حمید، پسری که کم کم مفعول شد

سلام به خوانندگان بکن تو
من اسمم حمیده، همیشه دوست داشتم در مورد خاطرات و احساسات جنسیم یک جایی که قضاوت نشم صحبت کنم
تصمیم گرفتم خاطرات سکسیمو اینجا با شما به اشتراک بزارم، الان که دارم اینارو مینویسم سنم بالای ۳۵ هست و چیزایی که میگم همش واقعیته
من یه عادتی که از بچگی داشتم و هنوزم دارم اینه که به تخیلم خیلی بها میدم، یعنی در طول روز و در حین کار یا استراحت ممکنه به یک فانتزی جنسی فکر کنم و بعد کم کم بهش شاخ و برگ بدم، یا بعضی وقتا به خاطرات جنسیم فکر میکنم و با خودم میگم کاش میشد بعضی ها تکرار بشن از بس که برام لذت بخش بوده
برای همین شاید نوشتنشون اینجا هم به همین دلیله
اول از همه خودمو کمی براتون از نظر ظاهری و باطنی توصیف کنم
من یه پسر با قد ۱۷۷ و وزن ۷۵ هستم که چشمهای زیبایی به رنگ قهوه ای دارم و پوستمم گندمیه، بدنم نسبتا تو پر البته اندامم خیلی درشت نیست، بدنم نسبتا مو داره و موهام فرفریه، اخلاق آرومی دارم و آدم نسبتاً مطیعی هستم، خودم فکر میکنم شاید به خاطر همین اخلاقم بوده که کم کم آدمها بهم نزدیک شدن و منو راضی به سکس با خودشون کردن، چونکه من خیلی طول کشید تا نه گفتنو یاد گرفتم و اگر اخلاقم متفاوت بود شاید هیچ وقت به سمت این گرایشی که الان دارم نمیرفتم و البته باسن گوشتی و گرد و قشنگی دارم و شایدم همین باسن باعث شده من کم کم به سمت مفعول شدن سوق پیدا کنم، آخه یادمه وقتی توی سن بلوغ بودم خودم که به کونم پست می‌کشیدم خوشم میومد و گردی و توپریش رو حس میکردم و یه چیزی بهم میگفت کون خوبی دارم
من اهل اصفهانم و اصفهان بزرگ شدم، محیط اصفهان مثل خیلی از شهر های مذهبی دیگه مستعد اینه که بچه های پسر توی نوجوونی سمت همجنس خودشون برن و کنجکاوی های جنسی مون از اونجا شروع بشه، حالا شما فکر کن دهه شصتی هم باشی و جو جامعه هم هنوز توی این مسائل خیلی بسته باشه، دیگه اصلا تا یک سنی سمت دخترا نمیری.
خب منم توی نو‌جوونی اولین تجربیات جنسیم با پسرهای همسن توی فامیل و همسایه شروع شد و در واقع تا یک سنی اصلا نمیفهمیدیم داریم چیکار میکنیم و در واقع چیزی شبیه به ارضا شدن رو تجربه نمی کردیم، فقط اون هم آغوشی و مالیدن هم و اینکه یه چیزی لیزی میرفت لای پام بهم یه لذت خاصی میداد ولی از بعد از بلوغ و کشف کردن بدن این موضوع جدی تر شد، من اولین باری که یک پسر کیرشو به معنای واقعی کرد توی کونم حدود همسایمون بود، یه پسر همسایه داشتیم که هنوزم باهاش رفیقم ولی دیگه بینمون رابطه جنسی نیست، اسمش مسعوده، کیر ۱۸ سانتی کلفتی داشت ولی خیلی بلد نبود خوب ازش استفاده کنه، اوایل فقط کیر هم‌دیگه رو میمالیدیم ولی بعد از یک مدت گفت براش بخورم، منم اول قبول نکردم تا اون پیشنهاد داد که اگه مال منو بخوره منم براش بخورم، یکبار خوردن کیر من توسط اون همانا و همیشگی شدن ساک زدن من برای اون همانا، آخه من بعد از دو سه بار برام لذت بخش شده بود، کسایی که این تجربه رو دارن میدونن خیلی کیف میده که یک کیر کلفت دهنتو پر کنه. به هر حال رابطه ما بعد از یک مدت از سکس دهانی که البته فقط من براش ساک میزدم و اون خیلی میخواست لطف کنه یکم کونمو ماساژ میداد به سمت سکس لاپایی و بعد کم کم کردن کامل کون من ختم شد. دیگه کاملا شده بودم کونی آقا. البته باید بگم چون کیر مسعود کلفت و گنده بود و منم واقعاً ناشی بودم چند باری که از کون منو کرد بعد هزار زحمت و اینکه نمیدونستیم چه شکلی کیرشو بکنه توم و کرم زدیم و تف زدیم و با هزار بدبختی رفت توم، دو بارش کیرش کثیف شد و برای همین خیلی میلی به کردن توی کونم نداشت، البته اون چند بار رو هم به اصرار من کرد، کلا رابطه ما این شکلی بود که اون بیشتر دوست داشت براش ساک بزنم ولی من فانتزیام خیلی بیشتر بود و دلم میخواست کیر کلفتش بره تو کونم. اینم بگم البته که چند بار هم خیلی به جفتمون حال داد، خب گفتم که مسعود بچه محل و همسایه‌مون بود. یکبار یادمه بعد از ظهر تابستون بود طرفای ساعت ۴، که زنگ خونمونو زد من رفتم دم در و شروع کردیم به حرف زدن، اینو بگم رابطه من و اون خیلی عادی و مثل دوتا رفیق بود و هنوزم هست و فقط توی اون بازه زمانی که تقریبا پنج شش سال نوجوونی میشه سکس پارتنر هم بودیم، خلاصه بگم که یکم که باهم حرف زدیم گفت بیا بریم یکم حال کنیم تا بچه ها نیومدم تو کوچه، عصرا که میشد کل بچه محلا میریختن تو کوچه و ما نمیخواستیم غیبت کنیم، خلاصه رفتیم خونشون که یه خونه کوچیک دو طبقه بود که یه حیاط کوچیک هم داشت، خونشون کلا زمینش ۶۰ متره که ته کوچست و الانم دیگه بازسازیش کردن ولی اون موقع یه حیاط کوچیک داشت، ما توی همون حیاط زیر نور آفتاب شروع کردیم، مسعود کیرشو درآورده بود و منم زانو زدم وسط حیاط براش ساک میزدم، مامانش اینا خونه نبودن و اون همیشه همچین وقتایی منو میبرد خونشون ترتیبمو میداد، حدود پنج شش دقیقه ای که براش ساک‌زدم و تخماسو لیسیدم کیرش حسابی کلفت و بزرگ شده بود تو دهنم، من توی اون چند سال اینقدر براش ساک زده بودم که مثل یه پورن استار حرفه ای شده بودم، گفت پاشو قمبل کن دم راه پله، یه راه پله فلزی داشتن که از حیاطشون میرفت به طبقه بالا، مسعود شروع کرد کونمو مالیدن، اوج هنرش همین بود، بعداً که سنم رفت بالا و سکس با مردهای دیگه رو تجربه کردم که جلو تر هم بهش میپردازم کونم لیسیده میشد و زبون توی سوراخم میرفت فهمیدم چقدر من تباه بودم که به مالیده شدن کونم راضی بودم،خلاصه مسعود یکم کونمو مالید و بعد گفت بیا بشین روش، چون‌کیرش کلفت بود من همیشه برای اینکه دردم نیاد خودم مینشستم روش و یواش یواش کیرشو میکردم تو‌کونم،من از اولش خیلی گشاد نبودم ولی نمیدونم چرا اولین کیری که رفت توی کونم با اینکه خیلی کلفت بود ولی اینقدری که بقیه توی داستانهاشون مینویسن درد نداشت، یعنی داشت ولی با یکم عقب و جلو و بالا پایین کم کم جا باز میکرد. خلاصه برگردیم به داستان، یکم که نشستم رو کیر مسعود و جا باز کرد قشنگ شروع کردم براش بالا پایین شدن، ولی چون شلوارمو کامل نکنده بودم راحت نبودم خیلی ، بلند شدم و جلوش قمبل کردم و دستم گرفتم‌به نرده راه پله، زیر نور آفتاب، مسعود هم کیر شق شده کلفتش رو داشت میمالید، اومد جلو و کردش توی کونم، همینطور که گرمی نور آفتاب بعد از ظهر تابستون رو روی پوست کون و قمبلم حس میکردم یه لذت عمیقی وجودمو گرفته بود، وقتی کیر کلفتشو تو کونم عقب جلو میکرد و بدنش میخورد به کونم کل وجودمو لذت فرا میگرفت، انگار کیرش شارژر بود و کون من باطری خالی، بعدها فهمیدم پروستاتم بوده، مسعود تلمبه