سلام دوستان اسم من آرمان هستش و 23 سال سن دارم.ساکن تهران هستم و از 20 سالگی به زنا کون میدادم و بردگیشون رو می کردم.ماجرایی که امروز میخوام براتون تعریف کنم درباره اولین باری میشه که بیغیرتی کردم و شروع بردگی من برای میسترس بود.تازه 20 سالم شده بود و مادرم الهام از پدرم طلاق گرفته بود.(قبلاً چند تا تاپیک درباره مادرم الهام ساختم اگه دوست داشتید نگاه کنید)
مادرم الهام اون زمان 41سال سن داشت و برای خودش دافی بود.البته هنوزم سکسی هستش ولی خوب سنش رفته بالا و از زیباییش کم شده.
من اولش هیچ حس بیغیرتی رو مادرم نداشتم ولی بهش مشکوک شده بودم چون هیچ وقت گوشیش رو دست من یا کس دیگه ای نمی داد و خیلی روش حساس بود و رمز سختی براش گذاشته بود.
این قضیه باعث شد خیلی بهش شک کنم که چرا اینقدر رو گوشیش حساسه.منتظر یه فرصت بودم تا هر جور شده وارد گوشیش بشم که بالاخره اون روز رسید.
مادرم برای خرید به فروشگاه رفت ولی گوشیشو برای اولین بار با خودش نبرد.خوب خیالشم از طرفی راحت شده بود چون هم رمز داشت و هم من طوری نشون داده بودم که هیچ علاقه ای به گوشی و محتویاتش ندارم.به محض اینکه از خونه خارج شد سراغ گوشیش رفتم از روی اثر انگشتش رمزش رو فهمیدم.
بازش کردم و مستقیم رفتم تو گالریش اولش فقط عکسای معمولی بود ولی پایین تر چند تا عکس از کیرای مختلف بود.
واقعا شوکه شده بودم و نمیدونستم چیکار باید بکنم پایین تر رفتم چند تا عکس نیمه سکسی از خودش بود تو ویدیوها هم چند تا فیلم سکسی بود.
سریع عکسا رو برای خودم فرستادم و گذاشتم سر جاش.شب شد رفتم اتاقم که بخوابم مادرم هم خوابیده بود عکسا رو باز کردم و شروع به نگاه کردن کردم.چند تا کیر خوش تراش و کلفت بود دیدم که کیر خودم هم شق شده شروع کردم به جق زدن با عکسای مادرم.این حس بیغیرتی که در من بیدار شده بود خیلی جذاب و لذت بخش بود.روز بعدش بعد از اینکه مادرم سر کار رفت منم سریع رفتم تو گروه های تلگرامی دنبال بیغیرتی کردن تو گروها و کانال ها. چند تا فیلم سکسی دانلود کردم که باهاش جق بزنم.از شانس من یکی از این فیلم ها در مورد یک زنپوش بود که داشت به یه سیاه پوست کون میداد.از اونجا جرقه علاقه به زنپوشی و کون دادن در من شکل گرفت.خلاصه هر روز کار من شده بود سوپر نگاه کردن و جق زدن ولی هیچ خوشم نیومد که مثل مردا جق میزنم دوست داشتم سیسیگاسم بشم ولی بلد نبودم چطوری باید این کارو بکنم.یه روز که مادرم هم سر کار بود از تو یخچال یه خیار نسبتا کوچکی برداشتم کونم رو حسابی با آب تخلیه کردم که تمیز باشه کرم وازلین رو به خیار مالیدم و آروم آروم تو سوراخ کونم فرو کردمش.اولش فقط حس درد داشتم ولی بعدش انگار دری به یه دنیای دیگه باز کردم احساس لذت کل وجودم رو گرفت.آروم شروع به جلو عقب کردن خیار کردم و کم کم تلمبه ها رو بالا بردم نزدیک ۱۰ دقیقه با سرعت تلمبه میزدم که حس کردم سر کیرم داره گز گز میکنه سرعتم رو بالا تر بردم تا جایی که یکدفعه آب کیرم زد بیرون و سیسیگاسم شدم.بدنم همینطوری میلرزید و ارگاسم ادامه داشت تا حالا لذت به این خوبی نبرده بودم.بعد از اون روز تا الان حتی یکبار هم دیگه عادی جق نزدم و همیشه از پرستات خودمو ارضا کردم.