کلاس جبرانی با لباس مامانش

سلام من اسمم ایلیا است این داستان واسه سه سال پیش هست زمانی که ۱۶ سالم بود…

من لاغرم سفیدم و بورم چشمای سبز قد نسبتا بلند بدن کاملا بدون مو(البته به جز کیر و خایم که یکم پشم قهوه ای روشن داره) موهام بوره بخاطر بوری زیاد دم و دستگاه سوراخم بشدت صورتیه:)

این داستان گی هست اگه دوس ندارید نخونید

سال یازدهم بودم که با یه پسری اشنا شدم که اسمش امیر بود تپل هیکلی و سبزه

بخاطر قد بلندم ته کلاس نشوندنم و این شد اشنایی من با امیر…کلا آدم بد دهنی بود فحش زیاد می داد همون اولشم شوخی جنسی زیاد میکرد…بخاطر قلدریش شد مبصر کلاس و هوای منم داشت خداییش…

حتی موقع رد شدن از جلوش میمالوند حتی انگشتم میکرد و من حس میکردم شوخیه ولی نبود…خلاصه بچه خوشگل گبر آورده بود:)

من دیگه عادت کرده بودم دروغ چرا خوشمم اومده بود با اینکه اصلا هیچ تجربه جنسی نداشتم…

یه روز زنگ آخر خورد و همه رفته بودن از اون جایی که من ته کلاس سمت دیوار بودم آقا بلند نمی شد که برم از رفتارش معلوم بود یه چیزیش هست

خلاصه گفتم قصد نداری بری گفت چرا یکم رفت عقب گفت بیا برو اومدم که رد شدم قشنگ دستشو تا مچ کرد لای کونم هیچ وقت اینقدر پیش نرفته بود:)

گفتم بفرما تو دم در بده:)

اینو که گفتم دستشو قشنگ انداخت لای کونم اینبار ور نداشت دستشو ده ثانیه ای لای چاک کونم بود زدم رو دستش گفتم خوبی گفت نه بابا بریم

بلند شد منم راه افتادم یهو از پشت بغلم کرد چسبوند بهم قشنگ حس کردم کیرش راست شده…دروغ چرا خوشم اومده بود یکم مکث کردم گفتم بس میکنی گفت بیا یکم حال کنیم:)

گفتم اینجا؟تو مدرسه؟؟؟!!!

گفت درو می بندیم گفتم بیا بریم یکی میبینه آبرومون میره

گفت اره راست میگی بریم

دروغ چرا تو ذوقم خورد:)

گفت اگه جای دیگه باشه اوکیی؟گفتم زده بالاها(حالا ته دلم بدم نمیومد)

راه افتادیم تو راه خونه گفت ماساژ دوس داری؟

فهمیدم چه فکری داره گفتم اره چطور؟

گفت بریم خونمون ماساژت بدم؟؟

گفتم آخه من الان باید برم خونه جواب مادرمو چی بدم؟

گفت زنگ بزن یه چی بگو

گفتم مگه پدر مادرت نیستن؟گفت شاغلن هردو(تک فرزند بود)

گفتم وایسا یه زنگ بزنم

زنگ زدم مادرم گفتم یکی از دبیرا کلاس جبرانی گذاشته من دو ساعتی دیر میام مادرم تعجب کرد ولی گفت باشه

خلاصه رفتیم سمت خونشون تو کونش عروسی بود(کون منم همینطور)

یه ربعی پیاده روی داشت تا رسیدیم

کلید انداخت و درو باز کرد رفتیم خونشون گفت بریم اتاق من؟گفتم بریم اتاقش بزرگ بود و تخت داشت

کیف و انداختیم زمین گفت ماساژت بدم؟

خندم گرفته بود چون کیرش راست بود:)

گفتم باشه خوابیدم رو تخت اومد پشتم نشست روی رونم از بالای کتفم شروع کرد یکی دو دیقه طول کشید تا رسید بالای کونم منم در طول این مدت کوتاه چند تا آخیش گفتم بیشتر تحریک شه ولی انگار خجالت میکشید به کونم دست بزنه:)

(بعدا میگفت حس کردم اگه بهت دست بزنم شاکی میشی)

خلاصه دلو زد به دریا با دوتا دستش دو تا لپ کونمو گرفت یکم مالیدشون هیچی نمیگفتم فقط هیجان داشتم:)

رفت پایین تر رونامو یکم مالید دیگه تحمل نکرد دست انداخت کمربندمو باز کنه(اون موقع لباس فرم داشتیم که شلوارش پارچه ای بود)

یکم کمرمو دادم بالا تا راحت تر اینکارو کنه شلوارمو که داد پایین تا زانو هام گفت اووووف من هم خندم گرفته بود هم شهوتی شده بودم…

یکم از رو شورت مالید هیچی نمیگفت(یه شورت آبی جذب پوشیده بودم که طرح برجسته آدمکی داشت روش)

یواش یواش شورتو داد پایین و کونمو لخت کرد گفت واییی

(واقعا کونم یه دونه مو نداشت اون موقع)

انگشتشو کشید لاش یه لحظه ناخواسته خودمو جمع کردم قشنگ شلوارو شرتمو با هم درآورد لپای کونمو فشار داد…نمیفهمیدم چیکار میکنه یهو دیدم لای کونم خیس شد…

برگشتم نگاش کنم دیدم صورتش لای کونمه و داره لیس میزنه(اصلا انتظار نداشتم)

واقعا نمیدونستم این چیزا رو…خلاصه انگار پاستیل میخوره شاید ده دقیقه خورد داشتم جر میخوردم از لذت:)

کیرم کوچیک بود شاید ۱۰ ۱۱ سانت ولی سیخ شده بود عین سنگ…

سرشو اورد بالا گفت وایی چقدر خوشمزه چقدر خوشگله کونت:)

گفت تو باید شورت زنونه بپوشی بدنت خیلی خوشگل میشه:)

من تعجب کرده بودم ولم کرد تو اون حال کون لخت و رفت دو سه دقیقه ای طول کشید برگشت یه شورت قرمز زنونه دستش بود…داد بهم گفت بلند شو بپوش خندیدم گفتم این چیه گفت بپوش دیگه تو رو خدا خیلی دوست دارم…

گفتم واسه کیه گفت مامانم:)

بهش فکر میکردم خودمم شهوتی میشدم

گفتم نیاد کسی تو این حال ببینتمون گفت نه تا ۵ نمیان

بلند شدم از تخت شورت سایزش کوچیک بود به زور رفت تو پام موقع پوشیدن کیرمو دید گفت چقدر نازه عین کیر بچه هاست:)

خجالت میکشیدم ولی پوشیدم گفت بیا نزدیک رفتم نزدیکش پیراهن فرم مدرسه رو دکمه هاشو باز کرد درآورد یه آینه ایستاده تو اتاقش بود خودمو توش میدیدم چه کسی شده بودم خدایی تو شورت زنونه با دودول باد کرده…

شروع کرد کمربندشو باز کردن یه شورت ابی مامان دوز تنش بود:)

چون هیکلش گنده بود تا شورتشو در اورد نگاهم به کیرش بود کیرش افتاد بیرون یه کیر کوچیک تقریبا عین مال خودم یکم کلفت تر ولی پر از پشم راست بود نوکشم از پیش آبش خیس…

گفت یکم بخور گفتم چیو اشاره کرد به کیرش گفت اینو دیگه گفتم نه دوست ندارم…گفت توروخدا بخور گفتم بیخیال شاید بعدا خوردم(چون یکم وسواس دارم چندشم شد)…گفت جون باشه…

دستمو گرفت اورد نزدیک لب تخت نشسته بود منو به پشت کرد نشوند روی کیرش عین میله داغ بود پشت شورت زنونم حسش میکردم…دکمه های پیرهن فرم خودشو باز کرد منو کشید تو بغل خودش دستشو دور شکمم حلقه کرد تنشو میمالید بهم دقیقا عین فیل و فنجون بودیم:)

یکم بغلم کرد و مالوندم پشت گردنمو بوسید یه جوری شدم عین حس ارضا شدن نوک کیرم ذوق ذوق میکرد

شورتو یکم تو پام داد پایین تر تا زیر قوس کونم منو اورد نشوند روش قشنگ عین آهن مذاب بود داغ داغ لای کونم…

منو روش تکون میداد قشنگ روی کیرش بازی میکردم یکم منو بلند کرد دستی به کیرش زد فک کنم تفتیش کرد چون کمی حس کردم خیس شدم دوباره گذاشت لای با زور بدنش عقب جلوم میکرد گفت خودتم عقب جلو کن…

خیلی بلد نبودم یکم میرقصوندم کونمو روش گفت اووووف عالیه ادامه بده یکم شاید دو دقیقه هم نشد بازی میدادم روش گفت اوف داره میاد

محکم بغلم کرد و قشنگ لای کونم ارضا شد…گفت اووووف عالیه سفت بغلم کرد و گردنمو از سمت راست بوسید…

یکم خودمو جدا کردم خیس کرده بود منو هم خودمو هم شورت توی تنمو یکم اون موقع چندشم شد

از روش بلند شدم گفتم دستمال داری گفت روی میز هست رو داشتم خودمو خشک کردم گفتم دستشویی کجاست و نشونم داد رفتم خودمو شستم…

خودمو تو آینه دستشویی میدیدم و لذت میبردم عین دخترای به سن بلوغ نرسیده شده بودم:)

برگشتم اومدم خجالت میکشیدم گفت خیلی خوشگل شدی…

خندیدم گفتم مرسی شورتو در اوردم و لباسای خودمو پوشیدم…

گفتم من دیگه برم گفت باش دیگه ناهار بخوریم بعدش برو از پیشنهادش خوشم اومده بود و دوس داشتم بعد ناهارم یه خبرایی باشه:)

اگه دوست داشتین ادامشو مینویسم

نوشته: ایلیا

بازدید 3,028

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

10 پاسخ به “کلاس جبرانی با لباس مامانش”

  1. با اون که توی داستان، همه چی زیادی رواله و کمبود چالش هایی که آدرنالین رو ببره بالا شدیدا حس میشه… It’s not bad ادامه بده

  2. با اون که توی داستان، همه چی زیادی رواله و کمبود چالش هایی که آدرنالین رو ببره بالا شدیدا حس میشه… It’s not bad ادامه بده

  3. badid قشنگ می‌نویسی آدم خوشش میاد ، آره لطفا ادامه بده ممنون که این خاطره را با ما به اشتراک گذاشتی

  4. من که نخوندم داستانو واااااای چقدر داستان گی زیاد شده نمی‌دونستم آنقدر کونی زیاده تو ایران پسر داریم کجا میریم

  5. وای پسر سفید و تپل و بی مو کم سن بالغ که خودش کونش میخاره عالیه ببریش لباس زیر زنونه تنش کنی و حسابی بلیسیش و بعد یه کون سیر ازش بکنی که اونم از فرط لذت زیر کیر آبش بیاد.از فرداش دیگه خودش مشتریت میشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...