شروع زنپوشی تو شمال (۱)

از بچگی شورت و سوتین مامانم یا خواهرم رو تو حموم تنم میکردم و جق میزدم ، پسر مودب و کم حرفی بودم و همیشه به پدر مادرم احترام میذاشتم و اونا هم دوسم داشتن ، ولی هیچوقت با کسی رابطه نداشتم ، فقط چند بار تصویری بدن سفید و بدون مو خودمو با کون گندم تو شورت زنونه و جوراب شلواری به پسرا نشون میدادم و کیرای گندشونو نگاه می‌کردم و لذت می‌بردم ، همیشه پورن گی و فمبوی می‌دیدم و جق میزدم . وقتی خونه تنها میشدم کیرمو محکم با کش مو مامانم میبستمو با دسته بورس حسابی کون خودمو میگاییدم ، وضع مالیه بابام خوب بود ، کارش فرش تو بازاره ، همیشه استرس اینو داشتم اگر آبروم بره چجوری تو چشم خانوادم نگاه کنم، تا این که دانشگاه آمل قبول شدم ، بابام که دید مسیر رفت و آمد سخت و ترافیک اونجا یه ویلا نقلی رهن کرد که خودشون هم گاهی بیان . حالا تصور کنید منی که همیشه تو خونه کلی استرس داشتم حالا تو اون ویلا تنها میتونم کلی کیف کنم ، مثلاً گوشی و وصل میکردم تلویزیون و پورن می‌دیدم ، تو ویلا لخت لخت می‌گشتم ، البته نه تو حیاط ویلا ، چون که دیوار حیاط ویلا کوتاه بود و ممکن بود کسی از بیرون منو ببینه ، یه پراید ۱۱۱ داشتم که گاهی میومدم تهران برمی گشتم ، البته بگم حسابی درسمم می‌خوندم ، از همون هفته اول تصمیم گرفتم که چند دست لباس زیر و وسایل زنونه بخرم ، اما نمی‌خواستم تو آمل کسی متوجه بشه برا همین یه پیج لباس زیر پیدا کردم تو نور که ۵۰ کیلومتر فاصله داشت ، و بعد از یه ساعت تو اینستا چرخیدن یه شورت و سوتین خوشگل مشکی با جوراب شلواری تا زیر رون و یه بادی یه سره فاق باز خریدم و سفارش دادم ، قرار شد خودم اسنپ بگیرم که ازشون تحویل بگیره بیاره ، آدرس یه میدون تو آمل رو زدم ، تا ویلا رو هم یاد نگیره وای خدای من این همه پلیس بازی واسه خرید چند تا لباس اسنپ بهم زنگ زد گفت تا یک ساعت دیگه می‌رسه انقدر هیجان داشتم واسه پوشیدن اون لباسا که خدا می‌دونه سریع رفتم حموم یه دوش گرفتم چند تا موی اضافه بدنمو زدم اومدم بیرون نشستم تو ماشین رفتم سر همون میدون تا اسنپ برسه وقتی اسنپ رسید بسته رو گرفتم سریع گازشو گرفتم رفتم خونه باز کردم ، داشتم دیوونه میشدم ، سریع شورت و سوتین و جوراب و پوشیدم رفتم جلو آیینه ، کیرم حسابی بلند شده بود . بند سوتین تنگ بود و یکم کمرمو اذیت میکرد ، شورت حسابی لایه کونمو قلقلک میداد، یه سیگار روشن کردم با همون لباس ها نشستم پورن فمبوی دیدن ، چقدر دلم میخواست یه نفر بود منو تو اون لباسا نگاه میکرد و می‌مالید ، رفتم بورس رو آوردم کونمو باهاش گاییدم ، حسابی آه و اوه و ناله میکردم ، بدون استرس ، آبم بدون این که به کیرم دست بزنم اومد ، بعد اون روز چند تا لباس زیر زنونه دیگه هم گرفتم ، دیگه از دانشگاه که میومدم خونه کلا با لباس زیر زنونه بودم ، حتی چند بار زیر شلوارم با شورت زنونه رفتم بیرون ، توی این چند وقت حسابی کونمو باز کرده بودم ، واقعا دلم کیر واقعی میخواست ، یکی که کیر گندشو براش ساک بزنم و حسابی کون بزرگم رو بکنه . توی چت شهوانی پیام گذاشتم و عکس کونمو با شورت خوشگلم گذاشتم ، نوشتم فاعل میخوام از آمل یا اطراف ، بعد چند دقیقه کلی پیام اومد ، خیلی هاشون از شهرهای اطراف یا حتی تهران بودن که حاضر بودن بیان آمل برای کردن کون من ، حتی بعضی ها پیشنهاد پول هم دادن . ولی من هنوز جرات پیدا نکرده بودم . قبل تابستون به خانوادم گفتم اگر اجازه میدن کلاس برای ترم تابستون بردارم ، که خیلی راحت قبول کردن ، منم تو این فاصله بین دو ترم کلا تهران بودم که دل تنگ نشن ، تو این مدت هم تا پول دستم میومد یه شورت یا چیزی می‌خریدم ، ولی واقعا پول زیادی نداشتم ، دلم میخواست یه تاپ دخترونه مثل خواهرم یا کفش یا صندل زنانه یا مثلاً مانتو بخرم ، اما خب باید هرچی از بابام می‌گرفتم میدادم ، گاهی تو خونه که تنها بودم لگ ورزشی خواهرم یا شلوار جین کشی تنگشو با تاپ پوشیده بودم ، اما حالا که شمال تنهام ندارمشون .
یه فکری به سرم زد که شاید بتونم چنتا شو داشته باشم ، یبار که با خواهرم در مورد شمال و دانشگاه حرف میزدیم ، بهش گفتم یه همسایه تو محل هست که یه دختر همسن و قد و هیکل تو داره ، خیلی وضع مالیشون خرابه ، من چند بار بهشون کمک کردم ، اگر لباسی چیزی داری بهشون بده ، اینجوری چون من غریبه هستم هوامو بیشتر دارن محلیا ، یا خودتون اومدین بده ، اولش زد تو شوخی که نکنه عاشق شدی و این حرفا ، ولی بعد خیلی راحت قبول کرد ، پاشد رفت به مامانم گفت ، مامانم که از اون همه لباس خواهرم کلافه بود با اشتیاق قبول کرد ، قرار شد چنتا لباس و وسایل بزارن ، مامانم هم گفت منم چنتا وسایل مثل کیف و کفش دارم که نو نو ، ولی خوشم نمیاد ، میدم بهشون ، چند روز مونده بود به شروع کلاسها میخواستم راه بیوفتم دیدم مامانم یه چمدون آورد گفت اینا رو بده بهشون ، بعد با خنده گفت چمدون و ندی بهشونا ، منم کلی تشکر کردم که منو سر بلند می‌کنید تو منطقه و این حرفا ، راه افتادم با ماشین ، اول جاده طاقت نیاوردم ، زدم کنار ببینم چی تو چمدون ، هست ، باز کردم ، وایی باورم نمیشد ، هرچی که فکرشو بکنید ، بوت ، کفش مجلسی ، کیف ، شال ، روسری ، تاپ ، شلوار ، ساپورت ، لباس خونگی خواهرم که تاپ و شلوارک ست بود ، دیگه فقط میخواستم برسم تا بپوشم اونارو ، البته میدونستم که شلوار و لباس مامانم اندازم نمیشه ، ولی کفش و بوت مامانم قشنگ فیت پای من بود ، وقتی رسیدم آمل غروب بود ، خیلی گشنه بودم ، یه ساندویچی معروف بود که من عاشق بندری با قارچ و پنیر اونجا بودم ، ساندویچ و خوردم اومدم سوار شم ، چشمم خورد به لوازم آرایشی اونور خیابون ، همیشه پورن فمبوی می‌دیدم عاشق آرایش فمبوی ها میشدم ، یبار از جلو مغازه رد شدم دیدم یه خانم جوان فروشندست ، دیگه دست خودم نبود ، رفتم داخل ، گفتم سلام خانم ، من دارم میرم تهران میخام دست خالی نرم ، یه خواهر ۱۷ ساله دارم ، چنتا لوازم آرایش پور مصرف که خوششم بیاد بهم بدید ، البته زیاد گرون نباشه ، میخام برام یه پک کادویی درست کنید ، کلی لوازم آرایش آورد که من یه برق لب و یه کرم پودر ، یه سایه پشت چشم ، یه مداد خط چشم ، یه رژ گونه و یه آرایش پاک کن برداشتم ، وایی همینا که گفتم تازه مارک متفرقه شد ۳ تومن ، کلی برام تو باکس خوشگل کرد و یه پاپیون هم رو باکس زد بهم داد ، اومدم سوار شدم راه افتادم سمت ویلا ، میدونستم کلی کار دارم ، دلم میخواست تا صبح بیدار باشم . فقط جای یه فاعل کیر گنده و خوشگل کم بود .
رسیدم ویلا وسایل و گذاشتم داخل رفتم تو حموم ، اسپری مو بر رو خالی کردم رو کل بدنم بعد یکم صبر کردم که اثر کنه ، بعد دوش گرفتم ، زیر دوش کون بزرگم رو چنگ میزدم و خودمو اسپنک میکرد ، حوله تن پوش رو پوشیدم اومدم سر وقت چمدون ، وایی خدا چقدر لباس ، بعضی لباس ها برا مامانم بود که اندازم نمی شد گذاشتم کنار ، لباسهای خواهرم رو همرو یکی یکی تن کردم روی همون لباس زیر زنانه ، یه شلوار جین کشی خیلی تنگ داشت که به زور از کون بزرگم بالا می‌رفت با یه تیشرت صورتی خوشگل جذب ، رفتم یکم رژ لب و سایه زدم ، خودمو جلو آینه نگاه کردم ، شلوار به قدری تنگ بود که داشت پاهامو اذیت میکرد ، حالا دیگه واقعا یه فمبوی واقعی شده بودم که اگه کسی بیرون میدید فقط میخواست جرش بده . دوباره رفتم سراغ گوشیم چند تا عکس گرفتم از بدنم و گذاشتم تو کانال های گی و زنپوشی ، باور نمیشد از این همه حجم از پیام ، نوشته بودم اگه عکس از چهره و بدن ندید جواب نمیدم ، بعضی ها فرستاده بودند که شروع کردم باز کردم ، بعضی هاشون خیلی داغون بودند ، اما توی اونا دو نفر توجه منو جلب کرد ، یکی یه آقایی بود که نوشته بود از تهران و نزدیک آمل ویلا داره و یکی از بابل که نوشته بود مربی کشتی ، تصمیم گرفتم با همین دوتا بیشتر چت کنم تا با یکیشون رفیق شم . کشتی گیره عاشق سکس خشن بود و این که دنبال تک پر میگشت ولی نوشته بود هر جوری تو بگی پایتم ، اون یکی تو کار آهن تهران و متاهل ، که تصمیم گرفتم با سعید همون کشتی گیره ادامه بدم چت رو ، انصافا هم قیافش بد نبود هم هیکلش ، از همه مهم تر فیک نبود و کلی عکس از خودش و باشگاه کشتی گذاشته بود ، قرار شد ۱۲ شب تصویری بزنیم همو ببینیم ، و گفت باید فیستو نشون بدی که منم قبول کردم با عینک آفتابی فیسمو نشون بدم ، قبل ۱۲ یه شورت و سوتین خوشگل قرمز با یه جوراب نازک تا زیر باسن پوشیدم ، با حوصله رژ لب و پنکک زدم و یکم رژ گونه صورتی ، یه کفش پاشنه بلند مشکی براق پام کردم ، گوشی رو لبه میز تلویزیون گذاشتم که یه دفعه گفتم خوب نیست اولش این جوری اول تصویری لخت منو ببینه ، تصمیم گرفتم یه شلوار و تاپ هم تنم کنم که تو لباسها یه شلوار پارچه ای مجلسی سفید با کمربند مشکی و یه تونیک مجلسی مشکی براق که تا وسط باسن بود و جلوش دکمه داشت پوشیدم ، یکم با ناز و ادا راه رفتم تو خونه با اون کفش ها سعی کردم با ناز و صدای نازک حرف بزنم ، گوشی زنگ خورد تصویری و فعال کردم دیدم سعید با یه رکابی و شورت هفتی مشکی نشسته ، وایی خدا چه بدنی داشت ، بازو های خوشگل ، رونای گنده و بدن سبزه و بدون مو ، یکم نه ریش داشت و موهاشو باسکات زده بود، وقتی منو دید کلی تعریف کرد ازم و گفت طاقت ندارم که بدنتو لخت ببینم ، منم خیلی آروم و با ناز شلوارمو درآوردم و بعد تونیکو حالا با شورت و سوتین و جوراب شلواری داشت بدن سفید و کون بزرگم و تماشا میکرد ، ازش خواستم رکابیشو شورتشو در بیاره تا منم بیشتر لخت شم ، بلند شد شورتشو کشید پایین یه کیر کلفت و بزرگ پرید بیرون با تخم های آویزون ، بعدم رکابیشو ، کیر گندشو تو دستش گرفته بود و می‌گفت واسه بدن تو بزرگ شده عشقم ، منم دیگه کم کم ، کل لباسامو در آوردم و فقط کفش پام بود ، از کیر کوچیکم که سفت شده بود خوشش اومد ، ازم خواست از نزدیک سوراخ کونم و پاهامو نشون بدم که منم انگار هیپنوتیزم شدم ، هرکاری میگفت انجام دادم ، بعد تصویری و قطع کردم گفتم بیا چت ، اولش شروع کرد پرسیدن که لباسا برا کیه و این حرفا که نوشتم همرو خریدم و بی‌غیرت نیستم ، نوشت با کی زندگی می‌کنی که گفتم تنهام ، اونم نوشت که با مادر پیرش زندگی می‌کنه و مربی کشتیه ، و گفت خیالت راحت که آدمی نیستم که دنبال دردسر باشم ، پرسید اسمت چیه گفتم ماهان ، گفت نه اسم زنونه ، گفتم ندارم ، که برام اسم زیبا رو انتخاب کرد که من خیلی خوشم اومد از انتخابش ، قرار شد برای روز بعد که پنج شنبه میشد بیاد آمل دنبالم بیشتر آشنا شیم و همو ببینیم که منم قبول کردم ، خیلی داشتم زود پیش میرفتم ولی دیگه شهوت کار خودشو کرده بود و من مغزم دستور نمیداد به جایش کون بزرگ و سفیدم بود که منو راهنمایی میکرد ، من فقط دلم میخواست اون کیر رو حسابی بلیسم و لذت ببرم ، لخت تو بغل سعید بخوابم و حس زنونگی خودم رو دیگه پنهان نکنم ، میدونستم سعید تشنه بدن منه و من حسابی تونستم حشریش کنم ، تا ساعت ۲ نصف شب کلی پیام عاشقونه بهم داد حس میکردم واقعا یه دخترم که داره با دوست پسرش چت می‌کنه ، قرار شد فردا بعد از ظهر یه جا قرار بزاریم همو ببینیم ، پاشدم ست تاپ شلوارک خواهرمو پوشیدم با یه شورت لامبادا قرمز ، رفتم آشپز خونه شروع کردم تمیز کاری خونه و یه چیزی خوردم ، بعد لباسا رو مرتب توی کمد گذاشتم ، حس زنی و داشتم که وظیفه خودش می‌دونه که مرتب و تمیز باشه . دوستان ببخشید که طولانی شد ، قسمت های بعد
سکسی تر و جذاب تر میشه

ادامه…

نوشته: زیبا

بازدید 12,065

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

0 پاسخ به “شروع زنپوشی تو شمال (۱)”

  1. منتظر سیل تعابیر زیبای بچه های همیشه در صحنه شهوانی باش….اینکه توی داستانت سکس نداشت منتظرباش که حسابی مورد عنایت قرار بگیری…پس به قول ضرب المثل معروف شهر ما: سر دلتو گشاد بگیر !!! یعنی حسابی صبر پیشه کن خخ

  2. منم هروقت موقعیتش پیش میومد شورت و سوتین خواهرمو میپوشیدم بعدا که بزرگتر شدم برای خودم لباس زیر میخریدم و یوقتایی لباس کامل زنونه میپوشیدم و آخر شبا میرفتم بیرون

  3. قشنگ بود… من خیلی استقبال میکنم از آشنایی با شما. من هرماه یه بار میرم قائمشهر. خوشحال میشم آشنا بشیم.

  4. توروخدا اگ ایدی از اون کشتیگیر داری بده بهم التماست میکنم عاشق ورزشکارا و کشتیگیرام لطفا

  5. عزیزم منم آملم مجردم آبرو هم برام مهمه همونطور خودت گفتی..مایل باشی دوس دارم بیشتر آشنا بشیم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...