قسمت اول
اون شب وقتی برگشتیم خونه، ستاره خیلی آروم بود. نشستم کنارش روی کاناپه و دستمو گذاشتم روی دستش. گفتم: “ستاره، امشب چطور بود برات؟ واقعاً تردیدت رفع شد؟”
اون با یه لبخند خجالتآمیز نگاهم کرد و گفت: “افشین، باورم نمیشه چیکار کردیم. هیجانانگیز بود، اما هنوز یه کم حسادت میکنم وقتی میبینم ندا داره با تو… خب، میدونی دیگه. انگار یه چیزی جدید تو زندگیمون وارد شده.”
خوشحال شدم از حرفش. بغلش کردم و گفتم: “منم حسادت کردم وقتی دیدم سیامک داره… اما دیدن اینکه لذت میبری، منو بیشتر حشری کرد. فکر میکنی بخوایم ادامه بدیم؟”
ستاره لحظهای فکر کرد و گفت: “آره، اما نه عجلهای. امشب فقط ساک زدن بود، دفعه بعد شاید بیشتر. اما قول بده مراقب احساساتم باشی. هنوز از ماجرای آلمان کامل نبخشیدمت، اما این کار انگار داره کمک میکنه فراموش کنم.”
اون شب دوباره سکس کردیم، اما این بار با تصور اینکه ندا و سیامک هم هستن. ستاره ناله میکرد و میگفت: “افشین، تصور کن سیامک داره از پشت منو… و تو ندا رو.” این حرفا منو دیوونه کرد، کیرمو محکمتر فرو کردم تو کسش و تلمبه زدم تا هر دومون ارضا شدیم.
فردا صبح، سیامک زنگ زد. گفت: “افشین، دیشب عالی بود! ندا داره دیوونه میشه از هیجان. میگه کیرت خیلی بزرگ بود و خوشش اومده ازش، و دوست داره دفعه بعد بیشتر امتحان کنیم. چی میگی؟ یه مهمونی دیگه، اما این بار کاملتر؟”
گفتم: “ستاره هم موافقه، اما آروم پیش بریم. شاید هفته دیگه، تو خونه شما یا ما. اما اول مطمئن شیم همه راحتیم.”
چند روز گذشت و ما چهار نفری چت گروهی زدیم. ندا عکسهای سکسی میفرستاد، مثل سینههاش از روی لباس، و ستاره هم کمکم وارد بازی شد. سیامک میگفت: “دفعه بعد میخوام ستاره رو کامل امتحان کنم، افشین. کونش چطوره؟” منم جواب میدادم: “عالی، اما مراقب باش، هر کاری با زنم بکنی با زن خودت میکنم، میدونی که کیر من کلفت تره!”
بالاخره، هفته بعد مهمونی سوم رو تو خونه سیامک ترتیب دادیم. این بار همه میدونستیم قراره سکس واقعی بشه. مشروبها رو ریختیم، موسیقی گذاشتیم، و جو از اول داغ بود. ندا با یه لباس تنگ و سکسی اومد، موهای فرش باز بود و آرایش غلیظ داشت. ستاره هم خودشو آماده کرده بود، با یه دامن کوتاه و تاپ که سینههاشو برجسته نشون میداد.
نشستیم دور میز، حرف زدیم از تجربیات قبلی. سیامک گفت: “خب، امشب کی شروع کنه؟” ندا خندید و گفت: “ستاره شروع کنه”
سیامک هم گفت: “موافقم، دو هفته است منتظرم بدن سفید ستاره رو بغلم کنم”
ندا اومد نشست رو پای من، یواش گفت: “حسودی نکن، منم مال تو میشم امشب”
ستاره رفت سمت سیامک و شروع کردن بوسیدن هم. این دفعه سوم دیگه خجالتی بینشون نبود، دست سیامک کم کم رفت لای پای ستاره و ستاره هم دستشو گذاشته بود رو شلوار سیامک. ندا برگشت گفت: “اینجوری خیلی طول میکشه، میگم که همه لباس ها رو دربیاریم، راحت باشیم”
به پیشنهاد ندا همه لباس ها رو در آوردیم. حالا میشد همه چیز رو با هم مقایسه کرد. سینه های بزرگ ستاره، سینه های سفت ندا، کیر صاف و پر رگ سیامک و کیر کلفت من.
