خارتو , گل دیگران 180

خارتو , گل دیگران 180

وحید خوشش میومد که زنش داره با کیرش بازی می کنه ولی از این که رامین و ویدا متوجه حالت اون شن سختش بود . ماندانا می دونست  که شوهرش نمی تونه جلو گیری کنه و مقاومتش کمه .  هر چند اون با این حس که داره با پسرای دیگه عشقبازی می کنه لحظه هاشو سر می کرد .

وحید : آروم تر آرومتر …

ماندانا : لذت ببر .. از این  آب و هوا و نسیم لذت ببر .

ماندانا به یاد آورد ساعتی قبل رو که در آغوش پسرا بود و بعد هم که میلاد شوهر لیدا اومد سر وقتش … چقدر اون کیر ها بهش تنوع می داد .   عاشق تنوع بود .

-آخخخخخخخخخ وحید .. بذار لای پام . می خوام گرمای اونو حس کنم . می خوام حس کنم که تو مال منی . جون منی . همه چیز منی …

و مرد مست از حرکات زن و بدون این که فکر کنه همسرش تا حالا با بیش از ده مرد غیر اون بوده کیرشو گذاشت لای پای همسرش . و ماندانا در  اون لحظه فقط به لذت بردن از شوهرش و آمیزش با اون فکر می کرد .    با این که فانتزی مردان دیگه به سراغش میومد اما سعی کرد تا می تونه از همسرش وحید لذت ببره .

بذار حس کنم که زندگی حیوانی دارم . بذار حس کنم که همه چی در شهوت خلاصه میشه . اخه همینه که منو آروم می کنه . به من آرامش میده . فردای منو می سازه ..

-آخخخخخخخ وحید عزیزم همسرم عشقم .   فشارم بگیر . منو توی آغوشت بچسبون . منو فشارم بگیر . دوستت دارم . دوستت دارم . تو عشق منی .. عزیز دل منی …همه چیز منی .

وحید هیجان زده شده بود . از این که  چرا تا حالا به زنش و حشر و هوسش کم توجه بوده کمی حسرت می خورد .  با دستاش باسن تپلی و بر جسته زنشو فشار می گرفت و کیرشو مستقیم از روبرو  می کرد توی کس ماندانا ..

-خیلی خوشم میاد وحید جون …

می دونست که شوهرش دوست داره که  خیلی زود آبشو بیاره . این جوری بیشتر لذت می برد ..

-خاطرم جمع باشه که اونا چیزی نمی بینن ؟

-عزیزم . وحید جون اگه اونا بخوان ما رو ببینن که ما هم اونا رو می بینیم . توکارت رو بکن . نمی خوام حواست پرت شه . فقط به خودمون فکر کن . فکر کن که چقدر همدیگه رو دوست داریم و در کنار هم احساس خوشبختی می کنیم .

دستای ماندانا دور کمر وحید قفل شده بود . داغی کیر رو درون کسش به خوبی حس می کرد . ماندانا آروم آروم ریزش منی وحیدو با تمام وجودش حس می کرد .

-بغلم بزن .. ولم نکن …

و در طرفی دیگه ویدا سرشو گذاشته  بود رو سینه شوهرش و آروم با موهاش بازی می کرد ..

-دوستم داری رامین ؟

-اگه  نمی داشتم که الان کنار هم نبودیم . خیلی دوستت دارم . بیشتر از  تمام دنیا . بیشتر از اونی که تصورشو بکنی . بیشتر از هر چی که فکرشو کنی . من بدون تو می میرم .

-واااااایییییییی رامین چقدر احساساتی شدی …

برای لحظاتی ویدا متاثر شده بود  از این که سادگی رامینو می دید و خیانتهایی که کرده بود ..

-پس واسه چی این قدر به من کم توجهی  . همش سرت تولاک کارای خودته .. همش کار , کار و کار …

-چند بار باید بهت بگم اگه الان این کارو نکنم پس کی بکنم ؟ چند روز دیگه که پیر شدم و توانی برام نمونده . ؟

-آخه منم زنتم . منم نیاز به محبت دارم . باید به من توجه کنی . باید نشون بدی که دوستم داری .

-وااااااااییییییی فدات شم عزیزم . عشق من .

زن وقتی که می دید شوهرش تا این حد بهش اظهار عشق می کنه کمی احساس شر مندگی می کرد  و به خاطر همین دیگه ادامه نداد . ویدا سر تا پای شوهرشو غرق بوسه کرده بود …  و بعد روی کیر شوهرش نشست . دستای رامین رو کمر همسرش قرار گرفت . و آروم آروم اومد پایین ترو باسنشو به دو طرف باز کرد تا کیرش راحت تر توی کس زنش حرکت کنه . ویدا لذت می برد .. خیلی خوشش میومد . ولی می دونست به اوج لذت نمی رسه . چون ساعتی پیش با سه مرد بود و اونا به اندازه کافی بهش حال داده بودند . ویدا دستاشو گذاشته بود رو برشهای کونش و اونا رو در قسمت وسط طوری که کیر شوهرشو کاملا قفل کنه به هم می چسبوند ..

-اوووووووووففففففف خیلی داغ کردم .. خیلی .. جووووووووون …

-به خودت فشار نیار رامین .. آبتو خالی کن .. بذار حست کنم . بذار حسش کنم .دوستت دارم .

-همین الان این کارو می کنم .. ووووووووویییییی .. نههههههههه چقدر گرمه اون داخل …

-خیلی می چسبه رامین … هوسم خیلی زیاد شده

-اگه دوست داری ادامه بدم …

ویدا : نه دیگه عشق من کارت رو بکن …

رامین همون سر بالایی آبشو توی کس زنش خالی کرد .. ادامه دارد … ….

در

۲۰:۳۶:۰۰

خارتو گل دیگران 180

بازدید 4,568

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...