خونه مادربزرگه و توفیق اجباری

اگر گی و همجنسگرایی خوشتون نمی آد، نخونید.
اسمم پوریاست، دانشجوم و 21 سالمه، بعد از خواهر و برادرام آخرین بچه خونه ام و با ازدواج اونها و دانشگاه رفتن من، بیشتر از قبل فرصت خالی شدن خونه و سکس کردن برام پیش می آد.
اونروز قرار بود بابام بره دماوند خونه مادربزرگم و فرش و مبل راحتی که گرفته بود رو با وانت کارگاه اش ببره، که اماده بشه و مادربزرگم رو تابستون ببرند اونجا، من دو سه روزی بودم حشری بودم، خونه تا شب خالی می شد. به دو نفری که باهاشون ارتباط داشتم هم پیام دادم ولی هیچکدوم نمی تونستند بیان و اوکی نبودند. یکی رفته بود ماموریت و اون یکی هم باید جایی بود و ظهر به بعد نمی تونست بیاد. صبح بابام رفت بیرون و من بعد از صبحونه رفتم حموم و دوش گرفتم و با امید اینکه یکی رو توی هورنت پیدا کنم شیو کردم، هورنتم رو همیشه توی مسیر دانشگاه روشن می کنم که آدم نزدیک و بچه محل ست نشه. آنلاین شدم و یه کم بودم ولی خبری نبود. حتی به دو سه تا پیام آخری که بود و چک کردم و کیس بودن هم جواب دادم. ولی خب وسط هفته و اون موقع روز بعید بود کسی باشه.
بابام زنگ زد و گفت : وانت خراب شده، یه آدرس می دم برو اونجا با ماشین وسایل رو ببرید دماوند. روزم خراب شد. اسنپ گرفتم و رفتم دم یه مبل فروشی بود، وانت مبل فروشی بود و یه مبل تکی و یه نشیمن راحتی و دو تا فرش بود. سوار شدیم و راننده که اصلا بهش نمی خورد راننده باشه و یه مردی بود حدود 37/8 می شد،اسمش پرویز بود، خیلی هیکلی بود و موهای بلندش رو از پشت بسته بود و ریش کوتاهی در حد ته ریش ولی بلندتر داشت. یه تیشرت پوشیده بود و موهای سینه اش از بالا بیرون زده بود و دستاش که روی فرمون بود پشمالو و گنده بود، خیلی خوشرو و خوش اخلاق بود، ساعت 11 اینا بود که راه افتادیم. یه کم سوال و حرف زدیم و یکی دوبار اشاره کرد که کرمانشاهی ه و خیلی داش مشتی طوری رفتار می کرد.
راستش با اینکه حشری بودم ولی چون نمی شناختمش و اصلا نمی دونستم چطور می شه در فضای عمومی ارتباط گرفت و اصلا معلوم نبود طرف اهلش هست یا نه کلا حواسم به حرفهاش نبود زیاد. عوارضی پردیس رو که رد کردیم یاد گوشی ام افتادم و نت رو روشن کردم، واتس آپ رو چک کردم و اینستا رو چک می کردم. صدای نوتیفیکیش هورنت اومد و دو سه تا بود. زیرچشمی نگاهش کردم و دیدم حواسش نیست، از بالا نوتیفیکیشن ها رو چک کردم ولی جرات نکردم باز کنم.چون اکثرا عکس بدن و کیر می فرستن، یه کم بعد دوباره یه نوتیف… دومی و سومی … معلوم بود یکی داشت پیام می داد… با احتیاط گوشی رو کنار گرفتم و باز کردم، دو تا عکس بود و اصل داده بود. مشغول شدم به جواب دادن و طرف مکان نداشت و منم خب اصلا روی هوا بودم . با اینکه هر وقت مکان داشتی خبر بده تموم شد.
توی گوشی و اینستا و اینا بودم که رسیدیم. ظهر شده بود، نزدیک خونه مادربزرگ از یه تهیه غذا دو پرس غذا گرفتم و سوار شدیم و رسیدیم، وسایل رو خالی کردیم و غذاها رو آماده کردم و دست و صورتش رو شست و نشستیم روی میز کوچیک آشپزخونه. وسط غذا صدای گوشی و دوباره نوتیف هورنت اومد. گوشی ام رو برگردوندم و گذاشتم روی کانتر …
پرویز با یه لحن خاصی و آروم گفت : آقا پوریا! یه چی بپرسم؟ گفتم بله ؟ گفت : بات هستی یا تاپ ؟ انگار برق گرفته بودم . یه چیزی بین ترس و خجالت بود. خودم رو جمع کردم و گفتم چی ؟ با لحن مهربونی، گوشی اش رو باز کرد و هورنت رو باز کرد و گفت : منم دارم داداش … ساکت شده بودم. با یه لحن خاصی که تمسخر و شوخی توش بود ادامه داد … بهت نمی آد تاپ باشی گل پسر … بعد تکیه داد به صندلی و من فقط زیر چشمی حواسم بهش بود و داشتم با گوشه رومیزی بازی می کردم. وای خدا … چه سوتی ای داده بودم. با جدیت گفت : اگه تایپ ات هستم خوشحال می شم با هم یه کم سرگرم بشیم … زوری نگاهش کردم … دستش رو روی کیرش گذاشته بود و چشمک زد و گفت : یه قلیون بکشیم باهم …
گیج بودم … از دیروز به فکر سکس بودم و شهوت دیونه ام کرده بود ولی اینکه این مدلی جور بشه رو هنوز هضم نکرده بودم. من من کنان گفتم : من نمی شناسمت آخه … با خنده گفت : بی خیال … شناخت نمی خواد که … مگه بقیه رو می شناسی ؟ تو راه گفتی کسی اینجا نیست، یه ساعت باهم حال می کنیم و تمام … حالا بعدش خوشت اومد یه حرفی … بعد نگاهش کردم و با یه شیطنتی گفت : من که جنس ام رو پسندیدم … خنده ام گرفت … گفت خوبه … پاشو پاشو، دیر می شه تا برگردیم … توی ذهنم به خودم جرات دادم و بی خیال همه چیز شدم و هیجان و شهوت سکس بهم غلبه کرد.
خودش بلند شد و دستم رو گرفت و بلندم و گفت : بی خیال پوریا جون … یعنی اندازه یه غریبه نیستم … سرش رو نزدیک آورد و روی لبهام رو بوسید و یه کم لبهام رو خورد و دستاش رو روی بدن و کونم کشید و بعد گفت : آفرین پسر خوب … تا آماده شی منم یه بستر خوب برات می سازم… پیرهنم رو درآورد و دست برد به شلوارم که خودم کمربند رو باز کردم و شلوارم رو پایین کشیدم. روی سینه ها و کونم دست کشید و با یه نگاه خریدارانه گفت : چه تروتمیزی پسر … رفتم سمت سرویس و شورتم رو درآوردم و رفتم داخل و مشغول خالی و تمیز کردن خودم شدم. صدای آب از حموم می اومد. آماده شدم و اومدم بیرون دیدم یه ملافه جلوی در حموم به چوب رختی ه و داره دوش می گیره. از این رفتار راحت بودن و اعتماد به نفس داشتنش خوشم اومده بود.
شورتم رو پوشیدم و لخت اومدم سمت پذیرایی، دیدم یه پتو انداخته و ی بالش کنار مبل هایی که آوردیم. نشستم روی مبل و گوشی ام رو چک می کردم که ملافه دور خودش پیچیده اومد بیرون ، بدنش رو شسته بود و سرش خشک بود. با یه لبخند و نگاه خریدارانه داشت نگاهم می کرد و اومد سمتم و نشست روی مبل و منو کشید سمت خودش و دستاش دورم حلقه شد و شروع کرد به لب گرفتن. هیکلی بود و پشمالو و من توی بغلش مثل یه اسباب بازی بودم. دستم از روی ملافه روی کیرش بردم و می مالیدم براش. با شهوت گفت: عجله داریا … من رو تکیه داد و سرش رو برد روی سینه هام و با دستش فشردش و شروع کرد به خوردن و زبون زدن به نوک سینه هام … حسابی داشت با سینه هام حال می کرد. راستش برای من خیلی لذتبخش بود. چون تا حالا کسی این همه با سینه هام ور نرفته بود. بعد انگار بخواد تعریف کرده باشه گفت : چه تروتمیزی ؟ همیشه همینطوری شیو هستی یا امروز … حرفش رو قطع کردم و گفت: شانسی شد… قرار بود امروز خونه مکان باشه ولی جور نشد .. پرسید : آدم ثابت داری ؟ گفتم یکی دو تا … خندید و گفت : از ایندفعه سه تا … بعد بلندم کرد و برد سمت جایی که انداخته بود نشوندم زمین و روبروم ایستاد … ملافه رو از دور خودش باز کرد و انداخت کنار ..