ستاره نشست جلوی سیامک و شروع کرد خوردن کیرش. همین کار رو هم ندا با من کرد. چند دقیقهای همینجوری گذشت، ستاره با ولع کیر سیامک رو میخورد، زبونش دور سرش میچرخید و گاهی تا ته گلوش فرو میبرد،ستاره تو ساک زدن از خودش خیلی استعداد بروز میده، یه کاری با کیر آدم میکنه که عقل از سرش میپره. سیامک سرشو عقب برده بود و ناله میکرد.
ندا هم مثل من داشت اونها رو تماشا میکرد و از خوردن کیرم دست کشیده بود. حالا ندا نشسته بود تو بغل من و داشتیم با هم سیامک و ستاره رو نگاه میکردیم. به ستاره گفتم بسه دیگه، حالا بذار سیامک بخوره برات.
ستاره با یه اشوه سر کیر سیامک رو تا لحظه آخر میک زد و بعد رو به ما دوتا کرد گفت: “خوب واسه خودتون دارید تماشا میکنید، مگه اومدید سینما؟”
ندا جواب داد: “سینما نیست اما جنده سفیدی مثل تو با کیر شوهرم تو دهنش دیدن داره” با گفتن کلمه جنده ستاره چشماش برق افتاد. همیشه از درتی تاک خوشش میومد. ستاره جواب داد: “پس بشینید و ببینید امشب این جنده کوچولو چیکار میکنه”
نشست رو کاناپه، پاهاشو داد بالا، حالا نوبت سیامک بود نشون بده چقدر از خوردن کس ستاره لذت میبره.
سیامک زانو زد جلوی ستاره، دستهاشو گذاشت رو رانهای سفید و نرمش و آروم پاهاشو بازتر کرد. ستاره نفسش تند شده بود، سینههاش بالا و پایین میرفت و نوک سینههاش سفت و برجسته شده بود. سیامک اول با انگشتاش آروم دور کسش کشید، بعد خم شد و زبونشو گذاشت رو کلیتوریس ستاره. ستاره یه آه بلند کشید و دستشو گذاشت تو موهای سیامک، انگار میخواست بیشتر فشارش بده به خودش.
ندا که هنوز تو بغلم بود، زیر گوشم زمزمه کرد:
«ببین چقدر داره لذت میبره… شوهر من داره کس زن تو رو میخوره و اونم داره دیوونه میشه.»
منم کیرم داشت میترکید. دستمو بردم جلو، از پشت ندا گرفتمش و نوک انگشتمو آروم دور سوراخ کسش چرخوندم. خیس بود، خیلی خیس. ندا ناله کرد و خودشو بیشتر به من چسبوند. گفت: “فرو کن تو”
انگشت اول رو کردم تو، خیلی تنگ بود، یه خورده که عقب و جلو کردم سعی کردم انگشت دوم هم بکنم تو اما به زور فرو رفت. ستاره راحت دوتا انگشت منو تو خودش جا میده. زیر گوش ندا گفتم: ” کس تو خیلی تنگتر از ستاره است، مطمئنی امشب میخوای بیای زیر کیرم؟”
خودشو سفت کرد و گفت: “میخوام امشب دوتایی ما رو بگایید، حتی دلم میخواد جفتتون منو بگایید از عقب و جلو”
از حرفش قند تو دلم آب شد و یاد آلمان افتادم، کیرم دیگه داشت میترکید از فشار و میخواستم زودتر فرو کنم تو کس تنگ ندا. زیر گوشش گفتم: ” دوست داری اول تو زیر کیر دوست شوهرت گاییده بشی یا ستاره؟”
یه نگاه مغروری به ستاره و سیامک کرد و بهشون گفت: “سیامک نمیخوایید برید سر اصل کاری؟”
ستاره که دیگه چشماش باز نبود، سیامک یه نگاهی بهم کرد تا اجازه بگیره، منم با یه دستم سینه ندا رو چنگ زدم و گفتم: “ندات دست منه، ستاره هم مال تو”
سر کیرش یه کاندوم کشید و رفت جلوی کس ستاره وایستاد، انقدر که براش خورده بود کسش خیس آب بود. سر کیرشو گذاشت رو کس ستاره و فشار داد رفت تو. حالا دیگه به جز کیر من یه کیر دیگه هم رفت تو کس ستاره.
ندا گفت: “منم دلم میخواد”
بلندش کردم از روی خودم، بردمش کنار ستاره تو همون پوزیشن، منم رو کیرم یه کاندوم کشیدم و به سیامک گفتم: “حالا اینجا رو نگاه کن”
اول یه خورده برای ندا خوردم، کس ندا هم با دیدن این همه شهوت تو فضا حسابی خیس بود. با آه و ناله میگفت: “بسه دیگه افشین، جرم بده”
حالا نوبت ندا بود یه کیر دیگه رو تو کسش حس کنه، سر کیرمو اول روی کسش یه مقدار بالا و پایین کردم تا حسابی از انتظار حشری بشه، یواش سعی کردم هول بدم تو. کسش تنگتر از ستاره بود، به کنایه به سیامک گفتم: “کس ندا دیگه مثل قبل نمیشه” که جواب داد: “یه جنده باید کسش گشاد باشه” و محکمتر تو کس ستاره تلمبه زد.
دیدن سینههای بزرگ ستاره که با هر ضربه محکم سیامک بالا و پایین میشن هم حشریم کرده بود و هم حسادتم رو زیاد کرده بود. سر کیرمو فشار دادم تو کس ندا، فهمیدم داره درد میکشه اما باید کاری که شوهرش با ستاره میکرد رو تلافی میکردم. با کمی فشار بیشتر کیرم رفت تو.
تنگی کسش رو دور کیرم حس میکردم، خم شدم روی ندا بوسیدمش، یواش بهش گفتم: “کست دیگه مال من شد”
سیامک صدامو شنید و گفت: “پس شروع کن توش تلمبه زدن” و خودش با شدت تمام تو کس ستاره تلمبه میزد و ستاره رو پرت میکرد، انگار میخواد از ستاره انتقام بگیره.
اولش آروم عقب و جلو کردم تا کمی به کیرم عادت کنه، خیلی زود سرعتمو بیشتر کردم، حالا دیگه داشتم مثل سیامک که تو کس ستاره محکم تلمبه میزنه منم تو کس ندا عقب و جلو میکردم.
فضا پر شده بود از شهوت، ستاره داشت بهم نگاه میکرد و با هر ضربه سیامک پرت میشد، ندا از شهوت و درد آه و ناله میکرد.
چند دقیقهای همینجوری محکم تو کس زنها داشتیم تلمبه میزدیم که سیامک کشید بیرون و گفت: “افشین تو بیا سراغ ستاره من هم برم سراغ ندا”
جاهامون رو عوض کردیم، من و سیامک نشسته بودیم رو مبل، ستاره نشست رو پای من و ندا هم رو سیامک. حالا هر کس داشت زن خودشو میکرد.
کس ستاره لیز و پر آب بود، هربار که بالا پایین میشد حس میکردم الانه که آبم بیاد. یهو صدای ندا رو شنیدم که داشت با سیامک حرف میزد: “بگو افشین هم بیاد بکنه تو کونم”
باورم نمیشد چی میشنوم، ستاره بهم گفت: “چیه داره چشمات برق میزنه!”
