سلام
خب داستانی میخوام بگم درباره سکس مامان بابامه که خیلی یهویی دیدم و واقعیه
خب اسامی رو معرفی کنم واستون
من آرمینم 18سالمه یه پسر قد بلند و لاغر
ک سرم تو لاک خودمه
بابام محسن 50سالشه مهندس ساختمونه
قدش متوسط نسبتا کوتاه و بدن سفیدی داره
مامان شهلا 46سالشه یه زن با قد متوسط حدودا۱۷۰ سینه های۸۵ و رون ها گوشتی و باسن بزرگ،از همه مهمتر کمر باریک شه ک خیلی نمایان میکنه
خب بریم سر اصل مطلب
این داستان ک میگم مال چهار سال پیشه
زمستون بود،بعد سفر دو روزه که از جنوب برگشتیم ساعت 11ونیم شب بودیم هر سه تامون خسته بودیم
نوبتی دوش گرفتیم و رفتیم که بخوابیم
شوفاژ اتاق مامانم اینا کار نمیکرد و اتاقشون سرد بود تصمیم گرفتن بیان اتاق من بخواب ک گرم بود
خب من رو تختم بودم بابام هم مامانمو ع پت بغل کرده بود و خوابیده بودیم مثلا
من با اون همه خستگی خواب ب چشمم نمیومد
حدود یه ساعتی گذشت کم کم داشت خاب ب چشمم میومد صدای ریزی ک رو مخ بود
خواستم تکون نخورم ک مامانم و بابامو بیدار نکنم
اروم گوشه چشممو باز کردم
ی چیزی دیدم ک باورم نمیشد
بابام و مامانم زیر پتو بودن
بابام داشت به مامانم تلمبه میزد و صدای شلپ و شلوپ ریزی میومد
من که ۱۴سالم بود
تو سرم آشوب شد مغزم سوت میکشید
و باور نمیکردم چیزی رو ک دیدم
تو دلم بابامو فحش میدادم
چند دقیقه تو همون حالت بودن
که بابام پتو رو کنار زد و رفت اتاق خودشون
من موندم و پاهای لخت مامانم و کون گرد و گنده ش واییی اصن یه حالی بود
مامانم ک شلوارشو از قبل کشیده بود پایین
شرتش قرمزشو هم کامل دراورد منم چشمامو باز کردم داشتم میدیدم ک یهو بابام اومد سریع چشمامو بستم جوری که ضایع نشه
بابام اومد شلوار و شرتشو کشید پایین
کیر حدود۱۰/۱۲سانتی سفیدش افتاد بیرون
یه وازلین دستش بود
مامانم دمر دراز کشید بابام هم نشست پایین تر کونش رو پاهاش انگشت کرد تو وازلین و میمالید ب سوراخ مامانم،یکمم زد ب سر کیر کوچولوی خودش و کیرشو گذاشت رو سوراخ و یکم باهاش ور رفت و کیرشو کردداخل شروع کرد تلمبه زدن جوری تلمبه میزد ک صدای مامانم در میاد،مامانم معلوم بود قبلا از پشت بازم رابطه داشتن و سایز بابام کوچک بود زیاد درد نداشت حالت دمر وایساده بود و با ی دستش لپ کونشو گرفته بود
تو همون حالت بودن که بابام
تغییری داد و کیرشو کامل در میاورد وکامل میکرد داخل
مامانم دردشاومد و دستشو جلو دهنش گرفت
منم از اون حس بد کم کمداشتخوشممیومد وکیرم راستشد
بابامم ک رسما داشت کون مامانمو جرمیداد آبش اومد
ریخت رو کون مامانم بعد با انگشت یه تیکه از ابو دهن مامانم گذاشت و لباشو بوسید و رفت دستشویی
مامانمم دستمال جلو دستش نبود آبمنی روی کونشو با شورتش پاک کرد رفت دستشویی و برگشت لباساشوعوض کرد و خوابید
اون شب رو تا صبح تو کف بودم ونخابیدم
صبح هم نتونستم بیدار شم واسه مدرسه
ساعت حدودای۱۰بود بیدار شدم هنوز تو فکر شب قبل بودم
رفتم صبحونه بخورم
بابام رفته بود سرکار
تو مسیر سبد لباس. کثیف رو دیدم شورت قرمز مامانمم بود نشسته بودش
رفتم صبحونه اماده کرد مامانم و خوردم بعد مامانم رفت حموم
منم رفتم سراغ شرتش
برداشتم و رفتم تو اتاق شروع کردم جق زدن ابمو ریختم روش و سرجاشکذاشتم
بعدش استرس گرفتم مامانم نفهمه
مامانم تو حموم برگشت خواست لباساشو بندازه تو ماشین لباسشویی
چشمش شورتشو گرفت یکم نم داشت ی لبخند ریزی زد وانداخت تو ماشین
اون روز هم همینطور گذشت تا شب ک گوشی مامانم خواستم ببینم کنجکاو شده بودم
رفتم واتساپ چت خاصی نداشت
چت رو با بابام بازکردم
نوشته بود محسن کیرکوچولو این همه آبو از کجا آوردی
بابامم نوشته بود کون برنزه ت آبشو کشید
بابام:امشب بریم اتاق خودمون راحت کارمونو بکنیم
مامانم:امشب اومدی سرراه قرص هم بگیر زود. ابت نیاد
دوستان عزیز من بی نیستم
اینم ی خاطره واقعی بود
مرسی کوقت گذاشتین و داستانو خوندین
داستانای بعد سکس خودم با پسر عموم رو مینویسم براتون
نوشته: Reva
5 پاسخ به “سکس خفیف مامان و بابا”
کسکش تخیلات خودت نوشتی بعدم کیر 12سانتی اصلا ننه تو نمیفهمه چیزی ازش بی شک چندجا دیگه میده خواستی ادرس مارو بهش بده
کسکش تخیلات خودت نوشتی بعدم کیر 12سانتی اصلا ننه تو نمیفهمه چیزی ازش بی شک چندجا دیگه میده خواستی ادرس مارو بهش بده
خب تعریف کردن نداره نرماله
برا منم مشابهش پیش اومده ولی برعکس .تازگی متوجه شدم موفع سکس بل زتم دخترم میاد ار لای در نگاه میکنه و خودشو میماله
منم دقیقا چنین تجربه ای داشتم و خیلی حال میده البته اونجا یکم اعصابت خورد میشه ولی الان آرزوست که ببینی