کیرش نیمه شق آویزون در ترکیب با اون بدن حجیم و مردونه و پشمالو واقعا صحنه شهوت انگیزی بود .. توی دستم گرفتم و یه کم مالیدمش و با خنده گفت : چطوره ؟ کیرش رو بوسیدم و گفتم : جوون … قربونش برم … با یه دست نگهش داشتم و سر کیرش کمی زبون زدم و زبونم رو دور کلاهکش می چرخوندم و سر کیرش رو توی دهنم گرفتم و با لبهام نگهش داشتم و از پایین نگاهش کردم، با شهوت داشت تماشام می کرد و دستاش رو برد پشت سرش رو با یه حالت فاتحانه داشت من رو که جلوش سر کیرش رو توی دهنم گرفته بودم و با زبون دور کلاهکش زبون می زدم رو تماشا می کرد. کیرش رو تا نصفه بیشتر داخل دهنم کردم و با زبونم زیر کیرش رو می لیسیدم. خیس شد و بعد با دو انگشت پایین کیرش رو نگه داشتم و شروع کردم سرم رو روی کیرش عقب و جلو کردن.
سفت شدن کیرش رو زیر انگشتام و توی دهنم حس می کردم. دستم رو رها کردم و دو تا دستم رو گذاشتم روی پاهاش و شروع کردم به کامل عقب و جلو کردن و ساک زدن با ولع … رونهای عضله ای و مردونه اش و پشمالوش زیر دستام واقعا حس خوبی بهم می داد و لذت ساک زدن اون کیر رو چند برابر می کرد. گاهی سرم رو تا جایی که می شد روی کیرش جلو می بردم و سر کیرش تا نزدیکی های حلقم که می رسید کمی نگه می داشتم و بعد دوباره ساک زدن رو ادامه می دادم. رگ های برجسته کیرش رو که شق شق شده بود رو می تونستم با زبونم حس کنم. دستش رو پشت توی موهام کرده بود و آروم توی موهام نوازش می کرد. دیگه صدای آه و ناله شهوتی اش که داشت از ساک زدن من بذت می برد بلند شده بود، دستش رو برد پشت سرم و آروم شروع کرد به عقب و جلو کردن.
سعی کردم دهنم رو کامل باز نگه دارم که وقتی توی دهنم تلمبه رو شروع می کنه عق نزنم. ولی خب کیرش برای دهن من هم کلفت بود و هم دراز. اول آروم آروم و نصفه توی دهنم تلمبه می زد بعد کم کم تلمبه هاش رو بهتر کرد و حالا به سختی می تونستم نفس بکشم. اولین بار که کیرش رو تا ته فرو کرد و سر کیرش رو توی حلقم حس کردم و سرم رو نگه داشت و آروم روی کیرش فشار داد فهمیدم که کار سختی در پیش دارم. نگه می داشت و بعد سرم رو شل می گرفت که کمی عقب بکشم و نفس بگیرم و دوباره چند تا تلمبه و دوباره یه حلقی مهمونم می کرد. بعد از دو سه تا دیگه خیلی فشار می داد و وقتی کیرش رو عقب می کشید حالت عق می شدم.
یه کم این مدلی دهنم رو گایید و بعد سرم رو یه وری روی بالای رونش نگه داشت و کیرش رو با دست گرفت و یه چند تا روی صورتم زد و مالید و بعد تا نصفه توی دهنم می کرد و با فشار دادن داخل لپ ام و کشیدن بیرون حسابی ترتیب دهنم رو داد. دهنم خسته شده بود و کیرش سرخ شده بود و شق شق شده بود.
من رو رها کرد و گفت : خب پوریا جون … داگی کن ببینم … نگاهش کردم و گفتم : کاندوم نداری ؟ گفت نه … بعد با خنده گفت : نترس نمی ریزم توت خوشگلم … راستش شهوت داشت بهم غلبه می کرد که یادم افتاد توی کیف پولم یه کاندوم داشتم که از دو سه هفته پیش که سکس داشتم و پارتنرم گرفته بود مونده. بهش گفتم صبر کن. رفتم کاندوم آوردم و دادم بهش … روی کیرش کشید و من حالت سجده سر و سینه ام رو روی زمین گذاشتم رو دستام رو به سمت بالا روی زمین و اون هم پشت سرم ایستاد و کونم رو توی دستاش گرفت و یه کم مالید و بعد آروم مثل سیلی زد به کونم و گفت : جوون … خب دیگه این کون گنده رو باید حال بیارم … لپای کونم رو از هم باز کرد و کیرش رو لای کونم و سوراخم گذاشت و چند بار آب دهن ریخت روی کیرش و سوراخم و با کیرش لای کونم می مالید.
بعد کیرش رو توی دستش گرفت و سرش رو روی سوراخم کمی مالید و بعد یه فشار داد که داخل نشد.انگار هول بود و دوباره یه فشار داد که باز نشد ولی یه کم درد داشت که پریدم جلو و بهش گفتم : نمی شه … یه کم بازش کن … گفت : بهت نمی آد اینقدر تنگ باشی … شروع کرد به انگشت کردن و آب دهن ریختن روی سوراخم .. انگشت اش رو تا ته می کرد و به پایین فشار می داد و بعد که یه کم بازی بازی داد، شستش رو داخل کرد و بعد شروع کرد با شستش شروع کرد باز کردن سوراخم. انگشت کردنش خیلی لذت بخش بود. درد و فشار خفیف و لذتبخشی داشت. ولی می دونستم اون کیرش که با دهنم سایزش کرده بودم برای کونم خیلی کلفته …
حسابی که سوراخم رو باز کرد یه کم با کیرش روی سوراخم و کونم زد که شق بمونه و بعد سر کیرش رو روی سوراخم نگه داشت و آروم آروم روی سوراخم مالید و بعد با لحن تحکم گفت : جلو نری ها … بدنش رو جلو فشار داد و سر کیرش که روی سوراخم فیکس شد دو طرف پهلوهام رو محکم گرفت و کیرش رو فشار داد و توی چند ثانیه سر کیرش توی حلقه سوراخم جا گرفت و سر کلاهکش که از تنگی حقله سوراخم رد شد فشار انگشتاش روی پهلوهام که داشت سفت من رو نگه می داشت رو حس کردم و همزمان درد توی سوراخم پیچید و کمی خودش رو جلو آورد و با پاهاش دو طرف پاهام و رونهام رو نگه داشت و حالا قشنگ مهارم کرده بود و یه تقه دیگه زد و کیرش بیشتر داخل شد ولی هنوز نصفه نبود. از درد و فشار ناله کردم و خودش رو نگه داشت و گفت : هیسسسس …. تکون نخور بگذار باز بشه …
همیشه با پسرهایی که یا همسن خودم بودن یا چند سال بزرگتر بودن و کیرهاشون خیلی کت کلفت نبود و این کیر برای کونم یکی دو سایزی بزرگتر از همیشه بود. کمی آروم شد و همون مدل سر کیرش و چند سانتی از کیرش داخلم بود نگه داشت و بعد یه کم عقب کشید و بعد آروم داخل کرد خودم رو شل گرفته بودم ولی کیرش راهش رو باز می کرد و با فشار و دردی که حالا می شد تحملش کرد داخل شد و آروم آروم کل کیر رو توم جا داد. کیرش تا ته داخلم بود و نگه داشت و بعد پرسید : آخرین بار کی دادی مگه ؟ گفتم چطور ؟ گفت خیلی تنگی … گفتم کیرت کلفته … روی لپای کونم دست کشید و با یه لحن شیطانی گفت : این کون گنده کیر کلفت هم می خواد … بعد آروم سیلی زد به کونم و ادامه داد: خوب جا دادیش ها، پسر بد … کیرش رو تا نیمه کشید بیرون و آروم داخل کرد، هنوز یه حالت درد و فشار داشت ولی خب لذت بخش و قابل تحمل، و من با ناله های شهوتی ام با هر باری که کیرش رو داخل می کرد تلمبه های آرومش رو همراهی می کردم.
تلمبه هاش شروع شد و خیلی با آرامش کیرش رو تا جایی که می شد بیرون می کشید و بعد تا ته فرو می کرد. این داخل شدن کیرش اون هم وقتی خیلی بیرون می کشید واقعا دیونه کننده بود و من با تمام وجود زیر کیرش ناله می کردم و اونم با جون گفتن و مالیدن لپای کونم و صد البته با تملبه های عمیق اش جوابم رو می داد. یه کم بعد جابجا شد و حالا دستاش رو پهلوهام تکیه داده بود و انگار سوارم شده باشه یه کم وزنش رو روم انداخت و شروع کرد به تملبه های تند و سریع … به سختی وزنش و تلمبه هاش رو روی زانوهام نگه می داشتم. دستش رو روی کمرم فشار می داد که قوس بدم و کونم بالاتر باشه … سرم رو اونوری کردم و یه لحظه چشمم به ویترین توی پذیرایی افتاد که می تونستم خودمون رو توش ببینم… رونهام و کونم که قمبل بود و اون سوار شده بود و کیرش داشت من رو می گایید.
مثل دیدن پورن بود ولی با این تفاوت که خودم بازیگرش بودم. با ضربه های تلمبه هاش لرزش کون و رونم رو می تونستم ببینم.
تندتند تلمبه می زد و عقب و جلو رفتن کیرش توی سوراخم باعث شده بود سوراخم داغ داغ بشه و حس خاصی داشته باشه… این حس رو دوست داشتم. وقتی کیر طرف داره توی سوراخم غوغا می کنه. سریع و سریع می شه و کم کم صدای ناله هام به هق هق و نفس نفس زدن تبدیل می شه و تحمل گاییده شدن سخت سخت تر می شه … چندتا تلمبه محکم و تند زد و کیرش رو بیرون کشید. حس می کردم سوراخم یه حجم بزرگی رو خالی کرده بعد انگار بخواد شاهکارش رو ببینه لپای کونم رو باز کرد و آب دهنش رو ریخت توی سوراخم که حالا باز باز بود و آبش سر خورد و داخل سوراخم رفت و زد به کونم و گفت طاق باز بخواب …
چرخیدم و طاق باز خوابیدم. کاندوم رو روی کیرش با دستش صاف کرد و نزدیک شد و پاهام رو باز کردم و نشست وسط پاهام و بالشت رو گذاشت زیر کمرم و روی زانو بهم نزدیک شد و با دستش کیرش رو گرفت و داخل کرد تو و مچ پاهام رو گرفت و پاهام رو تا جایی که می شد باز کرد و دو طرف خودش نگه داشت و شروع کرد به تلمبه زدن. داشتم هیکل پشمالوش رو وسط پاهام تماشا می کردم و با هر بار تلمبه اش شکم و رونهام زیر ضربه کیرش می لرزید و شهوتم رو بالاتر می برد. دودولم با تلمبه اش تکون می خورد و یه حس خجالت و شاید اینکه دوستش نداشتم که دودولم رو ببینم باعث شد دستم رو بگذارم روی دودولم و اون هم داشت توی چشمام نگاه می کرد ونگاه مردونه و شهوتی اش روی صورت و بدنم می چرخید و گاییده شدنم رو تماشا می کرد.
تلمبه هاش بی امان بود و سعی می کردم به جنده ترین حالت ممکن زیرش ناله کنم. سینه هام رو می مالیدم و داشتم از گاییده شدن زیر کیرش لذت می بردم. همیشه وقتی توی این حالتم دوست دارم طرف حرف بزنه یا من حرف بزنم. حس می کنم اینجوری لذتش اش و فکر کردن بهش برام لذت بخش تر می شه … با هر بار تلمبه اش سعی می کردم تشویقش کنم … جرم بده … قربون کیر کلفتت برم … منو بگا … تا ته ….
مچ پاهام رو ول کرد و داخل رونهام رو گرفت و کمی روی زانوهاش خودش رو بلند کرد و سعی می کرد تلمبه هاش رو عمیق تر کنه و تندتند نزنه… توی صورتم نگاه می کرد و من مثل یه پورن استار آه و ناله می کردم و تشویق اش می کردم که من رو بگاد… پاهام رو رها کرد و به دو طرفش هدایت کرد و دستاش رو برد روی سینه هام و خودش رو جابجا کرد و سینه هام رو توی مشت اش سفت گرفت و شروع کرد به تلمبه زدن. سینه هام توی دستش حسابی درد داشت و تلمبه که می زد زیرش کمی بالا سر می خوردم و سینه هام کشیده می شد. پاهام رو دورش حلقه کردم که خودم رو نگه دارم.
تلبمه هاش دیگه تندتند شده بود و وحشیانه شده بود، انگار تازه موتورش روشن شده بود … توی صورتم نگاه می کرد و با لحن شهوتی و جدی با هر تلمبه به می گفت : ای کوونی … داری کون می دی آره ؟ زیر کیر من داری کون می دی ؟ کون گنده ات رو خوب گاییدم … منم با شهوت جواب می دادم … کونی خودتم … جرم بده … شش دانگ مال خودتم …
سوراخم داشت آتیش می گرفت … هم دوست داشتم تموم بشه چون تحمل اش سخت و سخت تر می شد و هم چون سوراخم باز باز شده بود دوست داشتم کیرش فشار بیاره بهم …. از شهوت نمی تونستم حرف بزنم و ناله های شهوتی می کردم. مثل یه گراز وحشی داشت تملبه می کرد و کل وزنش روی بدنم بود و سینه هام توی دستاش فشرده می شد و درد داشتم. تندتند تر می شد … عمیق و با ضربه … دستام رو دراز می کردم که آروم بکنه ولی انگار از این حالت گاییده شدنم و بی طاقتی ام لذت می برد. دو تا تلمبه محکم توم زد جوری که قشنگ زیرش سر خوردم و بعد پاهام رو جفت هم کرد و همون حالت که کیرش توم بود من رو به پهلو چرخوند و روی زانوش ایستاد و دستاش رو کون و پهلوم تکیه داد و خواست شروع کنه که با ناله گفتم : نمی تونم . یه کم استراحت … که کیرش رو تا نصفه بیرون کشید و آب دهن ریخت و بعد دوباره توی جاش مستقر شد و گفت : الان تموم می شه … بعد شروع کرد به عمیق و آروم آروم تلمبه زدن ولی خب شهوتی بود و به سختی خودش رو کنترل می کرد و بعد انگار دیگه بی خیال شده باشه شروع کرد تندتند تلمبه زدن.
توی سوراخم حس خاصی داشتم، سوزش و داغی و یه چیزی شبیه درد که تحمل گاییده شدن رو سخت می کرد ولی خب این بهترین جای سکس ه، وقتی تموم می شه و بهش فکر می کنی … چشمام رو بسته بودم و فقط داشتم تحمل می کردم که بتونم زیر این کیر دووم بیارم که بیشتر روم خیز برداشت و کیرش رو تا ته فشار داد و چند تا آه بلند کشید و لپ کونم رو زیر دستش فشار می داد و می چلوند و ارضا شد.
نگاهش کردم با لبخند رضایت کیرش هنوز توم بود و داشت آروم پهلو و کونم رو می مالید .بهش گفتم روم بخواب و بالشت رو از زیر پهلوم درآوردم و خودم و چرخوندم و کیرش از توم درومد و به شکم خوابیدم و دودولم که حالا کمی شق شده بود رو لای پام بردم و گفتم بیا، اومد روم و بهش گفتم کیرت رو بکن توم. کیرش رو داخل کرد و دستم رو بردم لای پام و اونم کیرش هنوز شق بود و ولی آروم آروم داخلم عقب و جلو می کرد. بدن گرم و پشمالوش که کل وزنش روم بود رو حس می کردم و کیرش که توم بود و خودم رو می مالیدم. چند دقیقه ای شد و آبم اومد و ریخته شد بین رونهام. از روم غلت خورد و کیرش درومد و کنارم دراز کشید.
بعد گفت : روش باحالی بود … یه کم توی اون حالت بودیم … بعد بهش گفتم : بهم دستمال می دی … بلند شد و نگاهش می کردم. کیرش هنوز نیمه شق بود و کاندوم سرش بود و آبش جمع شده بود توش، دستمال بهم داد و خودش رفت سرویس …
تروتمیز کردیم و یه چای درست کردم و خوردیم و باهم برگشتیم…
ornetpub

نوشته: Ornetpub

بازدید 3,790

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

0 پاسخ به “خونه مادربزرگه و توفیق اجباری”

  1. خوب بود.چه خوش شانس بودی که یهو یه همچین کیسی گیرت اومد.ولی ایکاش کونتو خوب میلیسید و ایکاش یه بالش زیر شیکمت میذاشت موقعی که تلمبه های آخر رو میزد و تا دسته توش بود که آبش بیاد همزمان تو هم زیر کیر آبت میپاشید بیرون تا اوج لذت جفتتون باشه

  2. این یکی از قشنگ ترین داستان هایی بود که خوندم. چه تو مد داستان و چه تو مد خاطره کاملا بی نقص بود.

  3. مگه هورنت فیلتر نیس ؟! با فیلترشکن هم که لوکیشن وی پی ان رو میزنه قائدتا!!!!!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
در حال بارگذاری ویدئوها...