سالها قبل دختری همکارم شد که در وهلهی اول جذابیت خاصی برام نداشت، یک همکار ساده بخصوص اینکه از اقوام ریس هم بود.
بعد از مدتی صحبت درباره مسایل مختلف صمیمیت بیشتر شد و بحث سمت مسایل عاشقی رفت، منم که تازه دوبار شکست عشقی خورده بودم حس خوبی ازش گرفتم.
به مرور حرفای سکسی و رابطه هم شروع شد و بعد چند ماهی منو دعوت کرد خونهشون
استرس زیادی داشتم بخصوص که خونهشون نزدیک محل کار بود و تو اون منطقه خیلیها ما رو میشناختن ولی از همچین موقعیتی نمیشد گذشت
شب قبل هر دو مرخصی ساعتی گرفتیم برای فردا و صبح رفتم دیدنش
بدنم از شدت استرس میلرزید، دست و پاهام یخ زده بود ولی انگار اون باتجربه بود چون خیلی ریلکس برخورد کرد، با هم دست دادیم گفت بشین پذیرایی کنم که گفتم لازم نیست زودتر تموم کنیم
منو راهنمایی کرد به اتاقش
زمستان بود و هوا هم سرد، ظاهرا به خاطر مشکل فنی گازکشی خونهشون یک بخاری برقی کوچیک روشن کرده بود گفت خیلی سردی بیا گرمت کنم
دستامو تو دستش گرفت و خیره شدیم به هم
کم کم لبامون تو هم قفل شد
این اولین تجربهی جدی من بود و حس میکردم همهی آب وجودم جمع شده نوک کیرم
بدنم گر گرفته بود گوشام یکم سنگین شده بود
حس خیلی عجیبی بود…
دراز کشیدم و شروع کرد برام ساک زدن، شاید دو دقیقه هم نشد که آبم تو دهنش اومد و با دستمال تمیز کرد.
کمی حرف زدیم و حاضر شدیم رفتیم…
چند وقت بعد کمی شجاع تر شده بودیم و تو محل کار یکجای خلوت که دوربین هم نباشه لب گرفتیم، برای اولین بار دست زدم به باسنش
وای خدای من چقدددد نرم بود، بهترین چیزی بود که تجربه کرده بودم
اصلا دلم نمیخاست ولش کنم ولی موقعیت خوبی نبود.
گذشت و چندی بعد راهی شهر خودشون شد و رابطه ما تبدیل شد به تصویری صحبت کردن و خودارضایی جلوی هم تا اینکه گفت با خانواده دارم میام شهرتون
انگار دنیا رو بهم داده بودن، یک روز فرصت داشتم و هیچ جایی نبود ببرمش
به زور یک جایی پیدا کردم و تماس گرفتم، طرف سویت رو یک ساعته به قیمت یک شبانه روز هم کرایه داد ولی از هیچی بهتر بود
وقتی رسیدیم زوج قبلی تازه کارشون تموم شده بود و اومدن بیرون خونه قشنگ بوی سکس میداد
لخت شدیم تو بغل هم و بوسه و لمس
ولی هر کاری کردم نشد سکس کنیم، اون کون تنگی داشت و کیر من خیلی شق نمیشد، خیلی تو ذوقمون خورد
وقتی برگشت شهرشون رفتم دکتر و دارو گرفتم تا اینکه بعد چند وقت بابت کاری باید میرفتم شهرشون و یک روز کامل میتونستم پیشش باشم و این بهترین موقعیت بود
تا رسیدن به شهرشون تو قطار خوابم نبرد و صبح که رسیدم گفت بیا فلان آدرس خونه خواهرمه مسافرتن
یک روز کامل بدون استرس اینبار
اون ساعت صبح هم همهی مغازه های مسیر تعطیل بود و نتونستم کاندم بخرم
رفت دستشویی خودشو آماده کرد، گفتم بیا اول با یک خیار کوچیک بازت کنم تا مشکل دفعه قبل پیش نیاد
وقتی فشار دادم از درد قرمز شد و سرشو به بالشت فشار داد
کمی تکون میدادم و صدای خفهی داخل بالشت حس خیلی قشنگی داشت
وقتی یکم جا باز کرد کیرمو به زور وارد کردم و شروع کردم به تلمبه زدن
اون درد میکشید و این حس برام شیرینترین حس تا اون لحظه بود، حس پیروزی انگار، حس فتح
کمتر از ده دقیقه آبم اومد و داخل خالی کردم، بی حال افتادم و رفت سرویس
به خودم اومدم و متوجه شدم نیم ساعتی خواب بودم، معذرت خواهی کردم که دیشب اصلا نخوابیده بودم
خندید، چه خندهی قشنگی
اومد روی پام نشست و دوباره لبامون قفل هم شد
کم کم کیرم سیخ شد و نشست روش
از این زاویه چقد سینه هاش خواستنی شده بود، ضربان قلبم داشت همینجور میرفت بالا و لبای همو میمکیدیم
دستام بین سینه و باسنش در رفت و آمد بود و بهترین ارضای عمرم رو تجربه کردم ولی اون هنوز ارضا نشده بود
پس گفتم دراز بکش و شروع کردم براش خوردن، صورتم خیس شده بود و بعد چند دقیقه پیچ دادن به کمرش به نالهی سکسی که کرد بدنش شل شد.
کیرم دوباره سیخ شده بود گذاشتمش روی مبل و کردم داخل با قدرت تمام تلمبه میزدم و چشاش باز خمار شده بود، وقتی کیرمو درآوردم سوراخ کونش قرمز و باز بود، گوشی رو گرفتم و ازش فیلم گرفتم و گوشی رو دادم بهش تا نگاه کنه
من میکردمش و اون فیلم دادنش رو نگاه میکرد و این جفتمون رو به اوج رسوند و ارضا شدیم.
کمی دراز کشیدیم تو بغل هم و صحبت کردیم
میوه خوردیم، زنگ زدیم پیتزا آوردن و دوباره و دوباره سکس
دقیقا یادمه اون روز هشت بار ارضا شدم
عصر دلم نمیومد ازش خداحافظی کنم ولی باید میرفتم
کاری که داشتم رو انجام دادم و برگشتم شهرمون
یک مدت در ارتباط بودیم که گفت براش خواستگار اومده، خیلی با خودم کلنجار رفتم ولی ازدواجمون سخت و نشدنی بود، دختر خوبی بود ولی تفاوت خانوادگی و فرهنگی زیاد بود، میدونستم هر دو اذیت میشدیم
بهش گفتم و بدون هیچ حرف اضافه ای فقط خداحافظی کرد و از همه جا بلاکم کرد.
رفت برای همیشه و الان ازش فقط برام خاطرههای قشنگش باقی مونده
دورادور شنیدم یک دختر کوچولو داره و امیدوارم خوشبخت باشه
دلم براش تنگ میشه ولی دنیا همینه…
اون خیلی عاشقم بود ولی من فقط دوستش داشتم…
نوشته: خاطره باز
2 پاسخ به “دختری که عاشقم بود”
تو که به زور کیرت بلند میشه،۸ بار در روز کردیش؟ اندازه موهات کص کردم.هنوز بیشتر ۴ بار نتونستم بکنم.هربار هم نیم ساعت کردم
تو که به زور کیرت بلند میشه،۸ بار در روز کردیش؟ اندازه موهات کص کردم.هنوز بیشتر ۴ بار نتونستم بکنم.هربار هم نیم ساعت کردم