سلام اول بگم که همه اسم ها فیکه ولی داستان واقعیه دیگه هرکس میخواد باورکنه هرکس که میخواد نکنه
من آرادم ۱۸ سالمه کلاس ۱۱ هستم یعنی قدم ۱۷۵ وزن ۷۰ کیلو شاید کیرم ۱۶ سانت متوسطه پوست هم سیاه ولی نه انقدر تقریبا سبزه قیافم در حد متوسطه
دوست دخترم هم سارا ۱۵ سالشه کلاس ۹ هست پوستش سفید سفید طوری که تو آفتاب انعکاس داره قدش هم بلند نسبت به دخترا ۱۶۵ قدشه وزنش هم حدودی شاید ۵۵ یا ۶۰ کیلو
اول بزار درمورد شهرم بگم کوچیک بود همه همدیگر رو میشناختن واسه همین دوست دختر سارا خیلی رو آبروش حساس بود دختر پاکی هم بود قبل من با کسی نبود اصلا واقعا هم عاشقش هم اخلاقی هم از نظر قیافه ولی خب بیرون نمی اومد با اینا اذیت میکرد یکم که حق هم داشت ولی خب ما یه شهرستان کنار شهرمون داشتیم کلا ۱۵ دقیقه فاصله بود اونجام هم میترسید
خلاصه ما ۱ سال از آشناییمون گذشته و این نمی اومد بیرون تا حدود ۳ یا ۴ ماه زمانی که جنگ شروع شده بود من یه ایده به ذهنم رسید گفتمش با دختر عموت بیا مغازه بابابزرگم(اونجا کار میکرد) بعد به بهونه دست شویی بیا تو حیاط همو ببینم بغل کنیم با اینا دست شویی خونه بابابزرگم هم جای خوبی روبه روش باغچه یعنی کسی از داخل می اومد نمیدید پشت هم دیوار پارکینگ بود که کسی اگر میخواست از مغازه بیاد اول باید از اونجا زد میشد خلاصه به زور راضیش کردم می اومد با دختر عمومش منم درحد بغل یا بوس یا عکسی چند بار گرفتیم با هم و …
حدود ۱ ماه گذشت تا یه روز وقتی اومد گفتم برم خونه بابابزرگم که خالیه بیارمش داخل اون با دختر عموش اومد دختر عموش هم خو نمیدونست من داخلم اما خب خود سارا نه اومد گفت همین حیاط کافیه ولی من قصدم کردنش بود اینم بگم سارا یه اخلاقی داشت آ اط موضوع سکس اینا خوشش نمی اومد حتی تو عکس هایی که میفرستاد هم با آستین کوتاه زیاد نمی اومد فقط موهاش معلوم بود یه بار تنها تو چت بحثمون رفت سر سکس که یه عکس گردنش تا بالا ممه هاش داد فرداش هم گفت تو این حس بهم دادی خلاصه قهر کرد با غر زد و اینا
ولی من قصدم جدی کردنش بودش مث همیشه رفتم تو دست شویی تا بیاد اومد تا اومد قبل اینکه چیزی بگی لب هاشو خوردم کشیدمش تو دست شویی دیگه خودش فهمید چیه یهویی اشک هاش اومدن منم اول بغلش کردم دل داریش دادم یه دقیقه گفتم نترس چیزی نمیشه با اینا گفت نه ترو خدا نه با اینا گفتمش نمیشه گفت این کارو کردی حرف نمیزنم باهات ولی من اهمیت ندادم گفتم شل کن عزیزم نترس گفت نه نمیتونم بخدا جیغ میزنم گفتمش نمیزنی دستمو کردم تو شلوارش کصشو مالیدم یکم مالیدم دیدم شل گرفتم یکم اشک ها کمتر شد با دیگه نمیگفت نکن نکن منم پشتش رو کردم سمت خودم چسبوندمش بیدار دوباره یکم حرف میزد اهمیت ندادم شلوارشو کشیدیم پایین دیدم گریه اش بیشتر شد منم رفتم گردنشو خوردم یکم قربون صدقش رفتم دیدم آرومه گفتمش عزیزم نیازه همه اس بزار انجام بدیم با اینا با هی میمالیدم کصشو با ممه هاشو تا یکم راضی شد
چسبوندمش به دیوار با گریه گفت ترو خدا فقط پردمو نزن منم گفتم باشه یکم خم شدم کصشو دیدم لامصب خودش سفید کصش هم صورتی معلوم بود تازه هم شیو کرده
کیرمو یواش گذاشتم لاش گفتم با دستت بازش بازش کرد یواش یواش فشار دادم توش تا سرش رفت دیدم گفت ایییی بلند بعد سریع رفت گفتمش احمق ساکت الان کسی میفهمه گفت نمیتونم ترو خدا نکن منم گفتمش یکم تحمل کن تف بزنم خوبه گفت نه بدم میاد خلاصه ولی من تف زدم گفتمش دستت بزار تو دهنت تا جیغ نزنی دختر عموت بیاد بدبخت شیم قبول کرد یواش یواش کردم توش تا سرش دیدم هی میخواست جیغ بزنه ولی جلو خودشو میگرفت منم بوسش میکردم هوا هم گرم بود خیس عرق شده بودیم بیشتر کیف میداد گفتمش بیشتر فرو کنم گفت نه ترو ترو خدا نه داشت هم گریه میکرد ولی من گفتم شالتو بکن تو دهنت فشار بده اول میگفت نه ولی گفتمش مجبوری با اینا قبول کردم یواش یواش کردم توش تا ته هی گریه اش بیشتر میشد ولی لامصب خیلی کیف میداد شروع کردم یواش یواش تلمبه زدن اونم گریه میکرد میگفت الان دختر عموم میبینه دیر کردم میاد ولی من اهمیت ندادم نزدیک ۱۰ دقیقه بود اونجا بودیم ولی من تا میخواست آبم بیاد میکشیدم بیرون تا دو دقیقه از تلمبه زدن گذشت آروم شده بود گریه نمیکرد فقط صدا میداد گفت من برم آبت نمیاد به من چه گفتم نه صبر کن یکم سریع ترش کردم آبم داشت می اومدم نگفتمش ریختمش توش بعد بغلش کردم از پشت چند ثانیه همین طوری موندیم بعد گفتمش بیا تموم تازه فهمیده بود آبمو ریختم توش گفت حالا چی کنم با اینا گذاشت بود گریه خودم دستمال بردم تمیزش کنم گفت نه نمیخواد ولی من تمیزیش کردم بعد بغلش کردم قربون صدقش رفتم خودشو جمع جور کرد
تا چند روز هم باهام قهر بود ولی آشتی کرد آخر بعد اونم دیگه به زور میاد دیدن من میگه میترسم
نوشته: آراد
11 پاسخ به “اولین سکس با دوست دخترم سارا”
پیشاپیش تموم شدن امتحانات رو تسلیت میگم! تا مهر باید کصتان های این سبکی بخونیم
پیشاپیش تموم شدن امتحانات رو تسلیت میگم! تا مهر باید کصتان های این سبکی بخونیم
ببین تا میبینم نوشته ۱۸ سالمه مشخص میشه فیکه
Miss کلیشه قدیمی بردمش ته حیاط تو دستشویی یه جای خوش آب و هوا تر نیست جدا؟؟
نوشته آراد:ملجوق متحرک
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست متولد ۱۳۹۲
آخه او که هنوز شاشت کف نکرده اینجا چه گهی میخوری
خودمونیم . کوس نوشتی با این جمله بندیت. جسارتا نام دامنه کوه .محل سکونت خود را میفرمایید .
h 10 کی تی تاب این برداشته
اسکل میدونی این کار اسمش تجاوزه؟؟؟ بعد معلومه از نزدیک دختر ندیدی تاحالا دختر باکره باید نیم ساعت باهاش معاشقه داشته باشی تا خیس بشه و بعدشم باید کلی لوبریکانت بزنی که بشه دخول رو انجام بدی، تازه همونم اگه استرس بگیره واژنش منقبض میشه نمیشه ادامه داد… بعد جنابعالی سرپا تو دسشویی تو چند ثانیه پرده بچه 15 ساله رو زدی؟ بعد خودش و خانواده اش ازت شکایت نکردن؟؟؟
امیدوارم چندتا تجدید بیاری تابستون هم وقت نکنی کستان بنویسی.