چون گشاد بود دنبال کلفت‌ها بود

ارشیا هستم داستان ماله زمانیه که 24سالم بود و خواهر کوچیکم راضیه که بهش میگیم راضی 20سالش من و عارف دوستای صمیمی بودیم و از دوران خدمت با هم دوست بودیم که یه بار مچشو با راضی گرفتم و همین باعث شد که عارف بیاد خواستگاری راضی و با هم ازدواج کردن اون زمان راضی 17سالش بود اوایلش همه چیز خوب بود تا اینکه عارف رفت عسلویه کار دو هفته کار می کرد دو هفته استراحت داشت دو سال اول همه چیز خوب بود اما از سال سوم دیگه تک و توک میومد و دو سه ماهی شد که دیگه نمیومد رفتم سراغش گفت من دیگه خواهر جندتو نمی خوام دادخواست طلاق دادم دیگه نمی خوامش خواهرت جنده ست معلوم نیست به چند نفر داده با اون کوس گشادش اون فقط فحش میداد و توهین می کرد که دعوامون شد و کتک کاری شد و گفت من نمی خوامش طلاقش میدم منم اومدم خونه و به راضی گفتم راضی اولش گریه کرد بعدشم انداخت تقصیر من گفت تقصیر تو بود اون زمان اومدیم یه حالی با هم بکنیم و هر کس بره رد کارش اومدی دخالت کردی اونم به زور منو گرفت الانم بیا این شد تهش میدونستم طلاق می خواد اون حتی از سکس با منم راضی نبود و بهانه های الکی میاورد اگه تو اون روز نادیده گرفته بودی الان اینجوری نبود گفتم اون میگه تو جنده ای و به خیلیا دادی و گشادی اینم تقصیر منه ؟گفت گوه خورده که من جندم خودش پردمو زد چطوری جندم که پردمو خودش زده؟تازه شب عروسی مادر و خواهرشم بودن تا دستمال خونی نگرفتن نرفتن خلاصه گردن همه مینداخت بدبختیشو جز خودش گفتم آخه چرا بین این همه پسر به این پا دادی ؟ گفتم دوست توعه به حرمت دوستیتون جار نمیزنه قرار نبود شوهرم بشه می خواستیم یه عشق و حال ساده کنیم و بس یه لاپایی بود همین دخترهای مردم به دوست پسراشون کوس و کون میدن هیچی نمیشه من بخاطر دادن لاپایی بدبخت شدم واقعا منم به خودم گفتم کاش نادیده گرفته بودم و همه چیز تمام میشد و الان اینجوری نمیشد الان من باعث بدبختی راضی بودم که کارش شده بود هر روز گریه کردن یکی دو هفته اول خیلی گریه کرد اما کم کم به خودش اومد و بهتر شد باشگاه ثبت نام کرد و مداوم باشگاه میرفت هیکل خوبی هم داشت با یه قیافه معمولی یه دوستی پیدا کرده بود بنام نرگس که دختر قشنگی بود اما خیییلییی لاغر بود گفتم این چرا میاد باشگاه؟ گفت برای عضله سازی گفتم جوووون تا اینکه باشگاه تعطیل شد و مجبور بود توی خونه ورزش کنه لباس ورزشیش که یه تاپ و شلوارک تنگ مشکی بود وقتی می پوشید و روی تردمیل می دوید دیدن اون کون خوشگل خوش فرم کیرمو راست می کرد وقتیم عرق می کرد شلوارکش به کوسش می چسبید و تصویری میشد که کیر هر مردی راست می کرد اوایل هر بار که لباس می پوشید ورزش می کرد بعدش جق میزدم و منم میرفتم حموم تا اینکه گفت مربیم چند تا حرکت جدید گفته باید بیای پامو بگیری من پاهاشو می گرفتم اون دراز نشست میزد نمیدونم من زیادی نزدیکش میشدم یا اون پاهاشو میاورد جلوتر که دستم به روناش میمالید و این باعث میشد زودتر راست کنم چند باری بدجوری راست کردم و دید اما به روی خودش نیاورد اما یه رفتارهایی می کرد که بیشتر راست کنم بعد ورزش که شلوارش به کوس خیسش چسبیده بود میومد می ایستاد جلوم و یکمم کوسشو بیرون میداد واااای اون کوس کلوچه ای دیووونم می کرد از طرفیم هر بار وسوسم می کرد دستش بزنم اما خب جراتشو نداشتم یه روز که اینکارو کرد بهش گفتم به قول عارف بده اون ور این کوس گشادتو گفت عارف گوه خورد براش التماس می کرد گفتم کدوم بقالی میگه ماست من ترشه ؟