داستان و مطالعه

وقتی میگفتن شوهرت عاشق کیره دیوونه می شد

سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ 5 دقیقه مطالعه
دختر خاله ام رو توی حیاط بسته بودن با طناب و گیره های روی نوک سینه ش به درخت. مُح نشسته بود پیشش و داشت مجبورش می کرد ساک بزنه براش. با ولع کرد توی دهنش و دیدم هر دو خیسن و دختر خالم با کون صورتی درشتش اونجا خوابیده بود و ساک میزد. خاله ی کوچیکه حسود بود. نشسته بود روی دو زانو و ساک میزد برای من. دهن تنگش دور کیرم بود و بعد می کشید بیرون روی صورتش میزد و باز می برد داخل. دست روی گلوش میذاشت میگفت ” تا اینجامه”. شوهر دختر خالم از توی پنجره ی اتاقی که مشغول تماشا چی ها بود نگاه میکرد. نشسته بود و عرق می‌ریخت و میخورد و غرق در لذت نگاه میکرد که چطور زنش رو کم کم ادم های دیگه لای کونش رو باز میکنن و هرکی نوبتی از کون با تف زیاد میکرد و میرفت. فقط دوست صمیمیم تکون نخورده بود. تا بالاخره یکی اومد و کیر داد بهش و وقتی داشت برای اون کیر سیاه ساک میزد دختر خالم رو باز کردن و جای طناب ها روی پوستش قرمز بود و رفت نشست روی کیر مُح و و سینه های خودش رو چنگ می زد و بعد به شوهرش نگاه کرد و می گفت :” وای جنده ام. کیر میخوام. من کونی ام. همش کونم بذارین”. بعد داد می زد” وای جر میده. وای بکنینم.“‌ کمی نگذشت که دیدیم زن مُح وسط کیر ها داشت تند تند کس میداد و سینه هاش مثل گاوی آویزون و تکون میخورد. یکی طناب آور و بستنش و زبونش بیرون افتاد. اب کیر روی صورت. تف توی دهنش و هرچقد کیر بود روی سرش ریختن. خاله ی کوچیک من حسود بود. کیر من رو که میخورد هی میگفت:” نگاا‌ن نکن به‌کسی. نگات به چشمای من باشه. جنده ی خوبی ام!؟ تخصص ساک زدن دارما. خوب میزنم؟! بهتر از زنتم نه؟! خودم زنت میشم”. دستی روی کمرش کشیدم تا روی ‌کونش. صورتش رو به سمت منظره ای گذاشتم که میدونستم آدمهایی از اون ور دنیا حاضرن هزینه کنن برای دیدنش. نزدیک به ۲۰ نفر لخت و پتی داشتند به هم تجاوز میکردند. من بکن خاله ام بودم و داشتم ته کسش رو میگاییدم. با هر تلمبه پرت می شد جلو.” تموم نکن. ابت نیاد. زیاد بکن. ۱۰ ساله این کیرو میخواستم. ۷ سالت بود منو جنده ی خودت کردی”. جلوی ما همه داشتند همدیگه رو تیکه پاره میکردن. زنم رو مردها روی سکویی گذاشته بودن. با کون توی هواش. صورت غرق اب کیر به من و خاله ام نگاه میکرد. برام دست تکون داد. مثل یه بای بای بچه گونه. یکی با خنده و حقارت داد زد ” بیا ببین صاحب خونه زنت چه کسی میده اینجا”. کیر درشتی داشت. توی خیابون وسط بقیه ی پسرا بلندش کرده بودم. تو جاهای مختلف روی زانو نشسته بودم براش ساک زده بودم. و اون هم جلوی زنش بارها لباس زنونه پوشیده بود و برام ساک زده بود. زنش رو داشتند وسط اب چن نفری میگاییدن. زنش عاشق این بود که وسط سکس هر از گاهی یکی توی صورتش بگوزه. کون مردهارو لیس میزد و وقتی بهش میگفتن شوهرت عاشق کیره دیوونه می شد. میگفت من رو بکشین وسط سکس و خونم رو بخورین ولی کسی قبول نکرده بود. ولی شلاق های زیادی می خورد و دهنش پر از خون بود همیشه موقع دادن. میل به تجاوز وقتی توش جون گرفته بود که یه شب از سر شانس یا بدشانسی خدا توفیق کرده بود بهش و چن نفر توی خیابون خفتش کرده بودن. نزدیک به یک روز توی بیابون مثل برده ای گاییده شده بود و بعد از یک روز در خونه ش پیاده ش کرده بودن. شوهرش میگفت از اون روز به بعد دنبال شماره ی مردها می گشته. نه برای شکایت. برای اینکه دوباره بره و وسط بیابون بهش تجاوز کنن. بارها وسط بیابون تنهایی نصف شب پیاده راه رفته بود شاید گروهی دیوانه بهش برسن و ببرنش ولی نشده بود. تا اینکه زنم باهاش دوست شد. توی باشگاه وسط لباس عوض کردن زن من رو مثل توله سگی به کمد لباسی چسبونده بود و لب گرفته بود. حالا دهن خونی و صورت آب کیری داشت از ته دل جیغ می کشید و همه منتظر گاییدنش بودن. زنم دستاشو رو زمین گذاشته بود و مثل سگ ماده ای کنار خیابون داشت کس میداد و مردها توی صف بودن. خاله ام روی کیرم بلند شد و نشست به ساک زدن#34; خوردنش آرومم میکنه. سرم درد نمیگیره دیگه”‌ سینه های درشتش آویزون بودن و بعد کیرم رو گذاشت وسطشون و تف زد روی کیرم و بالا پایین ‌کرد. کیر سیاه کلفتم وسط سینه های نرم و خیسش بالا پایین می شد. ” کاش کل فامیلیمون رو بکنی. کاش اسمتو میذاشتن رو اسم همه‌ی پسر ها. سولماز میگه میخوام هر روز بهش بدم. باتوه. کی بیارمش با خودم؟! ” سولماز دوستی بود که تازه از آمریکا اومده بود. ۱۹۰ قدش رود و رون اسب های اروپایی رو داشت جا رون انسان. می تونستم سال ها بی وقفه بکنمش. دوست داشتم وقتی میکنمش زنم توی خونه بشینه و خودش رو بماله و خمار دادن بهم بشه. زن زیبایی داشتم که بهترین جاهای بدنش صورتی بودن و باعث می شد دلت بخواد بازیگر پورن باشه که کل دنیا سینه ها و کس زیباش رو ببینن. یا جلوی یه جمعیت توی یه استادیوم شلوغ سکس کنم باهاش و همه ببینن‌.
صداش مثل صدای دختر بچه ای بود و هی میگفت وای وای وای. بلند شد و سرش رو روی زمین گذاشت و سوارش شدم. مثل سگی نر و وحشی سوار سگ ماده ی زیر پام شدم و کیر کلفتم رو ته کسش می زدم. چشمای خمارش از سر رضایت بسته شده بود و بعد وقتی تلمبه ها وحشیانه تر شد چشماش سفیدیش پیدا شد و دهانش باز شده بود…

نوشته: کایوگا

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارسه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه5 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید5,042

دیدگاه‌ها (18)

  1. Kayoga

    مروارید با یک کلمه جوابتو میدم :” بخورش”

  2. Kayoga

    سواحل زیاد کس‌میگی ببند

  3. Kayoga

    یانگ چاکریم خوش باشی

  4. Kayoga

    امیر ۱۸ بسوزه پدر تجربه

  5. Kayoga

    یزدان ممنونم که خوندی

  6. مُروارید

    با یک واژه می توان توصیف کرد ، چرند .گاهی اوقات دلم واسه کامنت دوستمون اَحمد (که الآن شده اَحمد شاه) واقعاً تنگ میشه !

  7. Yung76

    فانتزی قشنگی بود

  8. امیر۱۸

    قدیما کساییکه بنگ یا حشیش میزدن مغزشون اینمدلی میگوزید، الان فکر کنم آیس یا شیشه همونکارو با مغز نویسنده کرده، البته نگوزیده تو مغزش، ریده!!

  9. Yazdan.97

    شبیه خواب درهم برهم که آدم سر صبح میبینه بود

  10. Kayoga

    فاعل شیراز این کجاش ادبی و سنگینه؟! :))))

  11. Fael shiraz

    کا یوگا جانشما استادیکار بلدیاینجا رو هم از اکثر ماها بیشتر و بهتر میشناسیمن از سال ۹۰ اینجامبا اکانتهای زیادی که همش از بین میرهامیر ریزهدکترِ بکنشهرِ رازدکترای سکسدکتر سکسیسکس تراپ فرانکفورتبکن شیرازی

  12. Kayoga

    سعید جان خوندم

  13. Kayoga

    فاعل شیراز دقیقن چی بعیده عزیزم؟! میشه بدونم؟!

  14. Kayoga

    پوری چیو دقیقن گاییدی!؟

  15. ‌saeed 8391

    خودت یکبار بخون ببین فهمیدی چی نوشتی

  16. Mehran abbasi 85

    یه مفعول کون خوشگل بیاد تلگرام @Mehran 6677

  17. Fael shiraz

    ازت بعیده بخدا

  18. Porya ffgg ekhtiaran

    ماور مغزتو گاییدم

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی