اسم من ماهانه و این خاطره واسه وقتیه که من ۱۹ سالم بود.مدرسه ام تموم شده بود و سال اولی بود که دانشگاه میرفتم.قبل از هر چیزی بگم که علاقه من همیشه به جنس مخالف بوده و به خاطر ظاهر و وضع مالی خوبم همیشه راحت تونستم با دخترا خوب ارتباط بگیرم.اما بچه تر که بودم همیشه بدن مرد برام جذاب بود.وقتی میرفتم استخر بدن بقیه رو دید میزدم با خودم میگفتم چرا بدن همه انقدر مو داره و من هیچی.بیشتر شبیه پرزه تا مو. یه بار تو بچگی ۱۴،۱۵ سالم که بود تنها رفته بودم استخر.اون دوستم که همیشه باهم میرفتیم لحظه آخری گفت نمیاد و منم چون بلیط داشتم خودم رفتم.توی استخر خوشحال بودم که تنهام.راحت میتونستم به بقیه نگاه کنم.برامدگی کیر مردا از زیر مایو اولین چیزی بود که چشممو به خودش میگرفت.اون شب یکی تو استخر بود که بدنش خیلی بزرگ و هیکلی بود. ۵۰ ساله بهش میخورد.سرش طاس بود و ریش های بلند سفید داشت.استایلش لاتی بود با اینکه شکم داشت ولی مشخص بود از جوونی ورزش میکرده.هر جا میرفت منم سعی میکردم از فاصله دور دنبالش برم و نگاش کنم.رفتش تو جکوزی و منم رفتم روبروش نشستم.فقط منو اون توی اب بودیم.زیرزیرکی نگاش میکردم.یه جا چشمام افتاد تو چشمش و دیدم داره نگام میکنه.یه لبخندی زد و گفت عمو جوون زیاد نمون تو اب داغ واست خوب نیست.تخمات آب پز میشه ها. منم خندیدم و گفتم اره نه الان میرم.گفت این آب داغ خیلی خوبه ولی واسه ما پیرمردا کارسازه نه شما جوونا اگه میخوای برو سونا.گفتم باشه و پاشدم از آب رفتم بیرون و یه دوش گرفتم رفتم توی سونا بخار. وارد که شدم از شدت بخار هیچی معلوم نبود فکر کردم کسی نیست.رفتم بشینم که دیدم یه یارویی هم نشسته.بعد از چند لحظه همون مرده اومد تو.اومد نشست روبروی من.وقتی نشست دیگه معلوم نمیشد. با همون یارو که از قبل تو بود شروع کرد به صحبت راجب اکالیپتوس.گفت باید بریم اکالیپتوس بریزیم.من یهو پریدم وسط حرفشون و گفتم میخوای من برم.گفت بلدی گفتم آره گفت پس برو بریز
رفتم بیرون اکالیپتوس برداشتم و اومدم داخل ریختم سرجاش بغل در ورودی سونا.رفتم بشینم که دیدم اون طرف که از قبل تو بود خوابیده و همون مرده داره ماساژش میده.یکمی نشستم و کارشون تموم شد و بهش گفت برو یه دوش بگیر حالا.طرف هم رفت بیرون که بره دوش بگیره. من نزدیک نشسته بودم رو کرد به من گفت عمو جون میخوای تو رم ماساژ بدم.گفتم نه بابا نمیخواد زحمت میشه.گفتش چه زحمتی مگه تو نرفتی اکالیپتوس ریختی حالا بیا منم دو دقیقه ای ماساژت میدم بدنت کوچیکه کاری نداره که.بیا کیف میده.خودمم بدم نمیومد.گفتم باشه.گفت رو همین سکو دراز بکش.دراز کشیدم.جفت دستاشو گذاشت پشتم و شونه هامو گرفت و شروع کرد ماساژ دادن.همینطور اروم اروم میومد پایین.بدنم تموم شد و رسید به پاهام. از کف پا شروع کرد.پای راستمو دو دستی گرفت و شروع کرد به ماساژ.دستاش گوشتی و بزرگ بود.دو دستش و حلقه کرده بود دور رون پام و با یه فشار مناسب به بالا و پایین حرکت میداد. هنوز به کونم دست نزده بود.اون پامو هم همینطوری ماساژ داد. بعد دستاشو گذاشت رو کونم.گفت همه درد اینجا جمع میشه.شروع کرد با انگشتاش ماساژ دادن چون قلقلکم میومد سفت کرده بودم گفت شل کن شل کن نفس عمیق بکش.گفتم اخه قلقلک میاد.با خنده گفت شل کن الان درست میکنم.مایومو تا زانو داد پایین و کف دستاشو گذاشت رو کونم.
منم حتی روم نمیشد چیزی بگم البته که خودمم خوشم اومده بود و کرمم گرفته بود.دستاشو محکم تکون میداد و کون من مثل دنبه میلرزید.سرشو از پشت آورد نزدیک گوشم اروم گفت چه کون نرمی داری اسمت چیه؟ گفتم ماهان. گفت اقا ماهان چشماتو ببند و نفس عمیق بکش به هیچی فکر نکن.منم همین کارو کردم .همینطور که داشت کونمو ماساژ میداد داشت از فواید ماساژ صحبت میکرد با انگشتای شصتش سوراخمو لمس میکرد.یکم بعد دید من هیچی نمیگم دیگه روش باز شده بود و مستقیم فقط داشت با سوراخم ور میرفت. سعی میکرد انگشت اشاره اش رو بکنه تو سوراخم اما چون کاملا بسته بود اینکارو خیلی با دقت و اروم انجام میداد. یهو حس کردم یه چیزی ریخت روی کونم .فهمیدم تف انداخت.با انگشتش تف و مالید روی سوراخمو اروم گف اصلا سفت نکن خودتو و بعد خیلی اروم سر انگشتش و کرد تو سوراخم. یکم یکم دیدم کل انگشتش تو سوراخمه و داره هی میکنه تو و در میاره.منم هیچی نمیگفتم و چشمام بسته بود.انقدر حرفه ای اینکارو کرد که حتی درد هم احساس نکردم.بعد انگشتشو درآورد مایومو کشید بالا و گفت بسه دیگه زیاد بمونیم اینجا خوب نیست.بیا بریم دوش بگیریم.رفتیم بیرون سونا همون بغل درش خواستم برم زیر دوش گفت اینجا نه بیا بریم دوش بغل رختکن.گفتم باشه. رفتیم اونجا خودش رفت تو کابین رو به رو من و شروع کردیم دوش گرفتن.همینطور که داشت دوش میگرفت داشتم نگاهش میکردم و با من حرف میزد.گفت خوب بود راضی بودی؟ با خجالت و محترمانه گفتم بله دست شما درد نکنه لطف کردید.یهو حین دوش گرفتن دیدم کیرش و دراورد گرفت دستش و انگار داشت میشست مثلا.منم نمیتونستم نکاه نکنم.همزمان هم نگاه میکردم و هم نمیکردم.خیلی قشنگ بود خیلی خوشم اومده بود.دیگه صاف داشتم بهش نگاه میکردم و اونم داشت من و نگاه میکرد.دوباره کیرش و گذاشت تو مایو و من سرمو اوردم بالا به چشماش نگاه کردم دیدم با زبون اشاره و اروم یه چشمک زد و سمت چپ و نشون داد و گفت بیا بریم تو دستشویی. من زودتر از خوش راه افتادم رفتم تو دستشویی و اونم داشت دنبالم میومد.دستشویی اخر توالت فرنگی بود و خیلی بزرگ تر بود. رفتم اونجا و اونم با فاصله یک قدم پشت من دنبالم اومد تو و در و بست. همین که در و بست من و چسبوند به دیوار و چون قدش خیلی بلند تر از من بود نشست رو زانو و شروع کرد لبامو گردنمو سینه هامو خوردن.یه دستش هم روی سوراخم بود. بعد چند دیقه پاشد جلو من وایساد.شکمش با فاصله کمی جلو صورتم بود.مایوشو داد پایین و جفت دستم و گرفت گذاشت روی کیرش گفت بمالش.اولش کیرش نیمه بیدار بود دو دستی گرفتم تو دستمو داشتم باهاش بازی میکردم و هی کیرش سفت تر میشد.قطر کیرش بزرگ بود دست من کامل نمیتونست دورش حلقه بزنه.دستامو گرفت و خودش داشت دستامو روی کیرش عقب جلو میکرد.بعد که فهمیدم چطوریه دستاشو برداشت و من ادامه دادم.تقریبا ۱۷،۱۸ سانتی میشد.بزرگ بود ولی نه خیلی.اما سرش خیلی کلفت تر بود از حالت طبیعی.سرمو با دستش گرفت بالا و دیدم داره به من نگاه میکنه و منم همزمان که داشتم دستامو عقب جلو میکردم داشتم بهش نگاه میکردم.یه دفعه انگشتان اون یکی دستش رو آورد سمت دهنم و کرد توی دهنم.دوتا انگشتشو رسوند به حلقم و داشت بازی میکرد.یهو انگشتش رو از دهنم درآورد کیرشو گرفت دستش و با اون یکی دستش که موهامو گرفته بود سرمو کشوند سمت کیرش و کرد توی دهنم. سر کیرش کل دهنم و پر کرده بود.با یه دستش سرمو گرفته بود و با یه دستش داشت تو دهنم جق میزد.بعد چند دقیقه یه مایع گرمی از کیرش ریخت تو دهنم. انقدر با شدت اومد که نتونستم کنترل کنم و بیشترش رفت تو گلوم و قورت دادم. چند ثانیه ای طول کشید تا همه ابش بیاد و توی دهنم و پر آب کرد. من تا حالا اب ازم خارج نشده بود. حتی وقتی جق میزدم جز یه قطره مایع بی رنگ هیچی نبود.آبش که کامل تموم شد کیرشو در اورد گذاشت تو شرتش.بغلش دستشویی بود دستاشو شست و گفت خودتو تمیز کن چند دقیقه بمون و بعد بیا بیرون.این و گفت و رفت.بعد از اینکه اون رفت منم آبی که تو دهنم جمع شده بود رو ریختم کف دستم و مالیدم به کیرم و یه جیغ بچگانه زدم و خودمو شستم و رفتم بیرون.موقع لباس پوشیدن تو رختکن که شلوغ بود هی چشمش می افتد به من و ریز یه لبخندی و چشمکی میرد منم فقط نگاه میکردم.بعد از اون اتفاق خیلی چیزا تغییر کرد.من خیلی از کیر خوشم اومده بود و همیشه دوست داشتم.
برگردیم به اول ماجرا.۱۹ سالگی من.یه روز بعد دانشگاه با سه تا از دخترای کلاس رفتیم سمت پارک لاله.همینطوری رو نیمکت نشسته بودیم و داشتیم بگو بخند میکردیم که یهو یکی اومد سمتمون.همین که دیدیمش تعجب کردیم و صحبتمون قطع شد و چهارتایی داشتیم نگاه میکردیم.سیاه پوست بود و قد بلند.بهش میخورد افریقایی باشه مثلا.وایساد جلومونو انگلیسی شروع کرد صحبت کردن.من چون زبان بلد بودم کوش کردم ببینم چی میگه.فهمیدم سیم کارت خریده ولی فعال نشده داشت میپرسید که چیکار باید کنم تا درست بشه.گوشیش رو گرفتم و گفتم بشین تا ببینم چیه.همین که نشست کنار بچه ها شروع کردن صحبت کردن.از خودش گفت و اینکه اینجا چیکار میکنه و … منم همزمان که داشتم با گوشیش ور میرفتم داشتم گوش میکردم.گوشیش درست شد و اینترنتش وصل شد و رفت تو اینستاگرام دید بله درسته و کلی تشکر کرد.ما هم باهاش گرم گرفته بودیم و خیلی خوشحال بود.میگفت خیلی خوشحاله که تونسته دوستای خوبی مثل ما پیدا کنه.میگفت خیلی سخت میتونم با کسی اینجا ارتباط بگیرم. پیش ما نشست و بعد یکی دو ساعت که خواستیم بریم ایدی اینستا همون و گرفت و مارو فالو کرد.چند روزی گذشت و من اصلا یادم نبود.یهو تو اینستا دیدم استوری گذاشته باز کردم دیدم عکس دو تا مرده با شورت تو بغل هم.خیلی تعجب کردم.سریع ریپلای کردم و نوشتم وعو…
اونم بلافاصله جواب داد و شروع کردیم صحبت کردن.متوجه شدم که ایشون همجنسگرا هستش.اسمش علی بود. توی ایران دانشجوی پزشکی بود و از الجزایر اومده بعد از چند روز صحبت کردن منم بهش گفته بودم که دوست دختر دارم ولی از این چیزا بدم نمیاد.اونم همش میگفت که من اون شب از تو خیلی خوشم اومد و اصلا به خاطر همین اومدم سمت شما.وگرنه فعال شدن سیمکارت خیلی مهم نبود و بیشتر بهونه ای دیدم واسه اشنایی.با هم قرار گذاشتیم که یه بار بریم بیرون.یه شب رفتیم سمت تجریش و کلی گشتیم و منم خیلی جاهارو بهش نشون دادم و با هم صحبت کردیم کلی.دست آخر گفت دوست داره که با من رابطه داشته باشه اگه مشکلی نداشته باشی. منم گفتم مشکلی ندارم ولی نمیدونم اصلا چطوری قراره پیش بره چون به جز چند مورد جزئی هیچ تجربه ای ندارم ولی خب دوست دارم.گفت پس بزار با هم اروم اروم بریم جلو تا ببینیم چی میشه. روزها گذشت و من و اون هی با هم چت میکردیم و من براش عکسای بدنمو میفرستادم و اون برا من عکس می فرستاد.ولی هیچوقت عکس کیرش رو نفرستاد با اینکه چند باری بهش گفتم.گفت خودت باید بیای اولین بار از نزدیک ببینی.اما خب وقتی عکس می فرستاد از بدنش کاملا برآمدگی کیرش از زیر شورت نشون میداد که چه کیر بزرگی داره.بعد از یه ماهی که کامل با هم آشنا شدیم قرار شد یه شب برم خونه اش. خونش سمت جردن بود.نزدیک بود.رسیدم و زنگ زدم رفتم بالا.دیدم یه چیزی شبیه به لباس های عربی دشداشه اما کرم رنگ پوشیده و حسابی سرحال به نظر میومد.
قدش حدودا ۱۹۰ بود و هیکل ورزشکاری ای داشت. خیلی از زیر لباس معلوم نبود اما بعدا فهمیدم که چند تا مقام بدنسازی داشته. پوستش هم یه دست سیاه با لبای بزرگ و قهوه ای.موهاش فر خیلی ریز بود و کوتاه.وقتی رفتم تو خیلی قشنگ و خوب ازم پذیرایی کرد گفت چون باهات قرار داشتم چند مدل قهوه برات اماده کردم و شام هم لازانیا و پاستا درست کردم.من گفتم یه آمریکانو میخوام.آمریکانو رو اورد و گفت میتونی لباستو در بیاری و راحت باشی.قرار بود شب پیشش باشم.یه شلوارک و تاپ اماده کرده بود.پوشیدم و نشستم کنارش آمریکانو رو بخورم.همینطور که داشتیم حرف میزدیم به پاهام نگاه میکرد.وسط حرف گفتم چیه چرا اینقدر نگاه میکنی عجیبه برات؟ گفت خیلی عجیبه چون فکر نمیکردم انقدر سفید و بی مو باشی.بهش توضیح دادم که چون هنوز موهای بدنم درست حسابی در نمیاد خودم میزنم چون هم دوست ندارم هم اینطوری بعد یه مدت یه دست و تمیز در میاد.اینم بگم که من قدم ۱۷۵ و وزنم ۷۵.بدنم گوشتی و نرمه. ورزشم دوچرخه سواری بوده که همین باعث شده بود پاهای قشنگی داشته باشم و کون گرد و خوش فرمی.چون گودی کمر داشتم کونم خیلی خوب به چشم میومد. قهوه ام که تموم شد گفت بیا بریم خونمو بهت نشون بدم.از همون پذیرایی شروع کرد وسایل خونه اش خیلی قشنگ و با علاقه انتخاب و ساخته شده بود دونه دونه درباره همش یه توضیحی میداد.رسیدیم به اتاقاش. سه تا اتاق داشت.اتاق اول کتابخونه بود و میز تحریر و لپ تاپ و اینا. اتاق دوم که کوچکتر بود اتاق لباساش بود و اتاق سوم که آخر رفتیم اتاق خوابش بود. یه تخت دونفره بزرگ وسطش بود و یه تلوزیون گنده رو به روی تخت. از بالای تخت دو تا طناب آویزون بود که اولش نمیدونستم واسه چیه. کنار تختش هم یه صندلی چوبی و یه چستر بزرگ گذاشته بود. یه کنسول بزرگ هم اون سمت بود که روش یه مجسمه برنجی بود. رفتم سمت مجسمه گفتم خیلی قشنگه خوشم اومد از این و یکم راجبش صحبت کردیم و گفت بیا بشینیم. نشستیم رو کاناپه کنار هم.همینطوری داشتیم صحبت میکردیم که دستش رو گذاشت رو پام.حین صحبت داشت رون پامو میمالید و هی میرفت بالاتر.صحبتمون شده بود راجب همین چیزا.بهش گفتم که من خیلی دوست دارم ببینم کیرت و اونم گفت به زودی میبینی.از فانتزیاش گفت و منم گفتم.گفت که هر مدل سکس رو دوست داره و مثل خودم با جنس مخالف هم رابطه داشت.منم از فانتزیام گفتم و کلی خندید.گفتم دوست دارم کیرتو تا اخر بکنم تو دهنم.گفتم چرا میخندی.گفت تو که خیلی تجربه هم نداری کسایی که تجربه هم داشتن تا حالا نتونستن این کارو کنن.من گفتم ولی من میتونم مگه چیه همون چند باری که اینکارو کردم تونستم.گفت کیرشون بزرگ بود گفتم آره.گفت باشه پس منم خیلی دوست دارم و اصلا اینطوری بهم حال میده فقط.گفت ولی بیشتر دوست دارم بکنمت منم گفتم تا حالا ندادم اگر خودت فکر میکنی میشه بکن من مشکلی ندارم فقط اگر نتونستم تحمل کنم ادامه ندیدم.گفتش که کارم و بلدم و نگران نباش.ازم خواست که لباسامو دربیارم گفتم خودت در بیار.دست انداخت اول تاپمو در اورد و بعد بلند شدم برگشتم و پشتمو کردم بهش یکمی خم شدم و شلوارکم و شورتمو با هم آروم کشید پایین.وقتی کشید پایین معلوم بود خیلی خوشش اومده و هی میگفت مرحبا احسنت.مسلمون بود ولی زبان مادریش فرانسه بود و انگلیسی هم مثل من کامل بلد بود.بعد که کامل لخت شدم برگشتم سمتشو نشستم روی پاهاش.همین که نشستم روی پاهاش چشمش افتاد به پیرسینگ روی سینهام.کلی هیجان زده شده بود و خیلی خوشش اومد. دستاشو گذاشت روی کونمو شروع کرد خوردن لب و لوچه ام و گردنم. بهش گفتم دوست دارم سینه هامو بخوری اونم خیلی مشتاقانه سینه هامو میخورد.زبون بزرگی داشت.با زبونش نوک سینمو و پیرسینگش با ولع لیس میزد و هر چند دقیقه یه بار نوکشو گاز میگرفت.منم صدای اه و ناله ام بلند شده بود و از شهوت سرم گیج میرفت. با اون یکی دستش هم نوک سینمو میمالید.گفتم نوکشو محکم بگیر و وقتی فهمید خوشم میاد گفت برات یه سورپرایز دارم.گفتم چیه گفت حالا صبر کن.بعد از اینکه حسابی همه جامو خورد بلندم کرد و گفت بچرخ.چرخیدم دستش و گذاشت پشتمو من و خم کرد سمت پایین .خودش هم اومد جلوی کاناپه نشست و جفت دستاشو گذاشت رو کونم. لای کونم و باز کردم دیدم زبونش و گذاشت دم سوراخم. بیشتر حشری شدم خیلی خوب داشت سوراخمو لیس میزد. یکی از دستاشو آورد جلو کیرمو گرفت و با اون یکی دستش جفت دستای منو از پشت محکم گرفته بود و تو اون حالت داشت سوراخمو میخورد. بعد از چند دقیقه پاشد وایساد از پشت بغلم کرد و با یه حرکت من و چرخوند سمت خودش.هنوز دستامو با یه دستش قفل کرده بود پشت کمرم و شروع کرد دوباره خوردن گردنم و لبام و سینه هام.اختلاف قدیمون زیاد بود و به خاطر همین کمی خم شده بود. بعد دستامو ول کرد و من و نشوند رو زانو هام.جلوش زانو زده بودم .لباسش دو تیکه بود.لباس بالا تنه اش رو که فقط یه دکمه بالای شونه اش داشت و باز کرد و بدنش معلوم شد.قبلا عکسش رو دیده بودم.سینه های بزرگ و سفتی داشت و شکمش تیکه ای بود و کمی هم مو داشت.لباس پایین تنه اش هم که شبیه دامن بود با یه دکمه باز میشد و باز کرد.همین که باز کرد یهو کامل افتاد پایین و کیرش جلو صورتم ظاهر شد.اونجا فهمیدم که چرا موقعی که گفتم میتونم تا ته بخورم خندید.کیرش خیلی سیاه تر از بدنش بود و با اینکه خواب بود تغریبا بیست سانتی میشد.کلفتی کیرش هم به سایز کیرش میومد.هنوز راست نشده بود که درست ببینم چقدره. دو دستی کیرش و گرفتم دستمو دادم به سمت بالا.تخماش معلوم شد .تخماش هم هیکل کیر من بود و پوستش حسابی بزرگ بود.میخواستم ادای حرفه ای هارو در بیارم و چون بهم حال داده بود بهش خوب حال بدم. زبونمو بردم زیر تخماش و تخماشو گذاشتم رو زبونم داشتم براش لیس میزدم و میخوردم.حتی جا کردن تخماش تو دهنم هم سخت بود چه برسه به کیرش.کیرش کم کم داشت سفت تر میشد.با زبونم اروم زیر کیرشو از پایین لیس زدم و تا رسیدم به سرش.سر کیرشو گذاشتم تو دهنم و همزمان با دستامو و دهنم داشتم عقب جلو میکردم.یکی از دستامو گذاشتم زیر کیرش و داشتم تخماشو میمالیدم و همزمان سعی کردم بیشتر کیرش و جا بدم تو دهنم.چون کیرش کلفت تر شده بود دهنم تا آخر باز بود و با اینکه دهنم دیگه جا نداشت و سر کیرش میخورد به حلقم هنوز نصف کیرش هم نتونسته بودم جا بدم.لباس بالا تنه اش رو کامل درآورد و انداخت کنار. دوباره بهم نزدیک شد و با یه دستش موهامو گرفت و اون یکی دستشو گذاشت زیر گلوم.کیرش حسابی بزرگ و سفت شده بود و یه قوسی به سمت پایین داشت.دهنم و باز کردم و کیرش و گذاشت تو دهنم.هنوز نصفشم تو دهنم نبود که دیگه دهنم جا نداشت.دو تا با دستش زد زیر گلوم فهمیدم میخواد بیشتر بکنه تو .سعی کردم بیشتر کیرشو بخورم .با یه فشار یکم دیگه کیرشو هول داد تو دهنم. وقتی کیرش رفت تو گلوم اوق زدم و کامل کشید بیرون.دهنم پر اب دهن شده بود و تند تند نفس میزدم گفت خوبی گفتم آره گفت ادمه بدیم؟ گفتم اره. دوباره همون شکلی کیرش و کرد تو دهنم.باورم نمیشد کیر به این گندگی تو دهنم جا دادم.گفت اماده ای؟ سری به نشونه تاکید تکون دادم.اروم اروم شروع کرد فشار دادن.کیرش وارد گلوم شده بود و تقریبا دو سومش تو دهنم بود. چند ثانیه نگه داشت و دوباره درآورد.نفس نفس میزدم .اشک از چشمام داشت میومد و بینیم آبریزش میکرد. دوباره همون شکلی شروع کرد. این بار با دستم ته کیرشو گرفتم و گفتم خودم میخورم تو فشار نده.اروم اروم کیرشو بیشتر کردم تو دهنم وارد گلوم شد جلو اوق زدن مو میگرفتم و سعی میکردم بیشتر نگه دارم.هنوز بکم از کیرش بیرون دهنم بود .دستمو از کیرش برداشتم و با یه فشار دیگه بیشتر کردم تو دهنم ولی دوباره سریع در اوردم.نفس نفس میزدم. نشست و گفت افرین چیزی نمونده بود .گفتم همینطوری بشین .دو زانو رفتم جلو تر و اینبار به هر زحمتی بود همه کیرش و خوردم و دماغم میخوره به شکمش.سر کیرشو به گردنم که دست میزدم حس میکردم .
وقتی دید همش تو دهنمه دستاشو گذاشت رو سرمو شروع کرد عقب جلو کردن.چند باری اوق زدم ولی حتی جا نبود که چیزی بالا بیارم.هر چی تلاش کردم سرمو بکشم عقب فشار دستش نمی گذاشت داشتم خفه میشدم که کیرش و کشید بیرون داشتم نفس نفس میزدم اومدم بگم داشتی خفم میکردی که دوباره بلافاصله سرم و گرفت فشار داد به سمت کیرش دوباره چند ثانیه کیرش و کرد تو گلوم و کشید بیرون.اینبار دیگه واقعا داشتم خفه میشدم.کل صورتم خیس شده بود آب دماغم راه افتاده بود و چشمام قرمز شده بود و اشک میومد.بلند شدم با دستمال کاغذی صورتمو پاک کردم.با جعبه دستمال دوباره اومدم تو اتاق . دیدم دراز کشیده روی تخت بهم اشاره کرد برم سمتش نزدیک تخت شدم دستمو گرفت و کشید سمت خودش انداخت منو رو تخت.طوری که کونم بغل صورتش بود. حالت داگی نشستم .کیرش و گرفتم دستم.دستای اونم رو کونم بود.پاهامو گرفت گذاشت دو طرف صورتش.صورتش بین پاهام بود.شروع کرد با سوراخم بازی کردن تف میزد و سعی میکرد انگشتشو بکنه توش.منم داشتم با لذت کیرشو میخوردم.یهو شنیدم که با دستش داره از کشو زیر تخت چیزی برمیدارد.اولش ترسیدم.بعد دو تا دستشو آورد سمت سینه هامو دوتا گیره که با یه زنجیر بهم وصل بودن و زد به نوک سینه هام.خیلی حس خوبی داشت نه اونقدر سفت بود که نشه تحمل کرد نه اینکه درد نداشته باشه.دردش لذت بخش بود.در این حین چندباری کیرشو توی گلوم هم میکردم و تند تند پر تف براش میخوردم ولی تا ته دیگه نخوردم. یهو حس کردم یه چیزی به جز انگشتش داره میخوره به سوراخ کونم. نمی دیدم چیه.حس کردم بات پلاگه.آروم فشارش داد تو و دیدم دیگه حسش نمیکنم انگار همش رفته بود تو کونم.دوباره فشار داد و دیدم یه چیز دیگه داره سوراخمو باز میکنه. با فشار داشت هلش میداد تو.کلفت تر بود با هر زحمتی بود دوباره مثل قبلی رفت تو وقتی رفت تو کشید بیرون. بیرون اوردنش هم درد داشت .متوجه شدم یه چیزی مثل بات پلاگه ولی سه تیکه بود و هر تکه اش ضخیم تر از اون یکی بود .طولش تقریبا ده سانت بود و این سه تیکه با فاصله تقریبا یه سانت بهم وصل بود و تهش یه نگین قرمز رنگ داشت.چند باری دو تا تیکه اول و کرد تو و درآورد منم هنوز مشغول خوردن کیرش بودم.
نوبت رسید به تیکه سوم.ضخامتش خیلی کلفت بود ولی بازم به کلفتی کیرش نبود.سوراخ کونم باز شده بود دیگه.از اون بات پلاگ سه تیکه ای دوتای اولش راحت میرفت تو.اما تیکه سوم و نمیتونستم تحمل کنم.همین که داشت فشار میداد از شدت درد گفتم صبر کن.بلند شدم برگشتم سمتش گفتم این چیه نمیتونم.گفت الان یه کاری میکنم بتونی. به شکم خوابوند منو یه بالش کوچک گذاشت زیر شکمم.از کشو یه چیزی برداشت.یهو حس کردم یه مایعی ریخته شد رو کونم.فهمیدم یه چیزی مثل روان کنندهست. دوباره شروع کرد با همون بات پلاگ.دو تا تیکه اول و کرد تو.توی کونم میچرخوندش.دردم گرفته بود.صدای اه و ناله ام این بار از درد بود نه لذت.با فشار بیشتر سعی کرد بیشتر بکنه تو کونم که یهو با صدای جیغ من همش رفت تو.بعد به آرومی درآورد و دوباره کرد تو.بیش از حد درد داشت.چند باری اینکارو کرد تا کمی اروم تر شدم.سرعتش هم بیشتر کرده بود.دست انداخت زیر شکمم کشید بالا.حالت داگی گرفتم.بات پلاک و دراورد گذاشت کنار.دیدم کیرشو گذاشت روی سوراخم. سر کیرشو داشت فشار میداد.گفتم چربش کن.چربش کرد دوباره گذاشت رو سوراخم.خوشبختانه سر کیرش از بقیه کیرش نازک تر بود.فشار داد.حس کردم سوراخم داره پاره میشه.تازه این فقط اولش بود.همینطوری داشت بیشتر میکرد تو.با صدای جیغ من کشید بیرون.برگشتم سمتش به پشت خوابیدم. کیرش دستش بود داشت باهاش بازی میکرد. خیلی بزرگ و سفت تر شده بود.بهش گفتم میتونم با دست ابتو بیارم؟ دستامو گذاشت رو کیرش.دو دستی داشتم براش جق میزدم. بعد چند ثانیه. اومد کنارم دراز کشید.من پاشدم نشستم روی پاهاش .دوباره شروع کردم با دستام براش جق زدن.یکم روان کننده ریختم رو کیرش خیلی چرب شده بود.یکم دیگه با دستام داشتم با کیرش ور میرفتم که دیدم حیفه اگه اینجوری آبش بیاد.دلم میخواست منو بکنه.دلم میخواست راضی باشه.یکم اومدم جلو تر که بشینم رو کیرش.فهمید میخوام چیکار کنم.با دستش کیرشو گرفتم گذاشتم دم سوراخم. آروم نشستم روش.همه درد و داشتم تحمل میکردم.چند باری بالاپایین شدم و دیدم بهتر شد.این بار سعی کردم بیشتر بشینم و بیشتر کیرش بره تو کونم.هر طوری شد کامل نشستم و همه کیرش تو کونم بود.خیلی خوشش اومده بود.از اون پوزیشن خسته شدم.بلند شدم دراز کشیدم کنارش.منو به پهلو خوابوند.یه پامو با دست گرفت داد بالا.کیرشو گذاشت دم سوراخمو آروم کرد تو.دیگه بی حس شده بودم.تونسته بودم دردشو تحمل کنم و داشتم لذت میبردم.دستمو گرفت گذاشت روی پام.منظورش این بود با دستم پامو بالا نگه دارم.همین کارو کردم.خودش یه دستش بالای سرم بود و با اون یکی دستش جلوی دهنم و گرفت.صدام قطع شد.یهو دیدم داره هی سرعتی تر میکنه.صدام داشت بیشتر و بیشتر میشد و اونم با دستش محکم تر جلوی دهنمو گرفته بود.با سرعت خیلی زیاد داشت تلمبه میزد.یهو شل کرد.فکر کردم تموم شده ابش اومده.اما نه.عرق کرده بود و از شدت شهوت خشن تر شده بود.بلند شد وایساد.گفت پاشو.پاشدم.با طنابی که از بالای تخت آویزون بود دستمو بست.با دستش پای چپمو گرفت بالا.با دستای بسته روی یه پا وایساده بودم.کیرشو گذاشت دم سوراخمو دوباره شروع کرد تلمبه زدن.جای طناب روی دستام افتاده بود و داشت دردش می آورد.طناب و باز کرد .پیچید دور گردنم.شل تر بست.دو تا دستامو از پشت به هم چسبوند و سفت گرفت تو مشتش.با دست راستش چند تا چک محکم زد در کونم.من و برگردوند سمت خودش.از پاهام گرفت و بلندم کرد.من و سوار خودش کرد .دو تا پاهامو دور کمرش حلقه کردم.دستامو هم انداختم دور گردنش.کیرش و گذاشت دم سوراخمو دوباره شروع کرد تلمبه زدن.صدای ضربات محکم تلنبه زدنش و صدای اه و ناله من کل فضارو پر کرده بود.فارسی و انگلیسی داشتم ناله میکردم و البته لذت بخش بود.گفتم لطفا استپش کن.من و گذاشت پایین.از درد و خستگی ولو شدم رو تخت.خودش هم رفت توی دستسویی.وقتی برگشت دیدم کیرش و کامل شسته و با یه حوله خشک کرد.گفت دوست داری بخوریش؟ به خاطر اینکه یکم بیشتر بتونم استراحت بدم به سوراخم گفتم اره.سرمو از موهام گرفت چرخوند به سمت لبه تخت.خودش هم نشست رو زانو بالای سرم کنار تخت.از بالای سرم کیرشو گذاشت رو صورتم.دقیقا از پیشونی تا چونه ام رسیده بود.دهنمو باز کردم.یه دستشو گذاشت زیر سرم که از لبه تخت آویزون بود و اون یکی دستش هم گذاشت رو گردنم.دهنمو باز کردم.کیرشو گذاشت تو دهنم .چند دقیقه براش سرش رو خوردم و دیدم دلش میخواد بیشتر بکنه تو .یکم جا به جا شدم تا راحت بتونه بره تو گلوم.شروع کرد فشار دادن.چند باری تا وسطاش کرد و درآورد تا بالاخره با یه فشار همشو کرد تو حلقم.چند ثانیه نگه داشت و درآورد.وقتی در می آورد کاملا تفی شده بود.چند باری این کارو کرد و گفت پاشو میخوام بکنمت.پاشدم حالت داگی گرفتم.اونم پاشد پایین تخت وایساد و یه پاشو گذاشت رو تخت و شروع کرد دوباره کردن من.تو این پوزیشن راحت تر میتونست بکنه.پرسیدم ابت کی میاد.گفت هر وقت تو بخوای.چیزی نگفتم.بعد از چند دقیقه کیرشو کشید بیرون و گفت دراز بکش .به پشت خوابیدم. اومد بالای تخت نشست جلوم پاهامو داد بالا و کیرشو کرد تو کونم.چند دقیقه ای هم اینطوری تلمبه زد و گفت ابم داره میاد.حسابی حشری شده بودم و انگلیسی صحبت کردنم فاز اینو میداد که انگار دارم پورن بازی میکنم.مثل تو فیلما گفتم همه آبتو بریز رو من.سرعت تلمبه زدنش بیشتر شد و بعد از چند ثانیه کیرشو دراورد ابشو ریخت رو من.اومد بغلم دراز کشید و شروع کرد نفس کشیدن .آبشو از رو خودم پاک کردم و پاشدم نشستم بغلش.یکمی کیرش و میک زدم با زبون تمیزش کردم و پاشدم رفتم حموم.از حموم اومدم رفتم رو تخت و خوابیدم تا صبح.
نوشته: رها
12 پاسخ به “دکتر سیاهپوست”
Koni به نظر من عالی بود نوش جونت ❤️
Koni به نظر من عالی بود نوش جونت ❤️
کونی رمان تعریف کردی؟ یه سری پیش منم بیا
چراغی که به خونه رواست….
داستانت خوب بود ولی اون استخره جذاب تربود انگار
د مردک مگه بچه های کیرتوکص مردن دور از جون؟ خرجش ی تاپیک با عکس کیونته بدو برو بزار بیان جرت بدن جوری که دیگه سمت کیر اجنبی نری ، کونی که به هموطن رواست به اجنبی دادن خطاست
بیاپی وی بکنمت
زیاد گوه خوردی،نخوندم
کونی زشت خیلی خوب نوشته بودی ادم دلش کیر میخواد داستانتو میخونه
خودت سرت درد نگرفت اینقد جفنگیات نوشتی. کص کش ننویس دیگه
من این دکتر رو میخوامش
نوش جونت