داستان و مطالعه

روزی که فهمیدم غیرتم کم شده

یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ 2 دقیقه مطالعه
با سلام به همه بچه های بکن تو اسمم سامان 38 و اسم زنم پریسا 28 سالشه
داستانم که البته واقعا این اتفاق برام افتاده از این قراره که یه روز حال خانومم خراب شد .بردم بیمارستان اونجا دکتر ها اومدند بالا سرش ابتدا سر در نمی اوردند که چشه بعد از چند بار معاینه اظهار کردند که مسموم شده و باید معده اش شستوشو داده شود سریع دست بکار شدند اکثر پرستارها هم مرد بودند سریع وسایل شست و شوی معده را اماده کردند وقتی که شیلانگ شستوشورا وارد بینی و دهانش می کردند زنم زیر دستانشون دست پا می زد که توسط چند مرد گرفته شد بعد منو فرستادند دنبال دارو و وسایل دیگه وقتی بر گشتم دیدم که مانتو زنم را از تنش در اورده اند نا گفته نماند که مانتو زنم به علت اسفراغ اینا کثیف شده بودو زنم با یه تاب و شلوار لی تو تخت بیمارستان داراز کشده بود و همچنان دست و پا می زدمن اول اعتراض کردم که چرا این کار را توسط پرستار ها ی مرد انجام می گیره ولی بعد دیدم که وضع زنم خوب نیست و واقعا نگرانش بودم دیگه اروم شدم و مجبورا چیزی نگفتم. و انها به بهونه نگه داشتن دست و پا و تزریق سرم عملا زنمو دست مالی می کردند برا اولین بار من یه جوری شدم .اب دهنم را خود بخود قورت دادم بعد که می خواستند چند امپول بزنند زنمو به پهلو کردند و شلوار شورتشو کمی بیشتر کشیدند پایین و امپول هارا تزریق کردندکه من احساس کردم کیرم یه تکونی خورد یعنی وقتی اون صحنه را دیدم که کون زنمو می مالند احساس غریبی بهم دست می داد و من حال می کردم . از اون موقع فهمیدم که بی غیرت شده ام بعدا این موضوع شد فانتزی من تو سکس با زنم که خیلی حشریم می کرد. بقیه اش ابعد می نویسم که ماجرا مون به کجا ها کشید.

نوشته:‌ سامان

اطلاعات داستان

تاریخ انتشاریکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه2 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید8,304

دیدگاه‌ها (37)

  1. shahram6

    خوش به حال پسر همسایتون

  2. NA

    سلام منتقد هسدم:|اغا نشو بی غیرتی بی ابرویی میارهاز من به تو نصیحـــــــــــــــــــــــــــــت

  3. NA

    بقیه اش رو از تخیلت بنویس که چه جوری اون دکتر ها تمامی لباس هاشو درآوردند و حسابی لخت لختش کردند و وقتی حال همسرت جا آمد چگونه از لای در دیدی که اون جنده خانم داره آلت های دکتر ها رو نوازش می کنه و بعدش با کمال میل اونها رو نوش جون میکنه و بعدش . . . تخیلت رو به کار بنداز و بقیه اش رو بنویس. منتظرم.

  4. جردن بلفورت

    آخه ادمین داستان ماریارو منتشر نکردی بعد این کسشعرارو میزاری؟!داستانش از کامنتا کوتاه ترهgood

  5. NA

    بده یه بوقم ما بزنیمdirol

  6. Majid.tm

    خواستی کون.بدی.ماهستیم کوسکش با این داستانت

  7. NA

    کیرم تو مغز کسایی که با این کسشعرا میخوان غیرت جوونای این مرز و بوم رو از بین ببرنکیرم تو کوس کون کسایی که هدفشون اینه کیرم تو کس خواهر مادرشون خودشون بچشون فرزندانشون و و … 😐

  8. NA

    مگه زنت از باغ وحش فرار کرده ؟لواندوفسکی رو میشناسی ؟اگر میشناسی کیرش با سرب داغ تو کونت

  9. NA

    هاهاها خندیدم

  10. NA

    واقعا…خخخخ…میخوای بدی روت نشدهbiggrin

  11. NA

    dash1یعنی ریدم توداستانت ازپهنا…

  12. NA

    گل بگيرن مغز بستتو

  13. NA

    جاهکش اس ام اس نوشتی یا اخباره 20:30 هست!!! گو خوردی تو کیرم تو مغز پوسیدت الان ما چیکارکنیم زنت جندس؟ تو جنده ای ب کیرمون

  14. NA

    بده ما هم دستکاری کنیم خوشت اومد زنت رو میکنیم بیشتر حال کنی

  15. asidsystem

    فقط قبلش از مقدار غیرتت یه سونوگرافی ناشتا برو آزمایشگاه…چون وسطه کار دیگه پشیمونی فایده نداره…اگه برینی هم ما کار خودمونو روش میکنیم…pleasantrypleasantrypleasantry

  16. asidsystem

    قابله توجه اون حضراتیکه دولشون از نگاه کردن به صحنه گایشه همسر وفادارشون راس میشه…clappingclappingبرایه اولین بار در خاورهایه دور -نزدیککار را به کاردان بسپارید تا کار تمیز تحویل بگیریداگر همسرتا باسن و سینه پنچری دارد و یا دولتان سالی یکبار تصادفی آنهم جلویه آینه راس میشود بشما قول میدهیم آنچنان جلو و عقبه شریکتان کیرمال میکنیم که زجه بزنیدارایه این کامنت 30 % offclapping

  17. NA

    ی کتری بزار جوش بیاد از رو بخارش بپر بی بخارخاک بر سرت ننویس جاکش آبروی هرچی مرده بردیمتاسفم برای اون خوارکسده هایی که کاراتو تایید میکنند و از بی غیرتی و دست زدن به زن کسی لذت میبرندتورو باید خودتو بکنند نه زنتو بی شرف بی وجود کونینامرد نامرد که میگن همینه باید کیرخایتو ببری جاش سوراخ بزاری بی وجود

  18. NA

    کس شعر تف داده

  19. sikhsikhi2015

    الوووو قرار نبود اینو بگی به همه حالا منو همکارام تو رو فرستادیم بری نخود و لوبیا بگیری تا لاس بزنیم باش

  20. NA

    اسم داستانتو این بزارروزی ک فهمیدم حیوون شدممرد بی غیرت= حیوون

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی