خارتو , گل دیگران 122

خارتو , گل دیگران 122

ماندانا و ویدا عشقبازی یا همون لزو شروع کرده  و  خیلی هم  راحت رفتن توی حس بهروز : نگاه کن چه جوری رفتن تو هم ؟

مهیار : اوخ پسر این ماندانا عجب کونی داره !

بهروز : یواش تر شاید صدامونو بشنون .. ولی پوست ویدا شفاف تره …

ماندانا رو ویدا خم شده بود . کونش درست روبروی صورت پسرا قرار داشت .

مهیار : آخخخخخخخخ .. بهروز من نمی تونم تحمل کنم . یهو دیدی  رفتم سمتشون .. بهروز : زشته یه وقتی از این کارا نکنی ها . ما قول دادیم که دست از پا خطا نکنیم . ماندانا و ویدا می دونستند که بهروز و مهیار هم مثل مردای دیگه هستند و از استیل کون خیلی خوششون میاد . دوست داشتن تا می تونن این مردا رو تحریک کنن . ویدا هم از جاش پا شد و کنار ماندانا قمبل کرد .. نفری یه دونه  موز کلفت و دراز توی دستشون گرفتن .

ویدا : ببین اول من با کونت حال می کنم . دو تایی مون با هم نمی تونیم کاری کنیم که دید پسرا قوی باشه .. اونا طوری آهسته حرف می زدند که پسرا نشنون و تازه فاصله اونا از اون جایی که پسرا سنگر گرفته بودن یه ده متری می شد .

ویدا : مانی جون این خیلی کلفته و دراز ..

ماندانا : کلفتی اون که خیلی حال میده . درازی اونو هم تا اون جایی فرو کن که میره .. فقط هر وقت گفتم دردم گرفت تو ولش کن یه خورده بکش عقب که  خلاصی داشته باشه . . این دیگه عجب موزیه . سی سانت میشه . کاش کیر این پسرا این اندازه بود .. ویدا : چیه دیگه بیست سانتی ها ارضات نمی کنه ؟

ماندانا : اگه به کسادی بازار بیفتیم ده سانتی رو هم با جان و دل قبول می کنم .

ویدا : بازم خوبه که دو تایی مون شوهر داریم . بیچاره اون مطلقه هاش چیکار کنن . ماندانا : ما که ضامن دار اونا نیستیم اونا هم بیان مث ما گردش و برن کس بدن .

ویدا کف دو تا دستاشو گذاشت  رو دوسمت کون ماندانا . طوری هم کونشو باز کرد که انگاری این کون درست روبروی دور بین فیلمبرداری قوی قرار داره و روی سوراخ کون و کس زوم شده . چند بار این کونو به صورت دایره ای و بالا و پایین گردوند …. مهیار نزدیک بود از جاش حرکت کنه بره سمت کون  ماندانا  که بهروز جلو شو گرفت ..

بهروز : داداش بس کن . ما به اونا قول دادیم ..

مهیار : تو شاید خواجه باشی ولی من نمی تونم جلو خودموبگیرم . من نمی تونم تحمل کنم .

بهروز : نگاه کن .. به کیر من نگاه کن .. پوستش داره می ترکه . داره پاره میشه جر می خوره . این دو تا دختر ما رو آتیش زدن . چیکار کنیم اونا عاشق لز هستن . ما نباید نقطه ضعف خودمونو نشون بدیم . الان جای اینا  می تونستم چند تا جنده رو بیاریم این جا ..

مهیار : تو اینا رو با جنده ها و زنای خیابونی مقایسه می کنی ؟  خودت که شنیدی این دو تا  چی می گفتن . اونا حتی زیاد به شوهرشون هم راه نمیدن . تا حالا با مرد دیگه ای نبودن .

بهروز : صبر داشته باش . من خیلی بد تر از توام . این قدر کم جنبه و بی ظر فیت نباش . می خوای اونا واسه ما کلاس بذارن ؟

مهیار : بذار بذارن . بذار خودشونو بگیرن ..

بهروز صورت مهیار رو بوسید و گفت حالا این قدر سر و صدا نکن اگه اونا بفهمن که ما داریم نگاهشون می کنیم شاید با هم حال نکنن سختشون باشه . آخه این یه حس و رابطه زنونه  هست و خیلی از زنا خجالت  می کشن که مردا به طور مستقیم شا هد ور رفتن اونا با هم باشند ..

مهیار : حالا غیر مستقیم اون دیگه چه صیغه ایه ؟

بهروز : می تونه یک فیلمبرداری باشه که مردا بعدا لز اونا رو به صورت فیلم ببینن . ویدا سرشو به سمت کون ماندانا خم کرد . سر موز رو روی سر سوراخ کون ماندانا قرار داد و  نوک موز رو در تماس با سوراخ کون ماندانا دور اون می گردوند . ماندانا : ویدا … منو کشتی تو .. تو دیکه این کارا رو از کجا یاد گرفتی . راستی راستی فکر می کنم کیر اومده و داره روی کسم دور می زنه . زود باش اونو فرو کن توی کس که دارم می ترکم . فقط هر وقت موز رو فرو کردی توی  کسم یه خورده خودت رو بگردون سمت من . تقریبا روبروی من بیا و در جهت مخالف من موز رو بکن توی کسم و بکش بیرون . این جوری دست و بدنت مانع  دید پسرا نمیشه … بهروز : اینا چیه دارن همش با هم پچ پچ می کنن .

مهیار : من چه می دونم . تو حالا چیکار به پچ پچ اونا داری . حتما یه حرفایی می زنن که نمی خوتن من و تو بشنویم . اگه دوست داری یه بلند گو بدیم به دست اونا .  بهروز : نگاه کن .. نگاه کن .. این کس چقدر جا داره ؟

مهیار سرعت جق زدنشو زیاد تر کرد ..

مهیار : ببین بهروز .. همون قدری از موز که رفته توی کسش به اندازه کیر منه . یعنی من تا ته می تونم بکنم توی کس .. وااااااااییییی پسر چه حالی میده . چه کیفی داره . من چقدر خوش به حالم میشه . لذت میده .. .. ادامه دارد … ….

در

۱۷:۰۹:۰۰

خارتو گل دیگران 122

بازدید 7,782

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...