رو کم کنی از مجید

سلام به همه دوستان شهوتی داستان دارای گی و یه کمی خشونت هست هر کی خواست بخونه
تو جنوب شهر مخصوصا قدیم تر ها خیلی باید حواست به کونت و خودت بود رو هوا میکردن بچه بازا و کون بازای قدیم
قضیه ما برای خیلی سال پیشه من و یه سری از بچه ها خیلی دنبال کون این و اون بودیم و از هر فرصتی استفاده می‌کردیم که یکی رو زمین بزنیم و اگه کسی کرده میشد ابروش میرفت و همه به عنوان کونی میشناختنش
تو حموم عمومی مخصوصا خیلی کون ها به باد میرفت یا من که کفتر بازی می‌کردم خیلی ها رو به خاطر یه کفتر برده بودم تو گنجه ،اصلا رسم بود خیلی جا ها اینجوری بود .
ولی داستان من سر رو کم کنی بود که نوشتم براتون
اسمم رضا هستش و یه رفیق داشتم اسمش علی بق بق بود اونم کفتر باز حرفه ای بود تو محلمون یه خونه دو طبقه نیم داشتن که کلی هم با ایرانیت رفته بود بالا و کلی هم کفتر داشت و عرق خور قهار و بچه خور بی مانند
کلی بچه خوشگل رو بخاطر عرق یا کفتر آورده بود اول عرق رو میداد و توش قرص می‌ریخت و بی‌حال که میشدن با یه کیر گنده می‌کرد طوری که وقتی می‌کرد تا چند لحظه سوراخ بدبخت باز باز میموند و می‌کشید بیرون و به ما نشون میداد و می‌خندید
بعد نوبت من میشد انگار داری کس میکنی بس که گشاد شده بود .
الان دیگه علی بق بق مرده و دستش از این دنیا کوتاه
داستان من از جایی شروع شد که یکی از بچه محل ها یه جوجه کفتر منو گرفت تازه پر بود و کلی کری خوند از اون کنده پرو ها بود خیلی ها میگفتن بچه بوده کردنش به خاطر کفتر ولی مدرکی نبود
من رفتم سر محل بهش گفتم مجید اون جوجه منو بده تازه کنار خیسه (یه اصطلاح کفتر بازیه)هنوز از باباش دون میگیره یه دفعه پر رو شد گفت سیکتیر نمیدم حریفم باهات و بحث ما بالا گرفت و دعوامون شد و داداشام هم بودن که نامردی منو زدن سه تایی و مجید می‌خندید منم گفتم مجید به یه هفته نرسیده میکنمت در کونت خط میندازم نشونه میزارم ، که بازم فحش داد و در رفتن
رفتم پیش علی بق بق داستان رو گفتم و علی که حال منو دید گفت عین خیالت نباشه یه چند روز دیگه کیرت تو کونش میره
و دل منو قرص کرد .
عین مرغ سر کنده بودم و هم کفتر رفته بود و هم کتک خوردم و آبروم رفته بود
رفتم یه حلقه عکس دوربین خریدم و گذاشتم تو دوربین یه تیزی هم گذاشتم تو کمرم و آماده بودم علی ندا بده
بعد چند روز علی پیغام داد فردا ساعت ده شب برم پیشش و از فری عرق فروش هم عرق بگیرم ببرم
طبق قرار رفتم خونه علی پشت بوم علی دو تا اتاق تودرتو داشت که مکان عرق خوری و کون کنی من و علی بود و با چندتا دیگه از بچه ها وسط دوتا اتاق یه در چوبی کم عرض داشت
به علی گفتم قضیه چیه چطور قرار شد بیاد گفت قراره عرق بخوریم و یه کفتر کاشانی هم بهش کادو بدم تو فقط تو اتاق عقبی باش هر از لای در نگاه کن هر وقت خواستی بیا
گفتم دوربین هم آوردم که عکس بگیریم خارشو بگوییم
یه ربع بعد زنگ رو زد علی رفت در رو باز کرد اینم بگم من و مجید هر دو متاهل شده بودیم و بچه نبودیم من بیست و چهار سالم بود مجید بیست و دو ولی علی بق بق مجرد بود
مجید فکرش رو هم نمی‌کرد علی بخواد بکونتش یا من سر حرفم باشم
اومد داخل اتاق و پیکای عرق رو ریخت حواس مجید رو پرت می‌کرد از دارو تو پیش می‌ریخت مجید رو از لای پرده میدیدم حالش داشت خراب میشد و علی هم کار بلد با حوصله مقدمه میچید ، مجید هم از همه جا بی‌خبر همکاری می‌کرد با اینکه هم مست بود هم کم هوشیار ولی با هندونه دادن های علی هی می‌خورد و منم آماده انتقام
علی به مجید گفت گرمه لباساتو رو بکن مجید هم تلو تلو زنان در آوردم با یه شورت نشسته بود و علی گفت مجید بد چیزی نیستی یا مجید هم گفت قابل نداره علی آقا شورتش رو هم درآورد
دمر خوابید رو زمین خیلی راحت و بی دردسر من تعجب کردم از این همه مطیع بودن
یادم افتاد عکس گرفتم چند تا آنقدر مست بود نور فلش رو ندید رفتم تو اتاق
علی وازلین برداشت کل بدن مجید می‌مالید و اونم کیف می‌کرد
کونش زیاد مو نداشت اصلا پشمالو نبود
کیر منم بلند شده بود لخت شدم و آماده ‌.ولی علی اشاره کرد زوده و هی سوراخ کون مجید رو چرب می‌کرد و میمالوند مجید رو ابرا بود و داشت لذت می‌برد و خودش گفت علی آقا بکون منو
چشم هاش بسته بود و علی به من اشاره کرد و منم دوربین رو دادم دست علی کیر کلفت رو فرو کردم تو کون مجید یه آهی کشید و شروع کردم تلمبه زدن
مجید رو ابرا بود و چشم وا نکرده بود و منم داشتم حسابی میگاییدمش که چشم‌هاش رو باز کرد ولی انگار منو تشخیص نمی‌داد یه کم بیشتر دقت کرد ولی حالی برای دفاع نداشت و منم گفتم الوعده وفا بی ناموس و تو کونش ارضا شدم و علی هم چند تا عکس گرفت و خودش هم یه دست
حسابی گایید مجید رو دیگه مجید نای هیچ کار نداشت منم با تیزی یه زربدر عمیق زدم در کونش که علامت باشه از سوراخش آب میومد و از لپ کونش خون
من دیگه رفتم و بعدا به یکی از بچه ها دادم عکس ها رو چاپ کرد و ادامه ماجرا رو اگه خواستید بگید بنویسم

نوشته: رضا

بازدید 5,933

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

8 پاسخ به “رو کم کنی از مجید”

  1. لطفا این داستانهای همجنسبازی هاتونو به اسم گی منتشر نکنین….نگید این داستان گی هست بگید این داستان تجاوز و همجنسبازیه…گند زدید شما همجنسبازا به جامعه گی ها و همجنسگراها

  2. فرق همجنسبازی و همجنسگرایی رو نمیدونن فک میکنن هر داستان یا اتفاقی که یه پسر یا مرد کون یه مرد یا پسر دیگه بذاره اسمش میشه گی…. چقد همجنسگراهای پسر مظلومن هم از جامعه بی فرهنگ لو لول باید بخورن هم از حکومت فاشیست و هم از خانواده و خلاصه در و دیوار…..

  3. کلا تجاوز اینطوری که تو نوشتی اگر واقعیت داشته باشد کار درستی نیست سکس باید با میل و اراده توافق دو نفر باشه خفت کردن و تجاوز کار درستی نیست در ثانی اگر داستانت درست باشه قطعا شک نکن اون هم یه جایی ترفندی مشابه تو زدی و تو خفت کردی چنین بلای سرت آورد و کونت به زور برخلاف میل تو گاییده و ازت انتقام گرفته . اگر راست میگی داستان انتقام ی گه از تو گرفته رو بنویسد

  4. آخه الان این مزخرفی که نوشتی مثلا چه جذابیتی داشت؟ الان خیال کردی ما خیلی حال میکنیم این چرت و پرت ها رو بخونیم؟

  5. خوشم اومد ، پیکنیکیشو داری کونده پرو رو باید گایید و پراشو قیچی کرد داشی بقیشم بنویس

  6. سن اندازه خر ملانصرالدین شعور کمتر از کفتر لایق فحش هم نیستی نره خر

  7. حالا داستان یا خطره قبول. اما الان کردن چون یکی برای انتقام کفتر، چطوری به کی ربط پیدا کرد؟؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...