پنج تا دختر رزمی کار

پنج تا دختر رزمی کار

من خیلی اینجا نمیام اما پارسال برام یه اتفاق افتاد که نمونه اش رو توی داستانهایی که اینجا خوندم ندیدم مطمئنم خیلی هاتون باور نمی کنید شاید فحش بدید ولی بخدا کلمه به کلمه اش واقعیته عرض کنم اسم من طاهر هست یه مرد متاهلم حدود 43 سالمه قبلا ورزش می کردم شونه های پهنی دارم و بدنم هنوز رو فرمه قد من حدود 175 و روی هم رفته هنوز جوون و سر زنده ام من به خاطر شغلم که اجازه بدید نگم چیه تقریبا ماهی یکی دو بار شبها شمال تهران می رم البته کارم همه جای تهران هست ولی یه وقتایی باید اوایل شب شمال تهران باشم خلاصه کنم بعد از تموم شدن کارم شام هم داده بودند گرفته بودم دستم ماشینم رو که یه پراید مشکی هست پیدا نمی کردم که فردا صبحش متوجه شدم دیشب یه کوچه بالاتر رو داشتم نگاه می کردم من یه 206 هم دارم این پراید در واقع ماشین محل کارم هست سمت الاهیه همه می دونن کوچه هاش خیلی در هم بر همه یه دفه کلی می چرخی بدون اینکه متوجه باشی برمی گردی همونجایی که بودی توی یه کوچه دنبال ماشینم بودم که یه خانم صدام زد ازم خواست کمک کنم یه جعبه کارتونی بزرگ داشت مونده بود روی زمین داشت بارون می گرفت خواهش کرد تلوزیونشون رو ببرم داخل پارکینگ آپارتمان گفت داره بارون می گیره کارگری که هماهنگ کردن نیومده به نظر راست می گفت یه دونه ال ای دی می گن چیه نمی دونم ولی خیلی بزرگ بود شما فرض کن 50 اینچ یا شاید بزرگ تر پیاده رو خیس شده بود بارون نم نم میومد گفتم عیبی نداره بار رو برداشتم و بردم داخل پارکینگ که البته اصلا تلوزیون نبود و گول خوردم رفتن تو همانا و بیهوش شدن همان یه دفه ولو شدم خوارکسته از پشت دستمال روی دهنم گذاشت و بیهوشم کرد وقتی به هوش اومدم توی یه ملک ویلایی بودیم و اصلا نمی دونم کجا دست راستم رو با چسب پهن بسته بودند به پای راستم و با یک دست نمی تونستم بازش کنم فقط یه شرت بلند و زیرپیرهنی که مال خودم بود تنم بود و یه کفش کشتی هم پام کرده بودند که بندش باز بود چهار تا دختر یک از یک خوشکل تر با اندام ورزشی هیکل بیست که روی بدن دو تا شون تتو بیشتری داشت اون دو تا کمتر ولی مشخص بود ورزشکارن سناشون روی 20 تا 25 به نظر می رسید بوی پیتزایی که می خوردن زد زیر دماغم که به هوش اومدم برای من هم خریده بودند سه تاشون از این شلوارک های جین با سوتین پوشیده بودن یکیشون لباس ورزشی شبیه بوکس یا بسکتبال نمی دونم چه زهر ماری بود موهاشون تقریبا همه شون کوتاه بود فقط یکی شون از پشت موهاشو بسته بود بقیه شون تقریبا پسرونه کوتاه کرده بودند آرایش هم داشتن و نداشتن و صورتشون به نظر نچرال میومد با این وصف که نیازی هم به جراحی نداشتن چون همینجوری خیلی خوب به نظر میومدن فکر کن چهار تا کوس که تو نمی تونی کاری باهاشون بکنی تقریبا لخت با بدنهایی ورزشی و سکسی دارن بهت می خندن من که به هوش اومدم قاه قاه زدن زیر خنده و مسخره ام می کردن که همون که بهش کمک کرده بودم تلوزیون رو برداره اومد تو لباس بیرون تنش بود و هیکلش یه برابر و نیم بقیه گنده بود اونهای دیگه یه کم از من قدشون کوتاه تر بود یا شاید هم قد من بودند و وزنشون احتمالا از من کمتر بود ولی این یکی هم قدش و هم وزنش از من بیشتر بود لامصب عضله بود همه اش و چربی کمی داشت و فیس نازی هم داشت حسابی گیر کرده بودم وسطشون با خودم گفتم معلوم نیست چه بلایی سرم بیارن مطمئن بودم شب خوبی برام رقم نمی خوره اسم اون که تازه اومد و الان گفتم کمکش دادم سوگل بود اومد پیشم نشست گوشیش رو در آورد بهم یه سری فیلم نشون داد که مشخص بود قبلا هم مردهایی رو میارن اینجا و حسابی باهاشون تمرین رزمی می کنن درواقع کتک خور می خواستن توی فیلم ها مردهایی رو دیدم که صورتاشون خونی بود دماغشون شکسته بود از لب و دهنشون خون میومد لامصب همه شون رزمی کار بودند می ریختن سر این بی زیونها و تمرین تکواندو و بوکس و ووشو و هر زهر ماری هست می کردن سوگل بهم گفت ما اصلا از اینکه تو بمیری هراسی نداریم بعدش نشون داد که یه مرد رو وقتی زدن سرش خورد به دیوار و نقش زمین شد بهم گفت این یکی وقتی کله اش خورد به دیوار مرد به مردهای قربانی دستکش بوکس هم داده بودند متوجه شدم که هیچ شانسی ندارم اگه مثل 10 یا 15 سال پیش بود همه شون رو می زدم الان دیگه انرژی جوونیم رو ندارم ولی نمی خواستم تسلیم شم تصمیمم رو گرفتم با خودم گفتم سعیم رو می کنم از عهده شون بر میام فقط باید راضیشون کنم یکی یکی بیان جلو اگه محافظ دندون و بیضه هم بهم بدن جلوشون دووم میارم گفته بودم که توی یه خونه ویلایی بودیم که مشخص بود وقتی من بیهوش بودم من رو خرکشم کرده بودند توی ماشین و اورده بودن اینجا یه سالن بزرگ داشت که کفش تشک تاتومی بود یه ستون هم وسطش بود معلوم بود خودشون اینجا تمرین می کنن یه سری وسایل ورزش هم بود وزنه بود طناب بود کیسه بوکس بود میت بود خلاصه همه چی بود که من رو امشب حسابی کتک خور کنند من دیگه سنم بالا رفته و نمی تونستم از عهده اینها بر بیام اینا هم طعمه هاشون رو مشخص بود از میون ادمهای 40 ساله به بالا انتخاب می کردن که مطمئن باشن خودشون کتک نمی خورن تا اینجا من هنوز یه کلمه هم صحبت نکرده بودم سوگل گفت شامتو بخور و دست و پام رو باز کرد و پاشد که بره گفتم محافظ دندون و بیضه برگشت گفت چی ؟ گفتم اگه یکی یکی بیاین جلو یه کار می کنم امشب بهتون خیلی خوش بگذره شما همین رو می خواین دیگه اگه باهم بریزین سرم که فوری ولو می شم رو زمین یکی یکی بگو بیان دو ضربه هم من بزنم نمی می رین که محافظ هم می خوام برگشت یقه ی زیر پیرهنیم رو گرفت تقریبا از روی زمین بلندم کرد و توی صورتم گفت اینجا هرچی من بگمه بعد خواست با سر بزنه تو دماغم که صورتم رو چرخوندم ولی گونه ام حسابی درد گرفت تعادلم رو حفظ کردم و خواستم یه سیلی بهش بزنم که دفاع کرد خلاصه گلاویز شدیم موهاشو گرفتم کشیدم که با زانو زد تو شکمم و پرتم کرد دیگه بلند نشدم با خودم گفتم باید انرژی ام رو نگه دارم ولی خیلی دستش سنگین بود اون چهار تا رو بگو که روده بر شده بودن از خنده به نظرم مست بودند یا شاید نه نمی دونم ولی جلو نیومدن مطمئن بودن که سوگل از عهده ام بر میاد آقا دردسرتون ندم بهم محافظ هایی که خواستم رو دادند پیتزا رو نخوردم یه کم آب خوردم بقیه آب رو یه جا گذاشتم مطمئن بودم به دردم می خوره تازه اون موقع بود که متوجه شدم انگشترم رو از انگشتم در آوردن که چیزی نگفتم دستکش بوکس هم بود که خودم نخواستم استفاده کنم من اسماشون رو تا آخر درست یا نگرفتم همین قدر بگم که از یکی شون که اتی صداش می زدن بهتر بودم و تقریبا 60 به 40 من کتکش زدم ولی بقیه رو نگم که حسابی کتکم زدن من مدام سعی می کردم گاردم رو که شبیه گارد بوکسور ها بود حفظ کنم یه کم هوک و آپارگاد و مشت بلد بودم یکی دو تا ضربه معمولی هم با پا بلد بودم ولی چون مرد بودم و اونها دختر بودن فی نفسه یه مقدار قدرت بدنی ام ازشون بیشتر بود تقریبا همون که من خواستم شد و بیشتر یکی یکی می یومدن جلو ولی دوتا دوتا هم میومدن موقع هایی که دو تا بودن پشتم رو می کردم به یه ستون که وسط سالن بود یه وقتایی هم بیشرفها یه هو غافلگیرم می کردن و از پشت ضربه می زدن بعد از حدود یه ساعت هنوز جون داشتم سوگل هم مثل مربی ها جلو نمی یومد و نگاه می کرد که وسط کتک کاری ها متوجه شدم با لباس جدیدش اومد داخل یه شرت و سوتین سیاه تنش بود اصلا تتو نداشت دستکش بوکس از اونهایی که انگشتها بیرون هستند دستش کرده بود و موهاشو از پشت بسته بود کفش هم همه شون مثل کفشی که به من داده بودن پوشیده بودن که از این لحاظ عدالت رعایت شده بود مثل اون چهارتا محافظ صورت نذاشته بود انگار از خودش مطمئن بود مطمئن بودم از عهده ش بر نمی یام تازه حسابی هم خسته شده بودم و دهنم خون میومد حین مبارزه با اون چهارتا لاشی از بیضه ام و فک و دماغم خوب محافظت کرده بودم با این حال از گوشه لبم خون جاری شده بود که مال لثه ام بود و فکر کنم یکی از دندونای بالا لق شده بود و ناخن یکیشون کشیده شده بود روی پشتم که مطمئن بودم زخم شده و حسابی می سوخت موقعی که می خواستم هوک یا آپارگاد بزنم خوب بلد بودن دفاع کنن آدم معمولی اگه باشه بالاخره از ده تا پنج تاش می خوره به صورتش ولی اینها کارشون رو بلد بودن تازه ضربه گیر روی صورتشون بود ضربه هایی که توی شکم و سرم خورده بود حسابی خسته و گیجم کرده بود که تازه غول مرحله آخر اومد تو فکر کن کون و کوس هایی که قلمبه زده بود بیرون فقط سهم چشم هام بودن و اگه می خواستم به این بدنهای سکسی توجه کنم هیچی ازم نمی موند با این حال موقعی که می خواستن لگد بزنن و عقب می رفتم صحنه های خوبی می دیدم یه وقتایی هم که مبارزه نزدیک بود تقریبا همه جاشون رو لمس می کردم یه کارشون خیلی نامردی بود وقتی مبارزه شبیه جودو و کشتی پیش می رفت و من موفق می شدم خاکشون کنم لاشی ها یکی شون سعی می کرد لگد به سرم بزنه یا می یومد از پشت از وسط پام سعی می کرد معامله ام رو از زیر بیضه بند بگیره و گاهی هم می گرفتن منظورشون از این کار این بود که کسی که اون زیر مونده رو نجات بدن من چون این بلا رو سرم می اوردن چندباری که موفق می شدم خاکشون کنم خودم پا می شدم البته یه چند ثانیه ای لذت هم می بردم ولی استراتژی ام این بود که علنی دست به ممه ها و کوس و کونشون نزنم می دونستم عواقب بدی ممکنه برام داشته باشه با این حال یه وقتایی دقیقا دستم روی کوسشون بود یعنی یه فن بلد بودم که دستم رو باید می کردم وسط پاشون یه کم بلندشون کنم و بزنمشون زمین نمی دونم توی کشتی اسمش چیه ولی موقع هایی که تنها جلو میومدن اگه پا می داد انجامش می دادم توی یه کسری از ثانیه دستم دقیقا همه کوسشون رو لمس می کرد اون یکی که اسمش اتی بود و من بیشتر از بقیه کتکش زدم چند بار کوسشو لمس کردم اون یکی که گفتم لباس بوکسور ها رو پوشیده بود مشخص بود ووشو کاره و تمایل به انجام فن های نزدیک داشت و من مدام ازش دور می شدم ولی روی اون هم چند بار فن زدم و خلاصه یه مقدار دستمالیش کردم ممه هاش رو هم گرفتم یعنی یه فنی مثل سالتو بهش زدم که نتونستم انجامش بدم این میون دستم درست اومد روی ممه اش این میون کتک خوردن ها رو خوب تحمل کردم و سر پا موندم به نظر خودم از بنیه ای بود که ورزش هایی که قبلا کرده بودم بهم داده بودن ولی دیگه تموم شد سوگل به تنهایی می تونست کونم رو پاره کنه و همین هم شد همون اول گیر داده بود به رون پام با تمام هیکلش لگد می زد به رون پای چپم دیگه تا آخر لنگ می زدم بعد از حدود ربع ساعت هم دماغم پر خون شد هم فکم چند بار ضربه های بدی خورد مطمئن نبودم شکسته یا نه چشمم هم قرمز شده بود که از ضربه های سوگل خوارکسته بود حتی یه بار هم نتونستم یه ضربه بهش بزنم که دلم خنک بشه وقتی آش و لاش برای بار هزارم پرت شدم روی تشک با اشاره سوگل دوتاشون از پشت دستم رو گرفتن و روی پا نگهم داشتن زیر پیرهنی ام که طی مبارزه با اون چهار تا لاشی پاره شده بود رو درش اورده بودم و فقط شرت پام بود سوگل اشاره کرد من رو بردن روی یه جا که ارتفاع حدود 30 سانت داشت دو تا از این مکعبها که شبیه بالشه توی ایروبیک هی ازش میرن بالا و پایین نمی دونم اسمش چیه گذاشته بودن روی هم از پشت دستم رو گرفته بودن اون دو تا هم نشسته بودن و پام که یه کم باز مونده بود محکم از روی کفش نگه داشته بودن که نتونم لگد بزنم سوگل اومد جلو مطمئن بودم کارم تمومه یه لحظه فکر فیلمی که از مردن اون مرد دیدم افتادم البته شاید هم زنده مونده بود همه چی از جلوی چشمم رد شد هیج کاری ازم بر نمی یومد سوگل اومد جلو سرش با توجه به اینکه قدم بلند شده بود به شکم و سینه ام می رسید البته خودش هم قدش بلند تر از من بود و اتفاقی که افتاد رو نمی تونستم پیش بینی کنم شرتم رو کشید پایین و محافظ بیضه رو برداشت کیرم که تازه تمیزش کرده بودم جلوی سوگل بود اومد جلو تر و به چشمام نگاه کرد و دستکش ها شو بیرون اورد دو تامون غرق عرق بودیم و تنمون خیس بود چشمهام قرمز شده بود ولی بینایی ام مشکلی نداشت منتظر بودم که حسابی دمار از روزگارم در بیاره درد هایی که داشتم رو فراموش کرده بودم و ناامید ناامید منتظر بودم ببینم می خواد با کیرم چی کار کنه با خودم می گفتم می خواد زهرشو بریزه اگه دست به کارد و چاقو برد چه خاکی تو سرم کنم هیچ رمقی برای ادامه مبارزه و دفاع از خودم نداشتم سوگل اومد جلو و کیرم رو گرفت و باهاش بازی کرد اما همچنان کیرم شل بود یه کم خم شد و باورتون نمی شه شروع کرد به ساک زدن به جون مادرم راست می گم اول حرفام گفتم که باورتون نمی شه برام مهم نیست ولی واقعا برام اتفاق افتاد تازه این شروع ماجرا بود وقتی حسابی شق کرده بودم همه اش نگران بودم که یه دفعه دندون بگیره و کیرم رو زخم کنه همه اش منتظر بودم که اون چهار تا لاشی بلایی سرم بیارن و جالبه که همین موضوع باعث شده بود آب کمرم دیر تر بیاد تازه فهمیدم چرا با بیضه بند که خواستم موافقت کردند لاشی ها می خواستن ازش استفاده کنن فکر کنم یه 10 دقیقه ای شد که حسابی برام ساک زد اون دو تا که دستام رو گرفته بودن گوش و گردنم رو لیس می زدن و شکم و کمرم رو دست مالی می کردن در واقع اونا داشتن من رو می کردن بعدش سوگل رفت عقب و در یه چشم به هم زدن شرت سیاهش رو در آورد وای از اندامش هر چی بگم کمه توی خواب هم نمی دیدم همچین بدنی رو هیچی کم نداشت تتو هم نزده بود پوستش سفید بود ممه ها سایز خودش نه بزرگ نه کوچیک کونش بزرگ بود گرد و سکسی و شکمش خیلی کم چربی داشت ولی با این وجود کمرباریک به حساب میومد وقتی شرتشو در آورد دیگه داشتم باور می کردم که قراره سکس کنم و همینطور هم شد من البته آش و لاش بودم ولی کیرم همون موقع که شروع کرد به ساک زدن سریع سفت و بزرگ شد من رو خوابوندن و هنوز دستام رو گرفته بودن سوگل اومد نشست روی شکمم و با دست کیرم رو سمت کونش هدایت کرد و و چون عرق کرده بودیم یه راست رفت تو آره درست شنیدید سمت کونش من که خوب نمی دیدم داره چه اتفاقی میفته از تنگیش فهمیدم کوس نیست با اون حس خستگی و گیجی که من داشتم و مدام هم می ترسیدم که یه دفه این لاشی ها زهرشون رو برزین و بلایی سرم بیارن نمی تونستم 100 در 100 حواسم رو به سوگل و سکسی که دارم باهاش می کنم بدم ولی اتفاق افتاد و کیرم رو هدایت کرد سمت کونش و با توجه به اینکه عرق کرده بود راحت رفت تو شروع کرد به بالا و پایین شدن یه ده دقیقه ای شد که که آبم اومد و ریختم توی کونش یکیشون دهنشو گرفت زیر سوراخ کون سوگل و آب کمر من رو مک زد من همینطوری داشتم از حال می رفتم آب کمرم که اومد واقعا دیگه هیچ انرژی نداشتم بلندم کردن نعشم رو بردن سمت حموم و چهارتایی که حالا دیگه لخت شده بودن شروع کردن به شستن تن و بدن من و خودشون بوی صابون و شامپو و بخار آب حمام حس خوبی داشت من تا موقعی که از در اون خونه بیرون رفتم مطمئن نبودم که این لاشی ها زهرشونو بالاخره بهم می ریزن یا نه اتی که به نظر کوچیک تر از بقیه بود برام خوراکی آورده بود اصلا اسم خوراکی رو نمی دونم چی بود توی اون وضعیت برام هم مهم نبود که چیه یه جور سانداویچ سرد بود که وقتی خوب تمیز شدم روی یه صندلی حموم نشسته بودم بهم داد و خوردمش داشتم نوشیدنی که یه آبجوی بدون الکل خارجی بود می خوردم که شروع شد چهارتایی شون ریختن سرم و یکی ساک می زد یکی گوش و گردنم لیس می زد یکی لب می گرفت یکی دستشو برده سمت باسنم اصلا نمی دونم خر تو خر بود بعد به همون سبک که با سوگل سکس کردم خوابونده بودنم توی حموم و نوبتی سوار کیرم می شدن اگه پوزیشینی غیر از این میخواستیم انجام بدیم واقعا ازم بر نمیومد اصلا نا نداشتم اون ها هم این رو فهمیده بودن تکیه داده بودم به دیوار حموم این می نشست اون پا می شد هم از کون دادن بهم هم از کوس یه تتو بالای کوس یکی شون بود که به لاتین نوشته بود H2O که ملکول آب هست و توی گیجی که داشتم می دیدم این ملکول آب هی می رفت بالا هی میومد پایین واقعا نصف هوشیاریم رو از دست داده بودم اینه که برام مهم نبود فکر کنم یه نیم ساعتی شد که آبم برای بار دوم اومد توی این زمان با هم حرف می زدن می خندیدن حتی با هم حال می کردن که من هیچیش یادم نیست یه صحنه های موهومی از غبار بخار آبی که توی حموم بود و بدنهای لخت و سکسی چهار تا دختر که هرآن ممکن بود بخوان به من آسیب بزنن البته دیگه باورم شده بود که حداقل تا زمانی که سکس تموم بشه باهام کاری ندارن ولی بعدش چی ممکن بود هر اتفاقی بیفته از ابتدای اومدنم هرگز باهاشون حرف نزدم این تنها تکنیکی بود که تا آخر رعایت کردم به نظرم میومد این حرف نزدن می تونه نجاتم بده با سوگل هم غیر از همون چند تا کلمه هیچ حرفی نزدم وقتی دیدن کیرم دیگه راست نمی شه ولم کردن و از حموم رفتن بیرون دوباره برام غذا اوردن اول فکر کردم همون پیتزای اولیه ولی یه پیتزای دیگه بود که خوردمش و یه کم جون گرفتم یه حوله پیچیده بودم به خودم و نشسته بودم بیرون حموم اون یکی که گفتم موهاشو بسته بود ظاهرا دکتر بود توی حموم از همه شون بهتر ارگاسم شد تقریبا جیق کشید و حال کرد اومد یه قطره ریخت توی چشمم پشت و صورتم که زخم شده بودند رو هم چسب زد گوش و دندونم رو هم معاینه کرد گفت باهاش بیام منو برد یه اتاق بود کنار حمام نمی دونم توی پیتزا چیزی ریخته بودند یا نه ولی کیرم انگار نه انگار 2 بار کار کرده سیخ شده بود به نظرم توی پیتزا چیزی ریخته بودند یا شاید هم نه سوگول اومد تو با یه لباس توری سکسی لباسام رو برام آورد مشخص بود رفته دوش گرفته موهاش خیس بود و یه کم آرایش کرده بود گفت خوب دووم آوردی پیرمرد هیچی نگفتم گفت اگه لباساتو می خوای باید حسابی حالمو جا بیاری من خسته ام می دونی چی میگم بعد لباس توری مانندشو بالا زد شرت پاش نبود حالت داگی کونشو کرد سمت منو محکم زد روی کون لخت خودش اولین بار بود که بدون هراس از هیچی دلم خواست بکنمش از اول که اینجا اومده بودم همه اش فکر می کردم ممکنه بهم آسیب بزنن ولی این سری واقعا هوس کرده بودم این خوارکسته رو که لت و پارم کرد بکنم حداقل اینجوری ازش انتقام بگیرم سری اول که اول ساک زد و از کون کردمش عملا من مفعول بودم دستام رو که گرفته بودند و تا وقتی آبم اومد حس سکس واقعی نداشتم گیج و منگ هم بودم ولی الان هم جون داشتم هم کننده بودم حوله رو انداختم لخت رفتم سمتش انگار نه انگار تا همین نیم ساعت پیش داشتم می مردم جون گرفته بودم این خوارکسته هم انگار نه انگار یه ساعت پیش داشت منو می کشت حالت داگی از کوس حسابی کردمش آخ و ناله اش بالا رفته بود اون چهار تا هم اومده بودن مثل فیلم سینمایی نگامون می کردن یه جورایی نوچه هاش بودن اونی که آب کیرم رو سری اول از زیر سوراخ کون سوگل مک زد توی دهنش داشت با خودش ور می رفت کوسشو نخوردم با ممه و بدنش هم بازی نکردم اون هم دیگه برام ساک نزد تا آخر که فکر کنم یه بیست دقیقه ای شد تو همون حالت داگی مثل وحشی ها محکم و با انرژی تلمبه می زدم اینکه تماشاچی داشتم یه حس باحال بود انگار داری توی زمین فوتبال بازی می کنی و یه سری دارن تشویقت می کنن وقتی برای بار دوم ارگاسم شد دلم می خواست آبم بیاد ولی نمی یومد محکم تر می کردم که تموم بشه بالاخره آبم برای بار سوم اومد که کشیدم بیرون و یکی دو قطره بیشتر نبود ریخت روی پشتش سرم گیج رفت افتادم روی تن و بدن سوگل پاهاشو صاف کرد روی شکم خوابید درواقع خوابیده بود زیر من اون چهارتا هم اومدن نزدیک و ماساژم می دادن زیرم گوشت سوگل بود پشتم هم این چهار تا شارژ می کردن منو بهشون گفت برید بیرون که همه شون رفتن دو سه دقیقه هیچی نگفت و همینطور خوابیده بود زیرم بعد از زیرم پا شد با حوله ای که من برده بودم اونجا خودشو تمیز کرد و بدون هیچ حرفی رفت بیرون بعد لباسام رو بهم دادن البته غیر از شرت و زیر پیرهنیم لباسهامو که تنم کردم خواستن دوباره بیهوشم کنن که اجازه ندادم البته شاید همه زورشون رو هم نزدن سوگل گفت ولش کنین رفتیم توی حیاط که متوجه شدم یه باغ هست سوار یه ماشین که فکر کنم لنکروز بود کردن البته نه روی صندلی اون پایین صندلی و خوارکسه یکیشون نشسته بود روم جوری که بیرون رو نبینم چشم هام رو هم بستن متوجه شدم که سوگل سوار نشد توی ماشین همه اش صحبت از این بود که خیلی سرسختم و دووم آوردم ظاهرا بقیه خیلی زودتر از من ولو شده بودند بعد از حدود نیم ساعت یه جا انداختنم بیرون چشمام رو که باز کردم ماشین رفته بود دست کردم جیبم از وقتی لباسم رو داده بودند نتونسته بودم وارسیش کنم انگشترم رو پیدا کردم و یه کم پول نقد که داشتم و مدارکم و سویچ ماشین ولی گوشیم نبود اینکه چجوری خودم رو رسوندم خونه دیگه مهم نیست باور کنید همه چیز هایی که گفتم راست بود مطمئنم با وجودی که با 5 تا دختر هم زمان سکس کردم آرزو نمی کنید جای من بودید غیر از سکس داگی که با سوگل داشتم که خوب بود و امیدوارم نصیبتون بشه ماجرا رو با وجودی که ممکن بود برام گرون تموم بشه برای زنم تعریف کردم و عکس العملش خوب بود یعنی بهم حق داد که هیچ کاری ازم بر نمی یومده البته اینجوری که برای شما گفتم برای اون نگفتم اون بخش که با سوگل چیکار کردم هم سانسور کردم اون آپارتمان توی الاهیه هم که تلوزیون برده بودم توی پارکینگش هم بعدا رفتم ولی اثری از سوگل نبود پرسیدم گفتن دوربین نداره خودم هم هرچی نگاه کردم دوربین نداشت البته ماجرا رو دیگه تعریف نکردم براشون بگذریم ممنون که تا اخر خوندینش. نتیجه اخلاقی اول اینکه برید تکواندو و ووشو یاد بگیرید دیگه اینکه اگه یکی ازتون خواست تلوزیونشو ببرید داخل خونه قبل از اینکه دیر بشه فرار کنید. پایان

نوشته: طاهر

بازدید 3,717

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

9 پاسخ به “پنج تا دختر رزمی کار”

  1. مهمترین نتیجه اخلاقیش اینه که از موتوری جنس نگیرید!!! حس و حال فحش دادن نیست چون فایده ای هم نداره،فقط یه سوال چطوری میشه که وقتی سوگل با لباس جدیدش که یک شورت و سوتین بود وارد اتاق شد جنابعالی اندامشو ندیدی اما شورتش رو که در آوزد متوجه کمر باریک و کون گنده و سینه هایی که به قول خودت(( ممه ها سایز خودش)) و… شدی!! مطمئنی به جای شورت ، مانتوشو در نیاورده بود که تازه متوجه اندامش شدی!!! بعد اون قسمت دکتر داشتن تیم که دیگه عالی بود، دو تا قطره ریخت تو چشم و گوش و دماغ و دهن و …مطمئنی جای دیگه نریخت؟ ولی جدا از شوخی ، این طرحها رو به انگلیسی ترجمه کن بفرست برای این شرکتهایه فیلم سازی پورن .هم درآمد خوبی داری هم حداقل انگلیسیت قوی میشه!

  2. احتمالا اثرات مصرف کیر اسب آبی در وان سونای خشک یا استفاده از ترکیب آب مقطر و آب متی در منتهی الیه حلق شما بر اثر ساک زدن برای فیل هندیه تا عاقلان و علما چگونه تفسیر کنند

  3. این قسمت فانتزیه آخوند لاشی اون فن بوکس آپارگاد نیست درستش آپرکات است. اون فن کشتی هم سروته یکیه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.