سکس در چادر مسافرتی

سلام من یه دختر حشری ام که از 24 سالگی نتونسم سکس نداشته باشم و خودم پرده خودمو زدم که راحت رابطه آزاد داشته باشم

آنقدر خاطرات مختلف از سکس های مختلفم تو جاهای مختلف دارم که سیر نمیشید و با هرکدوم چند بار آب تون میاد.

امروز میخوام درباره ی سفرم به جنوب بگم

رفته بودم تو یه اقامتگاه و یه پسر سبزه ی بانمک با موهای فرفری و بدن رو فرم اونجا کارای اقامتگاه رو می‌کرد. وقتی می‌خندید دل آدم ضعف میرفت و خیلیم شیطون بود فکر کنم 25 سالش بود و من 30 ساله بودم.

اسمش مهدی بود و از همون اول که منو دید بهم نخ میداد. منم که تنها رفته بودم سفر و با دوست پسرم بخاطر اینکه باهام نیومده بود قهر بودم، مدام با خودم میگفتم کاش یکی پیدا می‌شد کنار دریا تو این هوای خوب منو بکنه که من لنگ سکس نمونم.

مهدی می‌خندید و چشمک میزد و واسم قلیون آورد و حسابی باهم تیک میزدیم.

آخر شب گفت موتور سواری دوست داری گفتم عاشق موتورم گفت موتور دارم میای بریم بچرخیم کنار ساحل

گفتم واقعا میذاری سوار شم گفت آره رفتیم و چرخیدیم

اولش خودش سوار شد و من پشتش بودم. من معمولا سوتین نمی بندم چون سینه هام خوش فرمه و نیازی به سوتین ندارم. عمدا ترمز مي‌کرد تا من بخورم به پشتش و سینه هامو حس کنه

منم که خوشم اومده بود می خندیدم و چیزی نمی گفتم و محکم تر بغلش میکردم

حسابی خودمو مالیدم بهش

هوا سرد شده بود و من چیزی نپوشیده بودم و واسه همین فرداش سرما خوردم.

خیلی بی‌حال بودم تو حیاط تو آفتاب نشسته بودم که اومد گفت چی شده گفتم فک کنم سرما خوردم لرز دارم واسم دارو گرفت و گفت میخوای ببرمت دکتر گفتم باشه رفتم باهاش بیرون

اینبار با ماشین خودم رفتیم گفتم تو رانندگی کن من حال شو ندارم

بی حال بودم ولی خیلیم حشری بودم

بهش گفتم مهدی میشه نریم دکتر

گفت حالت بده خب

گفتم آره میشه به جاش بریم یه جا لب ساحل ماساژم بدی؟ فک کنم ماساژم بدی خوب بشم آفتاب هم داغه.

گفت باشه

رفتیم لب ساحل گفتم چادر دارم واسه اینکه کسی نبینه می بندی؟ چادر رو بست و رفتم داخلش دراز کشیدم. اومد شروع کرد به ماساژ دادن من.

اول کمر مو ماساژ داد فک نمیکرد بخوام بهش بدم ولی من از دیشب تصمیم مو گرفته بودم.

من عمدا واسه اینکه حشری بشه شروع کردم به آه و ناله کردن و نخ مو گرفت. رفت آروم سمت سینه هام که بدون سوتین تحریک ش می‌کرد منم دیگه صدام بلند شده بود… و همینجوری داشت سینه های گرد مو با دستای داغ سبزه اش می مالید آه… مهدی…

میگفت خوبه؟ میگفتم آره دیگه طاقت نیاوردم برگشتم و رو به روش دراز کشیدم و دست شو گذاشتم رو سینه هام و اونم از چشماش حشر می‌بارید. ولی هنوز جرات نکرده بود بره پایین تر.

لباس مو درآورد و افتاد روم و شروع کرد به خوردن سینه های گردم. منم که دیگه دیوونه شده بودم. سرشو کشیدم عقب و شروع کردم به خوردن لباش و فهمیدم حسابی کیرش داغ و سفت شده…

شلوار شو درآوردم و اونم شلوار منو درآورد و بعد شرت مو و بهش با ناله گفتم بکن توش

خیس خیس شده بودم و اونم داغ

کیر شو دیدم واااای بزرگترین کیری بود که تو زندگیم دیده بودم، سیاه و کلفت و دراز یه چیز معرکه بود ضربان قلبم تند شده بود گفتم مهدی منو بکن

تو رو خدا

گفت چشم

و کیر داغ شو کرد تو کصم

آخخخخ وااااای

چه حس خوبی داشت

کصم الانم داره نبض میزنه واسه دادن بهش

چند دقیقه پشت سر هم تلمبه میزد و من چوچولم و می مالیدم ولی ارضا نمی‌شدیم

خیلی حشری بودیم جفت مون گفت داگی شو و من برگشتم گفت وااای چه کونی داری

گفت میشه بکنم تو کونت گفتم نخیر

گفت باشه پس از عقب میکنم تو کصت و نگاش میکنم و دوباره کرد تو کصم و من ناله میکردم

آنقدر ناله کردم و گفتم آخ تا بالاخره ارضا شد و منم همینجور که منو می‌کرد چوچولم و می مالیدم و فهمیدم یه بار ارضا شدم وقتی تلمبه میزد ولی بازم میخواستم. وقتی ارضا شد آب شو ریخت رو کمرم و بعد با شرتش پاکم کرد.

برگشت و گفت میخوای دوباره ارضات کنم گفتم آره

شروع کرد به مالیدن کصم و انگشت شو کرد تو کصم و وااااای واااااااااای

چند دقیقه ادامه داد تا من چند بار پشت سر هم ارگاسم شدم…

بعدم همدیگه رو حسابی بوسیدیم و گفت مال خودم شدی…

تو اون چند روزی که جنوب بودم روزی دوبار حداقل سکس داشتیم که اگه بخوایید کم کم بهتون میگم کجا و چطوری بود.

امیدورام خیس و شق شده باشید

نوشته: مهدیس

بازدید 5,586

5 پاسخ به “سکس در چادر مسافرتی”

  1. معلومه یک بچه اینو نوشته تو که میخوایی بد…ی چرا داری هوای سرد جنوب رو بهانه می‌کنی.معلومه تا حالا از شهرت بیرون هم نیومدی اگر درست میگم لایک بکوب

  2. ترشحات و تراوشات یک‌ذهن ملجوقه مریض که فقط داستانارو خونده تحریک شده با یه دست تو شورت یه دست به کیبورد نشسته تایپ کرده واقعا این داستانه ؟ خاطرس ؟ یا ارزو و رویا پردازیه ؟ شک ندارم که حتی نوشته واسه یه دختر نیست همش خوزئبلات یه پسر بچه ی اوبنه ایه که خودشو جای یه زن ازاد تصور کرده ، هر دری وری رو ننویسید !!!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...