چی بنویسم؟؟ دلم بد جوری کون دادن میخواد، الان که دیگه ۳۳ سالم شده خیلی کم کون میدم و با یکی دو نفر بیشتر در ارتباط نیستم اونم شاید دو سه ماهی یک بار ولی یه زمانی چهار پنج نفر رو داشتم که هر وقت دلم بخواد از بینشون انتخاب کنم، البته توی خیالاتم خیلی دلم میخواست که یکبار دو سه تاشون رو با هم داشته باشم و سکس گروهی کنیم ولی شدنی نبود چون پارتنرهام هیچ کدوم از وجود اون یکی خبر نداشتن و منم دلم نمیخواست اونا بدونن که من اینقدر جنده و کونی تمام عیاری هستم، چون اگه میفهمیدن رفتارشون باهام تغییر میکرد و بعدش دیگه معلوم نبود هر وقت میخواستمشون حاضر میشدن
بریم که خودمو معرفی کنم
من اسم مستعارم حمیده، یه پسر با قد ۱۷۳ سانت ۷۳ کیلویی ام که پوستم گندمیه و چشم و ابروی مشکی قشنگ و البته کون گوشتی و گردی دارم، اینکه چی شد تمایلاتم به سمت همجنسم کشیده شد رو نمیتونم دقیق بگم ولی فکر میکنم از نوجوونی که توی محلمون با پسر همسایهمون (حسین) شروع به مالیدن کیر هم کردیم و کم کم رفتیم سراغ خوردن برای هم من فهمیدم که از این کار (ساک زدن) خیلی خوشم میاد اونم وقتی یه کیر کلفت و دهن پر کن باشه، حسین دیوث هم کیرش کلفت و گنده بود، دفعه اول که میخواست منو راضی کنه براش بخورم بهم گفت من برات میخورم به شرطی که تو هم برام بخوری و بعدش برام خورد من خیلی خوشم اومد و منم اولش با اکراه شروع کردم به خوردن کیرش و کمکم ساک زن حرفه ای شدم اونم که دید من از کیر خوردن خوشم میاد کم کم اومد سراغ کونم و اول با لا پایی کردن شروع کرد و بعد هم سکس کامل آنال که باعث شد من یک کونی کامل بشم و تا قبل از اینکه برم دانشگاه هر هفته منو میکرد منم اعتراضی نداشتم چون بهش اعتماد داشتم و میدونستم به کسی نمیگه
قبل از اینکه حسین منو بکنه توی دوران بلوغم وقتی دست میکشیدم به کونم خیلی خوشم میومد و نسبت به لمس کون و مقعدم حس خوبی میکردم، وقتی میدیدم که کونم حسابی گوشتی شده با خودم میگفتم حتماً خیلی خواهان داره، مثلا توی باشگاه موقع عوض کردن شلوار نگاه پسرای بزرگتر رو به کونم میفهمیدم، چند بار هم که توی جاهای شلوغ مثل اتوبوس انگولک شده بودم خوشم اومده بود، یادمه از عمد شلوار لی تنگ میپوشیدم که جلب توجه کنم و جواب هم میداد، معمولاً کارگرا توی اتوبوس عصرا که از مدرسه بر میگشتیم زیاد بودن و بعضیاشون قشنگ معلوم بود بچه بازن، منم که توی سن ۱۳ـ۱۴ سالگیم اول بلوغم بود هنوز قیافهم بچه میزد ولی کونم گرد و قشنگ شده بود و از عمد یه جوری می ایستادم که بتونن بیان پشتم و انگولکم کنن یا خودشونو بمالن بهم، حتی یکبار که نزدیک بود آبرو ریزی بشه چون یکیشون اینقدر حشری شده بود که کیرشون از لای زیپ شلوارش توی اتوبوس در آورده بود و گذاشته بود لای پام، اتوبوس اون زمان خیلی شلوغ بود و لای جمعیت گم میشدم