سلام
یکی از بهترین خاطراتم آشنایی با سایه عزیز و رابطه ی بود که باهاش داشتم
یک شب به یادماندنی و رویایی
داستان از اونجا شروع شد که داشتم تو سایت میگشتم و طبق معمول داستان ها و پست های جالبی که بود رو میخوندم و عکس هایی که بچه های سایت میزاشتن رو میدیدم
تا اینکه چشمم خورد به یک پست که در مورد رابطه حضوری بدون دردسر و پیش پرداخت و کاملا واقعی
از اونجایی که اکثر کسانی که تو سایت هستند میدونن اینجور پست ها از ۱۰ تا ۱ دونه هم بسختی درست در میاد من اون پست رو باز کردم و دیدم یه آیدی تلگرام داره
برام جالب شد گفتم بزار پیام بدم
اولش گفتم که اینم مثل بقیه الان میگه باید اول انقد پیش بزنی یا اینکه رسیدی دم اون آدرسی که دادم قبل اومدن باید واریز کنی
تو دلم گفتم بیخیال بزار پیام بدم نهایت بلاک شدنه دیگه
اینجوری شد که اولین پیام رو دادم به سایه خانم مهربون و دوست داشتنی
پیام دادم و خودم رو معرفی کردم و اینکه تو سایت آیدی گذاشته بودین
سایه اول جدی و سرد جواب میداد و دیر به دیر
منم سعی کردم با چرب زبونی و مزه پرونی یکم نرمش کنم که موفق شدم یه تیکه از مزه پرونیم این بود که سایه خانم رفتی تو سایه ها محو شدی چرا
خلاصه سرتون رو درد نیارم جواب داد این حرکتم و
اینم بگم عکسشم گفتم برام بفرسته که ببینم و اون عکس شد دلیل تلاش مضاعفم برای دیدن این خانم زیبا
توصیف عکس : یه خانم بلند قد با اندامی رو فرم
سینه های گرد و ایستاده و سربالا و کامل شق
باسن بزرگ و پهن نه شبیه این پلنگا بطوری که اصلا بهش نمی اومد با اون کمر باریکی که داره
موهای کوتاه فرفری که بعدا که دیدمش و دستم تو موهاش بود تو یه پوزیشن خاص که بعدا میگم فهمیدم چقد نرمه موهاش
پاهای باریک و کشیده و با اون پوست صاف
سنش رو هم بهم گفت ۲۶
خلاصه دیدم انچه خوبان همه دارند این سایه خانم یکجا داره
ازش خواستم شماره اش رو بهم بده ولی قبول نکرد و گفت تو شمارتو بده من خودم زنگ میزنم
منم شمارمو دادم ولی بعید میدونستم زنگ بزنه
اون شب گذشت تا فردا غروبش دیدم یه شماره ناشناس بهم زنگ زد
چون من بغیر از سایه به کسی شمارمو نداده بودم میدونستم که این فقط میتونه خودش باشه
خلاصه گوشی و جواب دادم و باهم صحبت کردیم که اونم متوجه شد که من واقعی ام و جدی
بعد اون تماس شبش با هم تو چت قرار ملاقاتمون رو هماهنگ کردیم
دقیقا تاریخش هم مصادف بود با شبی که ماه تو بزرگترین حالتش تو اون سال قرار میگرفت (اَبَر ماه اون سال که به رنگ قرمز بود)
خلاصه اینکه من کارامو هماهنگ کردم که اون شب برم پیش سایه خانم عزیز و نکته ی مهم این بود اینجا که من از یکی از شهرهای شمالی داشتم میرفتم پیشش ولی بهش نگفته بودم و چون ساعتی که هماهنگ کردم برم پیشش ۱۱ شب بود ، بهش گفته بودم اگه میشه شب پیشش بمونم ولی اون بخاطر اون ماه کامل اون شب ، می گفت باید ببینم طالعت اون شب چجوریه
اینجا بود که فهمیدم به طالع بینی اعتقاد داره
