تابلو مثل من

داستان همجسنگرایی ه ، خوشتون نمیاد ادامه ندید

اسمم ایمان ه ، قبل از اینکه کار جدیدم رو شروع کنم و از محله قبلی جابجا بشیم، به خاطر یکی دو تا سکس سال آخر دبیرستان با بچه محل ها یا همکلاسی ها توی محل تابلو بودم. روز نمی شد که توی محل یکی دنبالم نیاد و بخواد راضی ام کنه. اشتباه بزرگی بود و تقریبا باعث شده بود که جایی نرم و قبولی توی دانشگاه و بعدش عوض کردن محل باعث شد که نجات پیدا کنم و تصمیم گرفتم که دیگه توی تهران سکس نداشته باشم. سخت بود و اذیت می شدم. تا اینکه بخاطر اینکه شوهرخاله ام توی بابلسر خونه خرید برای تابستون و تعطیلات و ما هم اونجا یه آپارتمان کوچیک گرفتیم. بابلسر برای من شده بود بهترین جا. مسافر زیاد داشت و می شد راحت کیس پیدا کرد.

من کمی اضافه وزن دارم و تپل حساب می شم. پوستم سفیده و البته قیافه معمولی دارم. کم مو بودن یا شاید بهتر بگم بی مو بودن بدن و سفید و تپل بودن چیزی بود که اغلب برای سکس مورد توجه قرار می گرفتم. الان 36 سالم ه ولی خاطره برای چند سال پیش و سال 91 بود و من 23 سالم بود. تعطیلات عید بود و 4/5 ام عید بود که رفتیم بابلسر. از آخرین باری که اومده بودیم و با یه پسره سکس کرده بودم چند ماهی گذشته بود و پر از شهوت و هیجان، شوق داشتم که بریم اونجا و بالاخره یه حرکتی بزنم.

فرداش عصر رفتم بازار که برای مادرم ماهی بخرم برای شام شب درست کنه. به یکی از بچه محل های قدیم به اسم مسعود و عموش برخوردم که احوالپرسی کردیم. مسعود آمار من رو مثل باقی داشت و یکی دو سالی گذشته بود. اهلش نبود ولی توی شوخی و اینا گاهی تحقیر آمیز یه چیزی می گفت. اون روز خیلی عادی بود و در حد یه احوالپرسی رد شدیم. از بازار که اومدم بیرون دیدم عموش که اسمش علی بود و یه مرد 45 اینا می شد، تنها و با ماشین کنارم بوق زد که رفیق مسعود بیا برسونمت بار داری. سوار شدم و به بهانه اینکه من رستوران ها رو می شناسم و کباب و اینا بلدم شماره رد وبدل کرد و من رسوند دم خونه و فرداش که صبح رفته بودم ساحل بدووم باز دیدمش و متوجه شدم که مسعود وسط حرف هاش اشاره کرده به اینکه توی محل من آمارم درومده بوده. البته مسعود نمی دونست عموش اهلش ه و علی هم اونروز فرستاده بودتش دنبال نخود سیاه که بیاد من رو سوار کنه.

مرد با شخصیتی بود و ازنظر هیکل و قیافه تایپ من بود. پوست تیره و موهای مشکی و خیلی هیکلی بود و قد بلند. تازه اومده بود اونجا و یه کارگاه راه انداخته بود و مسعود اینا هم سر این عمو عید اومده بودن شمال و خونه اش مونده بودند. مکان نداشت بخاطر حضور اونها . یکی دو روز یه کم حرف زدیم و عکس ردوبدل کردیم و من واقعا شیفته اش شده بودم. هیکل مردونه و پشمالو و کیرش هم واقعا جذاب بود.

یکی دو روز گذشته بود و یه شب بهم پیام داد که فردا اوکی هستم ؟ گفتم آره. گفت خونه دوستش هستش و طرف اقوامش فوت شده رفتن تهران. یه بار توی چت پرسیده بود که زن پوشی دوست داری ؟ گفتم نه . تا حالا انجام ندادم. اون شب دوباره پرسید و گفتم ندارم و تا حالا نکردم. گفت : من برات جور می کنم. بپوش برام. راستش هیچوقت بهش فکر نکرده بودم. هر وقت هم کسی می گفت می گفتم نه. قرار بود بعد از ناهار که خلوت ه و همه خواب اند بیاد دنبالم.

از استرس و هیجان اشتهام کور شده بود. رفتم دوش گرفتم و توی فرنگی حموم خودم رو خالی کردم و یه کم هم زیربغل و شکمم رو شیو کردم و تروتمیز شدم و به علی پیام دادم که بیاد و به خونه گفتم می رم با پسر همسایه خاله اینا پلی استیش بازی کنم و زدم بیرون. تا سر کوچه رفتم و دیدم سر کوچه منتظره. خونه دوستش کلی دور بود و یه خونه قدیمی حیاط دار بود. کمی دورتر نگه داشت و رفتیم توی خونه.

داخل خونه سرویس رو نشونم داد که گفتم آماده ام. خندید و گفت : ای شیطون. یه نایلون با دسته کلید داد دستم و گفت برو توی اتاق آماده شود. داخل نایلون رو نگاه کردم نفهمیدم چیه. گفتم چیه ؟ گفت : برو اینا رو بپوش اتاق ها همه قفل بودند. اتاق نزدیک به پذیرایی رو انتخاب کردم و کلیدها رو امتحان کردم و باز کردم رفتم داخل. توی نایلون یه جوراب مشکی زنونه بلند بود و یه شورت زنونه بود که توری بود و فقط جلو داشت. گذاشتم روی تختی که توی اتاق بود. پیرهن و شلوارم رو درآوردم و شورتم رو درآوردم و یه کم خودم رو توی آینه قدی اتاق نگاه کردم. راستش خجالت می کشیدم اون لباس ها رو بپوشم.

جوراب ها رو از توی بسته باز کردم و یه کم نگاه کردم و پوشیدم.چون اولین بارم بود یه کم سخت بود ولی اوکی شد و تا وسطلای رونم اومد بالا و لبه توری اش خیلی قشنگ بود. توی آینه نگاه کردم. رونهای تپلی و سفیدم توی اون جوراب ها خیلی باحال شده بود. از بغل که نگاه می کردم و پشت ام رو می دیدم جوراب و کون لختم خیلی سکسی شده بود. شورت رو یه کم بالا و پایین کردم و پوشیدم. تنگ بود برام ولی خب حس عجیبی بود برام. توی آینه شبیه یه زن شده بودم که با لباس زیر ایستاده. علی آروم صدا کرد : ایمان جون! گفتم بله ؟ گفت چی شد . گفتم اومدم. از اتاق اومدم بیرون دیدم روی کاناپه و مبل نشیمن راحتی یه ملافه انداخته و یه پتو هم روی زمین و میز وسط رو هم کشیده کنار. خودش با شورت روی مبل نشسته. من رو که دید با ذوق گفت : اووف … چه تیکه ای شدی … تپل مپل خوبی هستی ایمان. بلند شد و نزدیک شد و دستاش رو دورم حلقه کرد و من رو چسبوند به خودش و دستاش رفت روی کونم و توی دستای مردونه و گنده اش گرفت و می چلوند و می مالید و شروع کرد به لب گرفتن ازم. هیکلی بود و بدن من توی بغلش مثل جوجه بودم. دستم رو بردم روی شورتش و کیر نیمه شق اش رو از روی شورت مالیدن. سرش رو عقب کشید و نگاهم کرد و گفت : چطوره ؟ کیرش رو توی دستم یه کم فشار دادم و مالیدم و با شیطنت گفتم : جوون. سرش رو کنار گوشم آورد و گفت : می تونی جاش بدی توت ؟ بعد بند شورتم رو کشید کنار و انگشت اش رو رسوند به سوراخم و آروم روی سوراخم رو می مالید.

گردنم رو می خورد و ازم لب می گرفت. دستش رو خیس کرد و با انگشت روی سواخم بازی می کرد و آروم داخل کرد و من رو به خودش بیشتر چسبوند. کیرش رو روی شکمم حس می کردم و بدن پشمالوش چسبیده بود به بدن لخت و صیقلی من. قشنگ با سوراخم بازی می کرد و آماده و بازش می کرد. دیگه راحت انگشتش داخلم عقب و جلو می رفت و فشار می داد به پایین و بالا و من از انگشت شدن لذت می بردم. کلا از اینکه کسی با بدنم بازی کنه لذت میبرم.

دیگه سوراخم آماده بود، انگشتش رو بیرون کشید و همونجوری با دو دست محکم سیلی زد به لپای کونم ، جوری که درد خفیف ولی جالبی رو روی لپای کونم حس کردم. با یه لحن خاصی گفت : خب دیگه آماده شد. حالا وقتشه اینو بیدار کنی و کیرش رو از روی شورتش می مالید. دستم رو بردم داخل شورتش و همونجوری که ایستاده بودیم از بالای شورت بیرون کشیدم و آروم می مالیدم. بعد دو طرفم رو گرفت و آروم به سمت نزدیکتر به مبل رفت و نشوندم روی مبل و خودش روبروم ایستاد و شورتش رو کامل درآورد. کیرش نیمه شق و آویزون منتظر من بود. با دستام گرفتم و کمی مالیدمش و بعد به یه دست نگه اش داشتم و با زبون سر کیرش رو خیس کردم و بعد کلاهکش رو گذاشتم توی دهنم و لبهام دور کیرش حلقه زد.

همونجوری یه کم مالیدمش و بعد کردم توی دهنم و زبونم رو زیرش نگه داشتم و خیس که شد شروع کردم روی کیرش عقب و جلو کردن دستام روی رونهاش بود و روی کیرش با لذت عثب و جلو می کردم و حجم کیرش رو توی دهنم با زبونم حس می کردم و بیشتر شهوتی ام می کرد. راستش اینکه با ساک زدن یه کیر رو شق کنم و طرف حشری می شه بیشتر برای خودم لذت بخشه و حشری می شم. پاش رو گذاشت کنار رونم روی مبل و سرم رو نگه داشت و آروم شروع کرد به عقب و جلو کردن کیرش توی دهنم و منم تلاش می کردم دهنم باز باز باشه و سرم رو مدلی نگه دارم که فشار نیاره و عق نزنم. علی با دو دست سرم رو گرفته بود و خیلی مرتب و آروم توی دهنم عقب و جلو می کرد و دهنم رو به قولی می گایید.

تحت فشار بودم و نمی تونستم تکون بخورم و کیرش رو توی دهنم عقب و جلو می کرد و با دست سعی می کردم بدنش رو کنترل کنم خیلی کیرش رو داخل تر نکنه. یه کم توی اون حالت دهنم رو گایید و بعد یه کم استراحت داد و نفس تازه کردم و دوباره آروم کیرش رو داخل کرد و سرم رو کمی به سمت خودش بالا بلند کرد و توی چشمام نگاه کرد وبا یه لبخند کیرش رو آروم داخل کرد و تا ته حلق ام رسید. حالت عق داشتم و نگه داشته بود و اشک از فشار کیرش توی چشمام اومد. انگار از این حالت لذت می برد. یه کم عقب کشید و نفس تازه کردم و دستش رو روی سرم نگه داشته بود سپرد به خودم که ساک بزنم. یه کم من ساک می زدم و وسطاش کیرش رو توی حلق فشار می داد و دوباره من ساک می زدم. چند بار این مدلی ساک زدم و دهنم رو مورد عنایت قرار داد و حسابی کیرش شق شده بود و فکم خسته شده بود از بس دهنمو رو باز نگه داشته بودم.

کیرش رو درآورد و توی دستش گرفت و آروم چندتا زد توی صورتم و بعد با دستش صورتم رو ناز کرد و آروم سیلی زد و گفت : آفرین پسر خوب. همونجوری نشسته بودم روی مبل، از توی نایلون کاندوم در آورد و کشید روی کیرش وقتی می کشید و با دستش کیرش رو فشار می داد، حسابی شق و رق شده بود و داشتم فکر می کردم چطرو باید توی خودم جا بدم. ولی خب اون هیکل پشمالو و پوست تیره و کیر وسوسه ام می کرد که زودتر بیاد سراغم. نزدیکم شد و دستم رو گرفت و برگردوند روی زانوهام نشستم و یه وری خودم رو نگه داشتم و سرم روی دسته گنده نشیمن گذاشتم و آماده بودم.

پشتم ایستاد و بند شورت رو کشید و روی لپ کونم و دستش رو خیس کرد و لای کونم کشید و روی سوراخم خیس کرد و بعد با کیرش روی سوراخم می مالید و ضربه می زد که شق بمونه. آروم سر کیرش رو روی سوراخم نگه داشت و یه کم آروم فشار داد ولی خب جا نمی رفت. دستش رو به کیرش گرفت و یه دستش رو گذاشت روی کمرم. سرم رو به سختی برگردونده بودم ببینم چکار می کنه. ترکیب جوراب و رون و کونم و بدن اش واقعا دیدنی بود.

یه فشار داد و سرش وارد سوراخم شد و خودش رو بیشتر آورد جلو و سفتی و قلبمگی سر کیرش توی سوراخم فشار آورد، از این لحظه به بعد ه که باید منتظر درد و فشار اول باشم. یه فشار و درد و فشار پیچید توی سوراخم، با ناله گفتم آییی … دو طرف کمرم رو محکم گرفت و نگه ام داشت که جلو نرم و کیرش درنیاد. سوراخم رو باز کرده بود ولی خب همیشه ورود هر کیری توی سوراخ یه درد خفیف و فشار داره. وقتی دید اوکی ام و تکون نمی خورم، دستش رو روی کمرم کشید و گفت : اوکی ای … گفتم آره. آروم یه فشار دیگه داد و کیرش تا نصفه رفت و اوووففف … آه کشیدم … جووون گفت و دستش رو روی کمرم فشار داد که قوس بدم. سعی کردم کونم رو بدم عقب و کمرم رو قوس بدم. کیرش رو نگه داشته بود توم تا جا باز کنه. کشیدن بند شورت کیرم و تخمام رو توی شورت فشار می آورد. ولی حس خاصی بود. یه کم نگه داشت و بعد دوباره فشار داد و با یه درد خاصی کیرش تا ته داخل شد و درد پیچید زیر دلم و شوک شدم و ناخودآگاه پریدم جلو ولی کمرم رو توی دستاش نگه داشت و آروم گفت : الان تموم می شه . بین مبل و بدنش اش بودم و کیرش تا ته بود و جای تکون خوردن هم نداشتم. دستش رو زیر گردنم گرفت و کمی بلند کرد و دستام رو به دسته های مبل گرفتم و آروم کیرش رو تا نصفه کشید عقب و دوباره آروم داخل کرد. با هر بار کشیدن بیرون و تو رفتن با ناله و آه کشیدن شهوتی همراهی اش می کردم و اونم با جون گفتم و آفرین پسر خوب … آفرین کونی من …

دیگه آروم آروم شروع کرد به تلمبه زدن، اوووف . واقعا کیرش برای من عالی بود. کلفتی و بلندی اش واقعا کونم رو پر می کرد و درد و فشار لذت بخشی رو داشتم تجربه می کردم. با هر تلمبه سعی می کردم آه و ناله شهوتی کنم و صدام رو نازک کنم که دیدم خیلی حال می کنه و گاهی با هر تلمبه آروم روی کونم می زنه. صدای ناله های من و صدای برخورد بدنش به بدنم فضای خونه رو پر کرده بود. دستش رو دور گردن و سینه ام انداخت و بلندم کرد و روی زانوهام لب مبل ایستادم، کیرش توم بود، بهم گفت پاهات رو بیشتر باز کن. کمی جابجا شدم و جلوتر اومدم بدنم رو کامل روی بدنش چسبوند و شکمش روی کمرم و رونهاش به کونم و سینه پشمالو و پهنش اش بدنم رو احاطه کرده بود.

سرم رو عقب تر آورد و چونم رو با دستش گرفت و خیلی جدی سرم رو نگه داشت و زبونش رو توی دهنم کرد و شروع کرد به تلمبه زدن. با دستش دیگه اش روی سینه هام و شکم ام می کشید و بازی می کرد. گرما و پشمالویی بدنش واقعا حس خوبی بهم می داد. چشمام رو بسته بودم و داشتم از در اختیار بودن برای مردی لذت می بردم. حجم کیرش وقتی کامل کیرش رو بیرون می کشید و تا نزدیک بیرون کشیدن،عقب می کشید و دوباره داخل می کرد، دیونه ام می کرد.

کم کم تلمبه ها تند شد و ضربه هاش محکم تر، چند تا تندتند تلمبه می کرد و بعد یه ضربه ، جوری که توی دستاش سر می خوردم و دوباره چند تا تلمبه پشت هم. سوراخم حسابی از عقب و جلو شدن کیرش داخلم داغ شده بود و بی امان داشت می گایید و دستش رو گرفته بودم و خودم رو نگه داشته بودم. چشمام بسته بود و سعی می کردم با لب گرفتم تحمل کنم. از یه جایی به بعد واقعا دیگه سخت شده. دو سه بار خودم رو خواستم جلو بکشم و با دست عقبش بزنم ولی خب زورم نمی رسید. با حالت التماس گفتم : آییی . آروم … نمی تونم … یه کم … که استراحت داد و کیر ش رو کشید بیرون.

وقتی کیرش رو بیرون کشید انگار یه حجم بزرگ توم خالی شد. سوراخم رو حس می کردم باز باز شده. داشتم دستم رو ناخودآگاه می برم روی سوراخم که گفت : برگرد ببینم. برگشتم و نشستم و یه کم نگه کرد و گفت بلند شو و دستم رو گرفت و روی کاناپه نشیمنی بغلی که بزرگتر بود نشون و پاهام رو گرفت و روی مبل جلو کشیدم و پشتم روی پشتی مبل و پاهام توی دستاش. نزدیک تر شد و منم خودم رو کمی جابجا کردم که جلوتر نرم که بیفتم و پاهام رو بلند کرد و از هم باز کرد و به کمرش تکیه داد و کیرش رو تف زد و توی دستش گرفت و بند شورت رو کنار زد و انداخت لای پام و سر کیرش رو لب سوراخ گذاشت و آروم داخل کرد و بعد پاهام رو روی شونه هاش انداخت و من که کمی خودم رو بلند کرده بودم رو دستش رو گذاشت روی شکمم و گفت : قشنگ بخواب.

سرم کنج مبل بود و داشتم پاهام رو روی شونه هاش تماشا می کردم. رونهای تپلی ام توی اون جورابها واقعا سکسی شده بود. دودلم توی شورت جا گرفته بود. آروم دستم رو بردم روی دودولم و از روی شورت می مالیدم. علی شروع کرد به تلمیه زدن. دستاش روی رونهام بود و می مالید و گوشتش رو توی دستش می چلوند. انگار سختش بود و یه کوسن از زیر ملافه برداشت و گذاشت زیر کمرم و حالا بهتر شد و کیرش قشنگ تا ته داخل می رفت و شروع کرد بدون وقفه تلمبه زدن. یه کم بعد یه ذره خودش رو عقب تر کشید و کیرش حالا بیشتر در میومد و عقب و جلو رفتنش توی کونم بیشتر می شد. حس عالی ای بود.

ریتم اش از پوزیشن قبلی آروم تر شده بود و می تونستم تحمل کنم. چشمام رو بسته بودم و داشتم سانت به سانت کیری که داخلم عقب وجلو می شد رو حس می کردم و لذت می بردم. پاهام رو بازتر کرد و آورد پایین و خم شد روم . چشمام رو باز کردم دیدم روم خم شد و چونم رو گرفت و کیرش تا ته داشت فشار می آورد. با یه لحن خاصی بهم گفت : چطوره کونی ؟ با شهوت گفتم عالی. … جووننه . گفت : داری کون می دی ؟ دوست داشت اینجوری تحریک بشه . گفتم : آره . خیلی حال می ده. چونم رو تکون داد و گفت : جرت بدم ؟ گفتم اوووف … آره … جرم بده . بهم رحم نکن. پاره ام کن. … علی می خوام . کیرت رو می خوام. آروم دو سه تا زد توی صورت و گفت : آفرین پسر خوب و عقب کشید.

با هر تلمبه ای یا ناله می کردم و یا تشویق اش می کردم. علی کیرت رو می خوام . منو بگا. جرم بده. اوووف . کیر کلفتت رو می خوام و انگار فازش عوض شده باشه. خشن تر شده بود و با ضربه تلمبه می زد. توی شهوت و اون حالت و تشویق اش برای گفتن حرف های شهوتی . باعث شده بود که هر چیزی بگم.

آخراش دیگه واقعا وحشی شده بود . کیرش تندتند داخلم تلمبه می کرد و قشنگ گاییده شدن رو داشتم حس می کردم. ناله هام دیگه هق هق شده بود و به سختی تحمل می کردم. سوراخم داغ داغ شده بود و درد عجیبی توی سوراخم داشتم و زیر شکمم حس گرفتکی داشتم. پاهام رو جفت کرد و یه وری چرخوند و نزدیک تر اومد و حالا بین بدنش و کیری که تا ته توم فرور رفته و مبل گیر کرده بودم و علی بدون رحم داشت می گایید من رو. رونها و کونم رو توی اون حالت می دیدم برام جالب بود. لختی و تپلی اش در ترکیب با اون جوراب و بند شورت زیر بدن مردی واقعا حشری ام می کرد.

چند تا تلمبه محکم زد و واقعا حس کردم پاره شدم. کشید بیرون و نفس نفس می زد. قشنگ بالا بود و دستم رو گرفت و سریع من رو برد روی پتوی وسط پذیرایی و با تحکم گفت : به شکم بخواب که خالی کنم . روی شکم خوابیدم و روی رونهام نشست و شورتم رو تا پایین رونهام کشید پایین و چند تا سیلی محکم به کونم زد، لپای کونم رو توی دستاش می چلوند. از هم بازم کرد و آب دهنش رو ریخت روی سوراخم ، که انقدر باز شده بود که آروم داخلم رفت و بعد روم خیز برداشت و روم خوابید و بعد دستش به کیرش گرفت و روی سوراخم میزون کرد و فشار داد رفت داخل و بعد دستاش رو برد زیرم و روی دستش خوابیدم و شروع کرد به تلمبه زدن و معلوم بود که حسابی حشری ه و سعی می کرد تا قبل ارضا شدن بیشترین تلمبه رو بزنه و بیشتر من رو بگاد .

من همیشه خودم این مدلی خودراضایی می کنم که به شکم می خوابم و کیرم رو می ذارم لای پام و روش رو می مالم. بهش گفتم یه دقیقه صبر کن. خودش رو کمی بلند کرد کیرم رو که حالا یه کم نیمه شق شده بود رو لای پام جا دادم، دستم رو بردم روی لای پام که دستم رو کشید و دستش خودش رو برد لای پام و زیر شکم و بالای کیرم رو مالیدن و همزمان شروع کرد به تلمبه زدن. تحریک می شدم و علی انگار تموم قدرت و جونش توی کیرش جمع شده بود. وزنش رو دیگه کنترل نمی کرد . زیرش بودم و داشتم له می شدم و با پاهاش پاهام رو بهم فشار می داد و دست مردونه اش لای پام رو می مالید و تلمیه هاش وقتی داخل می شد تا ته فرو می رفت و قشنگ فشار می آورد و وقتی سرش تا ته فشار می داد حس ارضا شدن و مور مور شدن رونهام رو داشتم.

خیلی تند تلمبه می زد و سوراخم داشت می ترکید . درد و داغی و فشار تحمل ام رو تموم کرده بود. ناله جیغ آلود می کشیدم و علی من رو محکم توی بغلش گرفته بود و بدنم زیر بدنش قشنگ تسلیم بود و مطیع داشتم تحمل می کردم. یه لحظه کیرش تا ته فشار داد جوری که دردم اومد و زیرش سر خوردم که محکم نگه ام داشت و بدنش منقبض شد و خودش رو بهم چسبوند و ناله کرد و ارضا شد. دومین فشاری که داد حس ارضا شدن توی پاهام و بدنم جمع شد و زیرش ارضا شدم و آبم لای پام ریخته شد. علی انگار بخواد آخرین لقمه یه غذای خوشمزه رو هم بخوره. کیرش رو توم حسابی چند بار کوبید و بعد آروم روم خودش رو ولو کرد.

هر دو بی جون بودیم. بدنش داغ بود و پشمالو و من زیرش کامل در احاطه اش بودم. دوست داشتم تا ابد توی اون حالت روم بخوابه. تکون نمی خوردم که فکر کنه از روم بلند شه. خواست خودش رو کنار بکشه آروم گفتم : نه . بخواب روم. خندید و توی همون حالت چند دقیقه موند و کیرش رو که داشت توم آروم آروم می خوابید رو می تونستم حس کنم. خودش رو چرخوند و کیرش رو بیرون کشید که دیدم خنده اش گرفته . نگاهش کردم. کاندوم توی کونم مونده بود. آروم سرش رو گرفت و کشید بیرون.

چند تا دستمال داد بهم که خودم رو تمیز کنم بتونم بلند شم. تمیز کردم و تونستم بلند شم. روی پتو طاق باز خوابیده بود. نگاهم کرد و با مهربونی گفت : دمت گرم ایمان جون. حال داد. خندیدم و بهش گفتم : ممنون که منو کردی … خندید و دستم رو گرفت و سمت خودش کشید و لبهام رو بوسید و رهام کرد.

یه کم تروتمیز کردیم و لباس پوشیدیم. هر دو گرسنه و خسته بودیم. رفتیم یه چی خوردیم و من رو رسوند. راستش اون عید فقط یه بار دیگه جور شد که سکس کنیم.

نوشته ornetpub

نوشته: Ornetpub

بازدید 6,759

2 پاسخ به “تابلو مثل من”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...