و اون کسکش هم نمیدونم چجوری همچین جرعتی کرده بود، البته فکر میکنم که دلیلش این بود که با هم هم مسیر بودیم و چندبار دیگه هم منو توی اتوبوس انگولک کرده بود و فهمیده بود که کونم میخواره و اونبار دیگه اختیارش از دستش در رفته بود، آخه کونم خیلی قشنگ بود، حتی فکر میکنم دو سه نفرم دیدن ولی به روی خودشون نیاوردن، خب طرف چسبونده بود بهم و منم فقط از روی شلوار دستشو که لای کونم بود حس میکردم تا اینکه حس کردم حجمش بیشتر از دو سه تا انگشته و دستمو بردم عقب به زور و فهمیدم کیرشه، اون لحظه خیلی ترسیدم، فکر کن یه هو به خودت بیای و ببینی یه مرد غریبه توی شلوغی جمعیت کیرشو گذاشته لای پاهات و هر آن ممکنه یکنفر ببینه، اگه یه آشنا میدید که فاجعه بود، خلاصه من به محض اینکه ایستگاه ایستاد و جمعیت اومد تکون بخوره سریع خودمو از دستش کشیدم بیرون و فرار کردم، یه لحظه قیافهش رو دیدم و هنوز بعد این همه سال تو ذهنمه، درسته که اون لحظه ترسیده بودم ولی بعضی وقتا که بهش فکر میکنم خیلی دلم میخواد میتونستم بهش کون بدم، اون حجم کیر که لای پاهام رو گرفته بود واقعاً برای یه مفعول شهوت بر انگیزه، ضمن اینکه وقتی یک نفر اینقدر خواهان کونته که حاضره توی شلوغی کیرشو بذاره لای پات باید بهش کون بدی، چون اون مستحق کونته.
بگذریم، اینا رو گفتم که بدونید چه شکلی کم کم کونی شدم، من اصلاً کونی بودن رو چیز بدی نمیدونم، اول اینکه یک انتخاب شخصیه و به کسی هم آسیبی نمیرسونه و دوما اینکه میتونه خیلی لذت بخش هم باشه، آدمهایی مثل من لذتهای بیشتری رو تجربه میکنن و من از نظر جنسی میتونم بگم همه جور لذتی رو تجربه کردم، چه بعضی وقتایی که خودم فاعل شدم و چه بیشتر وقتایی که مفعول بودم
من خاطرات جنسی زیادی دارم و آدمهای زیادی منو کردن، یکبار نشستم حساب کردم شاید تا حالا حدود ۵۰ نفر حداقل یک بار منو کرده باشن. از دکتر و مهندس تا کارگر و نگهبان، از جوون ۲۰ ساله تا مرد ۵۰ ساله، کیرهای کوچیک ۱۱ سانتی تا کیرهای کلفت ۲۲ سانتی، در مدلها و پوزیشنهای مختلف از داگی و فرغونی تا برعکس و گروپ سکس ،در جاهای مختلف از خونه های ویلایی بگیر تا حموم عمومی و کنار جاده و کوه و حتی توی یه کمد قدیمی
فکر کنم تاحالا فهمیده باشید که با چه جنده ای طرفید ولی یه چیزیو میخوام بگم اینه که من نه تاحالا از کسی بابت سکس پول گرفتم و نه با کسی که از سکسش خوشم نیومده ادامه دادم،همهش برای دل خودم و بر طرف شدن نیازم و فانتزیام بوده ضمناً هیچکدوم از رفقا و دوستای نزدیکم این گرایش منو نمیدونه و همه فکر میکنن من استریتم
در واقع من دو تا شخصیت دارم، یک شخصیت عادی که برای خانواده و دوستان و کار و اجتماعه و به زنها هم گرایش داره و یک شخصیت که یک کونی حرفه ایه و عاشق کیره. من اینقدر از کون خوشم میاد که خودمم کونی شدم و دوست دارم کون بدم، وقتی یه کیر کلفت توی کونم جا باز میکنه و اون درد اولیه جاشو با لذت عوض میکنه تازه من معنی لذت و کیف از سکس رو میفهمم، وقتی یک مرد کیر کلفت داره منو تو پوزیشن داگی میکنه و با هر تلمبه ای که میزنه صدای برخورد بدنشو با کونم میشنوم و هم زمان کیرشو توی بدنم حس میکنم که داره عقب و جلو میشه مثل یه ماهی، وقتی با دستاش کمرمو گرفته… اوفففف، لذتش وصف ناشدنیه
خب دیگه بریم که یکی از قشنگترین خاطرات سکسیمو براتون تعریف کنم و اگه دوست داشتید بازم ادامه میدم
یادمه زمان سربازیم بود و یک سال بود هیچ مدل سکسی نداشتم، اینم بگم که توی پادگان به هیچ عنوان نباید یک اپسیلن بفهمن که تو گرایش به کون دادن داری اگه نه کل پادگان میخوان بکننت، البته من با این موضوع مشکلی ندارم ولی تا وقتی که بدونم آبروم نمیره و سر زبون نمیوفتم که خب محاله همچین تصوری
اون موقع یک دوست پسری داشتم به اسم محسن که واقعاً سکسشو میپرستیدم،۳۷ سالش بود و من ۲۵ سالم و همه چیزش از نظر من خوب بود از قدش که ۱۸۵ بود با هیکل لاغر تا دستای زمختش که به خاطر کار فنی همیشه زبر بود تا کیرش که ۲۰ سانتیمتر طول داشت و دهنمو پر میکرد از کلفتیش تا اخلاق مهربونش که همیشه باهام مودب و مهربون بود تا مدل سکسش که وقتی میوفتاد به جونم اول لبامو و بعد بدنمو و بعد کونمو میخورد و زبونشو میکرد تو کونم و بعدشم سفت منو میکرد
خب شما حساب کن با چیزایی که براتون گفتم و همچین کیسی که داشتم، یکسال بود کون نداده بودم و واقعاً داشت عقلم از سرم میپرید و میترسیدم یهو بندو آب بدم و آبروم بره، فقط با جق زدن نیازمو فروکش میکردم.
اینو بگم که من شاید ۶۰ روز یکبار میشد که یه هفته میومدم مرخصی و از شانسم هر بار که اومده بودم یا محسن نبود، یا خودم وقتم آزاد نمیشد، به هر حال یادمه توی اردیبهشت ماه بود و دو سه ماه آخر خدمتم بود و اومده بودم مرخصی و دو روز مونده بود که برگردم، دیدم اینبار هم دارم دست خالی بر میگردم، پا شدم رفتم خودمو حسابی شیو کردم و کونمو خالی کردم و آماده شدم و به محسن زنگ زدم گفتم کجایی؟؟ گفت بیرون، گفتم نمیای دنبالم؟ گفت خیلی دلم میخواد ولی باید مادرمو ببرم دکتر و شاید نرسم. گفتم یا میای منو میبری امشب میکنی یا میرم به یکی دیگه میدم، دارم میترکم از شهوت گفت حالا سعیمو میکنم ولی مگه تو کسیو تو دستو بالت داری؟؟ من از لجم گفتم آره، اشکان هست.
حالا اشکان کی بود؟؟ یه پسری بود که من چند سال پیش توی نت باهاش آشنا شده بودم و چندوقت چت کرده بودیم و عکس رد و بدل کردیم، یادمه هیکل خوبی داشت ولی هیچ وقت باهاش قرار نذاشتم چون مکانمون جور نمیشد، اون موقع هم من خیلی میترسیدم که جاهای غیر از خونه سکس کنم، من دو سالی بود که با محسن بودم و در واقع این اشکان بود که منو به محسن معرفی کرده بود.