روزای من به این منوال میگذشت تا اینکه یکروز وسوسه شدم برم سراغ لباسای مادرم.وارد اتاقش شدم و مستقیم رفتم سر کشوی لباساش اولین کشو جوراب هاش بود.دومی شورت و کرست ها و سومی لوازم آرایشی.تو جوراب ها گشتم و یه جوراب شلواری مشکی پیدا کردم.یه شورت صورتی لامبادا هم برداشتم و تنم کردم.پاهای خوشگلم تو جوراب شلواری میدرخشید کیر کوچیکم هم از لای شورت مادرم بیرون زده بود.سریع از خودم عکس گرفتم و تو یکی از گروه های تلگرامی گذاشتم.عضو زیادی نداشت و اگه یادم باشه فکر کنم کمتر از 300 تا بود ولی مدیا آزاد بود.چند تا پیام اومد که ازم تعریف کرده بودن ولی یکی عکس کیرشو پیوی برام فرستادم یه کیر معمولی بود ولی خوب حسابی منو حشری کرد سریع رفتم از تو یخچال گنده ترین خیاری که بود رو آوردم و حسابی کونمو باهاش گاییدم.روزگار من اینطوری گذشت تا اینکه دوران بردگی منم شروع شد. کم کم حس بردگی و جندگی برای زنا بعد از دیدن فیلمای زیادی در این مورد در من کاشته شد.گذشت تا یه روز که تو گروه ها میچرخیدم به یه پیام برخوردم.از یه میسترس به نام سارا بود.البته اسم مستعارش بود.دنبال یه برده مطیع و بیغیرت میگشت البته به صورت نتی.منم سریع بهش پیام دادم.بعد از مدتی جوابم رو داد.عکس دونه ای 50 هزار تومان ویس دونه ای 70 هزار 1 ساعت تحقیر و چت سکسی300 هزار.قبول کردم و پولو براش واریز کردم.گفت شب ساعت 10 آنلاین شم.اون شب مادرم خونه خالم بود و منو تنها گذاشته بود. 10 شد و من پیام دادم.سلام میسترس آرمان کونی هستم گفتید پیام بدم.چند ثانیه بعد.اومدی کونی منتظرت بودم.دوست داری جلسه چطوری باشه لیمیتات چی هست منم گفتم لیمیت خاصی ندارم ولی اگه میشه به صورت ویدیویی تحقیرم کنید.باشه گوگل میت رو روشن کن تا بیام.اوه نگاش کن چه زن پوشی کرده بچرخ ببینم.چرخیدم.آخ مادر جندت چه توله ای پس انداخته حرومزاده.بله من و مادرم فدای اون پاهای بلورینتون بشیم.خلاصه حسابی به صورت ویدیویی تحقیرم کرد و دستور داد که شورت مادرم رو بکنم دهنم منم اینکا رو کردم و بعدش با خیار جلو دوربین کونمو گاییدم اونم تشویقم میکرد.یه ساعت تموم شد و میسترس رفت.منم گرفتم خوابیدم.از اون روز هفته ای یکبار برای میسترس سارا بردگی میکردم ولی دنبال میسترس حضوری بودم پس بعد از کلی گشتن بالاخره به میسترس ندا رسیدم اولش برای اطمینان چند جلسه مجازی رفتیم و وقتی که باهم خوب آشنا شدیم قرار حضوری رو تو ماشینش گذاشت.نزدیک ساعت 9 شب بود که از خونه زدم بیرون میسترس چند تا چهارراه پایین تر وایساده بود.خلاصه رسیدم به ماشینش یه 206 سفید بود با شیشه های دودی سریع در باز کردم و رفتم داخل.سلام ارباب.اومدی کونی منتظرت بودم.ببخشید یه مقدار دیر شد شرمنده.مهم نیست از تایم خودت رفته.میسترس راه افتاد.از اندام ارباب ندا بگم یه زن سکسی جا افتاده حدودا 30 ساله البته حدس میزنم چون سنشو هیچوقت بهم نگفت.سینه های سایز 70 باسن گرد و تپل و پوست سفید و موهای رنگ کرده بلوند.رفتیم سمت بیابون به جای خلوت پارک کرد.خوب اول چیکار کنیم.ارباب لطفاً پاهاتو بدین بخورم.باشه کونی.ندا پاهاشو آورد بالا منم سریع کنونی هاشو در آوردم بوی پاهای عرق کردش تو ماشین پیچید.شروع کردم به لیس زدن کف پاهاش از رو جوراب.با اجازه جوراباشو در آوردم و کردمش تو شورتم شروع به لیس زدن پاهای عرق کردش کردم انگار داشتم بستنی میخوردم بعدش رفتم سراغ ساق پاهاش کل بدن ارباب لیزر شده بود و حتی یه تار مو هم نداشت اینقدر لیس زدم که پوست زبونم رفت.به دستور ارباب دهنمو باز کردم شروع به تف کردن تو دهنم کردن.بخورش توله غذاتو دارم بهت میدم.ممنون ارباب از سرم هم زیاده. ارباب دستور داد کیرمو در بیارم و گذاشت لا پاهاش و برام فوت جای کرد اولین بار بود که همچین لذتی میبردم اگه بگم لذتش در حد سیسیگاسم هستش دروغ نگفتم آبم اومد و ریخت روی پاهای بلورین سرورم.همشو میخوری مبادا یه قطرشم بمونه که اونوقت تو همین بیابون لخت ولت میکنم.اولین بار بود اینطوری صحبت میکرد و طبیعتاً خیلی ترسیدم سریع شروع به لیس زدن آبم از رو پاهاشون کردم تا حالا آب خودم رو نخورده بودم ولی اصلا اونطور که دخترا میگن مزه بدی نداشت بیشتر یه چیز لزج بود که طعم خاصی هم نداشت یه مقدار شور بود.1 ساعت تموم شد و ما هم جمع و جور کردیم و منو برگردوند نزدیک خونم.کونی بهم خیلی حال دادی جلسه بعدی باشه هفته دیگه.چشم ارباب.پیاده شدم و رفتم خونم. یه هفته گذشت و با میسترس قرار جلسه دوم رو تو خونه خودم گذاشتم اولش قبول نکرد و میخواست دوباره تو ماشین خودش باشه ولی با اصرار و التماس من قبول کرد به شرطی که ویس بفرستم و توش صد بار بگم مادرم سگ میسترس ندا هستش و جنده خیابونیه که همین کارم کردم.صبح زود بلند شدم به کارام برسم مادرم رفته بود سرکار.سریع رفتم حموم و کل بدنم رو شیو کردم لوسین بدن مادرم رو هم به خودم مالیدم.رفتم جلوی آینه اتاق مادرم و شروع به آرایش کردن خودم کردم.یکی از کلاه گیس های قدیمی مادرم هم سرم کردم.پاهامو لاک آبی و دستامو لاک قرمز زدم.یکی از دامن های کوتاه مادرم که تا بالای زانوم بود رو پام کردم زیرش شورت نپوشیدم.یه سوتین آبی کم رنگ رو هم تنم کردم.شبیه جنده های خیابونی شده بودم ولی خیلی حشرم زده بود بالا.ساعت11 ظهر بود که زنگ در خونه رو زدن ارباب ندا بود.سریع درو زدم تا بیاد بالا.در واحد رو براش باز کردم و بد از چند دقیقه رسید جلوی در جلوشون زانو زدم.ارباب ممنونم که بهم لطف کردید و آمدید.خفه شو کونی خستم.ارباب دستور دادن چکمه های مقدسشون در بیارم منم آروم از پای راستشون شروع کردم در آوردن.گذاشتمشون تو جا کفشی و میسترس رفت داخل.خونه خوبی داری کونی.بله ارباب قابل شمارو ندارن.زود باش برام شربت بیار تشنمه.چشم ارباب.سریع براشون شربت آلبالو درست کردم.ایشون هم میل کردن.کونی میخوام امروز حسابی جرت بدم بهتره آماده باشی اگه پشیمون شدی همین حالا بگو.نه ارباب من برای امروز لحظه شماری میکردم که زیر پاهای مقدس شما برم.خوب چرب زبونی میکنی خوشم اومد.زود باش پاهامو ماساژ بده چشم ارباب.شروع به ماساژ دادن پاهای زیباشون کردم.چند بار با پاهاشون زدن تو صورتم که باعث شد بیشتر حشری بشم.کافیه جورابامو در بیار و بکن تو دهنت.همینکارو کردم.مزه شوری و عرق میداد ولی تو اون لحظه برام از عسل هم شیرین تر بود.کم کم رفتم سراغ لیس زدن پاهای سفیدش اول از شست پاشون شروع کردم میکردمش تو دهنم و عین پستونک مک میزدم بعد شروع به لیس زدن کف پاشون کردم.مزه شدید عرق میداد اینقدر لیس زدم که جفت پاشون تمیز شد.