با اینکه نمی دونستم شب اونجا موندی هستم یا نه گفتم برم که حتی دیدن این الماس کمیاب برا یکبار هم غنیمته
یه پرانتز باز کنم این وسط و یه نکته بگم
کلا تو شهرهای کوچیک پیدا کردن پارتنر مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاه هستش و دردسرش هم زیاده که یه وقت گندش در نیاد واسه همین من همیشه ترجیحم این بود از تهران یکی رو پیدا کنم
پس اینجوری شد که من از شمال حرکت کردم بسمت تهران و بعد سه ساعت رسیدم به آدرسی که سایه جان بهم داده بود همون ساعت ۱۱
تو یه آپارتمان که بهم گفت خونشه ، یه آپارتمان نقلی و جمع و جور و خوشگل
اولین برخوردم باهاش : در رو که زدم و اون در رو باز کرد یادمه یه ربدوشامبر یسره تنش بود به رنگ قهوه ای مایل به قرمز با همون موهای فرفری جذاب و دمپایی های تو خونه که پاش بود زیر اونم یه لباس راه راه سیاه و سفید
دست دادیم و احوال پرسی و یکم خوش و بش کردیم
من که دیدم به به از اون چیزی که فکر میکردم هم بهتر نصیبم شد
خلاصه که اونجا بهش گفتم که حقیقت من از شمال اومدم و بهت هم نگفتم دلیلش این بود که میترسیدم قبول نکنی
امیدوارم منو ببخشی و دلیل اصرارم برا شب موندن بخاطر این بود که اگه قبول نکنی باید دوباره این همه راه رو برگردم ولی اگه همین الانم بگی نه من برمیگردم و هر چی تو بگی من مشکلی ندارم
اولش تعجب کرد و گفت واقعا از شمال اومدی و الان رسیدی که گفتم اره
یکم فکر کرد و گفت باشه ولی همون یکبار باهم باشیم امشب شبخواب نه ، که منم گفتم هر چی تو بگی
و اینجا شروع سکس اولمون
حالا میگم چرا سکس اول
بلند شدیم و رفتیم تو اتاق خواب که همون بغل بود با یه تخت دو نفره که روش یه ملحفه ی قرمز مخملی کشیده شده بود
اولین کاری که کردم اروم دستمو دور کمرش بردم و کشیدم سمت خودم سایه رو
لبامو گذاشتم رو لباش و بوسش کردم ولی سرش رو برد بالا و فهمیدم که دوست نداره لب بده واسه همین رفتم سراغ گردن و زیر لاله گوشش وشروع کردم ریز ریز بوسیدن و میک زدنش و همزمان هم یه دستم رو اون باسنش بود که تو عکس مبحوطش شده بودم و حالا زیر انگشتای دستم داشتم نرمیشون رو حس میکردم و یه دست دیگه ام هم رو اون سینه هایی بود که سایزش به اون اندام نمیخورد و جالب اینکه کاملا طبیعی بود و نچرال و اتفاقا نرم و اونم دستش دور کمرم بود و ناله های ریز میکرد که فهمیدم دوست داره و خوشش اومد
یک دقیقه ای این کارو ادامه دادم و از اونجایی که خودم هم دیگه نمی تونستم تحمل کنم و دلم میخواست سریع اون اندام زیبا رو برهنه ببینم ازش جدا شدم و شروع کردم اروم به در اوردن لباسهاش
اون روبدوشامبر مخملی که تنش بود رو با کمک خودش دراوردم و اون مخملی بودنش خودش باعث تحریک بود
بعد پیراهنش که مخملی بود رو دراوردم و نمایان شد آن دُر ناب پنهان شده در میان صدف
سینه های بلورین که خودنمایی میکردن و منو بسمت خودشون میکشیدن زیر سوتین قرمز رنگی که اون حجم سینه های مرمری رو نگه داشته بودن