گفتم: “عزیزم چشمهای من که فقط واسه تو برق میزنه، اما کون ندا هم واسه کیر من لهله میزنه، زشته منتظرش بذارم”
اینو که گفتم انگار حسادتش گل کنه، محکم روی کیرم بالا و پایین رفت و گفت: “لازم نکرده، کیرت تو خودم ارضا میشه، امشب قرار نیست جنده خانم دوتا کیر نوش جان کنه”
جواب دادم: “دوست داشتم جفتمون رو صورت دوتاتون ارضا بشیم، عین تو فیلمها”
سیامک هم حرفمو تایید کرد و از ندا همین درخواست رو کرد.
زنها رو از رومون بلند کردیم و جلومون زانو زدن، من جلوی ندا وایستادم، سیامک هم جلوی ستاره. کاندومها رو در آوردیم و شروع کردن برامون ساک زدن. سبامک داشت ارضا میشد و ستاره ول کن کیرش نبود، یهو تو دهن ستاره ارضا شد. میدونستم ستاره از قصد کیرشو ول نکرد چون عاشق خوردن آب کیره. باورم نمیشد این صحنهها واقعیه. ندا هم با کیر من همچنان داشت ور میرفت که بهش گفتم نزدیکه، کیرمو دستم گرفتم و همه آبمو پاشیدم رو صورت و سینههای سفتش.
ستاره اومد سر کیرمو میک زد و قطره های آخر آب رو ازش کشید بیرون بعد رو به ندا کرد گفت: “دفعه بعدی نباید بذاری آب کیر شوهر عزیزم هدر بره”
ندا هم جواب داد: “دفعه بعدی تو هم نباید حسودی کنی که جفتشون قراره منو بکنن”
سیامک گفت: “چرا خب عادلانه نباشه؟ ستاره رو هم دوتایی میکنیم!”
ستاره یه نگاهی به من کرد که انگار اجازه بگیره، بهش گفتم: “ایده خوبیه عزیزم، اینجوری تو هم از ندا عقب نمیمونی”
هنوز همه داغ بودیم، مخصوصا من که داشتم تصور میکردم کیرم قراره تو کون ندا جا بشه.
همونجا روی کاناپه تو بغل همدیگه افتاده بودیم و هر از گاهی با هم دیگه ور میرفتیم. ستاره تو بغل من بود و ندا هم بین من و سیامک لم داده بود. کمکم دوباره شروع شد، دستهای سیامک لای پاهای ندا بود و منم داشتم سینههای ستاره رو میمالیدم.
ستاره انگار از منم داغ تر بود، خیلی زود کیرمو که حالا دیگه سفت شده بود گرفت دستش و شروع کرد اونم مالیدن.
با صدای آرومی بهم گفت: “نمیخوای تو هم ندا رو بمالی؟”
نمیدونم چی تو اون فاصله استراحت از ذهنش عبور کرده بود اما حالا داشت تشویقم میکرد که برم سراغ ندا. منم دستمو بردم روی بدن ندا و همزمان از ستاره داشتم لب میگرفتم. سیامک هم شروع کرد خوردن لب های ندا. با اینکه دیگه مست نبودیم اما کارهایی که میکردیم دیگه برامون خیلی عادی شده بود، چهارتا موجود پر از شهوت تو هم داشتیم میلولیدیم.
ستاره رفت پایین پاهام نشست و شروع کرد برام ساک زدن. ندا اما انگار از مالیدن های سیامک کسش حسابی خیس بود، رفت نشست روی کیر سیامک دوباره و خودشو روی کیر سیامک تکون میداد.
ستاره همینجوری که داشت کیر منو میخورد به ندا گفت: “بیا بشین روی کیر افشین، واسه اینکه اول کیر افشین بره تو کونت زیادی کلفته اذیت میشی، بذار اول سیامک کونت رو بکنه”
ندا با یه اشوه از روی کیر سیامک خودشو بلند کرد اومد نزدیک صورت ستاره، یه بوس از لب های ستاره کرد و بعد سر کیرمو بوسید و نشست روش.
خیلی راحت این بار کیرم رفت توش، سیامک هم اومد جلوی ستاره وایستاد تا براش ساک بزنه.
