مینا و تجارت پرسود (۱)

قبلا جریان گاییده شدنم توسط نادر و سهراب و سعید و حامد رو براتون تعریف کردم.
زحمت قسمت دوم هم که با نادر بود و گفت که من گلنار چطوری زیر اون هشت‌تا کیر وول می‌خوردیم.

بعد از دوتا سکس پارتی حسابی با عرب‌ها و رابطه خوبی که باهاشون ایجاد کردم تونستم یک تجارت پرسود رو باهاشون استارت بزنم. مخصوصا با حامد که تو کار قطعات گوشی بود و من اگر می توانستم قطعات کم‌یاب آیفون رو ازشون بخرم و وارد کنم نونم تو روغن بود، پس ترتیب یه سفر رو به دبی دادم.

هواپیما روی باند فرودگاه دبی فرود اومد و من بعد از گرفتن چمدونم اومدم تاکسی بگیرم که دیدم یه راننده اسم منو گرفته توی دستش و داره صدام میکنه
راننده حامد بود، پس سوار شدم و منو رو برد یه آپارتمان شیک و کلیدش رو بهم داد و گفت آقا حامد گفتن در خدمت باشم هر وقت لازم داشتید به لابی‌من بگید ظاهرا یکی از آپارتمان‌های حامد بود، ساعت دو نیمه شب بود و من که حسابی خسته بودم لخت شدم و خوابیدم.

ساعت ۸ صبح شده بود، بعد از کمی آرایش و پوشیدن یه کت و دامن رسمی پوشیدم و لابی‌من رو صدا کردم که راننده رو خبر کنه و رفتم صبحانه خوردم چون جلسه ساعت نه بود.

اتاق حامد توی طبقه نهم یه برج ده طبقه بود، بعد از آغاز جلسه صحبت درباره مشخصات فنی قطعات و تست کردن چند‌تا نمونه نشستیم به چک و‌ چونه، با کلی لودگی و لوندی تونستم تخفیف بگیرم

خالد چشمک زد و با لبخند شیطنت آمیزش رو به حامد گفت: مینا خانم بعدا جور دیگه از خجالتمون در میاد.

حامد با همون لبخند شیطانی همیشگی در حالی که کف دستاش رو به هم میمالید داشت منو نگاه می‌کرد، انگار که داره منو لخت مادرزاد در حال التماس برای گاییده شدن می‌بینه.

ظاهرا یه سکس دیگه در انتظارمه، کسم داشت هوس کیر می‌کرد و من خیلی جلوی خودمو گرفتم که نپرم روی کیرشون به ساک زدن،
یاد سکس پارتی قبل افتادم

[حامد همه وزنش رو انداخته بود روی من و با کیر الاغش کونم رو جر می‌داد. انگشتش رو فرو کرده بود تو دهنم و فکم رو فشار می‌داد، با دست دیگه‌اش موهام رو چنگ میزد و سرم رو می‌کشید عقب، سرش رو گذاشته بود در گوشم و به عربی می‌گفت:

چه کسی… چه کونی… من عاشق کس و کون ایرانی‌ام، مخصوصا جنده‌ای مثل تو]

با صدای حامد که برگه قرارداد رو امضا کرده بود و به من تعارف می‌کرد به خودم اومدم:

امضا کن دیگه… نکنه دوست داری اول کص بدی؟؟

با صدای لرزون گفتم: نه… نه… امضا می‌کنم

برگه رو گرفتم و خوندم ‌و امضا کردم و با عجله رفتم که راننده برسونتم خونه، دلم نمی‌خواست کارمنداش بفهمن که رابطمون چطوریه!!!

تصمیم گرفتم حالا که شرایط جوره چند روزی رو بمونم دبی تا هم یه کم تفریح کنم هم اگر شد با چند تا شرکت اینجوری دیگه هم آشنا بشم شاید سفرای بعد به دردم خورد، رفتم خونه تا استراحت کنم چون به دعوت حامد قرار بود شب بریم کلاب شبانه خوش بگذرونیم.

کلاب طبقه پایین همون برجی بود که آپارتمان حامد توش بود، توی کمد لباسای آپارتمان یه لباس بود که خیلی خوشم اومد ازش، یه دکلته طلایی که وقتی پوشیدمش دیدم به زور کونم رو می‌پوشونه و با کمترین تکونی کس و کونم توی دید حامد قرار می‌گرفت و برای تحریک حامد عالی بود تا یه حالی بهم بده، طبق قرار کمی بعد از غروب رفتم توی کلاب و یه مشروب سفارش دادم تا حامد برسه.

حامد یه مرد ۱۸۵ سانتی قوی هیکل بود که راه رفتنش از دور هر زنی رو خیره می‌کرد و اینکه من در کانون توجهش بودم منو به وجد میاورد مخصوصا وقتی بدنم رو در اختیار می‌گرفت و به من اجازه هیچگونه واکنشی رو نمی‌داد دوست داشتم زیر اقتدارش جر بخورم و له بشم.

توی همین فکرها بودم که یه اسپنک منو برگردوند توی کلاب، حامد بود که به عنوان سلام تصمیم گرفته بود بهم در کونی بزنه.

یه بطری کامل مشروب دستش بود و بعد از اینکه پیک منو پر کرد گذاشت روی میز پیک خودش رو گرفت بالا و من‌هم به سلامتی گفتم و رفتم بالا. با همون پیک اول فهمیدم درصد بالاست. با خنده بهش گفتم:

فکر میکنی اگه مست نشم نمیدم بکنی؟ یا فکر کردی نمی‌دونم چی تو سرته؟

با خنده جواب داد: تو که داری واسه کس دادن به من لحظه شماری می‌کنی. ولی واقعا فکر کردی می‌دونی چی تو سرمه؟

جواب دادم: خب معلومه چی تو سرته… کس…

سرش رو به نشانه تایید تکون داد و گفت: کس تو تو سر خیلی‌هاست.

دستش رو گرفتم و بردمش وسط و شروع کردیم به رقصیدن، میخواستم مسخره‌ش کنم ولی اون منو شگفت‌زده کرد، خیلی خوب میرقصید، خوب هم‌بلد بود منو تو‌ رقص دو نفره به حرکتی که دوست داره وادارم کنه. نمی‌دونم چی شد که همش داشتم کونم رو میمالوندم به کیر شق شده‌اش که از زیر شلوار می‌شد حسش کرد، کم‌کم شروع کرد به خوردن گردن و لاله گوشم، و من کم‌کم شروع کردم به خیس کردن،

چرخیدم و ازش یه لب عمیق گرفتم و اون هم منو از جا بلند کرد و زیر کونم رو گرفت پاهام رو دور کمرش حلقه کردم، حامد هم فورا تصمیم گرفت منو ببره بالا و کار رو تموم کنه، همونطوری که من توی دستاش بودم رفت توی آسانسور و تا برسیم بالا با کله رفت توی پستونام، یکی دو دقیقه بعد دم در واحد بودیم کلید انداخت در رو باز کرد و دستاش رو محکم گرفت دور کمرم و منو برد توی سالن، شروع کرد به مالوندن یه دستش توی سوراخ کونم یه دستش هم رفت سمت گردنم.

دیدم کس دیگه‌ای نیست گفتم: بقیه نیستن؟

حامد گردنم رو ول کرد و زیر پستونام رو گرفت و دست دیگه‌اش که هنوز توی کونم جولان می‌داد منو از زمین بلند کرد و تو همین حال گفت: فعلا نمی‌خوام با کسی شریکت بشم

بعد نشست روی کاناپه و شروع کرد به چلوندن اسلایم مورد علاقه‌اش، من براش یه اسلایم بودم که هر جور دلش میخواست باهام بازی می‌کرد، با یه دست همزمان کص ‌و کونم رو‌ ماساژ می‌داد انگشت شست رو کرده بود توی کونم و بقیه‌اش رو توی کصم فرو می‌کرد، انگشت‌های دست دیگه‌ش هم رو هم فرو کرده بود توی حلقم و خلاصه هر کاری میخواست با همه بدنم انجام می‌داد.

