داستان و مطالعه

همسرم خودنمایی کرد

چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ 5 دقیقه مطالعه

سلام این چیزی که میخوام بگم کاملا واقعیه بچه ها از خودم در نیاوردم تو ذهنم مونده نمیتونم فراموشش کنم همینطور ذهن زنم
چندسال پیش منو همسرم نامزد بودیم اوایل رابطه ما زنم پشمای کصش رو همیشه میزد برق میزد بدنش و خیلی حشری بودیم همش درحال سکس خوردن و مالیدن هم عموم ویلا داره شمال زنگ زد که بچه ها بیاین دور هم باشیم عروس رو هم ببینیم من با کلی اصرار از پدر زنم راضیش کردم بذاره بریم شب قبل رفتنم دوتایی رفتیم حموم حسابی همدیگه رو تمیز کردیم اگه چند روز شمال بودیم بدنمون مو نباشه خب اوایل رابطه خیلی این مسئله درگیر میکنه زوج هارو بعدش درست میشه با پشم بی پشم مهم نیست خلاصه رفتیم شمال
ویلاش دوتا حمام توالت داشت یدونه تو حیاط پشت خونه یه دونه تو اتاق خواب طبقه دوم طبقه دوم هم دوتا خواب بود با تراس که راه داشت به هر دو اتاق پنجره داشت درم داشت پردشم توری مانند بود و زیاد بود و نبودش فرق نمیکرد
شام خوردیم همه پایین مشغول بازی و یکی بیرون بود یکی قلیون میزد و خلاصه هر کسی مشغول یکاری بود زنم گفت دلم حموم میخواد گفتم بیا دوتایی بریم بالا حموم درو ببندیم راحت خلاصه رفتیم بالا دوتایی حموم حسابی حال کردیم باهم شوخی کردیم و رفتیم زنم گفت سکس نکنیم شب حال میده الان یهو یکی میاد میبینه دوتایی حمومیم زشته
گفتم باشه پس اول تو خودتو بشور برو بیرون منم میام دقیقا روبروی در حموم و پنجره تراس یه صندلی بود زنم با حوله اومد بیرون در حمومم باز بود نشست رو صندلی حولشو باز کردم سینه و بدنشو ریخت بیرون برام دلبری کنه ممه هاشو میلرزوند و خلاصه منم کیرم شق شد حین دوش گرفتم شق کردم زنم ریلکس رو صندلی بود پاهاش بسته بود کصش پیدا نبود ولی بالاش پیدا بود و ممه و هیکلش نگو پسر عموی ۱۷ سالم رو صندلی تو تراس بوده تراس تاریک بود از داخل اتاق سخت پیدا بود ولی از تراس اتاق قشنگ پیدا چون چراغ اتاق روشن بود مشغول گوشیش و پرده کنار …
زنم نفهمیده بود پاهاشو باز کرد که کس صورتی و فوق العاده گوشیتشو نشونم بده دلبری کنه با دستش خودشو میمالید یهو دید پسر عموم داره نگاهش میکنه کیرشو درآورده جق میزنه زنم وا رفت تعریف کرد برام وقتی دیدمش وا رفتم تمام هیکلمو از بدن ممه کس حتی چوچولمو و توی کصمو که پامو باز کردم برای تو
پسر عموت دید ( خلاصه منم بیخبرم فقط دیدم زنم پرید دم حموم آروم گفت بهم قضیه چیه منم سرخ شدم گفتم الان دهنشو سرویس میکنم جلومو گرفت گفت ترخدا آبرو ریزی نکن ما مقصریم چک نکردیم همینجوری رفتیم حموم اون بود از اول تو تراس گفتم خب چیکار کنیم دیدم یه جوری شد گفت بیا شیطنت کنیم خودمونو بزنیم اون راه گفتم یعنی چی جق بزنه با هیکل زن من داشتم قاطی میکردم گفت بیا بیرون از حموم ببینم کشیدم بیرون شروع کرد ساک زدن برام زیر چشمی نگاه کردم تراس رو دیدم رفته یه گوشه تاریکتر داره میماله برای خودش مونده بودم چیکار کنم زنم داره ساک میزنه خودم حشری شدید دعوا کنم یا ادامه بدیم گفتم ولش کن بزار حال کنم با زنم اونم فکر میکنیم نیست خلاصه زنم حسابی ساک زد زیر دو دقیقه آبمو ریخت رو ممه هاش تو گوشم گفت برو حموم بزار کیرت بخوابه دوباره سیخش کن بمال وقتی جلوت دلبری میکنم گفتم خوب اونم میبینه تورو گفت بزار ببینه و اونجا فهمیدم سکس اینجوری رو دوست داره کسی ببیندش یا بدونن داره میده گفتم فانتزیشه دیگه خوب شد اول زندگی فهمیدم قبل اینکه بریم زیر سقف خلاصه اون پسر در حال مالیدن و زن منم آب کیرمو میمالید به کصش و سینه ها و بدنش به من زل زده بود تو حمام مثلا برای من فقط داره میرقصه هیکل زنم فوق سکسیه مخصوصا اون موقع ها ساعت شنی شکم تخت کون گنده کص گوشتی من خودم از بدنش انتخابش کردم حق داشت پسرعموم جق بزنه
خلاصه دولا میشد رقصید دلبری می کرد رفت رو مبل شروع کرد مالیدن کصش دو سه انگشتی میکرد تو کصش اینقدر حشری ندیده بودمش و جالب اینکه مستقیم پسر عمومو دید میزد نه خودشو بلکه کیرشو یواشکی دیدم بله بله کیر پسر عموم بدتر از سیاه پوستا بادمجونو کرده بود تو جیبش لعنتی از کجا آوردی این کیرو خودمو زدم اون راه دیدم جرات پیدا کرد اومد جلوتر طوری که زنم قشنگ کیرشو میدید این بمال اون بمال منم از حشریت زنم دیوونه شدم ندیده بودم اینجوری به کیر زل بزنه برای خودش بماله و اینکه پسر عموم ارضا شد آبشو ریخت رو پنجره زنمم شد چه شبی بود هیچوقت یادم نمیره پسر عموم در رفت اتاق بغلی زنم شل شد اومد بغلم گفت وای حامد کیرشو دیدی ببخشید عشقم ولی دست خودم نبود یهو شل و حشری شدم هنوزم که هنوزم ۶ سال گذشته و پسرعمو رو فرستادن اونور آب ندیدمش ولی موقع سکس زنم میگه کاش کیرت مثل پسرعموت بود یا اندازه اون به یادش ارضا میشه
منم همینطور خاطره سکسی اول زندگی عجیبی داشتیم

نوشته: حامد

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارچهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵
زمان مطالعه5 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید13,667

دیدگاه‌ها (4)

  1. royaei

    عجب ؛ ماشاا.. داره دیگه ؛ خوش باشید ؛ میگم یه وقت دلتون نخواد دیگران را هم شاد کنید ؟ موفق باشید

  2. ی_mard

    نگران نباش خانمت این شش سال طاقت نداشته با دول موشی تو سر کنه حتما ی حالی به کوسش داده

  3. malavi2098

    کوس خانومت رو دوست دارم که با حس کیر گنده پسر عموت خیس میشه کیرم فدای کوس خانومت

  4. masmeh

    خب تو بهت بر نمیخوره زنت با تصور کیر پسرعموت ارضا میشه درحالی ک تو داری باهاش سکس میکنی

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی