اول از همه بگم اگه غلط املایی دیدین به بزرگی کیر و کونای قشنگتون ببخشید به من.
زمان دبیرستان من ی پسر سفید خوش پوش و بی مو بودم که بعضی وقتا با دوست های اون زمانم از روی کنجکاوی کیر همدیگرو میمالیدیم و برای هم دیگه جق میزدیم. از همون دوران بود که تحقیقای من در باره گی بودن خودم و پیدا کردن بدنم شروع شد و فهمیدم من به هر دو جنس تمایل دارم و گاهی دلم میخواد بدم و گاهی بکنم چه پسر چه دختر( بایو سکشوالم).
سالای آخر دبیرستان ی رفیق داشتم که هم نیمکتیم هم بود، به اسم فرهاد، با هم بیرون میرفتیم و خونه همدیگه هم رفته بودیم ولی هیچ وقت سکس نداشتیم با هم دیگه. فکر میکنم همیشه یا خجالت میکشیدیم یا نمیخواستیم رفاقتمون خراب شه ریسک اینکه سکس کنیم بزامون زیاد بود و رابطه جنسی ما خلاصه شده بود تو انگشت کردن و دستمالی شوخی وار همیدگه از رو شلوار، ولی فرهاد ی دایی با صفا داشت که تو کار لوازم ارایشی بهداشتی بود (توضیع کننده و بازاریاب) و ی انباری لوازم بهداشتی داشت که خیلی بزرگ و جا دار بود و ما بعضی وقتا میرفتیم اونجا قلیون میکشیدیم فیلم میدیدم و حتی حکم بازی میکردیم،داییش انقدر ادم باحالی بود که میشد درباره همه چی باهاش حرف زد حتی فیلم سوپر ازش میگرفتیم و خیلی پایه بود، تا اینکه ی روز که منو فرهاد بیرون بودیم داییش با ماشین اومد دنبالمون و و رفتیم انباری فیلم ببینیم و قلیون بکشیم، توی انباری بودیم و داشتیم تخمه میخوردیم که بحث دخترو و سکس و اینا شد دایی فرهاد ی فیلم توی گوشیش نشونمون داد که زیاد مشخص نبود ولی ی کیر کلفت بود که انگار توی کون یکی داشت میرفت و میام و گفت این کیر خودمه توی همین انبار ترتیبشو دادم و تا من گفتم بلخره موقع کردن دوس دخترت فیلم گرفتی گفت : نه این پسره کونش از اونم بهتر بود و دلم نیمد فیلم نگیرم و من تازه اونجا فهمیدم اینم اهل گی و ایناس خیلی بیشتر حال کردم باهاش و احساس راحتی بیشتری میکردم، فرهاد مشغول قلیون درست کردن شد و از انبار رفت بیرون که ذغال هارو سرخ کنه بیاره که منو داییش تنها شدیم و من ازش راجب سکس با پسر پرسیدم که چجوریه و اینا، اونم تعریف میکر که باید حتما امتحان کنی پسرای خشگل بیشتر اهل دلن و صفای خودشو داره و این حرفا، توی همین بحثا بودیم که حس کردم کیرش سیخ شده از روی شلوار لی که پاش بود لای پاش خیلی گنده شده بود و مثل بادمجون باد کرده بود وقتی دیدمش منم یکم داشتم داغ میشدم وگفتم کی بود کردیش که الانم هنوز حشری ایی و باد کرده سلوارت دایی، خندش گرفته و گفت اره واقعا کون خوبی بود و کیرشو با دستش جا به جا کرد که شاید بخوابه، و یهو دستشو زد به کیر من از رو شلوار و گفت تو ام سیخ کردیا، حقیقتش اولش کیر من نیمه شق بود تا اینکه دست زد یهو شکه شدم و کیرم رفت سمت خوابیدن اخه اولین بار بود داییش با من شوخی دستی میکرد، یکم کیرمو مالید و من به این فکر بودم که حالا چجوری واکنش نشون بدم که تابلو نباشه هیچی نگفتم و خندیدم الکی انگار شوخی بوده و هون موقع فرهاد اومد تو که وسایل قلیونو بزاره و فکر کنم ندید صحنه رو چوکه داییش دستشوکشیدو روشو کرد سمت فرهادو گفت شما ها تو مدرستون کون خوب ندارید باز جور کنید با هم بکنیم که فرهاد گفت چجوری باید بشناسیمشون اخه مخ زدنشو بلد نیستیم، دایی: یادتون میدم بابا بحثو وا کنید اروم دستتونو بکشید روکونش ببینید خوشش میاد کیرش سیخ میشه یا نه … داشت تعریف میکرد که کیر من دوباره داشت سیخ میشد با چیزاییی که تعریف میکرد و فرهاد قلیونو اماده کرد و فقط ذغالش مونده بود که رفت بیرون باز بقیه ذغال قلیونو سرخ بکنه که داییش دوباره دستشو گذاشت رو کیر منو گفت: تو ام کیرت هی میخوابه هی پا میشه راحت باش استرس نداشته با اخرین بار کی جق زدی که هنوز حشری هستی، من: چیزایی که تعریف کردیو خو آدم میشنوه دلش میخواد دیگه جقم زده بودم باز حشری میشدم، این بار انقدر حشری بودم و کیر خودم سفت شده بود که دستم نا خدا گاه رفت رو کیر کلفتش و شروع کردم از رو شلوار حسش کردم و به خودم که اومدم دیدم رفته سراغ کونم و داره کونمو میماله، هم خیلی حشری شده بودم هم حقیقت یکم ترسیده بودم چون تا اون لحظه کیر نرفته بود تو کونم و فقط گاهی خودم خودمو انگشت میکردم و نهایت خیار کوچیک قلمی کرده بودم کونم ولی کیرش خیلی به نظرم بزرگ میامد که دایی فرهاد یهو دستمو گرفت و از بالای شلوارش به زوور کرد دستمو زیر شلوار شرتش وکیرشو کامل داد دستم و خودشم از بالای شلوارم دستشو کرد زیر شرتم وکونمو میمالوند و گفت جوون هلو با پرزشم خوبه ( من بیشتر وقتا شیو بودم ولی اونروز یکم دوباره مو های سوراخ کونم درومده بود باز، اخه نمیدونستم میخواد ترتیبمو بده که شیو کرده برم) با اینگه شلوارش چون دست من توش بود تنگ بود و راحت نمیشود بمالم کیرشو ولی یک کیر کلفت که گرماش کاملا حس میشد تو دستم بود وکله کیرش خیلی بزرگتر از چیزی بود که حس میکردم ولی خود کیرش نازکتر از چیزی بود که نشون میداد ولی رگای کیرش رو حس میکردم چون با دستم که یکم فشارش میدادم پمپاژ شدن خون زیر رگای کیرشو با دستم حس میکردم و سایزش به نظرم بهتر میامد ولی خوب بازم کله کیرش بزرگ بود با تخمای تقریبا متوسط که کامل شیو کرده بود ولی بالای کیرش پشماش درومده بود انگار که مثلا ی هفته پیش کامل شیو بوده و امروز فقط پشمای تخماشو زده
خلاصه کیرشوداده بود دستم و من انقدر حشری بودم که نفهمیدم چرا و چجوری گفتم: نمیدونستم میخواد برای کونم مهمون بیاد وگرنه آب و جارو میکردمش، دایی: اشکال نداره عزیزم الانم خوبی ولی سری بعدی آماده تر بیا، و یکم بعد اون حرفم ترسیدم تازه فهمیدم چی گفتم چون بار اولم بودو فکر کردم قراره کلی کونم دردش بیاد و جر بخورم که یهو صدای پاهای فرهاد اومدو من سریع دستمو از توی شرتش کشیدم بیرون و خودمو جمع کردم… داییشم تا دیدم من حول کردم بیخیالمشد و دستشوکشیدو ی قدم رفت عقب ولی خوب چون شلوارامون لی بود فکر کنن فرهاد فهمید ولی به روخودش نیاوردو مشغول ذغال گذاشتن شد …( داستان ادامه دارد) اگه دوس داشتید ادامشو بنویسم توکامنتا حمایت کنین که تجربه اولین دادنم و اب کیری که خوردمو بگم براتون و این داستان کاملا واقعی بود فقط اسم هارو عوض کردم.
نوشته: هیچ و پوچ
4 پاسخ به “فرهاد و دایی باحالش”
باحال بود
باحال بود
بنویس گلم
سلام عزیزم حتماً بنویس