باسلام خدمت دوستان کیرتوکص،داستان واقعی فقط اسمها مستعار نیست.
از خودم بگم اسمم آرازه ۳۸ سالمه باقد۱۸۹ هیکلم نه لاغرنه چاق ،که بواسطه کارکردن و بیکار نبودن تو فامیل الگوی کارکن و پشتکار قوی و معروف بودم .داستان از اونجا شروع شدکه برخلاف میل داییم دختر داییم با یه پسر از همشهریای خودش به واسطه خواهر پسره اشنا میشه وبعد اینکه پسره باهاش دوست میشه قبول میکنه داییم که دخترشا به غریبه بده، وبعد عروسی هم چند وقت تو شرکت دابیم مشغول بکار میشه. و بعد دوسال مشکلاتی بواسطه بچه نخواستن شوهرش براش پیش میاد وجلوگیری کردن از بچه دار شدن.تا این میشه که بخاطر درمان به شهر میایندباشوهرش که اونم موقع رفتن به دکتر همراهش نمیره شوهرش و بهش میگه خودت برو کارت تموم شد بیا خونه عمه ام،منم خونه دوستم داشتیم فوتبال نگاه میکردم دربی پایتخت که شوهرش هم بخاطر دیدن فوتبال باهاش نرفته بود،این را بگم که مادورا دور در ارتباط بودیم ،که زنگ زد اومدم دکتر تنهام و اون فلان فلان شده نشسته پایه فوتبال نیومده همراهم .میشه بیای دنبالم .گفتم لوکیشن بفرست راه میفتم که بعد نیم ساعت به مطب رسیدم که کارش تموم شده بود ودارخانه داروهاشم گرفته منتظرمن بود.بعدسوارشدن داخل ماشین روبوسی کردیم وحرکت کردم ویه دوری توشهر زدیم وبعد نیم ساعت گفتم برنامت چیه گفت نمیخوام برم اونجا فعلاببینم چقدر پیگیرم هست اون بیغیرت گفتم پس بریم کافه هوس قلیون کردم که گفتم بریم خونه ،گفت پس عمه اینا گفتم میریم خونه دوستم کلیدش دستمه وبعد کمی خرید رسیدیم وماشین پارک کردم وسوار اسانسور شدیم چون طبقه هفتم بود خونش تو اسانسور یک دفعه بغلم کرد ومنم که وسیله هاکه خریده بودم ففط نگاهش میکردم وجاخوردم که بعد چند سال همدیگه را دیده بودیم.رفتیم داخل ووسیله هارا رو اپن گذاشتم ودست وصورتما اب زدم اونم مانتوشا در اورد وبایه تاپ نیم تنه وشلوار لی اومد رو مبل نشست وبعد احوال پرسی رفتم قلیون را اماده کنم گفتم چیزی میخوری چیزی میکشی که گفت چی داری گفتم همه چیز هست منظورم مشروب بود یه وودکا تو کابینت بود در اوردم ودوتا پیک ومخلفات را رو میز چیدم وقلیون را هم اماده کردم ومشغول خوردن شدیم ایناکه مشروب میخوروند میدونتد وودکا را نمیشه بیشتر از سه چهارتا پیک خورد.بعد از پیک سوم سر صحبت کشیدم به جریان شدهرش واونم شروع کرد گفتن .وبا بغض وناراحتی قلیون میکشید که اومدم کنارش وبغلش کردم وشروع به دلداری کردم کردم که دیدم دستما گرفتت ویه بوس از لبم کرد ومنم بوسش کردم ولبما گذاشتم رو لبش که چشاشا بست وبا ولع زیاد شروع به خوردن لبام کرد ومنم همراهیش میکردم وزبونشا تو دهنم کرد وزبونما مک میزد که خوابوندمش رو مبل وشروع به لب گرفتن کردم ودستام دور گردنش و بوس میکردم گردنشا اروم که کبود نشه لاله گوششا مک میزدم وزبون میکشیدم رو گردنش وکم کم دست بردم سمت سینه ها ش از رو تاپ که گفت دربیار لباسما وقتی در اوردم جا خوردم بدن سفید بدونه چربی وسینه ها سفت ،خیلی خوشگل بودن که سمت راستیا دودستی کف دستم گرفتم شروع به خوردنش کروم که تا جایی که میشد تو دهنم میکردم و وان یکی را میمالیدم خیلی لذت داشت برام سینه ها سایز ۷۵ که دیونه کننده بود برام که بواسطه مشروب که خورده بودم خیلی لذت داشت برام چشاشا بسته بود وصداناله هاش بلند شد که میگفت اراز بخورشون گازشون بگیر که دیدم حشری شده بدجور که گفتم بریم رو تخت،توخونه هم قبلش پیام داد به شوهرش که بیرون با دختر عمه هام هستند اخر شب میرسوننم،که خیالمون راحت بود ،وقتی دراز کشید دوباره شروع به لب گرفتن وخوردن سینه ها خوش فرم ونازش کردم همزمان سوتینشا در اوردم وبو کردم یه بویه خوشی میداد که همراه شد دوباره خوردن ومالیدن سینه هاشا بهم میچسبوندم ونوک سینه هاشا باهم میخوردم ومک میزدم مثله بچه که تشنه خوردن شیر هست وهی گاز ریزی میگرفتم که بیشتر دیونه اش میکرد کمکم شروع به بوس کردن شکم ودورنافش کردم بوس بارونش کردم که دستشا تو موهام کرده بود واز لذت چشاشا بسته بود،که اومدم پایینتر واز رو شلوار بوس کردم کوصشا که اروم شلوارشا در اوردم یه شرت سفید که طرح جلوش یه پروانه بود الان دختر داییم روبروم لخت دراز کشیده چیزی که توخواب هم تصورش راحت نبود که دوباره شروع به لب گرفتن وخوردن سینه ها خوش فرم وسفتش کردم وکه بیشتر حشیری شد وسرما ببین پاهاش بردم از اول چنتا بوس از رو شرت کردم واز کنار رونش شروع به بوس کردن کردم که گفت درش بیار اراز زود باش ،منم سریع در اوردم واز بالا تا پایین کوصش شروع به بوس کرون کروم شروع به خوردن کردم وهی چوچولشا با زبونم فشار میدادم وزبون میزدم بهش دیدم مثله مار تو خودش میپیچه وسرما فشار میده به کوصش منم تند تند لیس میزدم وسطشا و زبون میکردم توش تاجایی که زبونم میرفت وچوچولشا بین انگشتام گرفته بودم وهی زبون میزدم وهمزمان سینه هاشا یکی یکی میمالیدم ونکشا فشار میدادم صدایه اه وناله اش بلند شده بود که دیدم داره باسنشا بلند میکنه ومیپیچه بخودش منم تند تند چوچولشا زبون میزدم وهی لبس میزدم که دیدم ابش اومد رو زبون ولبهام وسرما فشار میداد به کوصش که منم گذاشتم ارضا بشه بهتره موقع ارضاشدن ففط چوچوله طرف را با زبون روبه بالا فشار داد تا کامل تو اوج تخلیه بشه .وصدایه اه وناله اش کم شد ولباشا گاز اروم میگرفت که منم رفتم رو سینه اش وشروع به بوس کردن کردن کردم لباشا. چشاشا وگونه هاشا وتموم صورتشا بوس بارون کردم،هنوز مزه ابش رو زبونم بود،که گفت الان نوبته دختر داییته که رکابی تنما در اورددیم ودکمه شلوارما باز کرد و در اورود شلوارما گفت بخواب فقط یه شرت پام بود،اومد بالا ومثله خودم شروع به لب گرفتن کرد ومنم همراهیش میکردم ورفت کم کم بعد کلی لب گرفتن سینه هاما زبون میزد که خیلی دوست داشتم ومک میزد وگاهی یه گاز ریز یواش که کم کم رفت پایزنتر واز رو شرت بوس کرد کیرما دوطرف صورتشا گرفته بودن وتواوج لذت بودم که در اورد شورتما واروم اول یه بوس از سر کیرم کرد با لذت شروع به خورونش کرد وفقط سرشااخه کیرم هم کلفته وهم بزرگ که افتاد به جونش وهی میگفت این جر میده کوصما وتند تند ساک میزد همش تو دهنش جا نمیشد تخماما یکی یکی میکرد دهنش ودرمی اورد ولیس میزد زیر کلاهکه کیرما ورکشا مک میزد وهی لیس میزد از بالا تا پایین کیرما منم تو اوج لذت میگفتم بخور مکش بزن اونم هر چند دقیقه میومد ولب تو لب میشدیم واب دهنشا میریخت تو دهنم همون کاری که من میکردم موقع خورون کوصش،،تو اوج لذت بودم،،که گفتم بیا بالا تا منم بخورم چون خوردن را خیلی دوست دارم حتی بیشتر از کردن،و69شدیم کوصشا رو لبام گذاشت وشروع به ساک زدن میکرد وهی قربون صدقه کیرم میرفت از یه طرف هم میگفت این جرم میده،،که بعد یک ربع خوردن اومد رو سینم گفتم خودت اروم اروم بکنش توش که دردت گرفت درش بیاری ،لب گرفتیم کیرما تنظیم کرد درسوراخ کوصش چند بار مالیدش به کوصش خیس اب کوصش شده بود کیرم اروم سرشا تنظیم کرد وخم شد رو به عقب که وقتی سرش رفت توکوصش حس کردم تنگی کوصشا اروم اروم بالا پایبن کرد یکم دیگه رفت تو که نبض جداره کوصش به کیرم فشار میورد دست گذاشت رو سینم واروم اروم بالا پایبن کردخودشا ،چشاشا بسته بود واه وناله میکرد ،جند دقیقه ای که تا نصفه کیرما جا کرده بود تو کوصش،که انگار به دختر ۱۸ ساله را دارم میکنم تنگ تنگ بود ومنم سینه هاشا میمالیدم واهی هم باسنشا چنگ میزدم که کم کم با ناله وجیغ زدم نشست رو کیرم ،حس میکردم که کیرما داره فشار میده تو کوصش که با اه وجیغ زدم شروع به بالا پایین کردن کرد،که بعد یک ریع برش گردوندم وپاهاشا گذاشتم رو شونم وخودم دراز کشیدم ومسلط شدم روش سرکیرما چند بار تو چاک کوصش بالا پایین کردم که دیدم لذت میبده ادامه دادم که گفت بکنم دارم میمیرم زود باش سرشا گذاشتم در سوراخ کوصش .خیلی خوشگل وخوش فرم بود کوصش ،انگار نه انگار متاهله هم اینکه شوهرش براش نمیخورد هم اینکه کوچیک بود کیر شوهرش ،وقتی سرشا کردم تو دیدم چشاش برعکس شدن ورفت تو اوج حشری شدن،منم دوتا دستما اینطرف اونطرفش گذاشته بودم واول اروم اروم چند بار کلاهکه کیرنا کردم توش ودر اوردم ،دقعه سوم اروم اروم تا نصفه جاکردم وشروع به تلمبه زدن کردم که صدا اه وناله وجیغش بلند شد که وبعد از جند دقیقه تابیخشا کردم توش که جیغ بلندی زد که مطمعنم همسایه کناری دردش گرفت از جیغش،که شروع به تلمبه زدن وخوردن سینه هاش دیدم دست گذاشته پشتم وهی تند تند میگه بکنم ،جرم بده ماله خودته این کوص ،دختر داییتا بکن،دیگه جنده خودتم واه وناله کردن منم محکمتر تلمبه میزدم که دیدم کوصش منقبض شد واب داغی خورد به کیرم ه وقتی کشیدم بیروم ابشم از کوصش سرازیز شد،خم شدم لب گرفتم ووقتی حالش جااومد ادانه دادم تلمبه زدن بعد چند دقیقه بلند شدم وگفتم داگی شو فقط سرتا خم کن وبچبون به تشک .اومدم پشتش لبه تخت وسرکیرما گذاشتم در کوصش واروم اروم فشار دادم تو که شروع به اه وناله کردن کرد.وگفت اراز فحش بدم خیلی لذت بهم میده منم مخالفت نکردم که کم کم تلبمه زدنم تند تند شد بغله کونشا گرفته بودم وتند تند میکردمش که شروع کرد فحش دادن ،کوصکش درش بیار کوصکش مردم وهی تکرار وتکرار که باعث شد ریتمم تندتر بشه که نزدیک منفجر شدنم بود گفتم چکار کنم گفت بریزش تو که باعث شد تابیخ فشار بدم کیرما تو کوصش ونگه دارم تا قطره اخر را خالی کروم تو کوصش که که صدااهش اروم اروم کم شد وخوابید منم خوابیدم روش وکمرشا بوس کردم وشروع به خوردن لاله گوشش ولب گرفتن شدم وازش تشکر کردم. هردو بیحال که کم کم کیرما در اوردم که دیدم ابم از کوصش داده میریزه.که گفت اراز دختر پسرهات دارن میریزن بیرون از کوصم،که کلی خندیدیم وکلی قربون صدقش رفتم .که بلند شد رفت دستشویی ویه قرص اورژانسی هم خورد واومدیم نشستیم یک ربع واب میوه اوردم وخورد سرحال که شد بردم رسوندمش نزدیکه خونه فامیله شوهرش.واین شد شروع اولین سکسمون .که تاحال چندین بار سکس کرده ایم امید وارم خوشتون اومده باشه اگه دوست داشتید تا داستانها سکسمونا تعریف کنم بابت طولانی بودن غلط املاهی ها پوزش میخوام،با تشکر که وقت گذاشتین برا خوندن به امید دیدار زود
نوشته: آراز
17 پاسخ به “دختر داییم که بچه دار نمیشد”
خدا لعنتت کنه کله داستان رو یا لهجه اصفهانی خوندم
خدا لعنتت کنه کله داستان رو یا لهجه اصفهانی خوندم
من زیاد اهل کامنت گذاشتن نیستم اما امدم که بهت بگم حرومزاده دیگه کصشعر تو ادامه نده
با لحجه تایپ میکنی احمق؟
یادت رفت حامله اش کنی
هرسین نصفه خوندم تا جایی که مغزت توکونت بود نوشتی گفتم بریم کافه گفتم بریم خونه آراز کیرم دهنت اول برا اینکه بی ناموسی دوم برا چرندیاتت بی ناموس نمیشد بگی مشروب باید حتماً ویسکی یا ودکا یا سیمینوف وراکی باشه؟؟؟کونی من خودم توکار مشروبات بودم اون ودکایی که تومیگی مال خیلی ساله دیگه از اون نمیاد مگه شهر شما فقط
ای که امپراطور شد تکراری بود فقط حامله اش نکردی و بعد بگی بچه اش شکل من بود و از ما نظر بخوای که حالا چکار کنی
دختر دایی حامله نمیشه چرا قرص اورژانسی خورد
کاکولد باز۲ جذاب بود ، ممنونم
بگذریم از سایر کوسشعرات مثل کونشا و کوسشا و لبشا و مکشا و اینکه با خوردن کوسشا فهمیدی شوهرش کیرشا کوچیکه و تا حالا شوهرش کوسشا نخوردا و … اینو معنی کن ما هم بفهمیم داستان چیه؟ (( کم کم با ناله وجیغ زدم نشست رو کیرم ،حس میکردم که کیرما داره فشار میده تو کوصش که با اه وجیغ زدم شروع به بالا پایین کردن کرد و …)) اون داشت تو رو میکرد که جیغ میزدی یا تو جیغ میزدی و میکردی!؟ موضوع دارک به نظر میرسه!!! در ضمن ودکا آخرش ۴۰،۴۵ درصده، ۹۰درصدشم تو ایران پرمیشه و اصلی نیست. پس بچه جون سیس گندههایه عرقخوری رو نگیر. راستی دختر دائیت میخواست شوهرشو امتحان کنه ببینه پیگیرش هست یا نه بعد خودش زنگ زد گفت با دخترعمه هام بیرونم و آخر شب میام!! شما خونوادگی انقدر مصممید و پشتکار دارید و ثابت قدمید!؟ مبارک باشه! حالا داستان حاملگیشم میگی دیگی!! ظاهرا شوهرش نمیتونست حامله اش کنه شما زحمتشو کشیدی ، یه همین راحتی!!
این داستان در طبقهبندی ادبیاتدفولکلر قرار میگیرد با لهجه شیرین که کیرما کشیدام بیرونما. نوشته تا حالا چند بار سکس کردهایم امیدوارم خوشتون آمده باشه بابا قبل از فرستادن این کسشعراتون لااقل جون من یه بار از روش بخونید. یک دست کیر و خایه و دست دگر به تایپ داساانی به این تخمیما آ آرزوست تو را خدا یا جق بزنید یا تایپ کنید. آقای مسئول لطفاً رسیدگی کنید! لطفاً کسانی را که همزمان تایپ کرده و هم جلق میزنند را در سایت نپذیرید. آخه آقایان به صورت معمول نمیتوانند بیشتر از روی یک کار تمرکز کنند! یعنی تصورش یه داستان جالبیه خودش! فکرشو بکنید و در خاطرتان تجسم کنید؛ طرف اول یه کسشعری تو مغزش تفت داده (اینایی که دیگه سرقت ادبی میکنند خیلی جذابتر هستند، یعنی حتی نمیتونه یه کسشعری رو تخیل کنه) بعدش موقعی که تایپ میکنه خودش بر اثر مرور کسشعرها در خاطرش حس کیرتوکص بهش پدیدار میشه گوشی را به دست دیگر سپرده و دست دیگر ابول را در آغوش میگیرد! ضمن نوشتن داستان مغزش به جای آنکه در مطالبی باشد که مینویسد در کسشعرهای خودش یا سرقات ادبی غرقه شده و کلا با این عمل همه در دستور زبان فارسی، املا، انشا و عناصر داستانی و علائم سجاوندی، و دیگر عناصر دخیل به یکباره ریده و این محصول تخمی را تحویل جامعه کیرتوکص میدهد. شنیده شده بعضی اوقات برخی داستانها در چند مرحله نگارش میشوند، چون صاحب اثر ارضاء شده و در آن لحظه حس پشیمانی بر کیرتوکص غلبه کرده داستان را رها نموده تا در جلق بعدی نگاشته شوند. ببخشید پر حرفی کردم
هرچی که بود رو مصرف کردی
داداش گذاشتی روی دور تند؟ یا زودانزالی داری؟ چهار خط جزئیات بنویس از مسیر لذت ببر
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
meydan.1343 چرندیات حاصل مصرف همزمان سورچه و تریاک دیس لایک تا دسته تو کونت ،متاسفم واسه کسایی که لایک کردن
ای دروغگوی کثیف
ریدم تو لهجه کیریت