خار تو , گل دیگران 4

خار تو , گل دیگران 4

رامین حس کرد کیرش خیلی داغ شده .. خیلی آروم کیرشو رو قسمت بالای کس برق انداخته  حرکت می داد .. ویدا : منو ببوس . چرا این قدر زود لباتو از لبای من جدا می کنی ؟

رامین :  من خیلی خوشم میاد . نمی تونم جلوشو بگیرم . ابم می خواد بیاد .

-اییییییی اییییششششش .. به همین زودی ؟

کیر رامین به قسمت  بالای کس ویدا چسبیده  سرش نزدیک نافش شده بود دیگه نتونست جلوی ریزش آبو بگیره  -آخخخخخ خیلی خوشم اومد ویدا ..

-ریختی رو شکمم . ایرادی نداره . فقط یادت باشه رامین  .. من دارم از قرص استفاده می کنم که تو راحت باشی .. تا دو سال هم بچه دار نمیشیم . حال و حوصله بچه داری رو هم ندارم . می خوام یه خورده با هم حال کنیم . زندگی کنیم و بگردیم . البته اگه تو بخوای .

– راستش منم دل و دماغ این کارا رو ندارم .

-می خواستی اونو ببری سر کار ؟

رامین خنده اش گرفته بود . ویدا هم خندید .

-پسر بگیر با اون دستمال رو شکممو پاک کن . اصلا تحمل نداری . یه خورده به خودت فشار بیار.

-چیکار کنم ویدا ما مردا که مث شما زنا نیستیم .

-باشه قبول می کنم .. چیکار کنم که دوستت دارم . حوصله منو سر می بری . ولی با همه اینا دوستت دارم و می دونم که میشه رو تو حساب کرد . من که فکر کنم این سی سال خد مت تو رو همش باید به انتظار روزی باشم که بشی مدیر کل بانک و مرد شماره یک اون تا دیگه دنبال جاه طلبی نباشی .

-فعلا که یک کار مند ساده ام .

-و یک بی بخار که هنوز اون راهی رو که باید باز کنه باز نکرده و همش لفتش میده . فقط صبح که از خواب پا شدی نری سر کار .  سه روز مرخصی داری ها . حواست باشه .

-یعنی من این قدر خنگم ؟

-نه فدات شم من کی همچین حرفی زدم ؟

این بار رامین سفت و سخت ویدا رو در آغوش کشید  و لباشو رو لباش گذاشت ..

-آهههههههه رامین زود باش . خسته ام کردی ..

رامین که کیرش با یه بار انزال شل شده بود و کس آکبند زنش هم با سوراخ تنگ و کوچیکش نیاز به فشاری قوی داشت کیرشو در دست گرفته و سرشو به کس ویدا فشار داد . ویدا با این که از این سبک کار خوشش نمیومد ولی دیگه خسته شده بود . می خواست هر چه زود تر از این قسمت کار رد شه و وارد دنیایی شه که بتونه به اوج لذت برسه ولی هنوز شوهرشو خیلی شل و در ابتدای راه می دید . تنها دلخوشی اون می تونست این باشه که همه اینا در اثر بی تجربگی رامینه و اون اولین و تنها زن زندگیشه .

-آخخخخخخ آروم تر .. داره میره ..

بازم سر کیر رامین وارد کس ویدا شذه بود .

-حس می کنی رامین ؟

-آره اینو قبلا هم گفته بودی . تنگی کس تو رو حس می کنم .

-خیلی بی احساسی  . بگو . هوستو نشون بده .. الان  مردای زیادی آرزوشونه که ازدواج کنن و به این جای کار برسن ..

-اینو فراموش نکن که زنای زیادی هم دلشون می خواد که به این قسمت کار برسن .

-دیوونه . هر چی که من میگم در جا جوابشو تحویلم می دی . بجنب .. بیشتر فشارش بده .. حس می کنم بازم کیرت سفت تر شده . داره مثل اولش میشه .

-ویدا ! چه طوره . درد داری ؟

-نه نهههههه خوشم میاد .

رامین سرعت حرکت کیرشو در کس زنش زیاد تر کرده بود .

-بکشش بیرون ببینم چه جوره ؟

-می سوزه ؟

-یه کمی .. نمی دونم چرا این جوری شدم .

-هول نکن . استرس نداشته باش .

-نه .. خوشم میاد .. دارم می سوزم .. ولی یه سنگینی و خیسی خاصی رو در کسم حس می کنم .

-باشه الان می کشمش بیرون تا اونو حسش کنی و ببینی که چه جوریه ..

کار به کجا کشیده ..

-بوش در اومده .. بکش بیرون ..

رامین کیرشو کشید بیرون .. دور و بر کس همسرشو سرخ و خونین می دید .

-چیه پسر احساس غرور می کنی ؟ مثلا که چی ؟ ! خودت رو کشتی تا تونستی رد شی . میگم اگه می خواستی آدم بکشی خیلی راحت تر کارت رو تموم می کردی ..

رامین کس ویدا رو پاکش کرد . برای دقایقی استراحت کردند .. مرد  حس می کرد اون شور و حال اولیه رو نداره . فکرش بود پیش پرونده های وامی که به خونه آورده  بود و قولهایی که به صاحبان این پرونده ها و متقاضیان تسهیلات داده بود . می دونست که این فکر و حرکاتش اشتباهه  . اون یه کار مند تازه کار نبود ولی حس می کرد که این روزا ممکنه به علت نقل و انتقالات چند پست خالی پیدا شده و اون با نشون دادن درایت خودش بتونه یکی از این پستها رو به دست بیاره ..

-آهای رامین حواست کجاست . بهت میگم دیگه به اون صورت سوزش ندارم . کیرت رو می خوام … ادامه دارد … …

در

۲۳:۵۰:۰۰

خار تو گل دیگران 4

بازدید 21,478

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...