من یاسمنم.
شوهردار. متأهل. اما دیگه هیچکدوم از اینا معنی نداره.
اون شب که برای اولین بار زیر کیر آرین رفتم، فهمیدم زندگی قبلیم تموم شده. آرین همون پسر ۱۸ سالهای بود که از بچگی میشناختمش. یهو بزرگ شد، هیکل ورزشکاری درآورد، کیر کلفت و رگدار، و نگاهش دیگه نگاه یه دوست نبود. نگاه یه مردی بود که میدونست میتونه منو صاحب بشه.
اولش فقط سکس بود.
آروم با انگشت آمادهم کرد، بعد کیرش رو گذاشت سر کسم و سانتیمتر سانتیمتر فرو کرد. کسم براش تنگ بود. جیغ زدم. ناله کردم. قربون صدقش رفتم. دو بار روش اومد… رو سینه و کمرم. و وقتی برگشتم خونه، شوهرم زانو زد و همهی منی آرین رو از تنم لیسید. بدون اینکه چیزی بگه. فقط لیسید.
از اون شب به بعد، من دیگه زن اون نبودم.
من جندهی آرین شدم.
حالا آرین با ما زندگی میکنه.
شوهرم هزینههاش رو میده. بهترین اتاق، بهترین لباس، بهترین غذا. همه چیز.
و هر شب، آرین میآد تو اتاق خواب ما.
لباسهامو درمیاره. تن لختم رو بغل میکنه. کیر کلفتش رو میکنه تو کسم و تا صبح هر جوری که بخواد ازم استفاده میکنه.
شوهرم کجاست؟
روی زمین، کنار تخت.
نگاه میکنه.
گاهی آرین بهش دستور میده که بیاد نزدیکتر.
گاهی مجبورش میکنه زبونش رو بذاره رو کس من وقتی هنوز کیر آرین داخلمه.
گاهی هم… آرین بعد از اینکه منو کرد، شوهرم رو برمیگردونه و کیرش رو که هنوز خیس از کس منه، میکنه تو کون شوهرم.
و شوهرم ناله میکنه. مثل جندهها.
و من نگاه میکنم و بیشتر خیس میشم.
امشب از همهی شبها کثیفتر بود.
آرین منو روی تخت به چهار دست و پا کرده بود.
از پشت محکم میکوبید.
هر ضربهش شکممو به تخت میکوبید.
دستش موهامو گرفته بود و سرم رو عقب میکشید.
من فقط ناله میکردم و میگفتم «بیشتر… سختتر… مال توام».
بعد به شوهرم که روی زمین زانو زده بود گفت:
«بیا اینجا. زیرش دراز بکش.»
شوهرم اطاعت کرد.
اومد زیرم دراز کشید. صورتش دقیقاً زیر کس من و کیر آرین بود.
آرین کیرش رو از کسم بیرون کشید و مستقیم کرد تو دهن شوهرم.
بعد دوباره کرد تو کسم.
بعد دوباره تو دهن شوهرم.
چند بار این کار رو تکرار کرد.
من از شدت لذت میلرزیدم.
حس میکردم دارم دیوونه میشم.
آخرش آرین منو برگردوند، پاهامو گذاشت رو شونههاش و تا ته فرو کرد.
محکم، عمیق، بیرحمانه.
من فریاد میزدم.
کسم دور کیرش میتپید.
و درست وقتی که من اومدم، آرین هم اومد.
داخلم.
پر. داغ. زیاد.
بعد کیرش رو بیرون کشید و به شوهرم گفت:
«تمیزش کن.»
شوهرم اومد جلو، زبونش رو گذاشت رو کس من که هنوز منی آرین ازش میاومد بیرون، و شروع کرد به لیسیدن.
آرین نشست رو صندلی و نگاه کرد.
سیگار روشن کرد.
و با لحن آروم گفت:
«از فردا دیگه این خونه مال منه.
تو فقط پول دربیار و تمیز کن.
یاسمن مال منه.»
من همانطور که شوهرم منی آرین رو از کسم میلیسید، به آرین نگاه کردم و لبخند زدم.
بالاخره به چیزی که میخواستم رسیدم.
هر شب زیر کیر اون.
بدون دغدغة.
بدون محدودیت.
و شوهرم…
فقط یه توله حقیر که وظیفهش لیسیدن و پول دادنه.
من یاسمنم.
و دیگه هیچوقت مال کس دیگهای نیستم.
نوشته: Yasaman
11 پاسخ به “مال اون شدم”
عجب کسوشعری
آرین، جوان جاهل و بی پول که از فشار زندگی در ۱۸ سالگی، ۳ انگشت در ماتحت خود فرو نموده، و کصتان مینویسد باشد که یک روز به کص و پول برسی
ارین کونی کمتر توهم بزن
خوب بود بعضیا جوری فک میکنن انگار این چیزا وجود نداره ولی اگه ادامه دار بنویسی و قسمت بعد هم یکم طولانی ترش کن و هم ماجرای اشناییتون ک اینکه ارین کیه که اون بچه نیس و الان بزرگ شده داستانت قشنگ تر میشه
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
ریدم دهنت آرین کلی خندیدم .
ما کسخلیم ؟کسکشهای متوهم من مادرتون گاییدم با این توهماتون
نمیدونم واقعی بود یا نه ولی من سخ سال پیش یه دختر باهاهم دوست شد کم کم دید من ازادش میزارم کاریش ندارم یه روز بهم گفت دوست پسر سابقم ازم سکس میخواد منم گفتبرو بهش بده ذوس دارم بکنت دوسه بار بردش کردش بار چهارم منو هم برد یه شرکت توی قلهک مال خودش،بود منم برد اونجاپسره گذاشت کون جفتمون
مزخرفات یک بنده خدا!
خداشانس بده خوشبحال آرین
کیف مال کیه بابا……؟!