کافیه برده سوراختو نشونم بده.چرخیدم و دامنمو زدم بالا و کون سفیدم رو انداختم بیرون.ارباب شروع به مالیدن لمبرای کونم کرد یک دفعه یه اسپنک زد که باعث شد صدام بره هوا.جوون کونی خوشت اومد؟بله ارباب لطفاً بیشتر بزنم.گفت بلند شو و با شکم روی پاهام بخواب منم اطاعت کردم.دامنمو زد بالا و شروع به اسپنک زدن به باسنم کرد.نمیدونم چند تا زد ولی تا چند روز کونم میسوخت و درد میکرد.خوب شد دیگه کافیته.دیدم شلوار جینشونو در آوردن و جلوم لخت شدن فقط یه شورت سفید پاش بود.کونی چون باهات حال کردم میخوام بهت جایزه بدم شورتشو زد کنار و کسش معلوم شد.یه کس نسبتا سیاه بود ولی تمیز و شیوه شده بود.رو مبل دراز کشید و پاهاشو از هم باز کرد.زود باش کونی با دهنت کسمو بلیس اگه ارضام کنی یه جایزه دیگه هم بهت میدم ولی وای به حالت ارضا نشم اونقدر اسپنکت میکنم که کونت خون بیاد.سریع از ترسم اطاعت کردم و زانو زدم و شروع به لیسیدن کس بانو کردم.مزه خاصی نمیداد و بیشتر لزج بود به خاطر آب کسشون بود که ترشح شده بود.نزدیک یک ربع داشتم کسلیسی ارباب سارا رو میکردم که یکدفعه دستشونو محکم دور سرم حلقه کردن و شروع به بالا و پایین بردن کسشون رو دهنم کردن هی داد میزدن تند تر کونی تند تر.منم با تمام قدرتم لیس میزدم و سرمو تکون میدام یکدفعه آه بلندی کشیدن و به ارگاسم رسیدن بدنشون شدید میلرزید و لی سر منو ول نمی کردن.دهنم مزه شوری و لزجی گرفت انگار آب میسترس بود که تو دهنم ریخته شد البته زنا مثل ما مردا آب زیاد و غلیظی ازشون نمیاد و حتی بعضیاشون ارضای خشک میشن.اینو بعد از مدتها کسلیسی و بردگی برای زنا فهمیدم.آه کونی حسابی باهات حال کردم من دیگه فکر میکردم تمومه ولی گفتن برم براشون شمع بیارم سریع اطاعت کردم.شمع رو روشن کرد.بخواب رو زمین و قمبل کن.شروع کردن شمع ریختن روی باسنم.از درد و سوزش نعره میزدم.اه کونی صدات خیلی رو مخه.سریع جوراباشو کردن تو دهنم.کونی از دهنت درش بیاری همین شمع رو همینطوری روشن میکنم تو کونت.قطرات آب شده شمع رو کونم میریخت و نعره من میرفت هوا.چند قطره هم ریخت رو سوراخ کونم که دیگه امونم رو برید.کارش باهام تموم شد چند تا لگد به پهلوهام و کمرم زد.شروع کرد ازم عکس و فیلم گرفتن.کامل از صورتم فیلم گرفت و مجبورم کرد توش به خودم و مادرم فوش بدم.خوبه برده باید برم تایم جلسه تموم شد.شورت ارباب رو براشون آوردم و پاشون کردم شلوارشون رو هم همینطور.امروز خیلی بهم خوش گذشت جایزه خوبی میخوام بهت بدم.ممنون ارباب.دودولتو در بیار منم سریع انجام دادم دلم خوش بود با خودم میگفتم حتما میخواد برام ساک بزنه ولی میسترس یکدفعه با لگد زدن تو تخمام از درد به خودم می پیچیدم ولی ارباب شروع به قهقهه زدن کردن.نگاش کن بدبخت کونی حتی تحمل یه لگدم رو هم نداره لگد دومی رو زدن و من افتادم رو زمین.کونی اگه یه بار دیگه بیفتی زمین چکش میارم اون تخمای کثیفتو میترکونم.از ترسم سریع بلند شدم.لگد های بعدی اومد تو تخمام فکر کنم حدود 10 تایی زدن.همینقدر بسته ولی دفعه دیگه اینقدر دل رحم نیستم بهتره خودتو آماده کنی.چشم ارباب من و مادرم سگ شماییم هر کاری بگید براتون انجام میدم.من دیگه باید برم.سریع جلوی پاشون سجده کردم و پاهاشون رو بوسیدم شروع کردم چکمشونو پاشون کردن.میبینم کارتو خوب بلدی ازت خوشم اومد اگه همینطوری ادامه بدی شاید قلادت کردم شدی برده دائمی خودم.ممنون ارباب.با میسترس خداحافظی کردم یه نگاه به تخمام انداختم حسابی باد کرده بود از درد داشتم میمردم فقط دعا میکردم بلایی سرشون نیومده باشه و عقیم نشم.چاره نبود اگه میخواستم سگ میسترس بشم باید تحمل میکردم. لباسامو درآوردم و رفتم حموم از بس خسته بودم سریع خوابیدم.شب با صدای مادرم از خواب بیدار شدم آرمان بلند شو شام بخور…یه نگاه به پیامهای تلگرامم کردم ندا پیام داده بود و چند تا عکس و یه فیلم از خودم فرستاده بود.کونی میبینی چه حالی بهت دادم برای دو روز دیگه وقتم خالیه اگه خواستی بگو پولشم زود به حسابم بزن.پیام فرستادم چشم و برا دو روز بعد قرار گذاشتم.فرداش بهم زنگ زد.آهای کونی دیلدو هم با خودم میخوام بیارم کونتو حسابی چرب کن که قراره پاره بشی ولی ارباب من فقط تا حالا خیار کردم تو کونم اونم باریک بوده.ببین کونی اگه بخوای زیادی گوه خوری کنی جلسه رو کنسل میکنم پولتم پس نمیدم هیچ گوهیم نمیتونی بخوری از خودتو زندگیتم فیلم دارم عکسای مادر جندت هم دستمه.من غلط بکنم بخوام اطاعت نکنم چشم هرچی شما بگید.خوبه فعلا.حسابی تو فکر فرو رفتم.همه زندگیم دست میسترس بود از عکس و فیلم های با چهره که از خودم و مادرم داشت فقط دو تا فیلم از حموم کردن مادرم داشت که با دوربین مخفیانه گرفته بودم.چاره ای نبود باید اطاعت میکردم وگرنه زندگیم نابود میشد.فردا شد؛مادرم صبح زود رفت سرکار تو شرکت کار میکرد به عنوان منشی.میسترس اومد خونم.منم کامل جلوشون لخت بودم دستور خودشون بود. فقط دستا و پاهامو لاک زده بودم و صورتمو آرایش کرده بودم ولی کلاه گیس نذاشتم.سریع سجده کن.سجده کردم.دستور دادن پاهاشونو بلیسم منم انجام دادم. شروع کردن به لخت شدن. به دستورشون قمبل کردم. یه دیلدو کمری بزرگ به خودش بست از قبل به سوراخم وازلین زده بودم آروم سر دیلدو رو گذاشت دمه سوراخم منم از ترس کم مونده بود خودمو خیس کنم اون موقع از استرس نفهمیدم داره از پشت ازم فیلم میگیره آروم سرشو کرد تو سوراخم سوزش کل
وجودم رو گرفت یکی از دستاشو گذاشت رو شونم و خودشو کم کم به جلو فشار داد دیلدو ذره ذره میرفت تو سوراخم.اینقدر فشار داد که همش تو کونم جا شد فکر کنم یه بیست سانتی بود.شروع کرد آروم تلمبه زدن کم کم سرعتشو بالا برد.صدای تاپ تاپ همه خونه رو برداشته بود منم جلوی دهنمو گرفته بودم صدام نره بیرون آبروم بره.همینطوری محکم تو کونم تلمبه میزدن.کونی کونی مادر جنده خوبه حال میکنی جایگاهت این جاست زیر کیر ارباب ندا زود باش کونی آره عجب کونی داری.همینطوری بهم فوش میدادن و تحقیرم میکردن.نزدیک 20 دقیقه داشتن تو کونم تلمبه میزدن دیگه جر خورده بودم هرچی التماسشون میکردم که ولم کنین ولی ارباب محکم تر تلمبه میزدن.بالاخره خودشون خسته شدن و دیلدو رو ازم کشیدن بیرون سریع از سوراخم عکس گرفتن و نشونم دادن.گشاد شده بود و حسابی قرمز شده بود.دیدم دارن به دستشون وازلین میمالن.شروع کردن دستشون رو کردن تو کونم اول انگشت فاکشونو کردن تو کونم بعد دو انگشتی و سه تا و دیدم که دستشون تا مچ کردن تو کونم از درد داشتم گریه میکردم گفتم.میسترس کونم پاره شد لطفاً بهم رحم کنید.خفه شو کونی کی بهت اجازه داد صحبت کنی اگه تنبیهت نکردم اسمم ندا نیست.تا اسم تنبیه اومد لال شدم هنوز تخمام از لگداشون درد میکرد.شروع کردن به فیستینگ کردنم.دستشو تا مچ میکرد تو کونم و در میآورد.منم از درد فقط ناله میکردم.اینقدر از کونم کار کشید که مچ دست خودشم خسته شد.کونی برگرد دهنتو باز کن.دستشو کرد دهنم.میخواستم بالا بیارم دستی که تا همین چند لحظه پیش تو کونم بود حالا کرده بودش تو دهنم درسته کونم رو تمیز کرده بودم ولی حال بهم زن بود ولی چاره ای نبود من هیچ اراده ای از خودم نداشتم.بخورش کونی تمیزش کن.حسابی انگشتاشو خوردم و هرچی وازلین و ترشح کونم بود رو قورت دادم.مغزم دیگه کار نمی کرد فقط از دستورات ارباب اطاعت میکردم.کافیه دیگه دستشو از دهنم در آوردن و رفتش دستشویی.منتظر دستورات بعدی اربابم بودم.از دستشویی اومدن بیرون.برده حالا وقت تنبیهته.چشام چهارتا شد سریع افتادم به پای میسترس.ارباب لطفاً بهم رحم کنید هنوز تخمام از اون روز درد میکنه لطفاً ارباب منو ببخشید.نه نمیشه وقتی بی اجازه حرف میزنی باید فکر عواقبشم باشی الآنم زیادی گوه خوری بکنی تنبیهت دو برابر میشه.من دیگه لال شدم میدونستم هر چی بگم بدتر میشه باید تحمل میکردم.برو تو توالت.بخواب رو زمین.انجام دادم.نه پایین تر سرت تو سنگ توالت باشه.خوبه صبر کن دهنتو باز کن منم انجام دادم.شورتشو کشید پایین و کصشو نزدیک دهنم کرد شروع کرد شاشیدن تو دهنم.وای بحالت یه قطرش بیرون بریزه همشو باید بخوری کاری نکن عنم رو هم به خوردت بدم.اولین بار بود شاش میخوردم مزه بدی میداد.حالم داشت بد میشد ولی باید همشو میخوردم میسترس کسی نبود که بلف بزنه اگه میگفت میرینه تو دهنم واقعا اینکا رو میکرد.شروع کرد ازم فیلم گرفتن.حسابی تو دهنم شاشیدن و من همشو خوردم.آفرین حالا شدی سگ حرف گوش کن.حالا بلند شو که دیگه باید برم.سریع لباساشونو براشون آوردم.ببین برده من میسترس خشنی هستم اگه میترسی یا توانایی خدمت کردن بهم نداری بگو
نه ارباب من میخوام تا ابد بهتون خدمت کنم هر بلایی که سرم بیارید حقمه.خوبه راستی دو هفته دیگه قراره با دوستام بریم شمال اگه پول سفرمونو بدی توهم به عنوان خدمتکار با خودمون میبریم.ببینم چی میشه ارباب.میسترس ندا از خونه رفتن و من موندم با یه کون پاره و ذهنی که درگیر این بود که پول مسافرت رو از کجا بیارم.دوستان امیدوارم از این خاطره لذت برده باشید سعی کردم که وقایع رو همونطوری که هست بازگو کنم با اینکه خیلی هاش یادم نمی اومد چون قضیه مال چند سال پیش بود.حمایتا بالا باشه تو قسمت های بعدی ادامه بردگی هام و اینکه چطوری برای اولین بار رفتم زیر کیر رو براتون تعریف میکنم لایک و کامنت فراموش نشه بوس به همتون.
نوشته: BHFF
5 پاسخ به “چطوری بیغیرت و کونی ارباب ندا شدم (۱)”
منم خرج خانمی که بذاره تو سفر مستخدمش باشم رو میدم
منم خرج خانمی که بذاره تو سفر مستخدمش باشم رو میدم
داستانت قابل تحمل بود ولی اربابی که ارباب ساعتی و پولی باشه ارباب نیست تو رو بدبخت گیر اورده. اول اربابتو پیدا کن بعد همه جوره مالی جانی خودتو فدا کن.
روی اثر انگشتش رمزش رو فهمیدم… میشه به ما هم یاد بدی؟
ادامه بده مرسی خوب بود