هاشو تند تر کرد تا اینکه ارضا شد و سریع کیرشو کشید بیرون و آبشو ریخت کف حیاط، منم شلوارمو پام کردم و اون حیاطو شست و بعد باهم رفتیم تو کوچه، همون موقع که درو بستیم یه بچه ها از خونه زد بیرون و ما رفتیم پیشش و دیگه بعدم بقیه بچه ها اومدن ولی من تا شب که رفتم خونه و به یاد سکس بعد از ظهر جق زدم فکرم قفل شده بود روی کیرش، دلم میخواست بازم منو میکرد، ولی حیف که کلا سکس های اینجوری که به من هم لذت بده بینمون خیلی نبود، من بیشتر بهش حال مبدادم تا اون و شاید سرجمع مسعود منو توی پنج شش سال ده بار از کون کرد که خب دو سه تاش خیلی بهم حال داد که یادم مونده، یه غروری انگار به من هیچ وقت اجازه نمیداد که بهش بگم بابا من دلم خیلی سکس قوی تر و بهتری میخواد، چون رابطمون خیلی عادی بود و در عین حالی که رفیق بودیم سکس هم میکردیم اون برام کافی نبود، من یکیو میخواستم که منو بمالونه بهم و بخورتم و درست حسابی بگاد و البته چون منو مسعود از بچگی با هم بزرگ شدیم و روابط خانوادگی داشتیم یه حسی هم بهم میگفت که این کار بین من و این آدم اشتباهه، الان بچه ایم ولی بعد که بزرگ شدیم من دلم نمیخواد اون منو به شکل سوراخ ببینه، خلاصه گذشت و من تصمیم گرفتم دیگه باهاش سکس نکنم گرچه اون خیلی اصرار میکرد ولی از یه جایی به بعد من تصمیممو گرفته بودم، من الان دارم بعد از بیست و چند سال راحت اینا رو اینجا مینویسم چون خودمو شناختم و با خودم به صلح رسیدم ولی اون موقع یادمه همیشه بعد از هر سکس و ارضا شدنم یه عذاب وجدان خفه کننده میومد سراغم، از خودم بدم میومد و فکر میکردم شدم یه بچه کونی که همسن و سالام ازم سواستفاده میکنن، آخه من اون موقع به غیر از مسعود به دو نفر دیگه هم کون داده بودم که از غذا اسم جفتشون هم رضا بود، یکیشون فامیلمون بود که شهرستان بودن و وقتی می رفتیم خونشون چند باری هی به بهونه های مختلف کم کم بهم نزدیک شد با همین دودول بازی و کون کونک بازی و لاپایی بینمون شروع شد و یهو به خودم اومدم دیدم داره منو می‌کنه که خب البته کیرش کوچیک بود و برای منی که کیر ۱۸ سانتی مسعود رفته بود توم چیزی نبود، اون رضای دومی هم هم باشگاهیم بود که یه بار بعد باشگاه به بهانه دادن چندتا سی دی آهنگ منو کشوند خونشون آخه اون موقع سی‌دی یه چیز خیلی. خاصی بود و هر کسی نداشت، بعد که رفتم خونشون دیدم کسی نیست و کم کم سر حرفو باز کرد و گفت بیا باهم حال کنیم، منم تو عالم نوجوونی انگار میخواستم ضد حال نزنم یا نمیدونم چه فکری میکردم قبول کردم، واقعاً اون بار کونم نمیخارید ولی انگار توی رودربایستی یا اینکه بلد نبودم نه بگم قبول کردم، اینم نبود که اون بگه بیا من بکنمت، گفت بیا حال کنیم و بعد گفت خب تو میکنی یا من بکنم، منم هیچ میلی به کردن اون نداشتم با اکراه گفتم تو بکن، چون قبلش چند باری به مسعود کون داده بودم خیلی برام ترسی نداشت و راحت قبول کردم، اونم سر کیر قلمیشو یکم کرم زد و خیلی زوری کرد تو کونم که یادمه خیلی دردم اومد، این رضای بیشرف که الان نمیدونم کجاست کلا دوبار منو کرد که یه بار کف اتاقش روی فرش با کرم نیوا کرد که خیلی دردم اومد و یه بار تو حموم خونشون با شامپو، دفعه دوم یادمه مسابقه داشتیم و اون بعد مسابقات موتور یه بچه های باشگاهو گرفت و منو سوار موتور کرد و من احمقم یه کلمه بلد نبودم بگم دلم نمیخواد بیام، قشنگ با من عین یه کون برخورد شد که باعث شد بعدش خیلی عذاب وجدان بگیرم، منو برد خونه، گفت بریم حموم، لختم کرد و حتی بهم گفت براش بخورم که من قبول نکردم اونم شامپو رو ریخت روی کیرش و مثل دفعه اول با زور و فشار به حالت ایستاده منو کرد، کیرش اصلا کلفت نبود ولی مدل کردنش خیلی دردناک بود برام، و اینکه شامپو که زد و رفت توی کونم باعث شد کونم تا عصر بسوزه، چقدر به خودم لعنت فرستادم به خاطر این کار، چقدر با خودم گفتم این حتماً به اون هم باشگاهیم که موتورشو گرفته گفته که میخواد منو ببره بکنه، آخه رفتار بعضی بچه های باشگاه هم باهم عوض شده بود یا حداقل من اینجوری فکر میکردم چون یه جور خاصی بهم نگاه میکردن، بعد از یه مدت هم دیگه باشگاه نرفتم و کلا اون رضای عوضی رو دیگه ندیدم، گذشت تا دیگه من وارد سال کنکور شدم و تمرکزم کامل روی درس و تست و اینا بود و دیگه با هیچ‌کسی سکس نداشتم تا بعد از کنکور، بعد از کنکور من دیگه آزاد بودم تا هر وقت دلم میخواست پای کامپیوتر بمونم و اون موقع هم چت روم های یاهو توی بورس بود، من اوایل به تقلید رفیقا و همکلاسی ها بیشتر سعی به پیدا کردن دوست دختر بودم ولی خب از اونجایی که چیزی دستمونو نمیگرفت و اکثراً فیک بودن بعد یه مدت بی خیالش شدم و بیشتر وقتم‌پای کامپیوتر به گیم می‌گذشت تا اینکه یه شب یه فکری اومد توی سرم که بذار کلمه گی رو توی چت رومهای یاهو سرچ‌کنم و بله! دیدم اووووه چقدر پیج های مختلف و هر کدوم مال یه شهره و چه خبره، کم کم با چت کردن و حرف زدن با آدمهای مختلف توی این روم ها به دنیای واقعی همجنسگرایی وارد شده بودم، هم برام خیلی عجیب بود و هم خیلی کنجکاو بودم، من اصلاً نمیتونستم درک کنم چطور میشه به یه همجنس حس عاشقانه داشت ولی در عین حال عاشق کیر بودم، دلم میخواست کیر بقیه رو ببینم و بگیرم توی دستم، توی خیالاتم تصور میکردم که یه مرد گنده و که ده سال ازم بزرگتره منو داره از کون میکنه و با این تصورات جق میزدم، این داستان ادامه داشت تا اینکه من یکم جرات کردم و دلمو زدم به دریا و با یه پسری به اسم داوود که از اتفاق توی محله خودمون مکان داشت نچتوی همین چت رومها آشنا شدم و قرار شد برم ببینمش، یادمه من اینقدر حشری بودم و دو سالی بود که کون نداده بودم برای همین آماده گاییده شدن بودم، قبل اینکه برم حسابی کونمو شیو کردم و برق انداختم و رفتم حسابی دستشویی که تمیز باشم، یادمه ساعت طرفای ۸ شب آخرای تابستون بودو من با داوود سر خیابونمون قرار داشتم، اون موقع طرفای سال ۸۳ بود و هنوز موبایل فراگیر نشده بود برای همین من باهاش سر یه ساعت مشخص دم یه ساختمون قرار گذاشتم که بعد که رفتم منو برد توی همون ساختمون، من داوود رو تا اون موقع ندیده بودم و وقتی اومد دیدم یه پسر حدوداً ۲۷-۲۸ ساله بدن سازه که یه تیپ چسبون مشکی زده بود که خیلی جذابش کرده بود، یکم با هم راه رفتیم تو خیابون و محله رو دور زدیم و حرف زدیم که البته بیشتر اون حرف زد و برام در مورد جامعه گی های اصفهان گفت و پوزیشن های همجنسگرایی رو برام توضیح داد و اینکه یه نصیحت بهم کرد و گفت سعی کن هیچ وقت وارد جامعه اینا نشی و توی گروه هاشون و اکیپهاشون نری و منم حرفشو کاملا گوش کردم، خلاصه بعد از نیم ساعت حرف زدن توی خیابون گفت امروز دوست داری سکس کنیم، منم که نه گفتنو اصلا بلد نبودم و البته اون روز واقعاً کونم میخارید بهش اوکی دادم، رفتیم توی ساختمونی که سر خیابون خودمون بود و من بارها و بارها از دمش رد شده بودم، حتا وقتی میساختنش هم کاملا یادم بود و هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی اینجا یک نفر منو از کون بکنه، خلاصه سرتونو درد نیارم ، رفتیم توی یه دفتر اداری خالی که کلیدش دست داود بود‌و خالی خالی بود حتی پرده و موکت یا صندلی هم نداشت و بعد داود گفت بریم توی یه اتاق که یه وقت کسی سایمونو از پشت پنجره نبینه، رفتیم تو اتاق و داود چراغو خاموش کرد ، همه. جا تاریک بود ولی یه کورسوی نور کمی از. کوچه میومد و من قیافشو می دیدم، برام خیلی عجیب بود و دفعه اولیم بود که با یک آدمی که تاحالا ندیده بودم و نمیشناختم توی یه همچین جایی قراره سکس کنم، اونم نه سکسی که تا حالا تجربه کرده بودم بلکه یه سکس تقریباً حرفه ای من از داود خوشم اومده بود و جذبش شده بودم برای همین هرچی میگفت رو انجام میدادم، داوود همون اول تو چشام خیره شد و منو کشوند سمتش و ازم یه لبی گرفت که شد اولین لب دادن عمرم، تا اون موقع من از هیچ دختر یا پسری لب نگرفته بودم، خیلی حس عجیب و تازه ای داشت، راستش خیلی برام تحریک آمیز نبود ولی خودمو سپرده بودم بهش، یکم که ازم لب گرفت و شروع کردن کونمو از روی شلوار مالیدن و بعد پیرهنمو کند و شروع کرد به خوردن سینه هام به صورت ایستاده،لامصب حرفه ای بود اینجا بود که کم کم داشتم داغ میکردم، منم تیشرت چسبونشو کندم و سعی کردم مثل فیلمای. پورن شروع کنم به خوردن بدنش، لعنتی بدن عضله ای و توپی داشت، سینه های برجسته ای که دقیقاً توی فانتزیام همیشه بهش فکر میکردم، یکمی سینه هاشو با زبون لیس زدم و مکیدم و کم کم رفتم پایین تا رسیدم به شلوارش، خودم دگمه های شلوارشو باز کردم و شلوارشو کشیدم پایین، یه شورت چسبون پویشده بود که کیرش توش قلمبه شده بود، شرتشو که کشیدم پایین با یه کیر قلمی ۱۳ سانتی مواجه شدم که یکم خورد تو ذوقم، انتظار داشتم با این هیکل کیر قطور تری داشته باشه، خلاصه شروع کردم براش ساک زدن به صورت دو زانو و اونم چشماشو بسته بود و بعد شروع کرد دست کرد از پشت توی شورتم و با انگشت سوراخمو ماساژ میداد، اینجا دیگه حسابی حشری شده بودیم جفتمون و من آماده گاییده شدن بودم، این اولین بار بود که با برنامه ریزی خودم و به میل خودم با یه همجنسگرای واقعی و حرفه ای داشتم سکس میکردم و با رضایت کامل کیرشو میخوردم، یکم که گذشت داوود گفت حمید پاشو، پشتتو بکنن، من به صورت ایستاده براش قمبل کردم، اونم به کیرش یکم وازلین زد و اینقدر حرفه ای عمل کرد و البته کیرش هم کوچیک بود که با فشار دوم کل کیرش وارد کونم شد، آه عززیزم، یه مرد واقعی و هیکلی داشت منو توی پوزیشن مورد علاقم میکرد، حرکت کیرش واقعاً بهم لذت میداد و منو برده بود توی فضا، با هر تلمبه که میزد صدای ضربات بدنش به کونم تو فضا میپیچید و فضا برام فوق العاده اروتیک شده بود با دستاش کمرمو گرفته بود و با ریتم میگایید منو،برای اولین بار تو عمرم صدای آه و ناله من از لذت سکس و کون دادن بلند شده بود ولی داوود هی