ستاره از خایه های سیامک شروع کرد خوردن و رسید و به سر کیرش و همشو کرد تو دهنش. خودم عاشق این کار بودم که کیرمو کامل فرو کنم تو گلوش، بدون هیچ مشکلی کیر سیامک رو هم تونست تو دهنش جا بده.
ندا هم حالا رو من داشت خودشو میمالید بهم و کم کم ناله هاش بلندتر میشد. ستاره یه جوری برای سیامک داشت ساک میزد که آب دهنش جاری شده بود روی گلو سینه هاش. درست مثل یه پورن استار شده بود.
ندا دیگه معلوم بود داره از انتظار کیر دوم دیوونه میشه، به ستاره گفت: “جنده خانم بسه دیگه، ولش کن تا بیاد طعم کون زنشو بچشه”
ستاره هم یه چشمک به سیامک زد و پاشد اومد بالا سر ندا، بهش گفت: “کیر شوهرم بهتره یا کیر شوهر خودت؟”
ندا دیگه خیلی بی تحمل شده بود، جواب داد: “هر کدوم هم بهتر باشه جفتشون قراره تو من باشن و به تو چیزی نرسیده”
ستاره گفت: “نشستی رو کیر افشین بلبل زبون شدی! بذار ببینیم سیامک میتونه از کس و کون تپل و سفید من چشم برداره یا نه؟!”
جمله اش که تموم شد اومد روی ندا خودشو قرار داده و کونشو طرف سیامک گرفت و گفت: “خب سیامک نظرت تو چیه؟ کونی که چند ساله ازش استفاده کردی یا یه کس و کون تپل و جدید؟”
سیامک جواب داد: “البته که یه کون تپل بهتره” و یه سیلی محکم زد رو کون ستاره
ستاره خودشو کمی بیشتر جابجا کرد که سیامک بتونه بکنه توش، سیامک داشت با کیرش ضربه میزد رو کون ستاره و ندا هم رو کیر من بیشتر خودشو تکون میداد، انگار نمیخواست بذاره سیامک ستاره رو بکنه. ندا انقدر تقلا کرد که سیامک ستاره رو از روش بلند کرد داگی کنار ما قرار دادش.
حالا سیامک پشت ستاره قرار گرفته بود و میخواست کیرشو بکنه تو کون ستاره، منم سینه های ستاره رو داشتم میمالیدم که دیدم ستاره خودشو نزدیک صورت ندا کرد و ازش لب گرفت.
سیامک بهم گفت: “دیدی افشین، زن ها بیشتر از من و تو از این کار خوششون اومده”
سیامک کمی روان کننده سر کیرش و کون ستاره مالید و کیرشو فشار داد تو کون ستاره. ستاره یه آه گنگی تو لب های ندا کشید اما میدونستم که از درد نیست، از لذته.
ندا روی من خودشو تکون میداد و سیامک هم پشت ستاره یواش عقب و جلو میکرد.
ستاره به ندا گفت: “دیدی که هنوز کون تو از کیر بی نصیب مونده اما امشب کس و کون من پر شد، فکر کنم اولین نفری هم که دوتا کیر توش باشه خودم باشم”
اینو که گفت گفتم “حتما عزیزم.”
ندا رو از روم بلند کردم و به سیامک گفتم بشینه رو مبل، به ستاره هم گفتم برعکس با کون بشینه رو کیر سیامک. حالا کس ستاره کامل جلوی من بود و یه کیر هم تو کونش فرو رفته بود.
خیره شدم به صورت ستاره، سر کیرمو گذاشتم روی کسش و با یه فشار آروم هول دادم تو. نفسش بند اومد بود و این دفعه هم از روی درد بود هم از روی شهوت که صداش بلند شد.
حالا ستاره تبدیل شده بود به یه جنده، شروع کردم تو کسش تلمبه زدن، خیلی زود به دوتا کیر تو کس و کونش عادت کرد. با هر بار ضربه ای که تو کسش میزدم سینه های بزرگش هم پرت میشد بالا و این صحنه رو به شدت شهوت آلود کرده بود.