یادمه وقتی با اشکان به نتیجه نرسیدیم و من خواستم ازش خداحافظی کنم بهم گفت حاضر به سکس گروهی هستی با یه دوستام؟ و گف که یه دوستی داره که اون مکان داره و محسنو معرفی کرد ولی من از اونجایی که محسنو نمیشناختم و نمیخواستم فکر کنه خیلی جندهم گفتم نه و اونم گفت خب اشکالی نداره شمارشو میدم باهاش آشنا شو و من همیشه ازین بابت ازش ممنون بودم، بعد از اون جریانم من دیگه با اشکان ارتباطی نداشتم فقط بعضی وقتا بهم زنگ میزد احوالمو میپرسید و البته من میدونستم که تو کف کون منه ولی چون نمیخواستم پیش محسن جنده از آب در بیام بهش پا نمیدادم، برگردیم به داستان
وقتی به محسن گفتم که اشکان هست گفت ای دیوث نکنه قبلا بهش دادی؟ تو که گفتی تاحالا باهاش قراری نذاشتی؟ گفتم من بهت راستشو گفتم ولی الان حالم خیلی خرابه و کونم کیر میخواد تو هم که هر دفعه منو کله میکنی، خب چیکار کنم؟؟ محسن گفت بذار بهت زنگ میزنم، قطع کرد و ده دقیقه بعدش بهم گفت به داداشم گفتم مادرمو ببره دکتر بپوش دارم میام دنبالت، خونه هامون نیم ساعتی باهم فاصله داشت ولی محسن همیشه خودش میومد دنبالم (یادش افتادم دلم تنگ شد براش، محسن جونم کجایی کیرت تو دهنم؟)
قند تو دلم آب شد و گفتم ایول امشب قراره کونم یه گوشت حسابی بخوره، خلاصه محسن ساعت ۸:۳۰ اومد دنبالم و رفتیم به سمت خونهشون، خونه محسن اینا یه خونه سه واحدی بود که یه زیر زمین هم داشت که انباری بود و محسن اونجارو کرده بود اتاق کار خودش و تخت خواب هم داشت، و منو همیشه میبرد توی همون زیر زمین و روی اون تخت یا زمین میکرد، همیشه هم موقع کردن دهنمو میگرفت که صدام نره بالا از بس سفت میکرد من بعضی وقتا ممکن بود داد بکشم
یادمه تو راه که داشتیم میرفتیم محسن گفت امشب کونت خیلی میخواره نه؟؟ حالا یه جوری بکنمت که تا یه هفته از کون نفس بکشی، منم با این حرفا همینجوری حشری تر میشدم، گفتم محسن بنداز از توی اتوبان برو، گفت میخوای بخوریش گفتم آره
آخه بعضی وقتا که من نمیتونستم کون بدم محسن میومد دنبالم و میبردم تو اتوبان و منم براش توی ماشین میخوردم و آخرم آبشو میریخت تو دهنم، حتی دفعه اولی هم که باهم بیرون قرار گراشتیم به همون ساک زدن توی ماشین ختم شد.
خلاصه تا برسیم براش یه ساک حسابی زدم و کیرشو آماده کردم، محسن کمرش خیلی سفت بود و اگه براش نمیخوردم کونمو پاره میکرد از بس طولش میداد.
وقتی رسیدیم ماشینو توی پارکینگ گذاشت و رفتیم زیر زمین، زیر زمین دو تا راه داشت یکی به پارکینگ یکی به دستگاه پله
خلاصه رسیده و نرسیده منو لخت کرد و به شکم انداختم روی تختش و شروع کرد به خوردن کونم، برام عجیب بود یکم چون محسن همیشه با لب گرفتن و عشق بازی شروع میکرد ولی این بار یکم خشن شده بود و هر بار یه چک محکم میزد در کونم که البته به من خیلی حال میداد، بعدش شروع کرد کیرشو مالوندن لای پاهام و یکم لاپایی کردم و بعد منو نشوند لب تخت و کیرشو گذاشت تو دهنم و تلمبه میزد تو دهنم، حس خفگی همراه با لذتتی وصف نشدنی داشت برام، بارها برای محسن ساک زده بودم ولی اینبار چون یکم با چاشنی خشونت بود لذت بیشتری داشت، ده دقیقه ای شاید کیرشو تو دهنم عقب و جلو کرد و تخماشو لیس زدم و کیرشو به مدلهای مختلف خوردم تا راضی شد، بعدش منو داگی کرد و شروع به زبون کردن توی کونم کرد و انگشتاشو هی میکرد توم و در میآورد که سوراخم جا باز کنه، این وسط من حس کردم صدای در اومد و اومدم برگردم که محسن سریع دستشو گذاشت روی کمرم و هلم داد که توی همون پوزیشن بمونم و منم فکر کردم اشتباه شنیدم چون اگه کسی میومد محسن سریع میفهمید، ضمناً محسن همیشه درو قفل میکرد که اون شب یادم نیست قفل کرد یا نه از بس حشری بودم، فضا فضای به شدت اروتیک و سکسی بود و صدای نفسهای من و ضربات محسن به کونم فضا رو پر کرده بود و البته جملات محسن که خطاب به من میگفت جون به این کون که یکساله نکردم و حسابی تنگ شده، امشب حسابی گشاد میشی
سابقه نداشت محسن اینجوری بهم بگه و معمولاً توی سکس ساکت بود ولی اون شب هم خشن شده بود و هم انگار حشریتر.
