درود
امیر هستم و خانمم سمیرا .
خانمم خیلی خوشگل و سکسی و داغ بود و منم خیلی داغ بودم. و تقریبا روزی یکبار سکس داشتیم.
حتی وقتی پریود بود یا از عقب می کردم یا ساک می زد و چند بار هم هر دو انقدر حشری بودیم که تو پریودی از جلو کردیم. و تو سکس و محبت و … کم نمیزاشتیم برای هم.
این خاطره مربوط به ۶ سال پیش هست .
وقتی خانمم ۲۴ سالش بود و من ۲۹ ساله
خلاصه من تو مغازه فست فود کار می کردم و کارگر بودم. و شبا وقتی می آمدم خاته چون خیلی خسته بودم زود خواب می رفتم.
یه شب برای اولین بار خیلی اتفاقی ساعت ۲ شب بیدار شدم و دیدم خانمم کنارم روی تخت نیست.
فکر کردم پای تلویزیون خواب رفته. بلند شدم که صداش کنم که احساس کردم داره با یکی حرف می زنه
کنجکاو شدم و یواش رفتم کنار درب اتاق ایستادم و دیدم بله.
هندزفری زده و داره تماس تصویری با یکی حرف میزنه.
یه تاپ مشکی پوشیده بود بدون سوتین و یکی از سینه هاش رو در آورده بود و نوکش رو می مالید و می خندید و یواش ناله میکرد.
من اول عصبی شدم
ولی بعدش یه حسی بهم گفت بزار ببینم چیکار می کنه.
چند دقیقه باهاش حرف زد چند تا بوس فرستاد و قطع کرد .
منم زود آمدم تو رختخواب خودمو زدم به خواب.
اونم اومد تو اتاق و روی تخت کنارم خوابید.
خلاصه مدت زیر نظرش داشتم تا اینکه فهمیدم با یه پسر ۱۹ ساله تو دانشگاه رفیق شده و با اون در ارتباط هست.
یه روز به بهانه کار بانکی از خونه رفتم بیرون و بعد از ۱۰دقیقه برگشتم ولی داخل نرفتم. پشت درب خانه توی لابی طبقه گوش وایسادم.
بعد از چند دقیقه دیدم زنگ زد و شروع کرد صحبت کردن و از مدل حرف زدنش مشخص بود با مامان و خواهرش نیست.
وسط حرفاش گفت امید جون دیشب کیرت خیلی سیخ شده بود لعنتی.
اینکه شنیدم مو به تنم سیخ شد…
ولی ته دلم داشتم کیف میکردم و دوست داشتم.
خلاصه نیم ساعت با هم حرف زدن و وسط حرفاش گفت عصری به بهانه باشگاه ساعت ۳ میام بیرون.
بیا همون جا دنبالم.
خلاصه من یه چند دقیقه معطل کردم و رفتم تو کوچه زنگ زدم براش که دارم میام و چیزی لازم نداری. اونم گفت نه و بیا.
بعدش زنگ زدم برای صاحب کارم و گفتم امروز یکم کار دارم و شاید یکم دیرتر بیام و اونم قبول کرد.
ظهر بعد از ناهار سمیرا گفت من برم دوش بگیرم عصری می خوام برم باشگاه.
رفت حمام و آمدم گوشیش چک کنم دیدم براش رمز گذاشته.
بعد از حمام هم لباس پوشید و آرایش کرد و گفت منو میرسونی باشگاه.
گفتم خوابم میاد میشه با اسنپ بری.
گفت باشه و خداحافظی کرد و زفت.
به محض اینکه رفت پایین منم رفتم تو پارکینگ و موتور برداشتم و وقتی سوار اسنپ شد منم پشت سرش رفتم.
رفت در باشگاه پیاده شد، منم یه کوچه پایین تر داشتم دید می زدم .
دیدم بجای اینکه بره تو باشگاه رفت تو کوچه روبرو.
یواش رفتم دیدم بله سوار یه پژو ۲۰۶ شد و حرکت کردن.
منم با فاصله پشت سرشون رفتم.
رفتن از شهر بیرون و تو یه خاکی پیچیدن داخل و از جاده که فاصله گرفتن کنار یه درخت ایستادن…
منم از دور نگاه می کردم.
حدود یک ساعت آنجا داخل ماشین بودن .
بعدش آمدن پایین و پتو انداختن بساط چایی و قلیون آوردن و سمیرا هم سرش رو گذاشته بود روی پای امید و بعد از یک ساعت جمع کردن و حرکت کردن رفتن.
تو مسیر زنگ زد برا من.جواب دادم گفت کجایی گفتم دارم میرم مغازه.
گفت من یه سر میرم خانه دوش می گیرم و بعدش با خواهرم و مامانم میریم خرید
گفتم باشه و خداحافظی کرد.
دوتا کوچه قبل از خانه ما ایستادن و سمیرا پیاده شد و رفت و امید هم همون جا وایساد.
چند دقیقه بعد دیدم امید هم پیاده شد و رفت یه سمت خانه.
منم حرکت کردم و رفتم و دیدم بله رفت داخل مجتمع ما.
خلاصه منم رفتم تو ساختمان و پشت درب خانه گوش وایسادم و شنیدم آهنگ گذاشتن با صدای بلند.
یواش کلید رو گذاشتم روی در و چرخوندم که دیدم قفل شب خواب هم رو زده. و من تو لابی طبقه بین یک دوگانگی عجیب مونده بودم.
بعد از دو ساعت حس کردم صدای در میاد.
من سریع رفتم پشت درب راه پله وایسادم و امید از خانه آمد بیرون و رفت و بعد از چند دقیقه سمیرا هم رفت بیرون. بعدش با ماشین رفتن بیرون و چرخ زدن و سمیرا را نزدیک خانه مامانش پیاده کرد و رفت.
من امید رو تعقیب کردم و آدرسش را پیدا کردم.
بقیه ماجرا برای بعد
نوشته: امیر
6 پاسخ به “دوست پسر خانمم”
مفعولم از تهران پایه سکس کسی بود تلگرام بهم پیام بده https://t.me/reimember8
مفعولم از تهران پایه سکس کسی بود تلگرام بهم پیام بده https://t.me/reimember8
منم چند ماهه فهمیدم که زنم سالهاس با یکی از پسرای دانشگاهشون دوسته
این جمله “میخندید و ناله میکرد” بسیار کسشره. چه جفنگیه هی مینویسن ملت؟! مگه میشه خندید و ناله کرد؟!
کصخول تویی که دنبال ۲۰۶ با موتور بودی حالا پسره رو بیخیال زنت تورو نمیشناسه کور بوده پشت سرش تورو نبینه اونم با موتور کمتر کصشعر بنویس بیناموس دلقک کص ننت
من هم تقریبا همین اتفاق برام افتاده و فهمیدم زنم سالها مخفی از من با یکی از پسرای دانشگاهشون دوست بوده