سیامک هم سعی داشت تو کونش تلمبه بزنه اما فضای کافی نداشت، برای اینکه سیامک هم بتونه از این جنده کوچولو نهایت لذت رو ببره این بار من نشستم و ستاره رو نشوندم تو بغل خودم. کیرمو فرو کردم تو کسش و محکم تو بغلم نگهش داشتم، حالا ابتکار عمل دست سیامک بود، رفت پشت ستاره قرار گرفت و کیرشو وارد کونش کرد. فرو رفتن کیرشو تو کون ستاره میتونستم حس کنم.
سیامک داشت تو کون ستاره تلمبه میزد و منم سینه های ستاره رو میخوردم. ندا هم اومد تو جمعمون و شروع کرد از ستاره لب گرفتن.
دستامو دور گردن ستاره گرفته بودم و نگهش داشته بودم سیامک تو کونش تلکبه میزد. حرکت و عقب و جلو شدن کیر سیامک رو تو کون ستاره میتونستم با کیرم حس کنم.
سیامک خم شده بود داشت صورت ستاره رو میبوسید و تو کونش تلمبه میزد، گاهی هم از ندا لب میگرفت.
ستاره با نفس بریده بریده به ندا گفت “هم کیر خوبه هم کیر بهتره الان تو من هستن، ولی من تک خور نیستم، بیا جامون رو با هم عوض کنیم.”
ستاره از روم بلند شد، ندا اومد نشست روی کیرم. سیامک دوباره رفت پشت قرار گرفت، این بار سوراخ کونی که میخواست باز کنه سوراخ کون زن خودش بود، کمی روان کننده ریخت روی کیرش و کون ندا رو هم افتتاح کرد. حالا همون کاری که با آنا توی آلمان کرده بودیم امشب با هر دو زن ها کردیم. ندا از درد دوتا کیر تو کس و کونش نتونست طاقت بیاره، صداش رفت بالا که ستاره دستشو گذاشت جلوی دهنش و محکم نگه داشت.
من از پایین تلاش میکردم تو کسش تلمبه بزنم و سیامک هم از عقب تو کونش. مطمئن بودم ندا بعد از این که از بینمون بیاد بیرون بهوش میشه، صدای آه و ناله هاش که معلوم بود داره درد هم میکشه بلند بود. 2 3 دقیقه ای تو ندا تلمبه زدیم که ستاره گفت “بسشه داره غش میکنه، نوبت منه.”
این دفعه سیامک نشست و ستاره رفت تو بغلش و کونشو داد طرف من. حالا نوبت من بود که از کون تپل این پورن استار لذت ببرم.
کیر منم با کمی زحمت رفت تو، با وجود کیر سیامک تو کسش کونش خیلی تنگ تر شده بود، حالا دوتایی داشتیم ستاره میکردیم.
ستاره دیگه تو این دنیا نبود، اصلا حتی نمیتونستم باور کنم این ستاره است لای دوتا کیر داره گاییده میشه. محکم تو کونش داشتم تلمبه میزدم و برخورد کیرمو تو بدن ستاره با کیر سیامک حس میکردم.
موهای ستاره تو دستم بود و سرشو کشیده بودم سمت خودم، من از بالا و سیامک از پایین تو کس و کونش داشتیم عقده گشایی میکردیم.
دیگه داشتیم به اوج میرسیدیم، ستاره بین دوتا کیر داشت ارضا میشد و همزمان من و سیامک هم داشتیم به ارضا شدن نزدیک میشدیم. پیش از اون که تصمیم بگیرم میخواییم چیکار کنیم سیامک تو کس ستاره ارضا شد، چند لحظه بعدش هم ستاره به لرزه افتاد و تو بغل سیامک خودشو فشار میداد.
منم دیگه بیشتر از این ستاره رو اذیت نکردم، از روش بلند شدم و نشستم رو مبل. ستاره و سیامک تو بغل هم ولو شده بودن و ندا هم رو اون یکی مبل خودشو جمع کرده بود و داشت ما رو نگاه میکرد، متوجه شد من ارضا نشدم، اومد طرف ستاره و کیر سیامک رو از کس ستاره کشید بیرون و آب سیامک ریخت بیرون.
یه چشمک بهم زد و گفت “ببین کس زنت رو پر آب کرده، مطمنم کیر تو هم خیلی آب داره که کس زنش رو پر آب کنی” و اومد نشست بغل من.
بهش گفتم “شاید هم بخوام کون زنش رو پر آب کنم”
ندا جواب داد “واسه کیری مثل کیر تو هر چی سوراخ داشته باشم درخدمته، فقط مطمئن شو که آبت رو توش خالی میکنی”
انگار ندا از کار سیامک حرصش گرفته بود و میخواست تلافی کنه، واسه من که بد نبود، یه کس و کون تمیز التماس میکرد که آبمو توش خالی کنم.
بهش گفتم بریم رو تخت که راحت تر باشیم، اونم از خدا خواسته کیرمو گرفت دستشو منو دنبال خودش کشوند برد تو اتاق.
ستاره هم تو بغل سیامک لم داده بود و نای بلند شدن نداشت. ولی ندا انگار دوست داشت اونها هم بالاسرمون باشن، جفتشون رو صدا کرد “شما دوتا هم بیایید، میخوام لحظه ای که کیر افشین وارد کونم میشه رو ببینید”
دیگه مطمئن شدم داره سیامک رو حرص میده و ته دلم خوشم اومد از حرفش
ستاره و سیامک نشستن گوشه تخت و ندا هم رو به اونها داگی شد. منم رفتم پشتش و کیرمو کمی روان کننده زدم، مستقیم هم میخواستم برم سر کون تنگش. حالا وقتش بود که کیرم به آرزوش برسه.
ستاره اومده بود کون ندا رو برام باز کرده بود و سیامک هم داشت تماشا میکرد.
سر کیرمو فشار دادم تو کونش، با کمی فشار بیشتر نصف کیرم تو کونش بود. ستاره به سیامک گفت “بیا ببین کیر افشین چجوری کون زنت رو داره گشاد میکنه”
ندا داشت درد میکشید و برای اینکه دردش کمتر بشه سیامک سرش رو بغل کرده بود و موهاشو نوازش میکرد زیر گوشش میگفت “عزیزم تحمل کن، یه خورده دیگه دردش کم میشه، میخوام سر بلندم کنی جلوی افشین”. هیچ وقت فکر نمیکردم سیامک ندا رو نوازش کنه تا کیر من رو بتونه تو کونش تحمل کنه. از این فکر کیرم بیشتر سفت شده بود.
صورت ستاره کنار کون ندا خیره شده بود به من، با چشمک بهم اشاره کرد که بیشتر فرو کنم، منم بقیه کیرمو تو کون ندا جا دادم، فقط تخم هام پشت سوراخ کون ندا مونده بود. حالا ندا هم تو هر دو سوراخش طعم کیر منو چشیده بود.
آروم شروع کردم عقب و جلو کردن که صدای ناله ندا بلند شد. این بار داشت جملاتی رو به سیامک با درد و ناله میگفت “ببین کون زنت با یه کیر دیگه گشاد شد، بالاخره به آرزوم رسیدم” و سیامک جواب داد “بهت که گفته بودم تو میتونی حالا وقتشه چیزهایی که نگاه میکردیم رو عملی کنیم”
خم شدم کنار گوش ندا گفتم “پس ندا خانم ما هات وایف هم هستند؟” و محکم تو کونش تلمبه زدم و پرتش کردم تو بغل سیامک. الان متوجه اون همه اصرارهای سیامک شدم. جفتشون فانتزی این رو داشتند که ندا با یکی دیگه باشه.
