صدای بلند داد بیرون
کمرش رو قوس کرد و کلوچه اش زد بیرون
زانوهام زمین گذاشتم و سرم رو بردم لای رانش و زبونم رو کشیدم لای چاک کصش
یه آه سکسی بلند از ته دل کشید و گفت جایی که میتونی کس بخوری چرا پا بخوری !

دستش رو پشت سرم گذاشت و به کصش فشار داد
آه و اوه میکرد و وسطش جوووون ..جووووون میگفت
بلند شدم سرپا شلوار و شرتم رو با هم کشیدم پایین
کیرم مثل فنر پرید بیرون
از کمرش گرفتم
کیرم روی شیار کصش گذاشتم و کم کم هدایتش کردم داخلش
آروم آروم فشار رو بیشتر کردم تا جایی که فقط تخمام بیرون بودم
خیلی ریز و آروم آروم کیرم رو داخل کس تنگ و داغش عقب جلو کردم
ساره با دهن خیلی باز داشت نفس می‌کشید
دستم رو به سینه اش رسوندم و سینه هاشو ماساژ دادم
هر بار که کیرم رو تا آخر درآوردم که دوباره بکنم ساره هم همزمان که من فشار میدادم اونم خودش رو به عقب فشار میداد و باعث می‌شد تا آخر کیرم تو کصش جا بشه
کله قارچی کیرم به دهانه رحم می خورد و برمی گشت
سرعت تلمبه هام رو بیشتر کردم
صدای شالاپ شلوپ برخورد کیرم به اطراف کصش و ران‌های منو و اون خونه رو برداشت
آه آه آه گفت و ولو شد روی اپن
منم فشار رو بیشتر کردم
ـ بریز توم .. روز امن منه
آبم رو با فشار تو کصش خالی کردم
کیرم که شل شد از تو کصش دراومد
روی مبل ولو شدم
ـ تو از کجا می‌دونی روز امن چیه ؟ اصن چرا باید بدونی وقتی دختر مجردی؟
ـ دیشب که ریختی توم آبت رو از تو کصم خالی نکردم ، سرچ کردم از دوره قاعدگی و تخمک گذاری فهمیدم روز امن منه
چشمم به قاب عکس خانوادگی روی دیوار خورد رفتم تو فکر
لیلا کجا رفتی؟ گوشیت چرا خاموش کردی؟
گوشیم برداشتم زنگ زدم بهش
خاموش بود
ادامه دارد …

نوشته: ILYCH

بازدید 13,911

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

2 پاسخ به “ساره زیبای من”

آخرین ویدئوها

آخرین ریلزها

ریلزهای تصادفی

برای ویدئوهای بیشتر، به چپ بکشید
دانلود ویدئودانلود
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی