بیرون و همش اون صحنه پستونهای بزرگ و رو به بالای مژگان و بدن سفید ساناز که با یکدست داشت پستونها و صورت و بدن مژگان رو لمس میکرد میومد جلوی چشمم. همون لحظه دیدم مژگان اومد بیرون همونطور لخت فکر کرد من ناراحت شدم اومد کنارم نشست سیگار از دستم گرفت و چند تا پک زد دوباره داد بهم گفت نگاه کن منو گفتم جونم چی شده.گفت تو ناراحت شدی گفتم نه چرا همچین فکری کردی گفت احساس کردم ناراحت شدی گفتم نه ناراحت نشدم ولی تو چطور باهام هماهنگ نکردی این مسئله رو گفت که یخواستم برات سوپرایز بشه گفتم این سورپرایز خیلی مهم و بزرگه باید دربارهاش حرف زده بشه نه که یه دفعه منو با همچین چیزی روبرو کنی من بدم نمیاد چند بارم به تو گفتم دوست دارم دختر و یا پسره کم سن رو جلوی تو یه بار بکنم و توام از این موضوع استقبال کرده بودی و جزو فانتزیهامون بود اینکه قراره عملی بشه اید به من میگفتی گفت یعنی چی الان نمیخوای بیای گفتم تو راضی هستی تو به این بچه اعتماد داری به همه مسائل و جوانبش فکر کردی گفت علت اومدن ساناز از همون اول هم همین بود چیزی بود که من ازش خواسته بودم دو ساله دارم رو مخش کار میکنم. اونو توی اعتماد و رازداری از تمام نهای بزرگتر از خودش که تو فامیل هستند بیشتر قبول دارم تو اگه اینو بکشی نمیتونی ازش حرف در بیاری. گفتم خوب تا کجا باید پیش برم گفت فقط لاپایی یه موقع فشار ندی بره توی بچه بترکه جفتمون زدیم زیر خنده و بهش گفتم خدا عاقبت ما رو بخیر کنه. گفت من میرم تو هم سریع بیا دو دقیقه بعدش من رفتم لخت شدم چرا خوابو خاموش کردم که توی تاریکی مطلق احتتر بتونیم کارمونو انجام بدیم ساناز به همون شکل یه وری خوابید باز و مشغول بود منم ملافه رو بلند کردم رفتم زیرش و هر دوتاشونو بغل کردم کیرم اول لای زانوهای ساناز بود بعد دیدم خودش یواش یواش داره میره پایین و منم یه خورده خودمو کشیدم بالا کیرم قشنگ رفت لای پاش چسبیده به کسش و از اونور زده بود بیرون دستشو رسوند به سر کیرم و محکم گرفتش و یه فشار اساسی به طرف پایین به کسش داد اونجا یه آهی کشید که من از اون آهش فهمیدم این بچه اولین بارش نیست که یک کیر رو لمس میکنه. صورتشو فشار میداد لای پستونهای مژگان و سرشو آورد بالا گفت خیلی گنده است پشمای کیرم یخورد به لپ کونش و از این حس خیلی خوشش میومد مژگان منو نگاه کرد با اشاره گفت چطوره من فقط سر تکون دادم به معنی خیلی حال میده ساناز هی لحظه به لحظه ودشو بیشتر فشار میداد بهم و کمر میزد و دیگه رمیگشت عقب و تو چشام نگاه میکرد یه دفعه برگشت گفت آه ه ه ه توی چشام خیره شد گفت خیلی خوشحالم که منو قابل دونستین و بهم اعتماد کردیم و این لذت کم نظیر رو بهم هدیه دادین. لحظه به لحظه فراموش نمیکنم باید دستشو از پشت آورد گردنمو گرفت و همچنان که کیرم لای پاش بود یه لبه ۰ ۱۵ ثانیهای و صدادار ازم گرفت بعد دوباره برگشت به پوزیشن خودش و من تونستم با مژگان لب بازی کنم. مژگان یه دفعه کلاً ملافه رو زد کنار بلند شد و رفت چراغ خواب اتاق رو روشن کرد فت چشممونه میزنه وگرنه چراغ بزرگه رو روشن میکردم داد گفت ببینم چیکار دارین میکنین میخوام ببینم نبینم که لذت نداره تازه متوجه شد کیرم نصفش از اونور بیرونه خم شد به کیرمو کرد تو دهنش و در حالی که برای من ساک میزد کس ساناز رو هم لیس میزد یک دفعه گفت جوووووووون چه کس ترگل ورگلی داری دختر میکرد به من گفت ببخشید عشقم چند لحظه این جنده کوچولو رو به من بلندش کرد کیرم از لای پاش در اومد و اینو به پشت خوابوند روی تشک پاهاشو چسبوند به در گوشش و شروع کرد به خوردن کسش ۴ ۵ تا لیس زد بعد برگشت گفت نگاه کن ببین چه کسی داره من که تازه پستوناشو کرده بودم تو دهنم بهش گفتم به اونم میرسم فعلاً بزار اینا رو بخورم خودش دو تا چیز گنده دایره بعد میگه مال من گنده است ساناز داشت کسخل میشد یه بچه به اون سن یه زن و شوهر در حال خوردن کس و پستونش بودن تصور کنید داشت کجاها پرواز میکرد برای اولین بار لبمو چسبوندم به لبش شروع کردیم زبون بازی و خوردن همدیگه مژگان دیگه جنون بهش دست داد پاهاشو داد حسابی بالا و یکی از پاهاشو داد به من و شروع کرد فرو کردن زبون تو کونش منم روی لبو نههاش کار میکردم یه دستمم سمت یکی از لپهای کونش بود سارا یه دفعه سر مژگان گرفت فشار داد به خودش و داد زد اومدم اومدم اومدم و سر مژگان فشار داد و اجازه نداد دیگه زبون بزنه چون ارضا شده بود و چندشش میشد. مژگانم اومد روی من یه خورده باهام لاس زد و رفت پایین شروع کرد به ساک زدن کیرم مژگان استاد تو حلقی بود قتی همه کیرمو میکرد تو دهنش ساناز داشت شاخ در میآورد بهش گفتیم همونجا دراز بکشه و نگاه کنه گفت اولین باره سکس یه زن و شوهر سکسی رو ارم از این فاصله میبینم و شروع کرد به مالوندن سینه ها و کسش منم مژگان رو خوابوندم پاهاشو زدم بالا و کیرمو چند بار روی روی چوچولش کوبوندن و لای کسش کشیدم و به ساناز گفتم نگاه کن سر کیرمو گذاشتم لای کسه پر آب مژگان و با یه دفه همشو فرستادم تو و حتی اون ته نگه داشتم و فشار شدید آوردم چشای مژگان زد بیرون گفت کسکش وحشی سر کیرت رفته تو رحمم گفتم آمادهای گفت نه داگی میشم از پشت بزار کونم برای باز شدن کون مژگان من دهنم سرویس شد ۲ سال طول کشید تا راهشو باز کردم دیگه راحت میتونستم از همون تقی اول محکم بکنمش ز کون درد نمیکشید ولی از کس هنوز درد میکشید من قشنگ رو زانوهام وایسادم کیرمو از بالا کردم تو کونش و شروع کردم به تق زدن یعنی هر نقطه ای تا بیخ مژگان ساناز نشون جلو خودش گفت آماده دوباره گفت آره شروع کرد به خوردنش وقتی تقه میزدم به موژان و چشای ساناز نگاه میکرد میگفت جوووووووون به این میگن بکن میبینی من چی دارم ساناز گفت آره میدونم و گفت بهتون قول میدم هر زمانی که ردهام زده شد حالا چه شوهر کرده باشم چه دوست پسرم این کارو کرده باشه اگه اجازه بدی میام و زیر کیر دایی مرتضی میخوابم و باید همینطوری منو بکنه میزاری مژگان جون فت البته که میذارم ولی وایینسی پیر بشی بعد بیای داشت اینو میگفت آب مژگان حسابی پاشید و وقتی که ارضا میشه خیلی دست و پا میزنه و صورتش قرمز میشه منم محکم گرفتمش و حدود ۲۰ ۲۵ تا حسابی تلمبه زدم و به مژگان گفتم کجا بریزم سریع رفت کنار فت بریز رو سینههای ساناز منم در حالی که همونجا وایساده بودم زانو زدم جلوی ساناز و آبمو پاشیدم مثلاً رو سینههاش که بیشترش پاشید رو صورتو از سرشم رد شد دیگه دوش گرفتن و مسائل بعد سکس رو نمینویسم که هم میدونم یه چیزی تکراریه کاری که خیلی ها کردن و آخر داستانشون مینویسن و همه هم شبیه هم و همتون هم میدونین اینم بگم ۳ تایی نرفتیم حموم و توی حموم دوباره سکس نکردیم من اول رفتم ساناز بعد رفت داشت میومد بیرون مژگان رفت. بعد اون سه روز دیگه ساناز پیش ما موند مژگان میگفت دیگه خیلی راحت میومد و منو دستمالی میکرد ولی جلوتر پیش نرفت و من هم کلاً همون یه بار بود که با هم سکس کردیم و فقط شب آخر یه خورده شیطنت کردیم همدیگه رو دستمالی کردیم و جلوتر هم نرفتیم لبته مشکلی نداشت جلوتر میرفتیم ولی یه چیزی از درون هم میگفت که تو همین جا کافیه و ظرفیت داشته باش که همین رفتار و افکار ما باعث شد تا الان که به این سن رسیدیم یک حرکت اضافه یه کار خودخوانه و تنها خوری بیخبر از همکاری کردن خدا را شکر ازمون سر نزد که دلمو بشکنیم اینجور کارا کلاً بخواین حساب بکنین اصلاً انجام نشه و آدم تو بهرش نرو قاطیش نشه خیلی عالیه خیلی بهتره ولی اگرم پا گذاشتی تو این راه خیلی باید مواظب اخلاق و رفتار خودت باشی که از خط اصلی زندگیت خدای نکرده خارج نشی
نوشته: مرتضی
8 پاسخ به “دختر حشری فامیل که عاشق لاپایی دادن بود”
دوسال وقت صرف میکردی جنیفرلوپز میکردی😂😂😂
ریدم تو راهت
کیر تو داستانت
بالاخره ما نفهمیدیم تو بی هستی مفعولی ولی ۱۹ سانت رو از کجات آوردی پستون ۹۰ ارثی باشه درست آم ما مشخصه خیلی دادی
سارا یهو از کجا اومد کاش قبل ارسال یه دور میخوندیش اینجوری تر نمیزدی
داستانم غلط املایی زیاد داره البته غلط املایی که نمیشه گفت بیشتر حروف اول یا آخر کلمات جا میماند به خاطر اینکه از وویس برای نوشتن استفاده کردم به بزرگی خودتون ببخشید.
خوشبحالتون انقد باهم راحتیو و این مسئله سکس و فانتزیا تو زندگیتون تاثیری نداشته.
داداش اگر از این کیس ها داری ب ما هم بده تریسام بزنیمFFM