کونمو حسابی انگشت کرد و خورد و بعد کیرشون آروم فرو کرد تو، با اینکه خیلی انگشتم کرده بود ولی بازم درد داشت ولی به دو دقیقه نکشید که دردش فروکش کرد و من داشت ناله هام بلند میشد، یهو دیدم محسن دستشو گذاشت روی دهنم و چشام و شروع کرد به تند تر کردن و بعدش یه اتفاقی افتاد که تاحالا برام نیوفتاده بود و کاملاً جا خوردم، در همین حین یهو صدای پای یه نفر دیگه اومد و تا اومدن ببینم کیه دیدم یه کیر کلفت دیگه اندازه کیر محسن روبروی صورتمه و صاحب کیر کسی نبود جز اشکان.
من از تعجب دهنم باز شد و اونم کیرشو کرد تو دهنم، اینقدر جا خورده بودم که تا چند ثانیه واکنشی ندادم و مغزم دیوانه وار داشت تجزیه تحلیل میکرد که چی شده؟؟ تازه دوزاریم افتاد که این محسن جاکش برای گروپ سکس با من برنامه ریزی کرده بوده و وقتی دیده من اینقدر حشری ام و خودم به زبون آورده بودم که میرم به اشکان میدم از خدا خواسته و سریع با اشکان هماهنگ کرده
کیرشو از دهنم کشیدم بیرون و برگشتم نشستم و گفتم دارید چیکار میکنید، دیدم محسن یه پوزخندی داره میزنه و میگه دیدم تو گفتی اگه نکنمت میری به اشکان میدی منم گفتم دوتایی بکنیمت که ناراضی نباشی، اینو که گفت من واقعاً مونده بودم چی بگم، از یه طرف اول با اشکان آشنا شده بودم و همو میشناختیم و باهاش راحت بودم و اون گرایش منو میدونست، حتی عکس کون منو هم دیده بود و خودش هم پایه معرفی منو محسن بود و از طرفی هم من دیدم انگار محسن هم خودش از من پایه تره برای گروپ سکس و زیاد براش مهم نیست و بعد دو سال که منو همه مدل کرده دیگه هر قضاوتی بخواد روم بکنه میکنه، خلاصه من گفتم ای کاش به خودم اول گفته بودی و من حالا یه چیزی گفتم و منظورم این نبود که دوتایی بکنیدم، اشکان دراومد گفت ببین حمید جون این کون تو اول باید به من میرسید نه اینکه آقا محسن بعد دو سال تازه یادش بیوفته تعارف بزنه بعدشم ما از اولش میخواستیم تورو گروپ بکنیم ولی این محسن زد زیرش و گفت تو اهلش نیستی حالا که امشب خودت گفتی اگه نکنتت میای به من میدی خب فرض کن الان من داشتم میکردمت، بیا شروع کن به خوردن تا از دهن نیوفتاده و نخوابیده، من نمیدونستم تو همچین کونده ای هستی اگر نه تا حالا صدبار کرده بودمت، محسن جون بنازم چه کونی میکنی، منم خندم گرفت و گفتم باشه حالا چون محسنو بهم معرفی کردی شیرینیشو بهت میدم ولی پر رو نشیا، در ضمن من اولین باره دارم گروپ میکنم مراعاتمو بکنید
اشکان گفت به چشم و کیرشو که نیمه شق بود آورد جلو و سرمو خم کرد و مالید روی لبام و کرد تو دهنم، محسن هم تو این مدت داشت کیرشو میمالید و کیرشو شق نگه داشته بود دوباره شروع کرد به کردن من، موقعیت اینجوری بود که روی یک تخت تک نفره من وسط تخت چهار دستو پا بودم و محسن توی یک عرض تخت کیرشو کرده بود تو کونم و داشت میگاییدم و اشکان هم ایستاده از جلو کیرشو میکرد تو دهنم و در می آورد و تخماشو میداد بخورم، کیر اشکان از محسن یکم باریکتر ولی درازتر بود و کلاهک گنده ای داشت و رو به پایین خم بود، ولی محسن کیرش مثل لوله پلیکا یک دست بود و کلفت، خدا میدونه این دوتا چند نفرو با هم کرده بودن و بین هم دست به دست میکردن ولی من اون لحظه داشتم توی آسمونها سیر میکردم و برام مهم نبود، فانتزی که سالها تو ذهنم بود عملی شده بود و دوتا آدمی که من میشناختم و بهشون حس داشتم داشتن منو هم زمان میگاییدن، یکی تو کونم و اون یکی تو دهنم، بعد ده دقیقه که تو این وضع بودیم محسن گفت اشکان جون بفرما، نوبت شماس داداش، بیا بکن تا دیگه به من تیکه نندازی که برات کون جور کردم و به خودم نرسید.
من اون لحظه کیف کرده بودم که این دوتا سر کون من دعوا داشتن
اشکان منو اول یکم تو پوزیشن داگی کرد و بعدش گفت پاشو بریم دم میز، یه میز اونجا بود که مال محسن بود، گفت دستاتو بذار رو میز و یکم خم شو، بعد کیرشو یکم مالید لای کونم و کرد توم، چون قبلش محسن کرده بودم کردن یکهویی دردی نداشت و کونم جا باز کرده بود، محسن هم روی تخت دراز کشیده بود و داشت کیرشو میمالید و به من نگاه میکرد که چه شکلی دارم توسط یک نفر دیگه گاییده میشم، اشکان مدل تلمبه هاش با محسن فرق میکرد و حالت ضربه ای داشت، مثل تبر زدن هر ضربه که میزدم کیرش تا ته میرفت تو کونم و در میومد، که خب چون کیرش هم دراز بود دردم اومد و گفتم یواشتر که دیدم اصلاً حالیش نیست و تلمبه هاشو داره تند تر میکنه که یهو از درد یه آه نسبتا بلند گفتم که محسن ترسید صدام بره گفت اشکان بابا آرومتر، قول میده بازم بهت بده اشکانم گفت اگه قول میده باشه آرومتر میکنمش، منو تو اون حال که هم پر از لذت بودم و درد گفتم باشه بابا بازم بهت میدم ولی یواشتر، جر خوردم به خدا
اشکان گفت باشه کیرشو در آورد و گفت برگرد بخواب روی میز و بعدش پاهامو داد بالا و گذاشت روی شونهش و شروع کرد به کردن توی اون پوزیشن که از پوزیشنای مورد علاقهمه
لامصبا من نمیدونم چرا اینقدر کمرشون سفت بود، اینبار ولی شرچع کرد به محکم کردن با سرعت زیاد ولی توی این پوزیشن چون کیرش تا ته نمیرفت دردم نمیگرفت و تازه لذتش برام بیشتر شد، بعدم منو بغل کرد و از روی میز بلندم کرد و توی بغلش روی هوا منو میکرد، اینجوری که من از جلو بغلش کرده بودم و پاهامو مدل فرقونی گرفته بود و کیرشم تو کونم بود،
یکم که منو تو اون پوزیشن کرد یهو محسن گفت بسته دیگه اشکان بیارش میخوام آبش بدم، اشکانم گفت هنوز کارم باهاش تموم نشده، گفتم لعنتیا من همین یه سوراخو دارم و یه دهن، کیرای جفتتون هم رفته تو کونم و دیگه نمیخورمشون زود باشید دیگه خسته شدم نیم ساعته دارید میکنیدم
اشکان گفت باشه حالا که یه سوراخ داری باید جور دوتا کیرو بکشی، من اولش نفهمیدم منظورشو و گفتم خب دارم میکشم دیگه!!
محسن گفت حمید جون بیا عزیزم تو بغلم تا یکم خستگیت در بره، و خوابید و روی تخت و کیرشو گرفت بالا و بهم گفت بشینم روش منم اطاعت کردم، کیر محسن کیفش بیشتر بود، همینجوری که مدل کابوی روی کیر محسن داشتم بالا پایین میکردم و پاهام دوطرف شکمش بود و دستام روی کونم محسن منو بقل کرد و کشید سمت خودش که سوراخم بیاد بالاتر و دستاشو قفل کرد پشت کتفم که نتونم دستامو تکون بدم یهو دیدم اشکان نشست پشت سرم و تازه دوزاریم افتاد که منظورش از کشیدن جور دوتا کیر چیه، لعنتی میخواست کیر خودشو همراه با کیر محسن بکنه توم، یعنی منو دوکیره بگان، تا اومدن تقلا کنم دیدم محسن منو سف گرفته و خب زورش هم زیاد بود، اشکان هم از پشت کمرمو خم کرده و کیرشو داره فشار میده، هیچ کاری نمیشد بکنم تو اون لحظه و تا اومدم بگم نکن نکن در عین ناباوری دیدم کیرش رفت توم، شوکه شدم، خودمم باورم نمیشد که دوتا کیر توی کونم هم زمان جا بشه، البته یه حس درد شبیه به پارگی داشتم ولی دردش درد در لحظه نبود که جیغ بزنم و برای اینکه صدام نره بالا تحمل کردم ولی از درد به خودم میپیچیدم،اشکان از پشت و محسن از زیر داشتن دوتایی تو کونم تلمبه میزدن و حال میکردن، نمیدونم به خاطر لوبریکانت زیادی بود که اشکان زده بود یا مدت زیادی که داشتن منو میکردن ولی کونم حسابی جا باز کرده بود و دوتا کیر در آن واحد توی کونم بود، یکم که گذشت درد جر خوردن خوابید و کونم حسابی گشاد شده بود، اشکان یکم میکرد و بعد کونمو میکشید بالا تا کیرها ازش بیاد بیرون و بهم میگفت با دستات کونتو باز کن، بعد دستشو تا مچ می کرد تو کونم، کونم دیگه شبیه غار شده بود، کم کم دیگه خسته شده بودم و کونم از حجم زیاد کیر و زمان زیاد گاییده شدن به سوزش افتاده بود و بهشون گفتم نامردا بسه دیگه پاره شدم، محسن گفت اشکان پاشو تا تمومش کنیم
اشکان گفت من دارم میام کم کم ولی باید تند تند بکنمش، محسن از زیر من پاشد و شروع کرد جلو صورتم جق زدن، اشکان هم منو تو همون حالت داگی شروع کرد به تندتند کردن، سوراخم آتیش گرفته بود و دیگه رسماً داشتم زجر میکشیدم زیر کیر که اشکان ضرباتش محکمتر و تلمبه هاش آرومتر شد و به نفس افتاد و یهو دیدم توی کونم داغ شد، فهمیدم ارضا شده، اشکان کیرشو کشید بیرون محسن هم که فهمید اون ارضا شده، گفت بخواب چون اینجوری آبم نمیاد و باید بکنمت که بهش گفتم توروخدا دیگه بسه و کونم زخم شد و بذار برات میخورم،فقط کیرتو با یه دستمال پاک کت گفت خب باشه و رفت کیرشو با یکم آب و دستمال شست و اومد گفت بیا بخورش، قلق کیرش دستم بود، بارها تو دهنم ارضا شده بود، کیرشو گرفتم تو دستم و اول رفتم سراغ تخماش، و کیرشو مالیدم، از اینکار خیلی خوشش میومد، بعد هم زمان سر کیرشو تو دهنم بود و با دوتا دستم کیرشو میمالیدم و براش جق میزدم، اینقدر این کارو تکرار کردم تا بالاخره آقا محسن آبش اومد و مستقیم تو دهنم خالیش کرد و منم تا قطره آخرش خوردم و بعدش افتادم روی موکتای روی زمین، لخت لخت، اشکان داشت سیگار میکشید، محسن هم نشست یکم استراحت کرد و حالش که جا اومد، نشست روی پاهام و شروع کرد ماساژم دادن کمرم و کونم، و با دستمال سوراخمو که خیس و ورم کرده بود و پر آب منی اشکان بود رو پاک میکرد، و هی کونمو بوس میکرد
منم چون ارضا نشده بودم هنوز حس داشتم و کیف میکردم، فقط دیگه نمیتونستم کون بدم، رسما پاره شده بودم و در اولین تجربه گروپ سکسم دبل هم شدم، بعدش محسن بهم گفت پاشو بپوش تا برسونمت خونه
منو گذاشت خونه و من رفتم دستشویی و باقی مانده آب اشکانو خالی کردم و با آب سرد حسابی بیرون و توی سوراخمو شستم تا ورمش بخوابه، ولی هنوز توی ذهنم صحنه های اولین گروپ سکس زندگیم تکرار میشد و بی نهایت دلم میخواست ارضا بشم، از دستشویی اومدم بیرون و رفتم تو اتاقم، همه خواب بودن، منم رفتم یه فیلم پورن گروپ سکس گذاشتم و یه جق عالی به یاد سکس بی نظیری که داشتم زدم و چون پروستاتم حسابی تحریک شده بود اندازه یه استکان آبم اومد و همشو تو دستمال خالی کردم
بعد از اون شب دو سه بار دیگه هم دوتایی منو کردن که دیدم داره براشون عادت میشه و اینجوری مقعدم آسیب میبینه و بهشون گفتم هر شیش ماهی یکبار سکس گروپ میکنم باهاتون که اولش مخالفت کردن ولی دیدن من راضی نمیشم قبول کردن، سربازیم که تموم شد هر یک هفته ده روز یکیشون منو میکرد، و اون یکی یا نمیومد یا اگه میومد فقط میکرد تو دهنم، البته لا بلاش هم پیش میومد که هر دوتاشون میکردن ولی نه توی یک زمان، دیگه با هم سه تایی راحت شده بودیم و من رسما کونی اون دوتا شده بودم، باهاشون مسافرت میرفتم، تو چادر، تو هتل، توی جنگل و کوه هم باهم سکس کردیم
این روند تقریباً هشت ماه ادامه داشت تا اینکه اشکان مهاجرت کرد و منم بعد یه مدت برام یه پروژه تویجنوب کار پیدا شد و با محسن ارتباطم کم شد و دیگه ندیدمش
این داستانو تقدیم میکنم بهش
اگه دوست داشتید بازم براتون داستانها و خاطرات دیگهمو میگم
نوشته: حمید جون
6 پاسخ به “حمید، یک کونی به تمام معنا”
جوووون چقدر منو تو مثل همیم دوشخصیتی امروز منم گروپ دادم خبیلی لذت برردم
جوووون چقدر منو تو مثل همیم دوشخصیتی امروز منم گروپ دادم خبیلی لذت برردم
حس کردم خودم نوشتم ، تو کی هستی ؟؟
ممنون از این داستان زیبا و شهوت انگیز، روان. من گروپ نداشتم ولی دلم میخواد در یک فضای امن تجربه کنم. ولی شرایطش رو ندارم. موفق باشی.
کوونی عاشق تحقیر جالب بود
and all سلام دوستان داستان خوبی بود من دنبال یه مفعول مودب میگردم هواشو دارم کسی بود پیام بده از کرمانشاه