خارتو , گل دیگران 134

خارتو , گل دیگران 134

بعد از چند ساعت استراحت ویدا و ماندانا به سوئیت خودشون بر گشتند و از پسرا هم خبری نبود . ظاهرا اونا هم رفته بودن سراغ کارای عقب افتاده شون .

ویدا : میگم عشقم چه طوره که توی بغل هم بخوابیم .

ماندانا : بد نیست . فکر خوبیه . من که هنوز خوابم میاد .. ولی کار مون شده خوردن و خوابیدن و تسلیم شدن .

-مگه جز این کار دیگه ای هم داریم .

-دوست دارم بریم بیرون یه دوری بزنیم . یه خریدی .. یه پاساژی . فروشگاهی .. یه جای بین المللی .

-این جا همه جاش بین المللیه .

-من و تو هم که اومدیم و با صفا ترش کردیم .

ماندانا : می ترسم بریم دور بزنیم و کار دست خودمون بدیم .

ویدا : مگه ما دختر شاه پریونیم ؟ این قدر تیکه های خوشگل و رنگ و وارنگ هست که دیگه این پسرای خوش تیپ کجا بود بیان واسه من و تو پول خرج کنن .

ماندانا : نیست که تا حالا از این کارا زیاد کردند .

ویدا : ولی ما خودمون هم نخواستیم . چون پر توقع نبودیم . همون جوری که در زندگی شخصی خودمون هم همین جوریم . ولی کو قدر بدونه ؟

ماندانا : من اگه بگم یه چیزی ؟

ویدا : منظورت داداش وحید منه دیگه ؟

ماندانا : اگه بهت بر خورد من حرفمو پس می گیرم .

ویدا : تو هیچی رو از من پس نمی گیری چون من دوستت دارم و عاشقتم . واسه همین هم حرفا تو هم دوست دارم .. با این که هوا گرم بود ولی از اون جایی که نمی دونستن حال و روز شبشون چی میشه وسط روز رفتن بیرون .. چند فروشگاه لوازم خانگی و لباس رو زیرذره بین چشای خودشون گرفتن .

ویدا : راستش من که از قیمتای این جا چیزی سر در نمیارم و حوصله خرید هم ندارم .

ماندانا : منم تا حدودی مثل توام . یعنی حداقل حالا رو این جوریم .

ویدا : علتشو می دونم . چون توبه جای این که  به فکر خرید اجناس باشی به فکر خرید صاحب جنسی و مدام در این فکری که کدوم فروشنده خوش تیپ تره و جنسش بهتره . آدم این قدر روی کار رو که نگاه نمی کنه . باید عمقی نگر هم باشه .

ماندانا : به نظرت من چطوره همون اول برم عمق مسئله رو نگاه کنم . عمق همه شون به یه چیزی ختم میشه . حالا یکی عمیق تره یکی هم عمقش کمتره .

ویدا : مانی جونم تو دیگه خسته نشدی هنوز دو روز نشده با چهار تا بودی .

ماندانا : هنوز دو تا دیگه جا دارم . یه وقتی فکر نکنی که زن داداشت جنده شده ؟

ویدا : این چه حرفیه که داری می زنی . اگه از این فکرا در مورد تو بکنم در مورد خودمم باید بکنم . چون هر کاری که تو انجام میدی منم دارم می کنم . می دونم بازم میگی که فرق بین ما و جنده ها در اینه که ما از بودن با مردای دیگه لذت می بریم و این جوری نیست که در یک روز با هر کی که از در وارد شد بپریم توی بغلش و بهش حال بدیم .. اینو که راست گفتی مانی . چون ما اگه توی خونه خودمون بودیم هر روز باید  یه بار به شوهر مون حال می دادیم .. پس از نظر کمیت و فشار کاری فرقی نمی کنه ولی ظاهر قضیه عوض شده .

ماندانا : گفتی فشار کاری ؟

دو تایی شون خندیدند . چون می دونستن که فشاری که پسرای حریص  و بیشترشون مجرد به اونا وارد می کنن خیلی بیشتر از فشاریه که شوهرشون بهشون میاره و حتی فعالیت خود اونا در رابطه با همسرشون ..

ماندانا : ببین من میگم دراین فروشگاه چه طوره یه خورده مخ زنی کنیم . دو تا پسراش هم خیلی خوش تیپن . احتمالا بومی نیستن .

ویدا : این جا بومی خیلی کم داره . تازه بومی هم باشن مگه چه ایرادی داره !

ماندانا : میگم الان می خوام یه ضد حال بزنم .

ویدا : چه جوری ؟

ماندانا : ازش بخوام که چند تا شورت و سوتین بیاره و نشونمون بده .

ویدا : ولی فکر نکنم از این چیزا این جا پیداش شه . معمولا یه فروشنده زن هم باید داشته باشن .

ماندانا : ولی این فروشگاه اون جوری هام نیست که حتما باید یه  زن هم بذارن ..

ویدا : من فکر کنم یکی دو جا تبلیغ سوتینو دیده باشم .

ماندانا : این دو تا پسرو می بینی از اون شیطونا هستن . اگه یه چراغ سبز نشونشون بدیم همین جا قرمزمون می کنن . بهت قول میدم اصلا توجه نمی کنن که  جلوی مغازه کیه و جریان چیه . از اونایی هستن که درو می بندن و ما رو می برن اون بالای مغازه و هر بلایی که دوست داشته باشن سر مون میارن .

ویدا : و تو یک بار دیگه به یکی از آرزوهات می رسی .

ماندانا : نیست که آرزوی تو نیست .

ماندانا : با این که خیلی ناز و خوش تیپ و حشری نشون میدن ولی هیکل اون چهار تایی که این دوروزه با اونا بودیمو ندارن .

ویدا : حالا شاید لختشون این جوری نباشه . میگم بریم و بی خیالشون شیم . یه وقتی آبرو ریزی میشه ها . اون وقت فکر می کنن ما جنده هستیم .

ماندانا : آخ که چقدر از این واژه چندشم میشه . اصلا به کلاس ما نمیاد که به شوخی هم خودمونو با جنده ها مقایسه کنیم .

ویدا بازم خنده اش گرفته بود .

ماندانا : ببخشید آقا شما شورت و سوتین هم دارین ؟ که استاندارد شده و مطابق آخرین مد روز باشه ؟..

جوانک یک لبخندی زد و گفت فراوون .. منتها اون بالاست .. اگه تشریف بیارید اون بالا همه رقمشو نشونتون میدیم . ..ادامه دارد … ..

در

۰:۴۰:۰۰

خارتو گل دیگران 134

بازدید 14,405

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...