سرمو بردم نزدیک و اروم سوتین رو دادم پایین و شروع کردم بوسیدن و بوییدن و ادامه دادم و در نهایت دراوردم سوتینش رو
بعدش رو لبه تخت نشستم جوری که پاهام رو زمین بودن
به سایه گفتم بشینه روی رون پاهام و پاهاش رو ، روی تخت دراز کنه
تو این حالت سینه هاش روبروی صورتم بود و منم دستام پشت کمرش
مشغول خوردن اون ممه های ناز ۸۵ که از قفس سوتین آزاد شده بودن و رسیدن به من ، شبیه آدمی بودم که چیزی رو سالها گم کرده بود و حالا پیداش کرده
نوک ممه های سفت و قشنگش که از روی شهوت بزرگ شده بود رو تو دهنم با زبونم لمس میکردم و یواش گازشون میگرفتم و گاهی هم دورش رو زبون میزدم و میک میزدم تو همین حال هم دستم پشت کمرش بود و اروم نوازشش میکردم جوری که آروم بشه حس بهتری از این حالت داشته باشه
و همینطور که داشتم ممه های نازش رو تو دهنم مثل گلابی شیرین برای گرسنه ای که ماه هاست چیز شیرین نخورده مزه مزه میکردم دست راستم رو اروم از پشت کمرش رسوندم به اون گوهر پنهان که هنوز تو صدف بوده و درش نیاورده بودم
تو همین حالت از کنار شورت قرمز رنگش که با سوتینش ست شده بود انگشت اشاره ام رو بردم زیرش و اولین لمس جادویی اتفاق افتاد
حس خوب خیسی و گرمایی که اتش درونم رو دو چندان کرد و ناله های ریز و پشت سر هم سایه رو به یه آه کش دار و فشار سرم به سینه اش تبدیل کرد
اروم شروع کردم به مالیدن کس بی نهایت داغش که کم کم خیس شده بود و دستم که حالا کامل زیر شورتش بود رو داشت خیس میکرد
اروم از روی پاهام بلندش کردم و حالا روبروی هم کنار تخت ایستادیم لبهاش رو بوسیدم که اینبار مقاومتی نکرد
ازش پرسیدم اجازه هست شورتش رو از پاش دربیارم که با سر تایید کرد
اروم شورتش رو دراوردم و اونم منی که فقط شورت پام مونده بود و کیرم از لذت لحظاتی که تا اینجا گذشته بود و در حالت انفجار بود رو از روی شرتم میمالید
ازش پرسیدم که برام میخوریش که شروع کرد دراوردن شرتم و بعد دراوردنش هلم داد رو تخت
کیرم که شبیه فنر شده و از هل دادنش بالا پایین میشد رو تو دستش گرفت و با دستش اول اروم ابی که از سرش میومد رو تا پایین کیرم اورد
حالا تجربه ی لذت بخش دیگه ای تو راه بود
گرمای دهن سایه دور کیرم که از این صحنه شبیه سنگ شده بود و اولین باری که کیرم رو تا ته تو دهنش برد و بیرون آورد و اون آب دهنی که دور کیرم مونده بود بعد دراوردنش یه حس بی نهایت سرخوشی بهم داد
وقتی کیرم رو تو دهنش میبرد و اروم درش میاورد
گرمای که سر کیرم حس میکردم ، موقعی که تا ته توی دهنش میکرد و آروم تا نوک کیرم به آرومی بالا میاورد جوری که انگار با هر بار دراوردن کیرم از دهنش میخواد جونم رو از تنم بکشه بیرون و منم تو این حالت از بغل ، دستم رو رسونده بودم به اون ممه های نازش که تو این حالت آویزون شده بودن و آروم نوکشون رو فشار میدادم و میمالیدمشون
بعد چند بار انجام دادن اینکار ترسیدم آبم بیاد ولذت گرمای اون کسی که تازه از قفس آزاد شده بود رو از دست بدم
ازش خواستم ادامه نده و رو تخت به پشت دراز بکشه رو تخت به پشت دراز کشید و من اومدم روش
جوری که کیرم بین پاهاش قرار گرفت و دستام رو کنار دستاش گذاشتم
اروم سرم رو بردم جلو و شروع کردم بوسیدن لباش و بعد لاله ی گوشش و گردنش
همینطور اومدم پایین تا رسیدم به اون سینه های نازش که تو این حالت هم سفت وایستاده بودن و وا نرفته بودن که خدا میدونه چه سینه های نازی بودن شروع کردم نوکش رو خوردن و میک زدن نوکشون
بعد چند بار سرم رو بردم بالا و تو چشماش نگاه کردم ازش پرسیدم اجازه میدی که با سر تایید کرد
حالا دیگه همه چی مال من بود
پاهاش رو باز کردم و با کیرم روی کسش اروم میکشیدم
جوری که خیسی کسش رو ، روی کیرم حس میکردم و کم کم کیر منم خیس میشد
ناله های سایه هم شروع شده بود دوباره و معلوم بود که داره لذت میبره
تو این حالت یه بار اروم سر کیرم رو دادم تو کسش که دیگه خیس خیس شده بود و با یه فشار نصف کیرم رفت تو با اینکه اینهمه خیس شده بود ولی تا ته تو نرفت از بس تنگ بود و سایه یه ناله ی کرد و دستش رو جلوی دهنش گذاشت
اروم دراوردم و دوباره همینکار رو کردم بعد چند بار همه ی کیر ۱۸ سانتیم رو تا ته فرستادم تو کسی که از گرماش و خیسیش هر چی بگم کمه
حالا که همه ی کیرم تو کس داغ سایه بود بدون اینکه کیرم رو دربیارم اروم خم شدم روش و شروع کردم به بوسیدن لبش و گردنش و اروم نوازش سینه هاش با دستم
بعد اینکه احساس کردم ارومتر شده و عادت کرد به کیری که تو کسش هست شروع کردم جلو و عقب کردن
جوری که هر بار تا ختنه گاه کیرم رو در میاوردم و دوباره تا ته میفرستادم تو
اولش اروم و بعد چند بار ، سرعت رو بیشتر کردم جوری که سینه های سایه با هر بار جلو و عقب کردن کیرم تو کسش بالا و پایین میشدن و اونم ناله میکرد
اخ که چه صحنه ای بود
بعد یکی دو دقیقه ازش خواستم حالتمون رو عوض کنیم که ازم پرسید چه حالتی که گفتم من میخوابم تو بیا روی من
حالا من دراز کشیدم به پشت و اون اومد روم
یه صحنه ی ناب دیگه
روبرو دو تا ممه ی ناب بلوری که تو دستت میگیرشون
سایه خودش رو بلند کرد از روم و با دستش کیرم رو گرفت و با حرکت کونش سر کیرم رو با کسش هماهنگ کرد و اروم کیرم که هنوز خیس بود از آب کسش با پایین بردن کونش فرستاد تو ، جوری که تا ته توی کسش جا شد همینطور که من داشتم ممه هاش رو میمالیدم شروع کرد بالا و پایین کردن کونش
منم دستم رو از روی سینه هاش که دیگه تو این حالت داشتن بالا و پایین میشدن برداشتم و بردم سمت کونش و با دستم لمبرای کونش رو چنگ میزدم و گاهی اروم میزدم روشون و اونم همینطور که بالا و پایین میکرد کونش رو و سینه هایی که همینطور تکون میخوردن جلوی من ، احساس کردم که داره آبم میاد
و تو این حالت اروم انگشت اشاره ی دستم رو بردم رو سوراخ کونش و فشار دادم تو سوراخش که وایستاد و بدنش رو داد جلو ، جوری که انگشتم در اومد و بهم گفت نه کون نه
منم گفتم باشه عزیزم
بهش گفتم بیا روم دراز بکش یکم
تو همون حالت روم دراز کشید جوری که سینه هاش رو سینه ام بود و نرمی سینه هاش رو روی تنم حس میکردم و با دستم سرش رو ناز میکردم و لبش رو بوسیدم و حالا نوبت من بود که کیرم رو توی کسش جلو و عقب کنم
اول اروم با دستم کمرش رو یکم دادم بالا و شروع کردم کیرم که تو کسش بود رو بیرون اوردن تا حدی که درنیاد کامل و دوباره فرستادن تو کسش تا ته
یکی دو بار که اینکار رو کردم همه چی درست سر جاش بود
کیرم تو کس گرم سایه که شبیه تنور شده بود و خیس از ابی که از کسش اومده بود و منم تو موقعیتی که با دستم پهلوهاش رو گرفته بودم و اونم دستش رو کنارم سینه ام ستون کرده بود و حالا من بودم که رو ابرا بودم و همینطور اروم جلو و عقب میکردم و روبروم صحنه ای دیدنی
ممه های آویزون سینه ی که نوکشون انگار بزرگتر شده بودن و موهای فرفریش وقتی که چشماشو بسته بود و سرش رو خم کرده بود بسمت پایین دور سرش ریخته بود و اه کشیدنش باعث تحریک بیشترم
و همین باعث شد سرعتم رو بیشتر کنم و همینطور ادامه
کیرم رو با سرعت بیشتری تو کس سایه جلو و عقب میکردم و جوری که کم کم صدای خیسی و برخوردی که بوجود میومد دراومده بود
احساس کردم که دارم ارضا میشم و همینطور ادامه دادم که یهو با فشار تمام وجودم انگار از تنم دراومد و اروم شدم و با دستام کمر سایه رو به سمت پایین فشار دادم
جوری که هنوز کیرم تو کسش بود در نهایت بزرگیش و اروم اروم داشت کوچیک میشد همزمان که آبم داشت ازش بیرون میومد و سینه های سایه رو سینه خودم حس میکردم ، دستم رو دور کمرش حلقه کردم و ثابت موندم که این لحظه بگذره و اروم بشم
بعد مدتی که همینطور تو بغل هم بودیم اروم سر سایه رو بلند کردم و تو چشماش نگاه کردم و ازش تشکر کردم و لبش رو بوسیدم و اونم لبخندی زد و از روم بلند شد
کیرم که دیگه انگار به آرزوش رسیده بود و کوچیک شد و از کس خیس سایه دراومده بود
سایه اروم از روم پاشد و لباسش رو گرفت و رفت سمت دستشویی
منم خودم رو با دستمال تمیز کردم و منتظر که اون بیاد و من برم خودم رو تمیز کنم و برم
بعد اینکه خودم رو تمیز کردم لباسم رو پوشیدم و ازش تشکر کردم و بغلش کردم و بوسیدمش ازش خداحافظی کردم که برم
اون ازم پرسید یعنی الان برمیگردی شمال دوباره که بهش گفتم اره یکم تو ماشین استراحت میکنم و بعدش میرم
یه اکی گفت و خداحافطی کردیم از هم
منم رفتم سوار ماشیدن شدم و در حال برگشت تو ازاد راه ولی …
این داستان ادامه دارد …
نوشته: علیرضا
4 پاسخ به “نوری در دل سایه ها”
داستان قشنگی بود، ممنون از نوشتن جزییات و شرح فضای داستان. جملات کامل و بدون اشتباه خواننده رو جذب داستان میکنه…ادامه اش رو حتمی بنویس لطفا.
داستان قشنگی بود، ممنون از نوشتن جزییات و شرح فضای داستان. جملات کامل و بدون اشتباه خواننده رو جذب داستان میکنه…ادامه اش رو حتمی بنویس لطفا.
فانتزی باز عالی بود عالی
خوش نوشت بود …