سیامک بهم گفت “آفرین همینجوری تو کونش تلبه بزن میخوام وقتی کیرتو میکشی بیرون از کونش یه غار ساخته باشی”
موهای ندا رو گرفتم تو دستم و شروع کردم تو کونش سریعتر تلمبه زدن. نفس ندا در نمیومد، به زور داشت تلمبه هایی که تو کونش میزدم رو تحمل میکرد.
سیامک داشت با کیرش باز میکرد، منم شیطون رفته بود زیر جلدم و دسوت داشتم سر به سرش بذارم. بهش گفتم “میبینم که از دیدن گاییده شدن زنت راست کردی!”
جواب داد “از اینکه داره زیر کیر کلفت تو درد میکشه راست کردم، باید زودتر از اینها به فکرم میرسید که کیر تو گزینه خوبی واسه گاییدن کون تنگ ندا هست”
ستاره نشسته بود کنار ندا، سینه هاشو داشت میمالید و به سیامک گفت “یه عمره این کیر به کس و کون من حال داده، ندا باید خیلی قدردان باشه اجازه دادم کونش رو گشاد کنه”
سیامک داشت ندا رو میبوسید و با هر ضربه من سعی میکرد بهش دلداری بده، فضا جوری برام شهوت انگیز شده بود که دیگه داشتم به اوج میرسیدم، زن خودم لخت نشسته بود ندا رو نگه داشته بود بکنم، سیامک داشت به ندا دلداری میداد که کیر منو تحمل کنه، ندا که داشت با حرف هاش به سیامک بیشتر منو حشری میکرد.
صدای سیامک رو شنیدم که بهم گفت “افشین مراعات حال این جنده کوچولو رو نکن، قبل از این اتفاقات هم ندا دلش میخواست زیر کیر تو گاییده بشه، فقط الان فهمیده که کیرت چقدر بزرگه”
دیگه تحمل نداشتم خودمو نگه دارم، محکم تو کون ندا ضربه زدم و نگه داشتم، همونجا هم خودمو خالی کردم. انقدر حشری شده بودم حواسم نبود که موهای ندا تو دستامه، داشتم مثل افسار موهاشو میکشیدم و تو کونش آبمو خالی میکردم.
کیرمو که در آوردم آبم از کونش سرازیر شد روی کسش، ندا همونجوری دراز کشید روی شکم و سرشو گذاشت رو پای سیامک.
کیر سیامک تو دستش بود و داشت میمالیدش. نگاهش به کیر من و کون ندا بود، بهش گفتم “فکر کنم تو بیشتر از من داری لذت میبری”
سیامک جواب داد “کاش میتونستی بازم بکنیش، نمیدونی چقدر با فکر تو سکس داشتیم.”
بهش گفتم “وقت زیاده، واسه دفعه اول خیلی سکس خوبی بود”
ستاره تکیه داده بود به تخت و پاهاشو باز کرده بود داشت کسش رو میمالید، معلوم بود اونم حسابی حشری شده. بهش گفتم “امشب دیگه بسه، خودتو نگه دار واسه فردا شب، قراره تو و ندا فردا شب هم مثل امشب جندگی کنید”
قرار شد شب رو بمونیم همونجا، سوال های زیادی از چیزی که بین ندا و سیامک رخ داده بود تو ذهنم درست شد و میخواستم همشو جواب بدم
ادامه…
نوشته: اکیوت
7 پاسخ به “ضربدری به توان دو (۲)”
خدا یه دونه از این زوج های خوب هم نصیب ما کنه . تا حالا که تقریبا همه یا فیک بودن یا یه شهر دیگه .
خدا یه دونه از این زوج های خوب هم نصیب ما کنه . تا حالا که تقریبا همه یا فیک بودن یا یه شهر دیگه .
haal mide, age hame paye bashan
بی نظیر بود اما واقعی نبود
خدا قسمت ما هم بکنه یک زوج واقعی و اهل دورهمی ما که تو دو سال فقط فیک خورده بهمون و الانم این پیام رو میزارم، کاش منظورم رورسونده باشم.
https://shahvani.com/profile/milad.sana تهران هستید؟
افرین زیبا نوشتی