داستان و مطالعه

از کلاس شنا به حموم دفتر

یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ 3 دقیقه مطالعه
سلام اساتید من اولین داستانمو براتون مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد :
من الان 30 سالمه ولی این قضیه ماله حدودا 5 ساله پیشه
من دفتر تبلیغات داشتم توی تهرانپارس ، از منشی دفتر تا بازاریاب ها هر کدوم یه داستانی برای خودش داره ولی اول میخوام از دوست دخترم ( ماندانا ) براتون بگم . تابستون 5 سال پیش برای اینکه با ماندانا بتونیم بیشتر با هم باشیم تصمیم گرفت اسمشو کلاس شنا بنویسه بعد چند جلسه که واقعا رفت کلاس که کسی بهش شک نکنه یه روز اومد دفتر من ، من هم از منشیم خواستم اون روز زودتر بره بازاریاب ها هم بیرون دفتر مشغول گرفتن سفارش بودن
پاول که اومد دفتر از اینکه دید کسی دفتر نیست یه کم قیافه گرفت چون تا اون روز فقط تا حد لب یا آخرش مالیدن سینه هاش اونم تو ماشین بود خلاصه بعد کلی مخ زدن گفتم داره دیر میشه میخوای برای اینکه رفتی خونه کسی بهت شک نکنه برو تو حموم دفتر مایو و سرو بدنتو خیس کن چون موهات بلنده میفهمند که خیس نشده از من اصرار از اون انکار بهش گفتم تا من میرم یه چیزی بخرم بخوریم تو هم برو تو حموم بالاخره قبول کرد من رفتم با آسانسور پایین بعد 2 دقیقه برگشتم بالا در رو که باز کردم رفتم سراغ حموم جای همهتون خالی دیدم انگار یه حوری بهشتی زیر دوشه دیگه مهلتش ندادم شلوار و تی شرتمو دراوردمو رفتم تو اول ناز میکرد بعد یواشی رفتم تو لبو سینهو یواش یواش رفتم پایین دیدم نانازش داره باهام حرف میزنه بغلش کردم همون طوری خیس اومدیم رو مبل تا دلتون بخواد همه جاشو خوردم دیگه داش دیوونه میشد میگفت بیا دیگه دیوونم کردی شورتمو دراوردم شروع کرد به ساک زدن دیدم بابا طرف حرفه ای مادر قهبه رو نمیکرده گفتم بخوابو وصیت کن کرمو از کیفش دراورد سوراخو چرب کردمو آروم آروم کلشو دادم تو یه کم تکون تکون خورد که نکن دردم میاد گفتم میخوام پارت کنم از ساک زدنت معلومه چی کاره ای چند دقیقه ای قشنگ از عقب تلمبه زدم گفتم تو بیا بشین رو کیرم گفت ببین من تو اسب سواری اپن شدم ولی کسی نمیدونه گفتم دمت گرم من هم به کسی نمیگم فقط بخواب که کیرم داره میترکه آقا گذاشتم تو کسش انگار کردم تو تنور منو سفت بغل کرد فشارم میداد منم دیگه نمیدونستم چه جوری بکنمش یه کم که از کس کردمش اه و اوهش رفت بالا بازو هامو چنگ زد یه تکونی خوردو ارضا شد من از ارضا شدنش کلی حال کردم کیرمو دراوردم آبمو پاشیدم رو شیکمو سینه هاش چند دقیقه رو هم ولو بودیم گفت من تو حموم خودمو بشورم برم دیرم میشه گفتم برو منم الان میام رفت و منم رفتم تو یکم که همدیگرو میشستیم و یا به نوعی میمالوندیم دوباره دیدم کیرم داره بلند میشه گفتم یهکم برام ساک بزن شروع کرد به ساک زدن اونم از نوع حرفه ای دوباره که کیرمو بلند کرد گفتم خم شو و دستتو بزار روی شیر آب دوباره کردم تو کس نازشو چند دقیقه ای تلمبه زدم حسابی حال میکردیم دیگه بعد از اینکه آبم اومد اومدیم بیرون و اون رفت بعد از 5 روز پسر خالش نامزدش کردو دیگه پیشم نیومد فقط چند بار تلفنی باهاش صحبت کردم خیلی دلم براش تنگ شده دوست دارم یه دفعه دیگه اون کس و کون نازشو بکنم . اگه ماندانا جان این داستانو خوندی بهم زنگ بزن هنوز هلاکتم .
دوستان سعی کردم قضیه رو همون جوری که بود براتون بنویسم اگه خوب بود بگین تا از منشی و بازاریاب ها هم براتون بنویسم اگر هم بد بود خواهشن فحش ندهید نظرتون رو بگید

نوشته: رضا لاپا

اطلاعات داستان

تاریخ انتشاریکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
زمان مطالعه3 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید3,017

دیدگاه‌ها (32)

  1. NA

    خسته نباشید!!! دیگه این روزا حال وحوصله کامنت ندارم همه دارن میرنن به همدیگه ااااااه!!

  2. NA

    salam baro baks man taze varedam khoshamad gooi yadeton nare dar zem ba hamaton hal kardam dameton garm

  3. NA

    پاول شخصیت تیکن؟

  4. NA

    پرش افکار داری برو ببین چه مریضیه یه دفعه میری تو حموم بعد تو حموم دست میکنه از کیفش کرم میاره وقتی خوب میکنیش دوباره بر میگردونیش تو حموم! خودت فهمیدی چی نوشتی؟ مجبوری؟ مجبورت کردن بنویسی؟

  5. NA

    اين پاول كي بود كه اول داستان گفتي؟؟؟پاول كه اومد دفتر…

  6. NA

    ************************** حتما بخونید ******************************

  7. NA

    سلام خواهشا دروغ را طوري بگو همه باور كنند فاحشه حرفه اي را كردي دوست دختر

  8. hakan_wolf

    كس شعره محض بود آقا 30 ساله اومده تخيلات جقيشو نوشته :دي

  9. NA

    فقط خط اولو خوندم.اون لاشي که 30 سالشه مياد سايت سکسي داستان ميذاره تابلوئه يا تو عمرش رنگ کس رو نديده يا هم کس خوله ببخشيد آلت پريشانه.

  10. NA

    سلام به دوست عزیز زبون نفهمم aliqweدوست عزیز اگه خواستی از صحت داستان مطمئن بشی میتونی از خواهرت سوال کنی یا آدرس دفترمو از مامان خوشکلت بپرسیبرای اینکه خیالت راحت بشه من تک پسرم تو به جای نشستن پای کانپیوتر برو مشتری های مامانتو تو صف مرتب کناگه بازم مشکلی داشتی یا بیا تهرانپارس ( آدرس رو از مامانت بگیر ) یا پیام بزار

  11. NA

    خدا رو شکر کاملا خلاصه و مفید نوشتی

  12. NA

    خدا رو شکر همه مدیر شرکتا نویسنده شدنو دوست دختر حور و پری دارن جای همتون خالی دوست دختراشون کلا دختر نیستنو حرفه ای هستنو اینقدر خودشون خوش تیپن که از منشی و بازاریاب و کل ملت از زن و مرد می خوان باهاشون باشن اون دختر نبوده همون حور و پری بوده 😀

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی