سلام خدمت همه دوستان
نام های این داستان غیر از اسم خودم واقعی است برای امنیتش
اسمم … 36 سالمه و مجرد و حدود ۸۰ کیلو وزنمه و کیر نسبتا بزرگی دارم و خیلی کلفته ( البته از نظر اونایی که باهم رابطه داشتیم گفتم )
داستانی که میخوام براتون تعریف کنم حدودا برای 2 سال پیشه
من تو بازار بزرگ تهران مشغول کار بودم و مغازه… داشتم
همسایه روبرویی ما مرد حدودا 43 ساله بود و اسمش محمده و با هم رابطه خوبی داشتیم
گاهی اوقات خانومش میومد مغازه و کنارش وامیساد
خیلی میرفتم مغازشون و میشستیم به صورت همکار صحبت میکردیم باهم
چند باری ام با خانومش تنها شدیم و صحبت عادی میکردیم
از خانومش بخام بگم زن 42 ساله که شبیه یکی از بازیگرای ایرانی بود بدن خوبی داشت و اسمشم مینا بود
روزایی که میومد مغازه من تو مغازه خودم که میشستم زیاد چشم تو چشم میشدم با خانومش و میدیدم اونم نگاه میکنه گذری بهم حالا نمیدونم نظری داشت یا ن
بعد حدود ۲ سال مغازه شونو عوض کردن و رفتن پاساژ بغلی ما و دیگه نتونستم زیاد باهاشون صحبت کنم ، ولی برای خرید جنس و اینا میرفتم مغازشون و میشستیم صحبت میکردیم
من بعد ۲ سال از بازار رفتم بیرون و مغازه مو جمع کردم چون کاسبی خوابیده بود
یه جرقه ای خورد تو ذهنم که بخام یه برنامه ای بریزم بتونم با مینا رابطه برقرار کنم
سال ۱۴۰۲ شماره تلفنشو داشتم و چند روزی فکرم و درگیر کرده بود گفتم یه برنامه ریزی کنم ببینم چی میشه
یه کانال تو تلگرام زدم و همه مخاطبامو ادد کردم که بخام برنامه مو پیاده کنم
یه پیام به مینا فرستادم با شماره ناشناس که ماساژ ریلکسی و گرفتگی رگ و از اینجور کسشرا در منزل شما
فرستادم براش و عکس چند نفری فرستادم و آیدی کانال و هم فرستادم تا ببینه و خیالش راحت شه
گفتم اگه اوکی بودین هر کدوم از ماساژورامون که درخواستتون بود بگید بفرستم براتون ( عکس خودمم به عنوان ماساژور فرستادم )
گفتم ببینم منو انتخاب میکنه یا نه ، اگه انتخاب کنه معلومه که خودشم میخواد
پیامو که فرستادم براش گفتم سلام و جواب سلام نداد
گفت شما؟
شماره منو از کجا آوردین گفتم به صورت رندوم انتخاب شده
گفت فقط تو منزل ماساژ میدین
جا از خودتون ندارین؟
گفتم ما به صورت سیار هستیم و ماساژمون فقط در منزل انجام میشه
گفت بسیار خوب من ماساژ میخوام ولی ماساژوراتون همش آقاس ، خانوم ندارین؟
کاش خانومم بود تو ماساژوراتون
گفتم چون تازه شکل گرفته کارمون الان نداریم به مرور زمان خانومم اضافه میکنیم برای ماساژ خانوم ها
گفتم اگه خواستید انتخاب کنین بین افراد کدوم شخص و میخواین ، اگرم مهم نیست به انتخاب خودمون میفرستیم براتون
چند دقیقه ای گذشت و گفت چقدره هزینش؟
گفتم ۱ میلیون
گفت حالا که خانوم ندارین فرقی ام نداره و عکس خودمو ربپلای کرد و گفت این شخص و بگید بیاد
من تو کونم عروسی بود گفتم خودشم بدش نمیاد
منم گفتم باشه و آدرستونو بفرمایید و میگم خدمتتون میرسن
آدرسشو داد و گفتم برای چه موقع ای میخواین؟
گفت هر روزی که تونستین بفرستین تو این هفته
گفتم ساعتش مهمه براتون؟
گفت از صبح تا قبل ۵ بعدازظهر اوکی ام
گفتم باشه و هماهنگ میکنم براتون…
فرداش ساعت ۱۲ اینا پیام فرستادم سلام و احوالپرسی کردیم گفتم برای امروز اون شخص مد نظرتون ماساژ داره اگه مشکلی نداره فردا خدمتتون میرسن
گفت نه مشکلی نیست فقط قبلش بگید هماهنگ کنه
گفتم اوکی و خداحافظی کردیم
فرداش حدود ۱۰ اینا بیدار شدم و رفتم ی حموم مشتی کردم و بدنمو کامل شیو کردم و رفتم داروخونه روغن ماساژ گرفتم و آماده شدم ( از اونجایی که کمرم سفته اهل هیچ قرص و دارویی نیستم و تواناییم زیاده تو سکس )
با خط اصلیم پیام دادم بهش و سلام و احوالپرسی کردیم گفتم خانوم… گفت بله گفتم بابت ماساژ مزاحمتون شدم
گفت کی تشریف میارید؟
گفتم تا حدود ۱ میرسم
آدرسو باهاش چک کردم گفت اوکی و تموم شد صحبتمون
حدود ۱ اینا رسیدم خونشون ک سمت جنت آباد بود و زنگ خونه رو زدم آیفون و برداشت گفت گفتم خانوم …
گفت بله تشریف بیارید طبقه ۳ واحد ۶
درو بستم و رفتم تو سوار آسانسور شدم طبقه ۳ رو زدم درو باز کردم رفتم جلوی واحدشون زنگ و زدم اومد جلوی در تا دیدمش الکی تعجب کردم
گفتم عه خانوم … ( فامیلی شوهرش ) شمایید؟
دیدم موهاش بازه و از پشت جمع کرده و یه تیشرت زرد پوشیده و یه شلوار گشاد مشکی
گفت سلام و احوالپرسی کردیم
گفتم محمد اقا چطوره؟
گفت خوبه سلام داره
گفتم خودتون ماساژ میخواستید یا اشتباه اومدم؟
گفت نه خودم میخواستم درست اومدین
از همکارتون پرسیدم ماساژور خانوم ندارین گفت ن و چندتا عکس فرستاد منم شمارو شناختم و انتخابتون کردم گفتم غریبه نیاد
گفتم خوب کاری کردین
گفتم در خدمتتون هستم
یه خورده نشستم رو مبل چایی آورد برام و صحبت کردیم گفت مغازه رو جمع کردین کجا رفتین؟
گفتم دیگه کاسبی خوب نبود و جمع کردم چند وقت رفتم کلاس ماساژ و ماساژور شدم
گفت به سلامتی موفق باشید
گفتم همچنین…
گفتم جا مشخص کردین برای ماساژ؟
گفت نه هر جا میدونید بهتره بگید
گفتم فرقی نمیکنه و فقط یه جا باشه یه وقت روغنی نشه
گفت روغنی چرا؟
گفتم روغن ماساژ و اینا
گفت اها
خونشون دو خوابه بود
گفت یه تخت تو به اتاق دیگه داریم اونجا فکر میکنم بهتر باشه من برم درستش کنم تا شما میوه تونو میخورین و آماده میشین
گفتم باشه
چند دقیقه بعد گفت امادش کردم بیاین ببینین اوکیه؟
رفتم دیدم یه پارچه پهن کرده رو تخت و یه بالشت گذاشته مونده و پتوی رو تخت رو هم برداشته بود
گفتم اره اوکیه
گفتم حاضرین شروع کنیم اگه کاری ندارین
گفت نه برم یه سر آشپزخونه فقط بعدا بیام
رفت و چند دقیقه بعد اومد گوشیشم آورد
تو حالت شکم دراز کشید و رفت تو گوشی
منم روغن و باز کردم و یه خورده باهم صحبت کردیم حین شروع ماساژ و گفت اگه امکان داره اول یه خورده ماساژ از رو لباس بدید بعدش روغنی کنید