میترسید و میگفت هیس الان میفهمن ولی من دست خودم نبود. تو اوج لذت و روی قله بودم که داوود آخرش مجبور شد همینجور که از پشت منو میکنه با دستش دهنمو بگیره و بعد پنج دقیقه که از تلمبه زدنش گذشت بود داوود بهم گفت کی میخوای ارضا بشم من گفتم هنوز زوده بکنم یکم دیگه ولی بهونه آورد که عجله داره و دیرش شده و زود آبشو تو کونم خالی کرد ولی مشخص بود نتونست در مقابل سوراخ تنگ و گرم من مقاومت کنه و بعد پوشیدیم و اومدیم بیرون، خدافظی کردیم و رفتیم و منم رسیدم خونه رفتم تو دستشویی و آبشو از کونم‌خالی کردم و همونجا به یاد این سکس لذتذبخش جق زدم از شانس بدم من شماره داوود رو گم کردم و هرچی هم بعد گشتم آیدیشو پیدا نکردم، نمیدونم چرا اونم دیگه پیداش نشد و اون سکس شد اولین و آخرین باری که منو اون باهم بودیم که یکی از بهترین سکسهای عمرم شد، شاید به خاطر تازگیش یا کم درد بودنش یا هر چیز دیگه ولی من بعد از اون خیلی سعی کردم باز تجربه مشابهی رو پیدا کنم که منجر به سکسهای مختلفی و متنوعی با آدمهای زیادی شد و دیگه من رسماً به یک مفعول تبدیل شده بودم که دوست داشتم فقط بدم، البته چند بار هم سعی کردم تجربه فاعل بودن با پسر رو بچشم که هیچ وقت بهم حال نداد و به نظر خودم و برای من دختر برای کردنه و پسر برای دادن!
من داستان و خاطره تا دلتون بخواد دارم و سعی میکنم ادامه‌ش بدم، بستگی داره ببینم چقدر بازخورد میگیره

نوشته: Bay_esf_b

بازدید 5,432

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

4 پاسخ به “حمید، پسری که کم کم مفعول شد”

  1. من داستان زندگیت رو کامل خوندمبه عنوان یک سیسی ترنر و تجربه نسبتا زیادی که در حوزه تربیت و اموزش مفعول و البته کون کردن زیاد دارم یک سری اتفاقات تقریبا مشترک باعث میشه که پسر به سمت حس مفعولی میره و یک سری رفتارهای مشترکی دارن که بحثش خیلی مفصله.در کل دو تا نکته رو میخوام اینجا بگم؛اول اینکه نمیدونم چرا از بعداز کرونا و یکی دو سال اخیر به شدت تعدادشون زیاد شده و جالبه که همسون هم جلسه اول میخوان بدن بر عکس گذشته اینها برای دادن ببشتر عجله دارن تا من که میخوام بکنم.دوم؛ به کسانی که حس مفعولی دارن و میخوان تجربه کنن، وارد این راه نشن، چون برگشتی نداره، کافیه چند مرتبه بدی دیگه نمیتونی ترکش کنی و اگه گیر یک سیسی ترنر بی افتی، چنان ذهن و ضمیر ناخوداگاهت رو عوض میکنه و تبدیل به دخترت میکنه که خودت هم شاید نفهمی و کیرت رو از کار میندازه.اگر هم میخوای واردش بشی حداقل تکلیفت رو با خودت مشخص کن و با این حس کنار بیا چون بعداز عادت به دادن پشیمونی فایده نداره

  2. من هم بچگیم خیلی دادمو خیلی کردم ولی هیچوقت از دادن به پسرها لذت نبردم ولی در عوض با بک خانمی اشنا شدم که خیلی کارش رو خوب بلد بود و هم میداد و هم میکرد از اون موقع تا الان دوست دارم که به یک خانم بدم ولی تحت هیچ عنوان به پسرها حس ندارم تا حالا چندین بار موقعیت پیش اومده که به خانمها بدم ولی روم نشده و من کردمشون😄 ولی یکیشون بود بنام مرجان که وقتی بهش این قضیه رو تعریف کردم گفت منم دوست دارم تجربه کنم و منم حال کردم باهاش تا یه مدت اون منو میکرد و من هم اونو ولی یهو رفت آلمان

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید