زهرا دوست دختر چادری

دوستان عزیز داستان واسه ۱۰ ساله پیشه ولی خوب هنوز برام فکر کردن بهش هم جذابه

تو اینستا با یه دختری اشنا شدم به نام زهرا که قیافش جالب نبود و عینکی بود و سبزه به شدت

اوایل دوستی فقط در مورد لب گرفتن صحبت میکردیم تا اینکه بعد از دو سه بار بیرون رفتن یخمون باز شده بود دیگه

یه روز ازش پرسیدم زهرا دلت میخاد رابطمون چطوری باشه ؟

گفت ینی چی

گفتم ینی اینکه دلت میخاد تا چه حد پیش بریم

گفت هرچقدر تو دوس داری

گفتم اخ جون من دوس دارم زنم باشی

کفت اگر تو دوس داری موافقم

مشخص بود که واسه نگه داشتن رابطه هرکاری میکنه

یه شدت خانواده تخمی داشت

احساس میکنم اصلا کسی نبود بهش محبت کنه

که انقدر محبت من به دلش نشسته بود

اون موقع ها تو ارایشگاه کار میکرد

دیگه وقتی یخمون باز شد ازش چندتا عکس لخت خواستم که با زور و التماس قبول میکرد و همون عکسا باعث شد که دو سه سال واقعا زنم بشه ‌و هفته ایی دو بار میکردمش از کون

اون عکسا شد اهرم فشار که یه دختر چادری دو سه سال زنم بشه و واقعا هیکلش ادمو دیونه میکرد

با چادرای مختلف با چادر و شورت مامانش خیلی کردمش

خوشم میومد که چادر رنگی و شورت مامانشو بپوشه و بکنمش و خودش هم بدش نمیومد

بعد یه مدت هم کلی التماس کرد که رابطه رو قطع کنیم و هرچی میخام بکنمش یه بار و ولی برم

منم دیدم اینطوریه بیخیالش شدم

خیلی دلم میخاد بدونم کجاست و چکار میکنه

کاشکی دوباره به پست هم بخوریم اگر اینطور بشه دیگه بیخیالش نمیشم

یادمه یه بار تو ماشین با روسری و چادر مشکی واسم بیس دیقه خورد که ابم اومد حرومزاده تو خوردن خیلی حرفه ای بود

نوشته: احمد

بازدید 7,254

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

4 پاسخ به “زهرا دوست دختر چادری”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...