خانواده خوش خیال 29

خانواده خوش خیال 29

-عرفان جون من برای اونشم یه فکری کردم . نگاه کن .. درو از داخل قفل کردیم اگرم کسی بیاد سراغ تو رو بگیره  درو باز نمی کنم و میگم که تو و سهیل رفتین با هم بگردین .  اون وقت  سهیل و تو کجا هستین ؟ هر دو تا تون همین جایین .

عرفان آب دهنشو به زور قورت داد . حالا به خوبی می تونست ببینه که کیرش چه جوری رفته توی سوراخ سوسن خانوم . این زن پیر که پوست لطیفی داشت و از بس به خودش رسیده بود پنجاه هم نشون نمی داد طوری وسوسه اش کرده به هیجانش آورده بود که اونو یک زن بهشتی می دید . خسته شده بود از بس  منت این دوست و اون دوستشو می کشید تا یک زن و دختر بد کاره رو به اون معرفی کنه . تازه خیلی هم خجالتی بود .

-ببینم تو هم دوست داری منو شکارم کنی ؟ یه شکارچی وقتی شکارشو به دام میندازه لذت بیشتری می بره از این که اونو نوش جونش کنه . اشتهاش زیاد میشه .

عرفان می خواست بگه که من همین حالاشم اشتها دارم . ولی دیگه روش نشد .

-عرفان جون راحت باش . حالا که از هر نظر خاطرت آسوده شد می تونی کاملا راحت و آزاد بگردی .

سوسن لباسای پسره رو در آورد و شورت رو گذاشت آخر کار . کیر عرفان از پشت شورت ورمی کرده بود که پس از دوران بلوغ این نوع ورم و شق شدن سابقه نداشت . زن یه دستی رو شورت پسر کشید و مثلا ازش فاصله گرفت .. در چند قدمی اونا سهیل افتاده بود رو ستاره و تن لختشو به بدن لخت اون می مالوند .

-عزیز جون ستاره جون!

-سهیل زود باش . امروز چته . نکنه از عرفان خجالت می کشی . ببین اونم چه جوری کیرش شق شده ؟ سوسن زود باشین دیگه دارین چیکار می کنین . این سهیل جون خودش امروز یکی هم قد و قواره خودشو دیده دچار خجالت شده ..

عرفان رفت سمت سوسن .. سوسن هم دوست داشت که زود شکار شه . ولی مدام دست و پا می زد تا صحنه رو شیرین تر و هیجانی کنه .

-آههههههه نهههههه نههههههه پسر نمی ذارم . نمی ذارم تو منو لختم کنی . نمی ذارم . نه .. به من تجاوز نکن . من شوهر دارم ..

عرفان می دونست که این هم از اون بازیهاییه که می خوان هیجان سکس رو زیادش کنن . افتاد رو سوسن . کف اتاق رو قالی های نرم و کلفتی گذاشته بودن که خیلی راحت می شد روش سکس کرد بدون این که بدن آدم درد بگیره .

-جووووووووون جوووووووون .. همینه همینو عشق است .

عرفان سوتینی رو ندید که درش بیاره . اصلا یادش نمیومد که اون کی در اومده . دستشو رسوند به شورت سوسن . آروم آروم اونو پایین کشید .

-اوووووووفففففففف عجب کون سفیدی داری جوووووووووون . می تونم  گازش بگیرم و بخورم و لاشو باز کنم ؟

-تو هر کاری می تونی با کون من انجام بدی . می تونی کیرت رو تو هر کدوم از این سوراخایی که دلت بخواد فرو کنی . لذت ببری . عشق کنی  .

-جوووووووون جووووووون . من دوست دارم . کون دوست دارم . کس دوست دارم .. سوسن لذت می برد از این که یک جوونو تا به این حد حشری کرده که بتونه با یکی که تقریبا سه برابر و نیم اون سن داره حال کنه .

-پسر عشق کن عشق کن . منو داشته باش . من مال توام . حالا مال توام ..

عرفان ار حال رفته بود . حس کرد که اگه بعدا یه وقتی با یکی  در حد و اندازه های سنی خودش ازدواج کنه نمی تونه هیجانی رو به این اندازه که حالا داره داشته باشه . واسه پسری که سختی کشیده باشه و در جامعه ای که  تابو های زیادی مانع  پسرای خجالتی میشه این جور لقمه چرب و چیلی و راحت گیر آوردن یه نعمتیه که باید قدر اونو دونست . دهنشو گذاشت روی کون سوسن . دو تا قاچ کونشو به دو سمت باز کرد . کاری به این نداشت که کسش گنده هست یا سوراخ کونش گشاد . اون فقط زبونشو گذاشته بود روی اون . با خودش فکر می کرد که من باید به این پیرزن خوشگل و سانتی مانتال حال بدم . اون باید از من لذت ببره . بدونه که عرفان هم می تونه . واسه خودش کسی شده . حالا دیگه از این که سوسن کیر شق شده اونه ببینه سختش نبود .  در همین لحظه صدای در اومد .. یکی داشت در می زد .. در اتاقو .. صدای فیروزه بود ..

-عرفان اونجایی ؟

سحر و سپیده هم با اون بودن .. عرفان تنش مثل بید می لرزید . خیلی از مادرش حساب می برد . طوری خودشو گم کرده بود که انگاری مادر ش اومده همین حالا داره اونو می بینه . ولی اون طرف سهیل کمر ستاره رو داشت و در یه حالت قمبلی داشت اونو می کرد …

-نترس عرفان اون وقت دیگه کیرت آب میره ها . …. ادامه دارد …. ….

در

۲۱:۲۳:۰۰

4

خانواده خوش خیال 29

بازدید 7,047

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...