استاد زبان (۱)

دو سال پیش تصمیم گرفتم مهاجرت کنم فرانسه تک دختر خونه هستم و تقریبا هر چیزی بخوام برام فراهم میشه میدونستم رفتنم برا خانواده‌ام سخته ولی اینم پذیرفتن و مخالفتی نکردن بعد از انتخاب دانشگاه مشغول یادگیری زبان شدم کلاس میرفتم و خیلی جدی زبان میخوندم تا رسیدم به ترمی که با علیرضا کلاس داشتم

از اون استادای جذاب و با جذبه که جرات نمیکردم مستقیم بهش نگاه کنم

من خودم پوستم خیلی سفیده و بور هستم قدم حدود 165 این است و وزنمم 60 کیلو و به نسبت هیکلم باسن پری دارم و سینه‌هام معمولیه

علیرضا یه پسر سبزه و چشم و ابرو مشکی با قد حدود 190 و هیکل پر نه خیلی لاغر نه خیلی ورزیده یه تیپ همیشه رسمی و جدی و صدای بم که وقتی تو کلاس فرانسوی حرف میزد همه محو صداش میشدن

از اون ترم تو نخش بودم و تلاش میکردم کلاسام بیشتر تو تایمش باشه ولی اینقدر خشک و جدی برخورد میکرد و از اونجایی که منم کلا استعدادی در جذب پسرا نداشتم، هیچ امیدی به زدن مخش نداشتم و فقط از دور قربون صدقه‌اش میرفتم و تو دلم براش ضعف میکردم

تا اینکه پذیرش دانشگاهم اومد و من باید برای سه ماه بعد امتحان زبان داخلی دانشگاه رو میدادم و اگر قبول نمیشدم شش ماه بعدش دوباره باید امتحان میدادم

به پیشنهاد خانواده قرار شد با یه استاد کلاس خصوصی هم در کنار کلاسام داشته باشم و اولین گزینه علیرضا تو ذهنم بود

استاد میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟

خیلی سریع بگو باید برم سر کلاس بعدیم

از لحنش لجم گرفته بود ولی فرصت خوبی برای نزدیک شدن بهش بود

من سه ماه دیگه آزمون دانشگاه دارم و میخواستم بدونم شما تایم برای کلاس خصوصی دارید که آمادگیم بیشتر شه؟

با توجه به سطحت قبول نمیشی خودتو اذیت نکن برای آزمون بعدی برنامه ریزی کن

میخوام نهایت تلاشمو بکنم

خیلی جدی تو صورتم نگاه کرد و بعد گوشیش رو چک کرد

من فقط دوشنبه و پنج شنبه ساعت ۹ تا ۱۰:۳۰ شب تایمم خالیه بقیه ساعتام همه پره

میشه جفتش رو کلاس داشته باشیم؟

اوکی ، گوشیت رو بده من

گوشیم رو به سمتش گرفتم و شمارش رو وارد کرد

لوکیشن رو واتساپ بفرست برای هماهنگی فقط بهم پیام بده تماس جواب نمیدم و این شماره فقط دست شما میمونه اوکی؟

چشم حتما مرسی که قبول کردید

کلاسام شروع شد و تو جلسات خصوصی کمتر از کلاس‌های موسسه جدی بود از اول به خانواده‌ام گفت که انتظار قبولی این آزمون رو نداشته باشن برای روون شدن مکالمه بیشتر فرانسوی حرف میزدیم و یه ربع اول کلاس روزم رو براش تعریف میکردم و اونم اشکالاتم رو تصحیح میکرد

یه روز بهم گفت انقدر سانسور شده روزت تعریف نکن تا حالا حرفی از دوست پسرت نزدی منم بهش گفتم که تو رابطه نیستم و کلا تجربه چندانی تو ارتباط با پسرا ندارم و از این حرفا احساس خودم این بود که داره آمار میگیره ازم

تو همه هفته‌ها طبق خواسته‌اش من فقط بهش پیام میدادم تا اینکه آزمون رو دادم و روزی که جوابش اومد طبق پیش‌بینیش قبول نشدم با اینکه میدونستم از قبل بازم خیلی تو ذوقم خورد و کل روز رو داشتم گریه میکردم بعد اومدن جواب آزمون بدون فکر قبلی اولین کاری که کردم شماره علیرضا گرفتم و در کمال ناباوریم با دومین بوق جواب داد

جانم

جواب آزمونم اومد ( در حال گریه کردن داشتم حرف میزدم)

خب

قبول نشدم

خب اینو که از قبل میدونستی الآن برا چی داری گریه میکنی؟

میخواستم قبول شم

آزمون بعدی حتما قبول میشی

سکوت کردم و چیزی نگفتم

عزیزم من الآن سر کلاس هستم الکی خودت رو اذیت نکن شب میام مفصل صحبت میکنیم اوکی؟

باشه

خداحافظ گریه هم نکن

مکالمه قطع شد و من تازه تک‌تک کلماتش تو ذهنم مرور شد این چرا انقدر مهربون بود!چرا اصلا تماس رو جواب داد! چرا داشت دلداریم میداد! بهم گفت عزیزم!!!

هم از نتیجه آزمون ناراحت بودم هم از رفتار علیرضا ذوق زده

تا شب هم که کلاس داشتیم همچنان گریه کردم و چشمام قرمز قرمز بود

وقتی رسید مامانم براش توضیح داد که کل روز رو گریه کردم و امشب سعی کنه اول آرومم کنه مهم نیست آموزش داشته باشیم یا نه

من از اول گفته بودم آزمون اول رو نمیتونه قبول شه بالاخره هم دانشجوم رو میشناسم هم آزمون دانشگاه رو

بله شما گفته بودی ولی دختر من مرغش یه پا داره

نگران نباشید متقاعدش میکنم و حتما برا آزمون بعدی قبول میشه

من که از خدامه قبول نشه و از کنارم جم نخوره

شما موافق رفتنش نیستید؟!

نه من نه پدرش طاقت دوریش رو نداریم ولی خودش دوست داره بره ما هم هیچ وقت باهاش مخالفت نکردیم

گفتگوش با مامانم تموم شد و در اتاقم رو زد

چطوری دختر لوس؟!

لوس نیستم

هستی دیگه از صبح داری گریه میکنی چشماش رو ببین تو رو خدا / ببینمت

دقیق زل زده بود تو صورتم و نگام میکرد و اولین بار بود که انقدر خیره نگام میکرد از نگاهش خجالت کشیدم و سرمو پایین انداختم بعد هم به فرانسوی بهم گفت

حیف چشمای قشنگت نیست که با گریه اینجوریشون کردی؟

موقع گفتن این جمله سرش رو خم کرده بود سمت صورتم و وقتی سرم رو بالا آوردم صورتم نزدیک صورتش بود با یه لبخند مخصوص خودش در حال نگاه کردن بهم بود و خیلی غافلگیرانه کنار لبم رو بوسید و دوباره به فرانسوی شروع کرد حرف زدن و توضیح دادن و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده

اون شب کلاس برگزار نشد حدود چهل دقیقه پیشم بود و من همچنان مات رفتارش بودم و موقع خداحافظی آروم در گوشم گفت حدود یه ساعت دیگه باهات تماس میگیرم و راجع به یه موضوع مهم باید باهات صحبت کنم

موقع حرف زدن نفسای داغش تو صورتم میخورد و تمام بدنم مور مور شده بود

تماس اون شب ابراز علاقه علیرضا به من بود و شروع رابطه عاشقانه ما

دیگه کلاسام برام انتظار شیرین بود اول هر کلاس تایمی که من در حال تعریف کردن روزم بودم تو بغل علیرضا لم میدادم و اونم در حال نوازش سر و صورتم و بدنم و ریز بوسیدنم بود و با دقت به حرفام گوش میداد و با وسواس بیشتری مکالماتم رو تصحیح میکرد

یه ماهی ارتباط ما به این شکل ادامه داشت و دیدارمون فقط محدود به همون تایم کلاس‌ها بود چون علیرضا هر روز تا دیروقت کلاس داشت و شب‌ها هم تلفنی باهم صحبت میکردیم

تو این مدت کم‌کم تو موقع کلاس ازم لب میگرفت و موقع خداحافظی تایم بیشتری تو بغلش میرفتم و لبامو میخورد و بدنم رو نوازش میکرد لذتش فوق العاده بود ولی تقریبا هردومون عاصی شده بودیم هر شبی که کلاس داشتیم هر دو به شدت تحریک می شدیم و چون به سکس ختم نمی شد دیگه برای جفتمون اذیت کننده بود

یه شب تایم آموزش در حال گوش دادن به وویس بودم تا جواب سوال های درک مطلب رو بدم علیرضا بالا سرم ایستاده بود و خم شده بود سمتم لبام رو میخورد و همزمان برای اولین بار سینه‌ام رو از روی لباس لمس میکرد تمام بدنم نبض داشت و قلبم تو دهنم میزد از جام بلند شدم و رفتم تو بغلش کاملا برجستگی کیرش رو حس میکردم و ناخودآگاه خودمو بیشتر تو بغلش فرو کردم و حلقه دستاش دور بدنم سفت‌تر شد یه ذره خودشو از بغلم عقب کشید و دکمه‌های شومیزم رو باز کرد و برای اولین بار با ولع بالای سینه ام میک میزد و باسنم رو چنگ میزد و من هم جرات پیدا کردم تا از روی شلوار کیرش رو بمالم انتظارش رو نداشت چون یه لحظه تو حرکت لباش مکث کرد و آروم سینه‌ام رو از سوتین خارج کرد و شروع به مکیدنش کرد ضربان قلب جفتمون روی هزار بود با قطع شدن صدای ویس خیلی یهویی ازم جدا شد و خیلی جدی گفت جواب سوالا رو بنویس و خودش هم رفت داخل بالکن اتاقم

انگار از روی بلندی پرت شدم پایین تمام بدنم از شدت هیجان و شهوت میلرزید و صدای نفس‌های عمیق علیرضا بیشتر بهمم میزد تازه مغزم کار افتاده بود که چه ریسک بدی کردیم اگر مامان برای آوردن خوراکی داخل میومد چی میشد مغزم خالی خالی بود و رفتار علیرضا و بودنش تو بالکن بیشتر مضطربم میکرد

بعد ده دقیقه که کاملا آروم شده بود اومد داخل نگاهش بهم خجالت زده بود و گفت امشب زودتر میره منم کلی حس متناقض داشتم و نمی فهمیدم چرا یهو تغییر رفتار داده

بعد ده دقیقه سکوت مطلق تو اتاق مکالممون به فرانسوی دوباره شکل گرفت

هانی ببخشید تند رفتم یه آن کنترلم رو از دست دادم

عزیزم نیاز به عذرخواهی نیست منم به اندازه تو برای باهم بودنمون بی‌تابم

تقصیر منه که همه روزام پر نمیتونیم جز تایم کلاسات باهم باشیم ترم بعد کلا یه روزم رو آف کردم تا باهم باشیم یکی دو هفته تحمل کن باشه عزیزم؟

با قدردانی نگاش کردم و رفتم تو بغلش آروم روی موهام رو بوسید قلبش همچنان محکم میزد و بدنش گرمتر از همیشه بود

هانیه من برم تا امشب آبروی جفتمون نرفته پیش خانواده‌ات؟ واقعا توان خودداری کردن ندارم

برو عزیزم

دوباره عمیق و طولانی لبام رو بوسید و بعد از چند نفس عمیق از اتاقم بیرون رفت

اونشب حس جفتمون عجیب بود شب قبل خواب طبق معمول در حال چت بودیم و از حس و حال امشبمون حرف میزدیم و رسما سکس چت میکردیم

من اولین‌ها رو با علیرضا داشتم تجربه میکردم و شناختی نسبت به حس‌های خودم نداشتم و این کشف جدید خودم برام خیلی هیجان انگیز بود و واقعا تحمل دو هفته برای اینکه چند ساعتی رو با هم باشیم و تمام این عشقبازی‌های نصفه و نیمه کامل بشه برام جفتمون سخت بود روز بعدش علیرضا بهم پیام داد که کل کلاس های پنج شنبه‌اش رو کنسل کرده و ازم خواست برنامم رو هماهنگ کنم تا کل روز پنج شنبه رو یا هم باشیم و برم خونه‌اش

دل تو دلم نبود تا این دو روز بگذره و بتونیم کنار هم باشیم

پنج شنبه صبح دوش گرفتم و با وسواس آماده شدم به مامانم گفته بودم مهمونی دخترونه خونه دوستمم و تا آخر شب اونجام مامانم خوشحال از اینکه بالاخره بعد چند ماه دارم میرم تفریح و دست از درس خوندن کشیدم

موهام رو سشوار کشیدم یه آرایش ملیح انجام دادم یه کراپ سرخابی با شلوار جین بگ پوشیدم و روش هم یه شومیز لی ست شلوارم یه ست فانتزی سرخابی هم تنم بود که هارمونی جذابی با پوست تنم داشت

قبل رفتن یه گلدون خوشگل با یه بسته شکلات گرفتم و رفتم به آدرسی که علیرضا داده بود خونه هامون تقریبا چهل دقیقه با هم فاصله داشت حدود ساعت ۱۱ رسیدم

وقتی رسیدم برای اولین بار علیرضا رو با یه لباس راحتی میدیدم موهاش هنوز خیس بود که معلوم بود تازه از حموم اومده یه شلوارک و رکابی مشکی تنش بود و تو اون لباس حسابی دلبری میکرد وقتی در واحد رو بست بدون حرف گلدون و بسته شکلات رو ازم گرفت و گذاشت رو میز

وقتی برگشت بدنم بین دیوار کنار در و بدن علیرضا حبس شد با دستاش صورتم رو قاب گرفته بود و با ولع لبای هم رو میخوردیم بعد چند دقیقه بالاخره از هم دل کندیم

من مشغول گشتن تو خونه‌اش شدم و علیرضا هم مشغول درست کردن شربت توی آشپزخونه

خونه علیرضا با تصورم از خونه مجردی یه پسر خیلی متفاوت بود یه آپارتمان نقلی با وسایل کامل و به شدت منظم و تمیز همیشه از طرز پوشیدن لباسش و چیدمان کیفش میدونستم منظمه اما فکر نمیکردم که خونه‌اش هم جز این قاعده باشه

شومیزم رو درآوردم و برای اولین بار علیرضا منو با اون لباس میدید نگاهش پر از تحسین بود و همه رفتاراش طوری بود که بهم اعتماد بنفس و حس خواستنی بودن میداد روی مبل کنار هم نشسته بودیم و بعد خوردن شربت دوباره لبامون توهم گره خورد

همزمان با خوردن لبام دستای علیرضا بیکار نبود و تمام بدنم رو نوازش میکرد و منم دستام دور گردنش بود و موهاش رو نوازش میکردم جفتمون برای این عشقبازی بی‌تاب بودیم علیرضا میدونست تجربه اولمه و بهم قول داده بود که سکس کامل نخواهیم داشت و هدفش فقط لذت بردن جفتمون بود

کم‌کم لباش از روی لبام به سمت گردنم کشیده شد و نرم گردنم رو میمکید و من تو دستاش نفس نفس میزدم و صدای آهم بلند شد

جووونم چه ناز آه و ناله میکنی من که هنوز کاری نکردم سکسی من

از حرفاش خجالت می کشیدم و سرمو توی سینه‌اش پنهون کردم موهام رو نوازش میکرد و دوباره مشغول خوردن لاله گوشم و گردنم شد کراپم از روی سینه بود و بندی نداشت با یه حرکت از تنم درآورد و سینه‌ام رو لمس میکرد

ـ بریم تو اتاق هانی؟

اوهوممم

از پشت بغلم کرده بود و دستاش سینه هام رو فشار میداد که سمت اتاق خوابش رفتیم قبل ولو شدن رو تخت شلوارم رو هم درآورد و رکابی و شلوارک خودش رو هم درآورد پرده اتاقش رو کشید و سر ظهر اتاقش بخاطر ضخامت پرده تقریبا تاریک شد فضای اتاق به شدت جذاب بود و فقط صدای نفسای بلندمون شنیده میشد روی تخت روم خوابیده بود و به جون سینه‌هام افتاد اول با زبونش نوکش رو تحریک میکرد و بعد آروم میکش میزد و با دستش اون یکی رو نرم فشار میداد کل بدنم غرق لذت بود وسط پام کاملا خیس بود و کیرش از زیر شورتش روی کسم مالیده میشد

کم‌کم از سینه هام دل کند و بوسیدن و مکیدنش به شکم و پهلوهام رسید و از روی شورتم خیلی نرم کسم رو میمالید تا اینکه شورتم رو درآورد و انگشتش خیلی نوازش‌وار روی خط کسم حرکت میکرد و من مثل ماهی زیر بدنش وول میخوردم

لذتی که تجربه میکردم خیلی بیشتر از تصورم بود و علیرضا چنان با حوصله انجامش می داد که لذتم رو چند برابر میکرد به پهلو کنارم دراز کشیده بود و لبام رو میخورد و با کسم ور میرفت

تو مرز ارضا شدن بودم که دست کشید و دوباره رفت سراغ سینه هام چشمام بسته بود و فقط آه و ناله میکردم تا پاهام رو کامل باز کرد و سرش پایین رفت

اولین زبونی که به کسم زد نفسم بند اومد نه انتظار این حرکت ازش رو داشتم و نه حتی تصوری از لذتی که داشت از پایین تا بالای کسم رو لیس میزد و چوچولم رو میک میزد دستام قفل سرش شده بود و موهاش رو چنگ میزدم تا بتونم تحمل کنم

به حرکت زبونش حرکت انگشتاش هم اضافه شد که داخل کسم حرکت میکرد و چند دقیقه کافی بود تا من به اوج برسم و ارضا بشم موقع ارضا شدنم همچنان کسم رو میمالید و با لذت به صورتم نگاه میکرد و قربون صدقم میرفت تا ارضا شدم و آب زیادی ازم اومد حس میکردم ملافه زیرم کاملا خیس و از نگاه خیره علیرضا خجالت میکشیدم با دستام صورتم رو پوشوندم

علی اینجوری نگام نکن خجالت میکشم

نمیتونم لامصب نمیدونی چقدر سکسی هستی الان

کنارم دراز کشید و منو کشید تو بغلش

بردار دستاتو

نمیخوام

غلط کردی بردار بینم لباتو میخوام

وقتی دستامو برداشتم دوباره افتاد به جون لبام انقدر لبام رو میک زده بود که گز گز میکرد

خوبی قشنگم

وااای علیرضا عالی بود حسش

قربونت برم من

تو بغلش چرخیدم و دستم سمت کیرش رفت و آروم از روی شورت لمسش کردم

چه عجب خانوووم بعد از عشق و حالت به فکر من بیچاره هم افتادی

عهههه اذیتم نکن دیگه

درش نمیاری داره خفه میشه بیچاره

شورتش رو درآوردم و نرم کیرش رو لمس میکردم به شدت سفت بود و رگای روش متورم بود

تو سکس چتامون میدونستم خوردن کیرش رو خیلی دوست داره و چند تا فیلم دیده بودم تا بتونم حسابی بهش حال بدم با لمس دستم نفساش تندتر شده بود و چشماش رو بسته بود لبام رو روی لباش گذاشتم و همزمان با خوردن لباش کیرش رو میمالیدم کم‌کم از بدنش فاصله گرفتم و روی تخت با یه هول کوچیک طاقباز شد چشماش رو باز کرد خمار خمار بود و من دیوونه چشماش تو این حالت بودم

چی تو سرته بچه؟!

به تو چه مگه من ازت پرسیدم چی تو سرته

یه ذره دیگه بمالیش اوکیه ارضا میشم

نمیخوام / دوست دارم اول لذت ببری بعد ارضا شی

الآنم دارم لذت میبرم دوست ندارم کاری که دوست نداری رو انجام بدی

کی گفته دوست ندارم

تو حین حرف زدنمون گردنش رو میک میزدم و میدونستم نسبت به گردنش حساسه

هر لحظه چشماش خمار تر و صداش خش دار تر میشد

اولین لیسی که به سر کیرش زدم چنان ناله مردونه‌ای کرد که کسم دوباره خیس شد تا جایی که میتونستم کیرش رو تو دهنم عقب جلو میکردم علیرضا نیم خیز شده بود و با لذت به کارام نگام میکرد و نفس نفس میزد و قربون صدقم میرفت

بچرخ هانی

با یه دستش سینه ام رو فشار میداد و با دست دیگه‌اش کسم رو میمالید و آروم انگشتش رو تو کسم جلو عقب میکرد هرچی بیشتر تحریک میشدم کیرش رو محکمتر میک میزدم من رو کشید روی بدنش کسم جلوی صورتش بود و دوباره با زبونش به جون کسم افتاد

کیرش هر لحظه تو دهنم بزرگتر میشد تقریبا تا نصفش تو دهنم بود با دستش سرمو ثابت نگه داشت و با حرکت باسنش تو دهنم تلمبه میزد و همزمان کسم رو با ولع می مکید از شدت هیجان و لذت قلبم داشت وایمیستاد که ارضا شدم و با محکم میک زدن کیر علیرضا اونم ارضا شد آبش کامل روی گردنم و صورتم پاشیده شد

بعد از ارضا شدنش همچنان روی تنش خوابیده بودم و در حال آروم مالوندن کیرش بودم

هانی جون من ولش کن نفسم بالا نمیاد

ولی من هنوز دلم شیطنت میخواست

با یه حرکت از زیر بدنم خودش رو کشید بیرون و کامل روم دراز کشید و لبامو میخورد

بیشرف مگه نمیگم ولش کن جونمو بالا آوردی امروز با دلبریات

بالاخره از هم دل کندیم و روی تخت کنار هم ولو شدیم بدون اینکه حرف بزنیم فقط نفس نفس میزدیم

چند دقیقه ای گذشت تا جفتمون آروم گرفتیم و تو بغل هم خوابمون برد با حس بوسه‌های نرم روی صورتم چشمام رو باز کردم

خوبی عشقم؟

خوب نیستم عالیییممم

منم همینطور/ پاشو بریم دوش بگیریم کل تن جفتمون چسبناک :)))

تو حموم تمام مدت زیر دوش لبامون روی هم بود و بدن همدیگه رو شستیم و اومدیم بیرون یه تیشرت علیرضا رو بدون شورت و سوتین تنم کردم که گشاد بود و قدش تا وسطای رونم بود شورتم رو شستم و گذاشتم روی رادیاتور تا خشک بشه تو همین حین علیرضا هم نهار سفارش داد و ملافه تخت رو عوض کرد و رو مبل تو بغلش ولو شدم تا نهار بیاد

چقدر تو لوندی بیشرف / من چجوری دووم بیارم جرت ندم آخه

علیرضا قول دادی جرزنی نکن دیگه

غلط کردم قول دادم / غلط کردم برا همین وقتاست

پس منم میرم خونمون دیگه هم نمیام خونه‌ات

تو غلط کردی / حالا که شدی همه جون من میخوای بذاری بری

یهو یاد رفتنم افتادم و اینکه چجوری قرار ازش دل بکنم حتی تو سه ماهی که رابطه‌ای هم نداشتیم من بازم هر روز که کلاس داشتیم بی‌تاب دیدنش بودم دیگه الان که همه‌ چی فرق می کرد بدون اینکه بخوام بغض کردم و چشام اشکی شد سرمو تو سینه‌اش قایم کردم تا متوجه گریه کردنم نشه ولی اون خیلی تیز و سریع فهمید

هانیه شوخی کردم عزیزم به جون جفتمون سر قولم هستم چی شدی یهو؟

به حرف تو ربطی نداره

و صدای گریه‌ام بلند شد

قربونت برم گریه نکن حرف بزن از چی ناراحتی؟

علیرضا من چجوری از تو دل بکنم برم؟ چجوری دوریت رو تحمل کنم؟

از مامانت اینا چجوری قراره دل بکنی منم مثل اونا

حسم به تو با اونا خیلی فرق داره / از اونا هم نمیتونم دل بکنم

هر لحظه صدای گریه‌ام بلندتر میشد علیرضا محکم بغلم کرده بود و موهام رو نوازش میکرد هیچ حرفی نمیزد و اجازه داد تو بغلش گریه کنم تا آروم شم

با صدای آیفون از هم جدا شدیم وقتی رفت غذا رو بگیره رفتم دستشویی و با شستن دست و صورتم اومدم بیرون تو نگاه جفتمون یه غمی بود که به روی هم نمیاوردیم تمام تایم نهار علیرضا با شوخی و خنده قصد داشت حال و هوام عوض کنه و تقریبا موفق هم شد

بعد از نهار تو بغل هم رو تخت خوابیدیم و یکی از عمیق‌ترین خوابای عمرم رو تو بغلش تجربه کردم وقتی بیدار شدم علیرضا همچنان خواب بود و من سرم روی سینه اش بود نگاهم قفل صورتش بود و تو افکارم سیر میکردم

همون موقع تصمیم گرفتم اگر ارتباطم باهاش جدی شد و ازم خواستگاری کرد بیخیال رفتن میشم و کنارش میمونم

بعدش خوشحال از تصمیمی که گرفتم لبام رو روی لباش گذاشتم و آروم لباش رو خوردم دستاش دوربدنم حلقه شد و با چشمای بسته باهام همراهی کرد با یه حرکت روی بدنم خوابید و همزمان با خوردن لبام سینه‌ام رو فشار میداد تیشرت رو از تنم درآورد دوباره به جون سینه‌هام افتاد نقطه ضعفم رو پیدا کرده بود و با مکیدنشون حسابی تحریکم میکرد خودش فقط شلوارک تنش بود که با تقلای من از تنش درآوردم حالا همزمان با خوردن سینه‌ام کیرش روی اندامم بود و لمسش میکرد و لذتش فوق العاده بود بین پاهام نشست و پاهام رو کامل باز کرد و با دستش کیرش رو، روی کسم میمالید و من زیر بدنش پیچ و تاب میخوردم تا اینکه ارضا شدم همزمان با ارضا شدنم منو کشید تو بغلش و مشغول خوردن لبام شد و انگشتاش سمت سوراخ کونم رفت

میدونستم بالاخره به این مرحله می رسیم ولی انتظار امروز رو نداشتم

بدون اینکه بهم مهلت اعتراض بده لبام رو محکم میک میزد و انگشتش رو داخل کونم کرد اولش درد داشت ولی بعدش کم کم لذت بخش شد بعد دو انگشتش تو کونم بود منم تو بغلش یا سینه‌ام میک میزد یا لبام رو

رو تخت خوابوندم و از کشوی میز یه کرم درآورد حالا کرم زیادی رو با انگشتاش داخل سوراخ کونم کرد و سر کیرش رو کامل چرب کرد یه لب محکم ازم گرفت

دمر میخوابی قربونت برم

بدون حرف به خواسته‌اش عمل کردم با دستش کیرش میمالید و کامل چربش میکرد و کمرم رو لیس میزد حس لیس زدن کمرم فوق العاده بود ولی همچنان از اتفاقی که قرار بود بیفته اضطراب داشتم و فکر میکردم قرار درد خیلی بدی رو تجربه کنم بخاطر علیرضا حاضر بودم تحملش کنم ولی بدنم ناخواسته منقبض بود کامل روی بدنم دراز کشیده بود و کیرش از پشت روی کسم مالیده میشد و علیرضا آروم حرکتش میداد

آروم تو گوشم گفت: نترس قربونت برم کاری ندارمت که قول میدم اذیت نشی قرار جفتمون لذت ببریم

برخورد کیرش با چوچولم به شدت تحریکم کرده بود و صدای آه و ناله ام درآورده بود علیرضا یه دستش زیر تنم بود و سینه‌ام رو چنگ میزد و تمام گردنم و کمرم رو میک میزد تمام بدنم ریلکس شده بود و دیگه خبری از ترس چند دقیقه قبل نبود روی رونم نشسته بود و دوباره با انگشتاش سراغ سوراخ کونم رفت اول یه انگشت بعدش دو تا بعدش سه تا دیگه درد نداشت که سر کیرش آروم فشار داد اول یه درد شدید داشت که صدای آخم رو درآورد ولی چون روی پام نشسته بود امکان حرکت نداشتم

جونم عشقم یه ذره صبر کنی اوکی میشه

کیرش رو درآورد و دوباره فرو کرد این دفعه دردش کمتر بود و بیشتر فرو کرد چند بار این حرکت رو کرد تا کامل روم دراز کشید

درد نداری ؟

نه عشقم کامل توشه؟!

