دوران جنگ در فرح آباد

داستان گی هستش و خوشتون نمی آد ادامه ندید

کلید رو ازش گرفتم و رفتم سمت سوئیت هایی که می گفت. توی راه فکر می کردم قبل از اومدن به چی فکر می کردم و حالا چی شد. ولی خوب بود. بالاخره یه سکس بود. اسم من ماکان ه. 23 سالمه و دانشجو ام. موقع جنگ بود و اومده بودیم فرح آباد و مجتمع اقامتی شرکت بابا اینا.

دم در سوئیت یه نگاه اطراف کردم. این ردیف سوئیت ها قدیمی شده بود و شده بود اتاق کارکنان و انبار. رفتم داخل و لخت شدم و رفتم سرویس و خودم رو خالی کردم و آماده کردم که کیومرث بیاد. کیومرث اونجا دوچرخه و چهارچرخ اجاره می داد. یه مرد حدود 40 اینا بود. خیلی هیکلی بود. پوست تیره ای داشت و خیلی خوشرو و شوخ بود.هربار که می اومدم اینجا با یه نفر دیگه به نام علی که غریق نجات بود سکس می کردم ولی اینبار نبود و سراغش رو که می گرفتم این کیومرث خبر داشت که علی من رو می کرده و وقتی دیدم اون هم می دونه اوکی دادم. من به عنوان یه پسر، ظریف تر از اونی بودم که باید. کمی تپل بودن و پوست روشن و کم مو بودن بدن و کمی صورت ظریف و دخترونه طوری خیلی مورد توجه مردا و پسرها بودم و همین هم باعث شده بود که پرس و جوی من در مورد علی شست این رو خبردار کنه.

شورتم رو پوشیدم و لخت نشسته بودم روی صندلی پلاستیکی که کیومرث بیاد. از طرفی هیجان داشتم و حشری بودم و از طرفی هم خیلی نمی شناختمش و استرس داشتم. در سوئیت آروم زده شد. از کنار پنجره بزرگ نگاه کردم دیدم خودشه. در رو باز کردم و سریع اومد تو. چشمش که به بدنم افتاد یه لبخند زد و آروم گفت : جوون . چه پسری … نزدیک شد و بی مقدمه دستش دورم حلقه شد و نزدیک خودش کرد و شروع به لب گرفتن کرد. از من گنده تر بود و زورش خیلی زیاد بود. یه کم با دستاش کونم رو مالید و لب گرفتن و گردنم رو خوردن و رهام کرد و شروع کرد به درآوردن لباس و پیرهن و شلوار رو که در آورد کیر شق شده اش از زیر شورتش معلوم شد. من رو گرفت و به سمتی برد و گفت : زانو بزن ببینم کونی جون. جلوش زانو زدم و اشاره کرد به کیرش و گفت: کارت رو شروع کن ببینم. شورتش رو پایین کشیدم و کیرش که شق شده بود و آویزون افتاد بیرون.

توی دستم گرفتم و کمی مالیدم و بعد سرش رو کمی زبون زدم، نگاهش کردم، منتظر بود که شروع کنم. زبونم رو از پایین تا بالا کشیدم و بعدش سرش رو کردم توی دهنم و تا نصفه توی دهنم کردم. با زبونم دور کلاهکش رو می لیسیدم و می چرخوندم دور کلاهکش و یه نفس کشید و آروم گفت : جووون . آفرین کونی. شروع کردم به عقب و جلو کردن و ساک زدن برای کیرش. کیرش هنوز شق شق نشده بود و توی دستم نگهش داشته بودم و عقب و جلو می کردم. دستش رو روی سرم و توی موهام می کشید و منم سعی می کردم کارم رو درست انجام بدم. کمی کمرش رو جلو و عقب داد که دستام رو روی رونهاش گذاشتم که حرکت نکنه و خودم ساک زدن رو ادامه دادم. دستم رو از کیرش برداشتم و با زبونم کنترل می کردم و ساک می زدم. کیرش حالا دیگه شق شده بود. زودتر از چیزی که فکر می کردم تحریک شد و شق شد. چند بار کیرش رو در آوردم رو روی زبونم زدم و چند تا هم چون خودم خوشم می آد به لپام زدم و روی سینه هام مالیدمش. آخرین بار خواستم شروع کنم که سرم رو نگه داشت و شروع کرد آروم عقب و جلو کردن.

توی این حالت سعی کردم دهنم خوب باز باشه و سرم رو طوری نگه می دارم که با عقب و جلو کردن کیرش عق نزنم. کیرش تا نصفه داخل می شد و سرم توی دستاش بود. بعد از چند بار عقب و جلو ، همونجوری که داشت توی چشمام نگاه می کرد تا ته داخل کرد و سر کیرش رو توی حلقم حس کردم. نگه داشت و بعد یه فشار داد و عقب کشید و همینکه خواستم نفس بگیرم دوباره تلمبه کردن توی دهنم رو ادامه داد. راستش از اینکه کنترل نداشته باشم و طرف کارش رو بکنه و حتی کمی اذیت بشم خوشم می آد. دستام روی رونهاش بود و اون هم با اینکه حشری شده بود سعی می کرد خیلی تندتند توی دهنم عقب و جلو نکنه. ولی خب وسطا گاهی نمی تونستم و نفس کم می آوردم و عقب می کشیدم. آخرین بار که تا ته داخل حلقم کرد و نگه داشته بود. بیشتر از قبل بود آروم با دستش روی صورتم زد و گفت آفرین کونی. بعد کشید عقب و کیرش رو درآورد.

کیرش خیس خیس بود و قرمز شده بود. نفس گرفتم و همونجوری جلوش نشسته بودم و منتظر فرمان بدی. بهم گفت: قنمبل کن ببینم. بعد یه بالشت که با یه پتو مچاله بود رو بهم داد که پهن کنم وسط اتاق. پهن کردم و بالشت رو بغل کردم و کونم رو دادم بالا و پاهام رو کمی به دو طرف باز کردم و رفت پشتم. با آب دهن و دستش روی سوراخم رو مالید و بعد آروم انگشتش رو داخل کرد و هی تف می زد و انگشت می کرد که باز بشم. وقتی خودم رو خالی می کردم کمی بازشده بودم ولی خب برای کیر نیاز بود که بیشتر باز بشم. توی همون حالت بهش گفتم : کاندوم داری که. با خنده یه سیلی به کونم زد و گفت: آب دوست نداری؟ گفتم : داخلم نریز. سرم رو برگردوندم و نگاهش کردم که داشت با سوراخم ور می رفت و بهش گفتم : کاندوم بگذار. توجهی نکرد. یه سیلی دیگه زد به کونم و گفت : هیس… بذار کارم رو بکنم. بعد سر کیرش رو لای کونم و روی سوراخم می مالید و روی سوراخم ضربه زد و گفت : کونت رو از هم باز کن. همونجوری که سرو سینه ام روی زمین بود دستام رو بردم عقب و لپای کونم رو از هم باز کردم و سر کیرش رو که روی سوراخم حس کردم ، خواستم دوباره کاندوم رو بگم که فشار داد و سر کیرش با یه فشار و درد داخل شد. خواستم دستام رو ول کنم و خودم رو جلو بکشم که خودش رو هل داد جلو و انگار یه قدم جلوتر بگذاره کیرش رو هل داد که خودم رو کشیدم جلو و دستام رو محکم گرفت و روی کمرم نگه داشت. ناله کردم … آخخخ … آروووم… با یه لحن شهوت و بدجنسی گفت : جووون . درد داره ؟ کیرش رو ثابت نگه داشته بود و من رو سعی می کرد مهار کنه که حرکت نکنم. تلاش می کردم تحمل کنم. همیشه اولش این درد هست. اون لحظه آدم پشیمون میشه ولی بعدها که به اون لحظه فکر می کنی تمام جونت پر از شهوت می شه.

یه کم توی اون حالت نگه داشت و بعد دستش رو روی دستام و کمرم فشار داد و بعد کیرش رو هل داد و کیرش تا ته داخل شد و درد خفیف و فشاری داخلم پیچید. خودش رو جلو کشید و پاهاش رو روی رونهام و کونم حس می کردم. دستام رو رها کرد و دستش رو روی کمرم فشار داد که توی همون حالت بمونه. بعد کمی کیرش رو بیرون کشید و داخل کرد. با هر باری که کیرش رو کمی بیرون می کشید حس آروم شدن داشتم و با هر بار داخل شدن حس لذتبخشی بود که حجم گوشتی کیرش رو داخلم می شد.

آروم شروع کرد به عقب و جلو کردن کیرش و ناله های از درد و فشار من هم تبدیل شده بود به آه و ناله های شهوتی برای همراهی کردن با تلمبه هاش. پهلوهام و لپای کونم رو توی مشت اش نگه داشته بود و می فشرد و سنگینی اش روم بود و به سختی روی زانوهام تلمبه هاش رو تحمل می کردم. یکی دو باره که تلمبه زد و هل خوردم کمی بار رو سبک کرد و حالا دیگه وزنش روم نبود و تلمبه هاش تا عمق وجودم می رفت. کیرش خدایی خوب بود. به اندازه ای که من رو حشری تر کنه کلفت و دراز بود و سر کیرش که تا ته می رفت تمام جونم مور مور می شد. داشت بدون وقفه توم تلمبه می زد و من زیر تلمبه هاش حسابی از گاییده شدن لذت می بردم. قشنگ خم شده بود و نشسته بود روی کونم و تلمبه می کرد.

روی دستام بلند شدم و چهاردست و پا شدم و اون هم با پاهای خم و انگار سوارم شده باشه داشت تلمبه می زد. صدای برخورد بدنش با بدنم و نفس زدن هاش با آه و ناله های شهوتی ام که سعی می کردم نازک تر باشه و شهوتی تر باشه همراه شده بود. متوقف شد و کمی بدنم رو به جلو هل داد و گفت به شکم بخواب. همونجوری که دراز می کشیدم کیرش از توم درومد و روی شکم خوابیدم و اومد روی پاهام نشست و با دست کیرش رو میزون کرد و داخل کرد و خوابید روم و دستش رو برد زیر سرم و سرش کنار سرم بود و کیرش رو عمیق فرو کرد و بدنش رو دور بدنم جابجا کرد. منتظر بودم که شروع کنه و گفت : بدن خوبی داری کونی جون … دستش رو برد روی سینه ام و می مالید و فشار می داد. گفت : بهترین حالت اینه. کونی باید زیر آدم بخوابه. بعد شروع کرد به تلمبه زدن. کارش رو بلد بود. کیرش رو تا نصفه بیشتر می کشید بیرون و بعد همه اش رو داخل می کرد. انگار از این حالت لذت می برد و سعی می کرد عقب و جلو رفتن کیرش توی سوراخم رو بیشتر حس کنه و با هر تلمبه ای که می زد. از بدنم تعریف می کرد و جون و اووف می گفت.

یه لحظه متوقف شد و گفت: آبم رو کجات بریزم؟ بهش گفتم : کاندوم نگذاشتی . داخلم نریزی. بعد انگار بخواد تسلط اش رو به رخ ام بکشه کیرش رو توم فشار داد و گفت: حیف . آب رو فقط باید توی کون ریخت. وگرنه فایده نداره. بهش گفتم : نریزی توم. لطفا. روم جابجا شد و گفت : باشه نترس حامله ات نمی کنم و شروع کرد به تلمبه زدن و گاییدن کونم. زیر بدنش حس خوبی بود. بدنم با هیکل پشمالوش احاطه شده بود و کیرش در اوج شق شدگی اش بود و داخلم داشت غوغا می کرد. سوراخم حسابی باز شده بود و روون بود ولی عقب و جلو شدن کیر سوراخ رو داغ می کنه. چشمام رو بسته بودم و زبونش رو که داشت با لذت توی دهنم می چرخید و لب گرفتنش که دیگه خوردن و مکیدن لب هام بود رو حس می کردم.

کمی به بغل چرخوند و دستش رو انداخت زیر زانوم و پام رو به سمت بالا باز کرد و خودش رو بهم چسبوند و پام رو نگه داشته بود و با دست دیگه اش بدنم رو گرفته بود و دستش که روی سینه ام بود. یکی از سینه هام رو توی مشت اش گرفته بود و با ضربه توم تلمبه می زد. حس می کردم کیرش بیشتر از قبل داخل می ره. چون سر کیرش رو زیر دلم حس می کردم و فشارش باعث می شد حس خاصی داشته باشم. با دستم دودول شل و ولم رو می مالیدم. شهوت داشتم و انگار بی تاب باشم. بدنم و کیرم رو می مالیدم.

کیومرث ولی انگار حالا حالاها وقت داشت برای اوج شهوتش. سرعت تلمبه هاش بیشتر شده بود و با ضربه من رو می گایید. جوری که توی بغلش هل می خوردم و سوراخم درد داشت و داغ داغ شده بود از تلمبه هاش و طاقتم طاق شده بود و دوست داشتم کمی استراحت بده. آه و ناله های شهوتی ام دیگه هق هق شده بود و تحمل می کردم که خسته بشه و پوزیشن عوض کنه ولی انگار نه انگار. به سختی وسط ناله ها و تلمبه هاش خودم رو سعی کردم از بغلش دربیارم و بهش گفتم بسه … نمی تونم. … متوقف شد و همونجوری کیرش داخل ام بود و پرسید : خوبی ؟ گفتم خیلی درد داشت. استراحت بده. کیرش رو بیرون کشید و کمی با آب دهن سوراخم رو مالید و بلند شد و گفت بیا اینجا.

یه کانتر کوچیک بود که فضای سوئیت رو از اون محوطه شبیه آشپزخونه جدا می کرد از جام بلند شدم. پاهام جون نداشت. من رو گرفت و به سمت کانتر برد و گفت تکیه بده و خم شو. دستام رو گذاشتم روی کانتر و کمی عقب تر ایستادم و با پاهاش کمی پاهام رو هل داد که بازتر بشه و کمی آب دهن با دستش به سوراخم مالید و کیرش رو داخل کرد و دو طرف کمرم رو گرفت و منم سعی کردم قوس بدم که راحت داخل کنه و کیرش رو داخل کرد و داخل که کرد کمی خودم رو جابجا کردم که اوکی بشیم و شروع کرد به تلمبه زدن. توی آینه ای که به جای شیشه روی در سرویس بود خودم رو می دیدم. بدن لختم توی بغل یه مرد بود د اشت کونم رو می گایید. قدش بلندتر از من بود و هر چقدر هم روی پام می ایستادم وقتی خیلی هیجانی می شد و کیرش رو تا ته می کرد روی کیرش بلندم می کرد و قشنگ روی نوک پا خودم رو نگه می داشتم. توی این حالت بدنم کشیده می شد و سوراخم انگار بسته تر و تنگ تر می شد و سرپا خیلی حال می داد. خیلی حشری شده بود و تندتند می کرد و از قربون صدقه رفتن رسیده بود به بچه کونی و کونی و گاهی صورتم رو توی دستش می گرفت و گاهی گردنمم رو می گرفت و بدون توقف کونم رو می گایید.

بلندم کرد و کامل ایستاده بودم و دستش رو دورم حلقه کرده بود و یه دستش هم دور گردنم از جلو قفل شده بود و کامل بدنم رو به خودش چسبونده بود و سعی می کرد پاهاش رو خم کنه که کیرش کامل داخل بشه و حالا دیگه تندتند تلمبه نمی کرد. انگار می خواست کنترل کنه که آبش زود نیاد.

آروم کیرش رو چند بار عقب و جلو کرد و بعد شروع کرد با فاصله کیرش رو تا نصفه بیرون می آورد و با قدرت ضربه می زد داخلم و توی دستاش نگه ام داشته بود و تکون نمی تونستم بخورم. چند تا تلمبه زد و هی می گفت حیف شد. ای بابا … و خیلی حول کرد و کیرش رو خواست بیرون بکشه که سر کیرش لای دوتا لپ کونم بود و سرش روی سوراخم بود که ارضا شد و گرمای آّب اش رو لای کونم حس کردم. من رو رها کرد و کیرش رو با دست گرفت و روی لپ کونم گذاشت. من به کانتر تکیه کردم که دیدم آبش از لای کونم جاری شد و از رونم اومد و سر خورد پایین. یه کم کیرش رو روی کونم مالید و بعد سرش رو گرفت و رفت یه دستمال توالت آورد و کمی برای خودش برداشت و کیرش رو تمیز کرد و گذاشت جلو و شروع کردم با دستمال لای کونم و سوراخم و رونم رو پاک کردم.

برگشتم نگاهش کردم روی مبل ولو شده بود و کیرش هنوز قرمز بود و شق بود. نگاهم کرد و با خنده گفت: شق نمی شه نه ؟ کیرم رو می گفت و راستش حس خجالت و تحقیر داشتم. رفتم سرویس و خودم رو تمیز کردم و برگشتم. می خواستم لباس بپوشم که گفت: بیا اینجا ببینم. رفتم سمت که گفت همونجا واستا. موبایل اش رو برداشت و گفت برگرد و کونم رو باز کن. می خوام از سوراخت فیلم بگیرم. برگشتم و پشت بهش کمی دولا شدم و لای کونم رو باز کردم. گفت بیا عقب تر. چند قدم رفتم عقب و دستش رو آورد روی سوراخم و باهاش بازی می کرد و فیلم می گرفت.

تموم شد و لباس هام رو پوشیدم و اومدم بیرون. بدنم پر از هیجان بود و واقعا بعد از مدتها حال داد. رفتم توی آپارتمان خودمون و دوش گرفتم و با تصور لحظات و بخصوص اون تیکه ای که بدن خودم رو موقع دادن توی آینه می دیدم خودراضایی کردم.

نوشته ornetpub

نوشته: Ornetpub

بازدید 7,339

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

4 پاسخ به “دوران جنگ در فرح آباد”

  1. جووون عالی بود فرح آباد میای بگو منم بیام…. کنارت داگی شم گاییده شم

  2. خیلی خوب نوشتی فقط همون یه بار به کیومرث کون دادی یا فرداش بازم دادی ؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...