سکس با نازنین زن دوست صمیمیم (۱)

درود به دوستان شهوانی این روایت داستان واقعی است که برای من اتفاق افتاد و تصمیم گرفتم با شما به اشتراک بگذارم.
اول از خودم بگم من در حال حاضر۳۷ سال دارم، چهره معمولی و کمی بیبی فیس و بسیار خجالتی.
داستان از اونجا شروع شد که زمانی که من۲۳ سالم بود برای کار دبی رفتم و بعد ۵ سال برگشتم تو این چند سال دوستام چندتاشون ازدواج کرده بودن و محسن هم یکی از همینا بود که قاطی مرغا شده بود. من و محسن از بچگی با هم بزرگ شدیم و تو یه محله زندگی میکردیم. بعد از برگشتم سعی کردم دوستامو دور هم جمع کنم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت شمال و دوستام همه یا با خانوماشون اومدن یا با خواهرشون چون همه همو از بچگی میشناختیم. این وسط ۲ تا از دوستام (شهرام و بهنام) با محسن هم دانشگاهی بودن و زن محسن یعنی نازنین هم تو همون دانشگاه بود و اونجا با محسن آشنا شده بود و بعدش نامزد کرده بودن من تا قبلش اصلا ندیده بودمش . شهرام و بهنام اومدن پیش من گفتن اگه نازنین بیاد ما نمیاییم گفتم چرا نشستن کلی پشتش حرف زدن که نازنین با ما هم دانشگاهی بوده و ما میشناسیمش!خیلی اخلاق گندی داره بیاد مسافرتمون خراب میشه که من کلی باهاشون حرف زدم گفتم نمیشه به محسن بگم بیاد ولی نامزدشو نیاره که خلاصه راضیشون کردم. روز رفتن محسن و نازنین اومدن و برای اولین بار دیدمش واقعا دختر زیبایی بود راستش کمی حسودیم شد به محسن خیلی خوشگل بود و خوش هیکل خلاصه راه افتادیم و رفتیم مسافرت اونجا بیشتر با نازنین آشنا شدم و اصلا اخلاقش چیزی نبود که شهرام و بهنام میگفتن اتفاقا خیلی شوخ و سر حال بود و خیلی هم پایه بود تو همون مسافرت ما یه ویلا اجاره کردیم با استخر و جکوزی و سنا. ما چون همه با هم دوست و آشنا بودیم سانسی کردیم استخرو یعنی خانوما میرفتن استخر بعد ما مردا میرفتیم که همه راحت باشن ،از اونجایی که من خیلی رفتم تو نخ نازنین با اینکه اصلا از این اخلاقا نداشتم که چش چرونی کنم و دنبال زن کسی باشم نمیدونم چرا شیطون گولم زد گفتم بزار یه بار بدنشو ببینم پسرا مشغول پی اس بازی بودن و استخر زیر زمین ویلا بود از پله ها رفتم پایین یواشکی وایسادم نگاه کردن داشتن تو آب توپ بازی میکردن من فقط چشم دوخته بودم به نازنین تا فقط یه نظر نگاش کنم و وقتی از آب اومد بیرون سینه هاش ۷۵ بود و یه کون درشت با رونای درشت داشت نا خود آگاه کیرم راست شد…

نوشته: Sasha2

بازدید 13,679

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

0 پاسخ به “سکس با نازنین زن دوست صمیمیم (۱)”

  1. چه کسخولی بوده رفیقت که با سه تا نره خر نامزدشو آورده شمال….حالا اینها هیچی تویواشکی رفتی زیرزمین دوتا رفیق‌های پسرت اونجا بودن؟!!فقط توغریبه بودی!!؟ خودت این خزعبلات را باور میکنی؟

  2. چه کسخولی بوده رفیقت که با سه تا نره خر نامزدشو آورده شمال….حالا اینها هیچی تویواشکی رفتی زیرزمین دوتا رفیق‌های پسرت اونجا بودن؟!!فقط توغریبه بودی!!؟نامزده هم جلوشون شنامیکرد؟! خودت این خزعبلات را باور میکنی؟

  3. وای اگه ادامه ش و ننویسه ما چطوری بفهمیم زمانی که داشته چشم چرونی می‌کرده و جق می‌زده شوهر نازنین دیده و کونش گذاشته؟ دیس لایک ۶و من دادم عمویی دبی بودی خاطراتش و نگفتی عمویی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
در حال بارگذاری ویدئوها...