گفتم باشه
دستمو بردم پشتش کشیدم و یه خورده بالا و پایین کردم فهمیدم سوتی ان داره
از گردن تا قبل باسنش و یه خورده ام اومدم پاهاشو ماساژ دادم
باسنشو دست نزدم اصلا گفتم این دیگه مال منه امروز آروم آروم میرم تو کارش
کف پاهاش و ساق پا و رون پا و دوباره از گردن تا کمر
چند دقیقه گذشت گفتم اگه اجازه بدید شروع کنم گفت اوکیه
تیشرتشو درمیاوردم که گفتم راستی محمد آقا کی میاد؟
یهو نیاد تو این وضعیت ببینه مارو
گفت مگه وضعیتمون چشه؟
گفتم خب من و شما تنها تو خونه در حال ماساژ
گفت نه محمد نمیاد تا ساعت ۵ـ۶
تو دلم گفتم آخ جون حدود ۳ـ۴ ساعت زیر دستمه
تیشرتشو که درآوردم
دیدم ی سوتی ان گلبه ای تنش کرده
هنوز تو گوشی داشت ور میرفت و منم اروم اروم میمالیدم پشتشو
یه خورده روغن زدم پشتش و از گردنش شروع کردم ماساژ دادن
بعد چند دقیقه گفت آخی چقدر آدم سبک میشه
گفتم اره من خودم چون عاشق ماساژ بودم رفتم تو این کار
گفت خیلی خوبه ماساژ من تا حالا به صورت حرفه ای نگرفته بودم فقط چند بار محمد یه خورده ماساژم داده بود واقعا خستگی و درمیاره و آرون میشه آدم
گفتم خواهش میکنم پس لذت ببرید
چند دقیقه گذشت و دستمو میبردم یه خورده بیشتر سمت سوتی انش یه بار دستمو از عمد گیر دادم و الکی گفتم آخ ناخونم
گفت چی شد
گفتم بالا و پاینن میکردم دستمو فکر کنم گیر کرد به قفلش
گفت ببخشید چیزی نشد
گفتم ن ی خورده رفت تو ناخونم
گفت اگه اذیت میکنه درش بیارین
منم آروم بازش کردم قفلشو اومد کنار سوتی ان
جفت دستاش جلوش بود سرش تو گوشی بود
شروع کردم دست چپش آوردم بالا روغن مالیدم مالوندمش و چند دقیقه مالوندن اروم سوتی انشو از دست چپش دراوردم
دیدم گوشیشو داد دست چپش و دست راستش آزاد شد
رفتم سراغ دست راستش و روغن مالیدم و آوردم بالا اروم چند بار مالوندم و آوردنی پایین سوتی انشو از دست راستشم درآوردم
دیدم خودشو آورد بالا منم سوتی ان و از زیرش دراوردم کلا بیرون
اروم اروم رفتم رو کمرش و یه خورده کمرشو مالوندم و دستمو چند باری یه خورده بردم کشیدم زیر شلوار دیدم یه شورت پایی مشکی پوشیده
چند باری از گردن و پشت رسیدم به کمر آروم آروم دستمو زیاد بردم رو لمبره های کونش
چند دقیقه گذشت دیدم چیزی نگفت و هیچ عکس العملی نشون نداد گفتم نوبت پاهاتونه باید روغن بزنم
گفت خجالت میکشم
گفتم خجالت نداره من کارم اینه
همدیگه رو هم میشناسیم غریبه نیستیم
گفت پس لباس زیر دارم درش نیارین
گفتم باشه با لباس زیرتون کاری ندارم
کمرشو داد بالا شلوارشو دراوردم کامل گذاشتم کنار دیدم خودشو جمع کرد
گفتم آروم کنین خودتونو ریلکس شین تا بیشتر بچسبه بهتون ماساژ
گفتم شما برید تو گوشی مشغول شین منم اروم اروم کارمو میکنم
دیدم رفت تو اینستا و مشغول دیدم کیلیپ شد
منم روغن مالی و شروع کردم و روغن زیاد ربختم مشتی میمالیدم روش
کیرم دیگه سیخ کرده بود و تخم نمیکردم بمالم بهش
گفتم یه وقت تابلو نشه
همینجوری میمالیدمش و بازم روغن ریختم روش از قصد بیشتر میبردم سمت شورتش دیدم کم کم شورتش روغنی شد و جسبید به کونش
قشنک خط کون و کصش دیده میشد و منم داشتم حال میکردم
آروم تو حین ماساژ دادن دیدم داره تکون میده خودشو گاهی اوقات
فهمیدم داره تحریک میشه
گفتم پس فعلا درست دارم میرم راه و
یه دستمو میکشیدم پشتش یه دستمم روی کون و رون پاهاش میکشیدم
انگشتمو میبردم لای پاهاش بعد دوباره میکشیدم رو رون پاهاش
دیدم هی داره تکوناش بیشتر میشه
سکوت گرفته بود جفتمونو
هنوز با گوشی داشت خودشو مشغول میکرد تا شاید بتونه فراموش کنه و تحریک نشه
ولی من هدفم تحریک کردن و گاییدنش بود
گفتم من یه سر میتونم برم سرویس بیام؟
گفت بله
رفتید تو پذیرایی سمت راست
رفتم سرویس و بعد چند دقیقه برگشتم دیدم هنوز تو گوشیه
منم شروع کردم دوباره ماساژ دادن کمر و پا و ایندفعه روغن بیشتر ریختم رو بدنش
یه جوری که ریخت روی تخت
بعدش گفتم رو زسر انداز که نشستم لباسام داره روغنی میشه
گفت لباس دیگه یا لباس راحتی نیاوردین؟
گفتم نه فکر نمیکردم روغنی بشه
گفت میخواین یکی از شلوارکای محمد و بدم بهتون؟
گفتم ممنون میشم بدید
بعدش گفت برو تو کمد کشوی پایین یه دونه رو بردارین
رفتم برداشتم پوشیدم و اومدم دوباره روش
دستامو میمالیدم پشتش و کیرم سیخ شده بود میترسیدم بخوره به پاش تابلو شه
آروم آروم دست و بردم بین باهاش ب بهونه ماساژ شروع کردم سوال کردن ازش
خم شدم صفحه گوشیرو دیدم گفتم چی نگاه میکنین؟
گفت تو اکسپلور اینستام
منم یه دستمو بردم پشتت میکشیدم به بدنش یه دستمم اروم رو پاهاش بود
یواش یواش بردم سمت لای شورت تو لاپاش
دیدم تکون ریز خورد فهمیدم تحریک داره میشه
گفتم ببخشید لباس زیرتون همش روغنی شده چسبیده به بدنتون میخاین دربیارمش اذیت نشین؟
گفت نه اینجوری بهتره
گفتم باشه و ادامه دادم
کم کم دستمو بیشتر بردم لای پاهاش و یه دستم که رو بدنش بود با اون یکی دستم گاهی از رو شورت میکشیدم از سوراخ کون تا کوص میاوردم
دیدم چیزی نگفت
چند بار دیگه ادامه دادم و بهش گفتم یه زنگ به محمد اقا بزنین بیینین کجاس بعدش ادامه ماساژ و بریم
گفت چقدر دیگه مونده مگه؟
گفتم زیاد نمونده ولی برای اطمینان گفتم
گفت باشه و زنگ زد مغازه خیالم راحت شد
گفتم دیگه گوشیرو بزارین کنار سرتونو بزارین پایین و تمرکز کنید رو ماساژ تا حس آرامش بگیرین
گفت باشه و گوشیرو خاموش کرد گذاشت کنار تخت
منم ادامه دادم ب ماساژ و کیرم سفت مثل سنگ شده بود
شهوت کم کم داشت بهم غلبه میکرد ولی میترسیدم
دستمو از زیر شورت میکشیدم رو کونش و میاوردم پایین تر سمت رونش
هیچی نمیگفت و تکون میخورد
گفتم باید یه خورده بشینم رو پاهاتون اگه اذیت نمیشین
گفت چرا
گفتم باید تسلط پیدا کنم برای ماساژ دادن پشت و پاهاتون
گفت فقط فشار نیارین به پاهام
گفتم اوکی
یه خورده گذشت دستمو که برده بودم داخل شورت از زیر میمالوندم تو برگشت دستم یه جوری شورتشو میکشیدم پایین
چند بار این کارو کردم دیدم شورتش حدود نصف اومده بیرون
دیدم صداش دراومد و هی ناله ریز میکنه
بهم گفت این صداهای من از لذت بردن از ماساژه و دارم سبک میشم
گفتم بله حق دارین ( تو دلم گفتم مالیدی،روت نمیشه بگی تحریک شدم و حشری )
دیدم اینجوریه منم کیرم و اروم تو تکونایی ک میخوردم میکشیدم رو رون پاهاش
دیدم هیچی نمیگه
بیشتر شد این حرکتم
تا اینکه دیدم شورتش دیگه خیلی پایین اومده و کوصش قشنک مشخصه یه خورده مو داشت انگاری ۵ـ۶ روز بود شیو نکرده بود و نمیدونست چه بلایی قراره سرش بیاد
خودشو هی سعی میکرد جمع کنه کوصش دیده نشه
گفتم اینحا خیلی روغنی شده نمیشه ادامه داد با اجازه تون شورتتونو دربیارم این چند دقیقه اخر
گفت باشه فقط سریع تموم کنید دیگه باید برم خرید تا محمد نیومده
شورتشو دراوردم رفتم گذاشتم پایین
خودمم دل و زدم ب دریا و کیرمو دراوردم از شورت و شلوار فقط تیشرتم مونده تنم
ی خورده نشستم رو پاهاش کیرمو گذاشتم بین پاهاش که نخوره ب پاهاش
انگشتمو بردم کشیدم رو کوصش و یه خورده تکون خورد و ناله های ریز که داد منم بیشتر دست کشیدم دور کوصش و گاهی هم رو چوچول
بعدش دیدم اوضاع خوبه خم شدم سر کیرمو گرفتم گذاشتم لای پاهاش تو حالت حشری گونه گفت چیکار میکنیی
گفتم چیزی نیس جزو ماساژه
گفت آخه اونجوری
گفتم اره
یهو کیرم کشیدم رو خط کوصش از پایین تا بالا و برعکس
دیدم صداش دراومد
آخخخخخ وااااای چی کار میکنیم ما من شوهر دارم محمد بفهمه جفتمونو میکشه
حالمو یه جوری کردی
گفتم اینجا که نیس نمیفهمه اگه من و تو نگیم بهش
گفت من تا خالا خیانت نکردم ب محمد و اصلا اهل این برنامه ها نبودم اونقدر باهام ور رفتی احساسیم کردی
گفتم سریع تموم میشه قول میدم یه خاطره خوب بشه براتون
گفت نه فقط تا همین حدم رفتیم زیاد بود میترسم
تا اینو گفت گفتم یا الان یا هیچ وقت
سر کیرمو که روغنی ام بود گذاشتم توش و خوابیدم روش
گفت آییییی اخخخخخ
پاشو بسه دیگه نمیخاد ادامه بدیم پشیمون شدم از ماساژ
گفتم دیگه رفته تو نمیشه کاری کرد بزار تموم شه
تا نصف بیشتر دادم تو و همزمان با سینش از زیر بازی کردم
گفتم جون چه کوصی هستی مینااااا
گفت نمیخام بسه گناه داریم میکنیم
دیدم تون صداش عوض داره میشه
گفتم دیگه شروع کردیم بزار بریم تا تهش
چندتا تلمبه زدم و کیرمو تا ته میبرو تو میاوردم بیرون
گفتم جووووون مینا چه کوصی داری ولی چه حالی میکنه محمد
دیگه شل کردو گفت لعنت بهت چیکار کردی باهام
بزززززرززن جوووووووووووون پارررررررررررره شدم دیوووووووووووووس
گفتم حال کن زیر این کیرمیخام امروز و یادت نره اصلا
گفت آخخخخخخخخخخخ آروم بزززررززن کوصکشششششششش
پارم کرررررررررررردی
گفتم همینو میخواستم ازت بشنوم
گفتم کیر من کلفته یا محمد
گفت حرف خودتو بززززززززززن کیرت خیلی کللللللللللفته تهش
دیدم پاهاش شل شد و یه اهههههههههه بلند کشید و گفتم ارضا شدی گفت ارررررره
گفتم جوووووووون بریز رو کیرم آبتوووووو
گفتم پاشو داگی شو
گفت آروم توروخدا
پاشد داگی شه چشمش خورد ب کیرم پاره گفت اوووووووه
بهت نمیاد اینهمه کلفت باشه کیرت
خیلی کلفتههههه تهش
له میشم زیر این
گفتم وصیت کن بخاب
گفت کوفت و خندیدیم
سرشو روغن زدم کردم تو گفت اوووووووم آیییییییییی خیلی کلفتههههههه
اروم بزن پاره میشم محمد میفهمه گشاد شدم
گفتم جون و لمبره های کونشو گرفتم تو دستم و تلمبه میزدم
هی میگفت آخخخخخخ و اوووووووی و درش بیار غلط کردم
ی خورده بعد گفت تند تندددددددد
دیدم دوباره شل شد و گفت اوممممممممممممممممد
گفتم جووووووووووووون بپاش رو کیررررررررم دوسش دارم
ی خورده اروم کردم تلمبه هامو گفتم چقدر زود زود ارضا شدی
گفت خیلی کلفته تهش میخوره به دیواره هاش روانی میکنه آدمووووو
گفتم جوووووون لذت ببررررررر اززززززش
همونجوری ک کیرم توش بود گفتم دستاتو بدم بهم کارت دارم
گفت چیکار
گفتم بده
آورد پشت دستاشو گفتم حالا زیر دستمی
گفت تورو خدا آروم باش
گفتم میخام پاررررررررت کنم
گفت نه تورو خدا پاره شدم تا الان
گفتم تا الان چیزی نبود ک
دستاشو گرفتم و تلمبه های وحشتناک زدم
ناله های سنگینش شروع شد
گفت آیییییییییییییییی ماماااااااااااان پارررررررررررررره شدممممممم
منم تا دسته میکردم تو و میکشیدم بیرون
گفتم میخام پارررررررت کنم امروز تا عمر داری یادت بمووونه
گفت اروووووووم حیووووووون جررررررررررم دادییییییییی
صدای تلمبه هام خونه رو برداشته بود گفتم اروم باش همسایه کناریت میفهمه
گفت شانس آوردم خونه نیس وگرنه آبرو حیثتم میرفت از دستت
گفتم پس ناله کن کونکشششش
جوووووووون چه کوصیییییی هستی میناااااااااااا
گفت بسههههههههههههههههههه آیییییییییییییییییییییییییی
دیدم دوباره پاهاش تکون خورد و فهمیدم ارضا شد
گفتم بازم گفت اررررره گاییدیییی منو چرا نمیاد آبت چیزی خوردی؟
گفتم ن بخدا من کمرم همیشه همینه
گفت بیچاره دوست دخترت چی میکشه
گفتم عادت داره اون
گفتم پاشو ب کمر بخاب پاهاتو بده بالا
پاشد دیدم رو کیرم مایع لزجه
فهمیدم آبش اومده رو کیرم مونده
خوابید ب کمر و پاهارو داد بالا گفت تموم کن سریع پاره شدم نمیتونم راه برم محمد میفهمه
گفتم بزار بفهمه زنشو گاییدم و زیرم بوده
گفت خفه شو زر نزن
خوابید و منم کیرمو گرفتم سرشو گذاشتم توش آروم آروم شروع کردم زدن و بعدش سرعتمو بردم بالا
گفت آخخخخخخ جووووووون بکننننننمن این کوصوووووووو که خیلی وقته اینجوری گاییده نشده
گفتم الان پارت میکنم باز
گفت بکنننن
تا دسته تلمبه میزدم توش دیدم باز ناله هاش بلند شد و دستمو گذاشتم رو دهنش و سرعتمو مرگبار بردم بالا
گفتم جوووووونم مینا جووووووون
چ حالی میده گاییدنتتتتتت
دارم حال میکنم با گاییدنت
التماسم کنننننن
گفت بسهههههه دیگه نمیخاممممم درش بیاررررررررر کوصکشسسسسسس
گاییییییده شدممممممم
چند بار دیگه تلمبه که زدم باز پاهاش شل شد و و گفت بزززززززززززززن بکنننننننننننننن تا تههههههههههههه تنددددددددددد تنددددددددددد
برای بار چهارم ارضا شد
گفت دیگه به قران نا ندارررررررررم تمومش کن خالییییییی شد کمرررررررررم
گفتم الان تمومش میکنم
چندتا تلمبه مشتی بزنم تمومه
دهنشو گرفتم و گفتم پاهاتو قفل من تو کمرم
شروع کردم به زدن که صداش خونه رو برداشته بود اگه همسایش خونه بود مطمئنم میومد در خونه رو میزد
گفت بسههههههههه باباااااااااااا
گاییییییییییییدی منووووووووووو
خوااااااااااهش میکنم درررررررررش بیااااااااار
کیررررررررت مثل خررررررررررررر کلفتههههههههه دیگه توان نداااااااااااارم
دررررررررررش بیاررررررررر خواهششششششش میکنمممممممم
دیدم افتاد ب التماس کردن گفت بسههههههه کوصکششسسس دیوووووس پاررررررره شدمممممم آرووووووووووووم
گفتم جوووووووووون دارهههههههه میاددددددددد
کجا بریزممممممممممم
گفت تو نریززززززززززززززززیاااااااااا
گفتم پس میپاشم رو سینهههه و صورتت
گفت کثیف کاری نکنننننن بدم میااااد
بهش گفتم با دستت سینه تو جمع کن بدووو داررررره میادددد
پاشدم نشستم روش چند بار زدم گفتم آخخخخخخخخخخخخخخخ میناااااااااااااااااااااا جووووووووووون جندددددددددددددده منننننننننننن آبمممممممممممم اومددددددددددددد
پاشیدم رو سینه و یه خورده ام رو صورتش
گفت اههههه چرا رو صورتم پاشیدی کثیف
گفتم دوس داشتم اثرم بمونه رو صورتت
گفت توف به روت
خوابیدیم کنار هم و بغلش کردم
گفتم راضی بودی؟
گفت با این کار تو هر آدمی شل میکنه زیرت
اولش نمیخاستم سکس کنیم ولی سرشو بردی تو و تلمبه زدی تازه فهمیدم چه کیری داری و شل شدم
گفتم نوش جونت
پاشدم دیدم ساعت نزدیک ۴
گفتم من برم خونه ایشالا سری بعد خدمتت بیشتر میرسم
گفت نخیر گوه بخورم دیگه
آدم نیستی که وحشی
گفتم من سکس وحشی رو دوس دارم
لذت میبرم زن زیرم ناله میکنه
گفت تا یه هفته بعید میدونم درست بتونم راه برم
تا حالا اینقدر فشار نیاورده بودم بهش
گفتم اشکال نداره میام ماساژت میدم درست میشی
گفت بیخود دیگه تمومه
پاشدم لباس پوشیدم بوسش کردم و یه دونم زدم در کونش گفتم مراقبش باش بعدا نیاز میشه
گفت عمراااااااااااا
من با محمدم تا حالا ی بار از پشت اونم دوران نامزدی سکس کردیم ب گوه خوردن افتادم
این کیر بره تو کونم من باید فاتحه مو بخونم
گفتم نه آروم میکنم
گفت شتر در خواب بیند…
گفتم برو توام حموم کن استراحت کن یکی دو ساعت و
منم برم خونه دوش میگیرم
قبل اینکه برم گفت راستی شماره کارتتو بفرس برام
گفتم نه مهمون خودمی
گفت نه توام باید یه خورده کمیسیون بدی
( بنده خدا باورش شده بود )
گفتم نه نمیگیرم و تشکر کرد
خداحافظی کردیم و اومدمخونه
چند روز ی بار حالشو میپرسیدم و میگفت درد داره بخدا هنوز
با محمدم سکس نتونستم بکنم بهونه آوردم
دهنمو گاییدی دیوس
گفتم خواهش میکنم
چند ماهی گذشت و منم درگیر کارم بود و یه روز بعد چند وقت پیام داد گفت میخام ی چیزی بگم
گفتم چی بازم میخوای
گفت نه مهم تر
گفتم چی شده ترسیدم
گفت داریم میرین از ایران
گفتم چرااااا
کجااااا
گفت میریم کشور… برای مهاجرت
گفتم ای بابا چرا یهو
گفت چند وقته محمد کاراشو انجام میده تا جوابشو دادن
گفتم کی میخواین برین حالا
گفت حدود ۳ هفته وقت داریم
گفتم پس میشه یهبار دیگه ماساژت بدم
گفت خفه شو ولی دردش کمتر شده و دلمم میخاد واقعیتش
گفتم پس ردیف کن تو این چند روز
گفتم ی چیزی ام من میخوام بگم
گفت بگو
گفتم یادته روزای اول ک همسایه ما بودی چقدر نگات میکردم
گفت خب
گفتم توام نگام میکردی گه گداری چشم تو چشم میشدی
گفت اره منم یه موقع هایی چشمم میخورد بهت میگفتم این پسره چرا اینقدر نگا میکنه
گفتم اره از اون روز برنامه داشتم تو مغزم
گفت چییییییی
چ برنامه ااااای
گفتم کردنت
گفت وااااااای
واقعا قضیه ماساژ و اینا ساختگی بود
گفتم اره
دیدم چند ثانیه جواب نداد و اف شد
پیام دادم گفتم مینا کجا رفتی چی شد؟
بعد چند مین گفت فکر نمیکردم اینقدر کثیف باشی
تو میدونستی من شوهر دارم منو تو عمل انحام شده گذاشتی
گفتم من واقعیت و گفتم و فکر نمیکردم ناراحت بشی
گفت خیلی بهم برخورد تو با برنامه اومدی سمتم
این اذیتم میکنه
گفتم دیگه کذشت تموم شد از این مدتی که موندی استفاده کنیم
گفت دیگه بعدی وجود نداره
گفتم ینی چی؟
گفت دیگه شماره تو نبینم تو گوشیم و هیچ وقت نبینمت هیچ کجا
گفتم مینا چت شده؟
گفت همینی ک گفتم
از زندگیم میگذرم و به محمد همه چیو میگم تا بیچاره شی خداحافظ
گفتم باشه ولی قصد ناراحت کردنتو نداشتم
دیدم دیگه پیام نداد و همه چی بینمون تموم شد
فکر کنم عذاب وجدان گرفته بود دنبال بهونه بود
منم همه چیو تموم کردم
این بود داستان من که خیلی ام طولانی شد ممنون که همراهم بودید امیدوارم لذت برده باشین
لطفا نظرات خودتونو برام کامنت کنید
نوشته: M
6 پاسخ به “سکس با برنامه با زن همکارم”
نام های این داستان غیر از اسم خودم واقعی است برای امنیتش اسمم …! کسخلی؟
نام های این داستان غیر از اسم خودم واقعی است برای امنیتش اسمم …! کسخلی؟
از نظر سکسی خاطره قشنگی بود، ولی خب از نظر اخلاقی اصلا قابل قبول نیست.
عجب نقشه جالبی… اگه واقعی باشه خیلی باحال بود و حشری کننده … خانم منم یه بار با نقشه پسرعموم که خونشون خوابیده بودیم تو عمل انجام شده قرار گرفت و یواشکی بهش داد
کصشعر داستان یک کصخول جغی کص ندیده بدبخت کیرم تو کص ننت دیگه بنویسی کیرمو تا دسته میکنم تو دهنت کصکش جنده
این که تعریف کردی و روش مخ زدن و رفتن به خونه طرف به بهانه ماساژ حقیقتا تو واقعیت امکان پذیر نیست