اوهوووم تا ته توشه، نمیدونی چه حالی میده

نرم شروع به حرکت کرد یه درد قابل تحمل لذت بخش داشت وقتی مطمئن شد که دارم لذت میبرم از روم بلند شد حالا به کمر روی تخت خوابیدم و با گذاشتن بالش زیر کمرم دوباره کیرش رو فرستاد تو کونم همزمان لبام رو میخورد و سینه‌هام رو میک میزد

چشمای خمارش و صدای ناله‌هاش به شدت تحریکم میکرد و دلم لباش رو میخواست

بین دو تا پام نشست همزمان با حرکت کیرش تو کونم با دستش با کسم ور میرفت و انگشت وسطش داخل کسم بود و همزمان با دستش چوچولم رو میمالید خودم ناخودآگاه سینه‌هام رو چنگ میزدم و با صدای آه و ناله‌ام حسابی حشریش کرده بودم برای بار دوم ارضا شدم علیرضا همچنان کسم رو میمالید و توی کونم کیرش رو با شدت عقب جلو میکرد تا صدای نفساش بلندترشد

هانی اجازه میدی بریزم توش؟

آره عشقم هر کاری بهت حال میده انجام بده

چند تا حرکت دیگه کافی بود برای اینکه علیرضا هم ارضا بشه وول خوردن کیرش تو سوراخ کونم لذتش یه چیز دیگه بود بدون اینکه کیرش دربیاد روم دراز کشیده بود و لبام رو میمکید

انتهای این سکس هم به حمام رفتن مجدد ختم شد بعد از بیرون اومدن از حمام ساعت تقریبا شش غروب بود لباسای خودم رو پوشیدم و با سشوار مشغول خشک کردن موهام شدم علیرضا وقتی اومد توی اتاق سشوار رو ازم گرفت و موهام رو با حوصله سشوار می کشید بعد از تموم شدن کارش پیشونیم رو آروم بوسید

مرسی دورت بگردم چقدر امروز کنارت خوب بود

تو بغلش چرخیدم و دوباره لبامون تو هم گره خورد تقریبا ساعت ۷ از خونه بیرون زدیم و با ماشین من رفتیم به یه رستوران که محبوب علیرضا بود شام رو خوردیم و رفتم سمت خونه تمام مدت تو ماشین دستم تو دست علیرضا بود و قربون و صدقه‌ام میرفت

هیچوقت فکر نمیکردم اون آدم جدی و خشک سر کلاس بتونه انقدر با احساس رفتار کنه و بلد باشه چجوری قلبم رو قلقلک بده

ارتباط من و علیرضا ادامه پیدا کرد و یه هفته قبل از آزمون دوم رسما ازم خواستگاری کرد رفتنم کامل کنسل شد و الان دو ساله که باهم ازدواج کردیم البته تو مسیر کلی فراز و نشیب داشتیم و شاید داستان چند روز جذاب دیگه‌مون رو براتون بنویسم این خاطره از اونجایی که اولین تجربه سکس ما دو تا بود برام خیلی خیلی عزیزه و دوست داشتم اینجا بنویسم

من خیلی چیزا رو در مورد سکس از داستانای بقیه یاد گرفته بودم و فکر کردم وقتشه که منم تجربیاتم با بقیه به اشتراک بذارم

ادامه…

نوشته: هانیه

بازدید 7,485

8 پاسخ به “استاد زبان (۱)”

  1. خیلی زیبا و احساسی نشوتی دمت گرم عالی بود فقط از قد وزن سایز سینت هم بنویس بهتر تجشم کنیم

  2. خیلی زیبا و احساسی نوشتی عالی بود دمت‌گرم‌فقط ا ز قد و وزن و سایز سینتو کیرش بنویس که بهتر تجسم کنیم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...