سلام اسم من حسامه۱۷سالمه و سفید پوست
من خیلی تو فاز گی نبودم ک با مهدی آشنا شدم پسری با۲۶سال سن قد۱۸۰ و سبزه
منو مهدی همکار بودیم و خیلی پسر باحال و پایهای بود
بین بچه ها از مهدی خوشم میومد چون بقیه بخاطر قیافم و پوستم هی اذیتم میکردن ب زور لب میگرفتن یا کونمو میمالیدن ولی مهدی زیاد دوست داشتنشو بروز نمیداد همیشه میگفت انقدر خوبی ک ادم دوس داره از رون پا تا بالا لیست بزنه بعدم میخندید البته منم دوسش داشتم بعضی وقتا می گفت لب بده میدادم بهش.
همیشه واسه من از دوس دختراش جوجه میکشید
ی بار گفت یکی هس دوس داره تریسام بزنیم منم از خداخواسته گفتم بریم
خلاصه ما رفتیم ویلاشون سکس کردیم و اومدیم روز بعدش بهم گفت…
حسام تو از دختره بهتر بودی سوراخت صورتی بود،بعد خندید
منم گفتم توام خیلی کیرت بزرگ بود دیوث
گفت قابلتو نداره…
گفتم واسه خودت.
واقعا کیرش بزرگ بود،راس میگفت سوراخم یخورده صورتیه.
گذشت و قرار شد بریم مسافرت دوتایی
رسیدیم شمال شب بهم گفت بیا از این شکلاتا بخور،شکلات رو خوردم بعدش بهم گفت خوشمزه بود گفتم اره چطور.
گفت تو شکلاتا ابمم قاطی کرده بودم.
من پرام ریخت گفتم دیوث چرا اینکارو کردی گفت چون زیدم دوس داره توام باید دوست داشته باشی.
منم لج کردم گفتم باید اب منم بخوری یهو گفت جووون اب تو خوردن داره.
گفتم جق میزنم ابمو برات میارم باید بخوری
گفت خودم جق میزنم برات گفتم اخ جون پس بیا
بهم گفت برو حموم قشنگ خودتو بشور بیا گفتم برا جق خودمو بشورم،گفت برو بشور تا بگم
خلاصه رفتم حموم اومدم شد ساعت۱۲شب
یهو گفت حسام بیا دیگ تشنمه.گفتم چشم
دراز کشیدم رو تخت کنارش از رو شورت کیرمو گرفت داشت میمالید کمکم شورتمو در اوردم اون در حال مالیدن کیرم شروع کرد خوردن بدنم و گردنم و کمکم رسید ب لبام
لبامو خورد دوبار رفت لیس زدن بدنم همینجوری داشت میرفت پایین یهو کیرمو بوسید
من چشام چهارتا شد گفتم میخوای بخوری برام گفت اره رفت بین پاهام
همینجوری داشت ساک میزد منم پاهامو انداختم رو شونههاش خیلی حال میداد که یهو انگشتتو گذاشت دم سوراخم
گفتم اونجارو نهههه گفت میخوام بخورمش گفتم نه
هی اصرار میکرد گفتم فقط بخور ولی بهت نمیدم.
قبول کرد از خوردن کیرم رسید ب خوردن سوراخم
وااااای من داشتم دیوونه میشدم
زبونشو هل میداد توش انگشت میکرد توش
دوباره اومد بالا کیرمو کرد دهنش انقدر خوب ساک زد ک من سرشو گرفتم نزاشتم در بیاره همه ابمو خالی کردم دهنش اونم همه رو قورت داد کیرمم تمیز کرد
انقدر بهم حال داد لخت تو بغلش خوابیدم.
فرداش ناهار پیتزا گرفتیم بهم گفت من آبمو بریزم رو پیتزاهای تو توام بریز رو پیتزاهای من…
قبول کردم خوردیم…
گذشت تا رسید شب با عرق و گل…
ادامه داره
من خیلی تو فاز گی نبودم ک با مهدی آشنا شدم پسری با۲۶سال سن قد۱۸۰ و سبزه
منو مهدی همکار بودیم و خیلی پسر باحال و پایهای بود
بین بچه ها از مهدی خوشم میومد چون بقیه بخاطر قیافم و پوستم هی اذیتم میکردن ب زور لب میگرفتن یا کونمو میمالیدن ولی مهدی زیاد دوست داشتنشو بروز نمیداد همیشه میگفت انقدر خوبی ک ادم دوس داره از رون پا تا بالا لیست بزنه بعدم میخندید البته منم دوسش داشتم بعضی وقتا می گفت لب بده میدادم بهش.
همیشه واسه من از دوس دختراش جوجه میکشید
ی بار گفت یکی هس دوس داره تریسام بزنیم منم از خداخواسته گفتم بریم
خلاصه ما رفتیم ویلاشون سکس کردیم و اومدیم روز بعدش بهم گفت…
حسام تو از دختره بهتر بودی سوراخت صورتی بود،بعد خندید
منم گفتم توام خیلی کیرت بزرگ بود دیوث
گفت قابلتو نداره…
گفتم واسه خودت.
واقعا کیرش بزرگ بود،راس میگفت سوراخم یخورده صورتیه.
گذشت و قرار شد بریم مسافرت دوتایی
رسیدیم شمال شب بهم گفت بیا از این شکلاتا بخور،شکلات رو خوردم بعدش بهم گفت خوشمزه بود گفتم اره چطور.
گفت تو شکلاتا ابمم قاطی کرده بودم.
من پرام ریخت گفتم دیوث چرا اینکارو کردی گفت چون زیدم دوس داره توام باید دوست داشته باشی.
منم لج کردم گفتم باید اب منم بخوری یهو گفت جووون اب تو خوردن داره.
گفتم جق میزنم ابمو برات میارم باید بخوری
گفت خودم جق میزنم برات گفتم اخ جون پس بیا
بهم گفت برو حموم قشنگ خودتو بشور بیا گفتم برا جق خودمو بشورم،گفت برو بشور تا بگم
خلاصه رفتم حموم اومدم شد ساعت۱۲شب
یهو گفت حسام بیا دیگ تشنمه.گفتم چشم
دراز کشیدم رو تخت کنارش از رو شورت کیرمو گرفت داشت میمالید کمکم شورتمو در اوردم اون در حال مالیدن کیرم شروع کرد خوردن بدنم و گردنم و کمکم رسید ب لبام
لبامو خورد دوبار رفت لیس زدن بدنم همینجوری داشت میرفت پایین یهو کیرمو بوسید
من چشام چهارتا شد گفتم میخوای بخوری برام گفت اره رفت بین پاهام
همینجوری داشت ساک میزد منم پاهامو انداختم رو شونههاش خیلی حال میداد که یهو انگشتتو گذاشت دم سوراخم
گفتم اونجارو نهههه گفت میخوام بخورمش گفتم نه
هی اصرار میکرد گفتم فقط بخور ولی بهت نمیدم.
قبول کرد از خوردن کیرم رسید ب خوردن سوراخم
وااااای من داشتم دیوونه میشدم
زبونشو هل میداد توش انگشت میکرد توش
دوباره اومد بالا کیرمو کرد دهنش انقدر خوب ساک زد ک من سرشو گرفتم نزاشتم در بیاره همه ابمو خالی کردم دهنش اونم همه رو قورت داد کیرمم تمیز کرد
انقدر بهم حال داد لخت تو بغلش خوابیدم.
فرداش ناهار پیتزا گرفتیم بهم گفت من آبمو بریزم رو پیتزاهای تو توام بریز رو پیتزاهای من…
قبول کردم خوردیم…
گذشت تا رسید شب با عرق و گل…
ادامه داره
نوشته: حسام
4 پاسخ به “بهترین سکس با مهدی”
بجای شرح کثافت خوری هاتون، زودتر قصه ی به باد دادنت سوراخت رو بگو و بیشتر از این دل و روده ی ما رو بالا نیار قرومساخ…
کس شعر مخض
چندش و کونی ترکیب خوبی میشه عایا ؟
یعنی پسرک دیوث ۲۶ ساله مهدی تو رو لخت کرد همه بدنت کیرو سوراخ بحساب صورتی تو خورد آنوقت دیوث تو نرو گایید!؟ مگه میشه حتما اون هم مثل تو کون محض بود!!.