خندید گفت بیشعور از اون روز دیگه پررو شده بودم و جرات پیدا کرده بودم دست به کونش میزدم و بهش می گفتم کوس گشاد عارف چون دست میمالیدم به کونش چیزی نمی گفت یه بار توی آشپزخونه بهش مالیدم کیرمو بازم چیزی نگفت حتی نگاه نمی کرد بهم منم پرروتر شدم و یه بار که راست کرده بودم کامل از پشت به کونش چسبیدم آروم گفت همتون مثله همید گفتم چرا؟ گفت فقط دنبال کونید اگر کون می خواید پسرا هم کون دارن تازه گنده ترم هست گفتم من به بقیه پسرا کار ندارم من عاشق این کون خوشگلتم گفت تو که میگفتی گشاده؟ گفتم اولا من نگفتم عارف گفت اونم کوست بود نه کونت گفت حالا هرچی چی می خوای ؟گفتم بکنم توش گفت باشه یه شرط داره گفتم باشه قبوله گفت بذار بگم گفتم هر چی باشه قبوله من برای این کون هر کاری بگی میکنم گفت باشه الان مامان میاد شب دوازده شب به بعد بیا اتاقم طبقه بالا گفتم باشه چون خونمون دوبلکسه راضی طبقه بالاست و مامانم طبقه پایین چون زانوهاش درد دارن نمی تونه از پله بالا بره منم پایین می خوابم و فقط راضی بالاست با اینکه اونجا دو تا خواب داره شب رفتم بالا در اتاقشو یهویی باز کردم رفتم داخل گفت حیوون در بزن بیا داخل گفتم اینجوری که همه میفهمن خندید گفت اگه کون می خوای باید پاهامو ببوسی و اجازه بدی پاهامو بکنم توی دهنت و لیس شون بزنی و انگشتامو با زبونت لیس بزنی بعدشم بیای سراغ کوسم بکنی توش بعدش اگه بهم حال داد بهت کون میدم نمی خوای بدو برو اتاقت گفتم باشه هم خودش لخت شد هم منو لخت کرد گفت شروع کن تخم سگ تا بهت نشون بدم که گشاد نیستم گفتم من نگفتم عارف گفت که گشادی گفت توعه تخم سگم تکرارش میکردی و اعصابمو خراب می کردی خوابید روی تخت کوسشو میمالید و بهم گفت پاهامو بخور پاهاش کوچیک با ناخن های لاک زده قرمز پاشو تا مچ توی دهنم فشار میداد می گفت گشاد دهنت توعه تخم سگ بعدش موهامو گرفت سرمو برد سمت کوسش گفت بخورش بخورش گفت ارشیا آروم انگشت وسطیت بکن توش وااای جووون تا ته بکن توش نگهدار آیییییی چه حالی میده ارشیا بکن توش کیرتو بکن توش کیرمو که حالا بدجور راست شده بود کردم توی کوسش کوسش داغ و تنگ بود گفت تا ته بکن تل ته بکن کیرمو تا ته کردم توی کوسش گفت آییییییی جونم ارشیا وجدانن گشاده ؟گفتم نه گفت پس گشاد کردنش با خودت پارم کن ارشیا پارم کن قول میدم صدام درنیاد توی کوس تنگش تلمبه میزدم و لذت میبردم گفت گشاده ارشیا؟ گشاده ؟ گفتم نه نه نه نیست نیست نیست گفت گشادش کن تخم سگ گشادش کن فدای کیرت چه حالی میده کیرت داره پاره میکنه کوسمو ارشیا از الان فقط زیر کیر تو می خوابم کوس کن من تویی بکن بکن چند دقیقه بی وقفه توی کوسش تلمبه میزدم که گفت تندتر بزن داره میاد ماله من تندتر بزن تندش کردم که یهویی آبم اومد و ریختمش توی کوسش اونم بدنش سفت شد و لرزید گفتم خیلی حال داد با گریه گفت دیدی گشاد نبود؟ گفتم کوست محشر بود این عارف بچه کونی بود اهل زندگی نبود گفت کاش همون موقع میدادم برام بخوری و لای پام بذاری گفتم الان هم می خورم هم برات گشادش می کنم گفت من اگه یه روزی پسر و دختر داشتم به دخترم یاد میدم تا قبل از ازدواج بده داداشش براش بخوره لاپاش بذاره که نخواد منت غریبه بکشه که گند بزنه به زندگیش تازه پشت سرشم دروغ بگه الان دیدی گشاد نبود ؟کوس گشاد نمیشه گفتم من فدای کوس لوله خودکاریت بشم خیییلییی حال داد یه بار دیگه میدی ؟گفت باشه بده برات بخورم گفتم برای عارفم اینجوری می خوردی ؟جووون چه حالی میده تخمام بوسید و لیس شون میزد و با زبونش فشارشون میداد گفت واسه عارف بی لیاقت خیلی کارها کردم اما خب لیاقت نداشت گفتم همشو واسه من بکن خندید گفت باشه قبول داگی شد گفت دوست دارم بکنی توی کوسم و آروم آروم تلمبه بزنی و احساست از کردن کوسم بگی گفتم باشه کیرم کردم توی کوسش و تلمبه میزدم گفت خب بگو احساستو گفتم دوست دارم جرش بدم کوستو گفت خب جرش بده چند بار کردم تا ته توی کوسش که جیغ زد گفتم خیلی تنگه حال میده تا ته میکنم گفت بهت حال میده بکن چند بار دیگه تا ته کردم داخلش گفتم جووونم چه کوسی واقعا بهت نمیومد کوست انقدر حال بده گفت لذت واقعی دو طرفه توی کردن کوسه الان هم تو لذت میبری هم من کون کردن کثیف کاری یه طرفست گفتم قبوله فقط حاضری هر وقت کوس می خوام بهم بدی ؟گفت پریود نباشم آره گفتم باشه از کونت می گذرم گفت ارشیا کاش تو شوهرم بودی گفتم چرا؟گفت خیلی با احساس و هیجان میکنی دوست دارم بهت بیشتر کوس بدم دوست دارم تا صبح تلمبه بزنی توش برام گفتم میزنم گفت آخ جون بزن بزن ارشیا بزن نمیدونم چقدر طول کشید اما بعد این حرفش دوتایی سکوت کردیم و فقط تلمبه میزدم پاهاشو بهم چسبوند تنگ تر شد و تلمبه زدن بیشتر حال میداد مثله غنچه گل باز میشد وقتی کیرمو می کردم توی غنچه گل رزش اول اون آبش اومد سر کیرمولیس زد منم آبم اومد که ریختمش توی صورتش گفت دلم برای طعمش تنگ شده بود گفت باشه دیگه برو گفتم بده ببوسمش برم خندید گفت دوستش داری ؟گفتم خیلی من کوسشو بوسیدم اونم سرمو بوسید گفت برو عزیزم نمیدونم چی شد ازش یه لبم گرفتم و رفتم از اون روز همه چیز فرق کرده بود تا تنها میشدیم دستش توی شلوارم بود و کیرمو میمالید تا راست بشه و بعدش می گفت از پشت بچسب بهم یا گاهی قبلش دامن کوتاه می پوشید تنها میشدیم دامنشو برام بالا میزد تا کوسشو ببینم گاهیم میگفت عشقتو ببوس خیلیم بوی خوبی میداد دائم تحریکم می کرد که براش راست کنم بعدش می گفت از پشت بچسب بهم گفتم دوست داری از کون بکنمت؟گفت نه حس خوبی بهم میده کیرت لای کونم باشه وقتی کلفتیشو لای کونم حس میکنم کوسم خیس میشه گفتم کوست ؟ گفت ارشیا خیلی سوال میپرسی کاریو که میگم بکن گفتم چشم عصبانی شدن نداره گفت عصبانی نیستم فقط دوست دارم هر کاری میگم انجام بدی گفتم چشم یا گاهی به بهانه های مختلف صدام می کرد توی اتاقش سینه هاشو از توی سوتین مینداخت بیرون می گفت بخورشون واااای که چقدر دوست داشتم اینکارو اون سینه های گنده گوشتی و نرم رو لیس میزدم یا نوکشونو گاز می گرفتم بعدش که شهوتم بالا میزد می گفت نه نه الان نه اما من می خواستم و حالیم نبود اونم کیرمو می کرد توی دهنش انقدر می خورد تا آبم بیاد آبمو می ریختم روی سینه هاش میرفتم شهوتش از من بیشتر بود بعضی شبها هر شب می کردم توی کوسش بعضی شبها هم میگفت سمتم نیا ارشیا منم سمتش میرفتم دعوا می کرد که فهمیدم اون زمان سگ شدناش زمان پریودی هاشه و بعد پریودی هاش شهوتش بالا میزد و دو سه بار آبم رو میاورد چند ماه بعد طلاقش رسمی شد گفت به کوسم که منو نمی خواست من همه جوره براش سنگ تموم گذاشتم اما خب لیاقت نداشت چند ماه بعد دو تا خواستگار داشت یکیش پسر خالم آرش بود یکیش احمد داداش نرگس دوست باشگاهش یه روز صدام کرد گفت مرد باش یه کاری برام انجام بده گفتم باشه گفت ببین کدومشون کیرش کلفته ؟ گفتم چطوری ؟ گفت برید استخر اونجا ببین گفتم باشه با دوتاشون رفتم استخر کیر آرش کلفت تر بود بهش گفتم گفت خودم حدس میزدم ارشیا الان کمکم کن که گند قبلی که توی زندگیم زدی جبران بشه فردا که مامان میره خونه بابا بزرگینا تو هم برو گفتم می خوای آرش بیاد ؟گفت به تو چه ؟ آره می خوام بیاد اگه خوشم اومد بهش جواب مثبت بدم گفتم باشه من با مامان میرم فرداش با مامانم رفتم اما اونجا خیلی شلوغ بود منم یواشکی برگشتم خونه آروم رفتم داخل رفتم طبقه بالا راضی به آرش گفت دوست دارم تلمبه بزنی و احساستو از کردن کوسم بگی آرش گفت وااای راضی محشر این کوست شوهرت یادش رفته بوده این کوسو بکنه ؟ گفت آره فقط کون می کرد چون در اتاق باز بود برگشتم نگاه کردم راضی داگی بود و آرش داشت توی کوسش تلمبه میزد راضی می گفت کیرتو خیلی دوست دارم آرش دوست دارم فقط تو توش تلمبه بزنی نه هیچکس دیگه ای آرش می گفت معلووومه از الان تو ماله منی و خودم دیگه برات تلمبه میزنم راضیه جان میشه تندتر تلمبه بزنم ؟راضی گفت آبت اون وقت زود میاد گفت نترس تاخیری زدم نمیاد گفت باشه بعدش فقط صدای چلب چلب کردن توی کوس راضی میومد و آه و ناله های راضی زیر کیر کلفت آرش که تند تند تلمبه میزد و دیگه حرفی نزدن فقط کیر آرش بود که کوس راضیو پاره می کرد و ناله های کیر راست کن راضی که زیر اون کیر کلفت داشت پاره میشد و حال می کرد بعدش برگشتم پیش مامانم و عصر با مامان برگشتم خونه مامان رفت شام درست کنه رفتم توی اتاق راضی گفتم پس پسندی آقا آرشو گفت نمیدونم ! گفتم مگه ؟که حرفمو قطع کرد ارشیا از سوال پرسیدن خوشم نمیاد ولم کن بهش گفتم امشب میام میخوام مثله آرش تاخیری بزنم حال کنم گفت خیلی تخم سگی اومدی دیدی ؟گفتم دوست دارم تا قبل از عقدت حسابی کوستو بکنم که سیر بشم گفت احمق من به دوتاتون نیاز دارم هم تو هم آرش پس حالا حالا ها می تونی بکنی عجله نکن گفتم جنده خانم دو تا کیر کلفت می خواستی ؟ گفت آره دوتاتون باهم خیلی حال میدید اما تنهایی هیچ کدوم حال نمیده برو امشب بیا کار ناتمام آرشو تمام کن باشه ؟ گفتم باشه اما عارف راست می گفت راضی جنده شده بود و طعم سکس با دو نفر تازه چشیده بود و ول کنم نبود میترسیدم که یه روز آزمون سکس… بخواد از این دختر وقتی شهوتش بالا میزد یه آدم دیگه بود که نمیشد شناختش .

نوشته: ارشیا

بازدید 6,340

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

3 پاسخ به “چون گشاد بود دنبال کلفت‌ها بود”

  1. داستان یک پسره کص ندیده جغی بدبخت بیناموس دلقک کص ننت برو این داستانارو واسه ننت بنویس کیرم دهنت

  2. داستان یک پسره کص ندیده جغی بدبخت بیناموس دلقک کص ننت برو این داستانارو واسه ننت بنویس کیرم دهنت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...