از چلوندنم که سیر شد پرتم کرد روی زمین و با تحکم‌گفت: لخت شو… دیگه بهش نیازی نداری…

من هم از خدا خواسته با عجله همه لباس رو درآوردم و لامبادا رو هم کشیدم بیرون که بهم اشاره کرد چهار دست و پا برم سمتش، موهام رو‌ چنگ زد و سرم رو کشید سمت خودش و با دست دیگه‌اش چهار انگشت کرد توی دهنم یه تف انداخت توی صورتم و هلم داد روی زمین، بعد با لبخند رضایتی که روی لبش اومده بود کف پاش رو سمت من گرفت، من هم شروع کردم به لیسیدن کف پاش، مچ پاش رون‌پاش، رسیدم به تخماش، تخماش رو بردم به دهان، ناخودآگاه به ملچ ملوچ افتادم و کیر و خایه‌هاش رو میخوردم، که یهو بلند شد و سر من رو دو دستی گرفت رو شروع کرد به گاییدن دهنم. داشتم خفه می‌شدم کیرش تا حلقم میرفت و میومد،
پوزیشن رو عوض کرد و منو خوابوند روی کاناپه و کیرش رو فرو کرد توی دهنم و خوابید روی صورتم و با سرعتی که تا قبل از اون تجربه نداشتم دهنم رو می‌گایید، دیگه داشتم تموم می‌شدم که بالاخره بلند شد و چند لحظه ای بهم استراحت داد،

بعد همونجوری که به پشت روی کاناپه خوابیده بودم پاهام رو گذاشت سر شونه‌اش و کرد تو کصم و دیوانه‌وار می‌کرد. نمیذاشت آبش بیاد همش پوزیشن رو عوض می‌کرد.

شست و نه شدیم ولی برعکس، خوابید روی صورتم و کصم رو گرفت توی دهنش و از زمین بلندم کرد، همزمان هم تلمبه میزد هم منو میخورد، عالی کصم رو میخورد لامصب ارضا شدم،

چند لحظه راحتم گذاشت و دوباره اومد سراغم، این‌بار میخواست کونم بذاره، دستام رو از پشت گرفت، گردنم رو هم فشار می‌داد و با یه ضربه کرد توی کونم، قبلا توی سکس پارتی همین بلا رو سر گلنار آورده‌ بود، من هم شل کردم تا راحت جرم بده، از شدت دردی که در کونم می‌دوید اشکم دراومده بود و فقط میتونستم جیغ بزنم، مدت زیادی گذشت تا ولم کنه انگار اینجوری خیلی دوست داشت وقتی ولم کرد دیگه طاقت ایستادن نداشتم و روی مبل ولو شدم و تازه فهمیدم توی کونم خالی کرده

جون نداشتم برم حموم فقط خودم رو با دستمال تمیز کردم و توی بغل حامد تکیه دادم و بهش گفتم:

خیلی کیر خوبی داری، حال داد ممنون…

حامد هم منو بغل کرد و گفت:

من دختر‌های ایرانی زیادی رو گاییده‌ام ولی کص و کون تو یه چیز دیگه است.

با پوزخند گفتم: خالد و بقیه شاکی نمیشن که منو بهشون ندادی!!؟

حامد بعد از یه خنده طولانی گفت: گفتم که نمیدونی چی تو سرمه، فکر کردی کارمون باهات تموم شده؟

کارمون!؟ یعنی کار چند نفر؟! چه سورپرایزی!!!

نوشته: داریوش

بازدید 10,611

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

0 پاسخ به “مینا و تجارت پرسود (۱)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...