سلام
تو داستان اول گفتم آخرین بار تو همدان به یه مرد میانسال کون دادم .
برج پنج 1400 اعزام شدم خدمت سربازی ، اون موقع 19 سالم شده بود ، بعد از آموزشی انداختنم تو پادگان هوا و فضای خجیر سمت کوه های تهرانپارس، زمانی که اونجا مستقر شدم چون راهم تا ملارد دور بود تو پادگان حضور میزدم و سرباز های پایه بالا و قدیمی ما سرباز های تازه وارد رو کس موتور صدا میزدن و تمام کار های اون هارو باید سرباز های جدید انجام میدادن از جمله آنکارد تخت هاشون، چایی دم کردن، نظافت آسایشگاه و پاسدار خونه ، شستن پتو ها و ماساژ پایه بالا ها ، بعد از 2 ماه که اونجا بودم و کم کم با سرباز ها آشنا شدم و مقداری با اون ها راحت شده بودم ، یه شب ساعت 8 یه پسره به اسم هادی که انبار دار پادگان بود منو صدا زد و گفت بیا اینجا ، تخت اون گوشه آسایشگاه بود و آنچنان دیدی نداشت ،وقتی رفتم پیشش گفت بدنم کوفته شده یه مقدار ماساژم بده ، منم شروع کردم به ماساژ دادنش بعد از 5 الی 6 دقیقه متوجه شدم که کیر هادی حسابی راست و شق شده و ناگهان من نگاهم به کیرش قفل شد ، چون یه کیر بزرگ 16 الی 17 سانتی زیر شلوارش بود و حسابی کلفت هم بود ، به مدت 30 ثانیه خیره به کیرش شده بودم و ماساژ دادن رو کمی آروم کرده بودم و اون متوجه شد که من دارم به کیر بزرگ و کلفتش نگاه میکنم ، برگشت آروم بهم گفت از کیرم خوشت اومده ، من خجالت زده شدم و چیزی نگفتم و دوباره گفت اگه خوشت میاد بگو خجالت نکش من راز دارم و به کسی چیزی نمیگم ، منم سکوت رو شکستم و با صدای آروم و لرزون گفتم آره ، بعد ازم پرسید که آیا قبلا کون دادی ، منم گفتم آره و مختصر داستان کون دادنم به اون مرد همدانی رو تعریف کردم و اون به آرومی دست منو گرفت و برد زیر شورتش و من کیرش رو گرفتم توی دستم ، عجب کیر داغ کلفتی داشت ، آروم آروم داشتم ورزش میدام که دستش رو برد اون پتویی که به صورت پرده انداخته بود روتخت رو کشید پایین و با دستش سر من رو نزدیک کرد به کیرش و شلوارش رو تا زانو کشید پایین و گفت کیرم رو بزار تو دهنت ، من اول اون سر کیر بزرگش رو بوسیدم و بعد کردمش تو دهنم و با یه ولع زیادی شروع کردم به خوردنش و حسابی با تف فراوون داشتم واسش ساک میزدم و هادی هم از لذت زیاد داشت آخ و ناله میکرد ، همینجور که داشتم کیرش رو میخوردم یهو ارشد آسایشگاه منو صدا زد و گفت سریع بیا اینجا کارت دارم ، اون دم در بود و ندید من از کجا اومدم بیرون ، رفتم پیشش گفت که برو آب بیار ، هادی هم شلوارش رو اون لحظه که ازش جدا شدم کشید بالا و گرفت خوابید ، من تو دلم اون ارشد رو لعنت کردم و گفتم نزاشت آب کیر داغش رو بخورم حیف شد .
شب که خوابیده بودم ، حدودای ساعت 3 شب یهو احساس کردم یه چیزی افتاد رو دهنم و از خواب پریدم و متوجه شدم هادی وایساده رو سرم و کیرش رو انداخته رو دهنم ، کیرش اون لحظه نیمه شق بود و بدون اینکه چیزی بگم کردمش تو دهنم ، هادی گفت کس موتور حشری اینجا نمیشه پاشو ببرمت تو انبار اون کون تپل سفیدت رو جر بدم ، من پا شدم و باهاش رفتم ، انبار از آسایشگاه و پاسدار خونه حدودا 100 متر فاصله داشت ، رفتیم داخل انبار و اون چراق هارو روشن کرد و در انبار رو قفل کرد ، بعدش به من گفت کس موتور امشب جوری کونت بزارم که هیچوقت فراموش نکنی ، من با یه پوز خند بهش گفتم ببینیم و تعریف کنیم ، بعد دو تا از تشک های تخت هارو انداخت رو زمین و یکی از پتو های تمیزی که سرباز های تازه وارد میارن و به انبار تحویل میدن رو پهن کرد رو تشک ها و سه تا بالش انداخت روشون ، و سریع لخت شد و من هم باهاش لخت شدم ، اون سه تا بالش رو گذاشت سمت دیوار و تکیه داد بهشون و پاهاش رو باز کرد ،تو اون حالت انگار کیرش بزرگتر و کلفت تر نشون داده میشد ، من هم رو به کیرش دراز کشیدم و کیرش رو کردم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن و لیس زدن ، وای که چقدر کیرش داغ بود ، خیلی داشت بهم خوش میگذشت ، چون بعد 2 سال خورده ای دوباره داشتم لذت دادن و خوردن کیر کلفت رو میچشیدم ، فکر کنم 5 دقیقه ای کیرش رو خوردم و کیرش حسابی چرب شده بود ، کیرش رو از دهنم کشید بیرون و بهم گفت حالت داگی بگیر و قومبول کن ، من هم همینکارو کردم ، سر کیرش رو آروم آروم به سوراخ کونم فشار میداد و سوراخم داشت کم کم باز میشد ، از کیرش پیش آب زیادی میومد و کیرش رو روون تر میکرد و همین کمک کرد که با یه فشار تا تخماش کیرش رو کرد توم ، داشتم از درد پشیمون میشدم ، اما مقداری تحمل کردم و کم کم لذت شروع شد و به جای پشیمونی زیر لب میگفتم ، آره بکن ، بکن منو ، آروم آروم شدت و سرعت تلمبه هاش رو داشت افزایش میداد و شروع کرد به چک سکسی زدن رو لپ های سفید و تپل کون من ، یه لحظه کیرش از کونم اومد بیرون اون با دوتا انگشت سوراخ منو کامل باز کرد و یه تف خیلی گنده انداخت تو سوراخم و بلافاصله کیرش رو دوباره با یه فشار تا ته برد تو و خیلی شدتی تر داشت کون منو میگایید ، صدای شالاپ و شلوپ لپ های کون من کل انبار رو در بر گرفته بود و چشمای من خمار شده بود و داشتم آخ و اوخ میکردم ، هادی بهم گفت دراز بکش میخوام بخوابم روت عزیز دلم ،دراز کشیدم و خوابید روم و کیرش رو کرد توم ، کیر کلفتش داشت جرم میداد ، هر دومون حسابی عرق کرده بودیم و این موضوع به گرم تر شدن سکسمون کمک میکرد ، من از یه طرف داشتم از بدن داغی که افتاده بود روم و کمرش رو لپ های کونم جلو عقب میشد لذت میبردم و از طرف دیگه از فرو رفتم کیر کلفتش تو سوراخ کونم لذت میبردم ، بعد از چند دقیقه که اینجوری منو کرد از روم پاشد و لبم رو با دست گرفت و شروع به خوردن لبم کرد و بعدش یهو تف کرد تو دهنم و پشت بندش کیرش رو فرو کرد تو دهنم و تند تند کیرش رو تو دهنم جلو عقب میکرد و منم لبم رو دور کیرش حلقه کرده بودم و خداییش داشتم کیف میکردم ، کیرش رو از دهنم کشید بیرون و بهم گفت پاشو برو کنار قفصه و به پات رو بزار رو یه طبقه از قفسه که میشه پوزیشن یه پا رو زین و بی معطلی کیرش رو فرو کرد توم و شروع کرد وحشیانه تلمبه زدن ، بعد از چند دقیقه که کون منو تو اون پوزیشن گایید ، بهم گفت سریع زانو بزن ، من فهمیدم داره ارضا میشه و سریع جلوش زانو زدن و دهنم رو باز کردم و اون کیرش رو با دست تند تند جلو عقب کرد و ارضا شد و آب کیر لذیذش رو پاچید رو زبون من آخ که چه آب کیر داغی و خوشمزه ای داشت و من همش رو قورت دادم ، سکسمون که تموم شد لباسامون رو پوشیدیم و رفتیم آسایشگاه خوابیدم ،ولی واقعا چه شب خاطره انگیز ی رو برام ساخت ، خیلی لذت بردم .
منتظر داستان های کون دادن های من باشید .
نوشته: پویا
4 پاسخ به “ادامه کون دادن های من”
به به منم تو خدمت کونی شدم واقعا چه دورانی بود
کون وخام
منم یه هم خدمتی داشتم ، از روز اول با هم بودیم و تا آخر کار یه جا بودیم ، بعد از تموم شدن آموزشی و رفتن به یگان ، خیلی با هم حموم میرفتیم ، کیرشو دیده بودم ، عرب بود ، یه کیر سیاه و کلفت و دراز ، آروم آروم تو حموم بهش خط میدادم ، حموم یگان ما کوچیک بود و همیشه خلوت، به بار بهش گفتم نوبر میخوام بذارم ، اونم گفت میذاره و مشغول شدیم ، اخر کار ، تیغ دادم بهش و گفتم یکم مونده رو کونم و بزن واسم و اونم سوراخمو مالید و کیرش مالید لا پام و منم نشستم به ساک زدن واسش ، دیگه شدم کونی شخصیس و حدود ۱۴ ماه کونمو میگایید ، شب های جمعه حتما کونمو میگایید ، حسابی کونیش شده بودم و با یه تف کیر دراز و کلفتش تا دسته تو کونم بود ، بعد از خدمت هم چند بار رفتم پیشش ، آبادان ، یه بار هم بهش گفته بودم ، دلم گروپ میخواد ، دو تا از رفیق هاش از روز دوم بودن ، یادش بخیر ، هر جایی هستی جابر کیرت سلامت
عالی بود ادامه بده