نگاهی دیگر (۱)

واقعا اگر مقوله سکس اینقدر برای همه تابو نمیشد شاید خیلی از مشکلات حل میشد

سکس یک نیازه که همه جانوران از جمله انسان بهش نیاز دارن

اصلا برام سواله که چرا سکس حتما باید با پارتنر آدم انجام شه

اگر طرف مقابلمون پارتنرمون نباشه چی میشه ؟

اگه بهش احساسی نداشته باشیم چی میشه ؟

من میخوام برم شام بخورم چونکه گشنمه و خیلی هم دوست دارم این شام رو با پارتنرم بخورم چون بیشتر بهم صرف اون زمان خوش میگذره

حالا اگه پارتنر ندارم یا اینکه اون به هر دلیلی الان کنارم نیست من باید گرسنه بمونم ؟

ایرادی داره با یه دوست و یا حتی تنها برم شام بخورم ؟

اگه من با یه دوست غیر همجنس شام بخورم به پارتنرم خیانت کردم ؟

یعنی واقعا پارتنرم توقع داره من گرسنه بمونم و خودشم شام نخوره ؟

سکس هم همینه واقعا

چیز دیگه ای نیست

فقط فرقش اینه که غذای روح ادمه

یجور دیگه اصلا بهش نگاه کنیم

من میرم یه مغازه کفش فروشی چون شدیدا به یه کفش نیاز دارم و بابت یه جفت کفش هم مقداری به فروشنده پول میدم

من به کفشم رسیدم و فروشنده به سود پولش

میخوام بدونم کسی از کسی سو استفاده کرده؟

پارتنر من فردا باید به اون فروشنده گارد داشته باشه ؟

من واقعا نظرم به مقوله سکس همینه

تو جواب شمایی که سوال می پرسی در مورد پارتنرتم همین دید رو داری باید بگم بله همینه دیدگاهم

ما یعنی من و همسرم میخوایم داستان ها و خاطرات سکسی خودمون رو براتون اینجا تعریف کنیم

زوجی که هر دو به این واقعیت رسیدیم و تجربه اش کردیم

زوجی که هیچ محدودیتی تو زندگی برای هم نذاشتیم و نتیجه ای هم که گرفتیم شگفت اوره

محدودیت های زندگی ما هر کاریه که مارو از نظر احساسی از هم دور میکنه و نه چیز دیگه

و از وقتی که فهمیدیم سکس یک نیازه عین غذا خوردن زندگیمون قشنگ تر هم شده

من خاطراتمون رو اینجا به عنوان قصه تعریف میکنم . یک روایت از زندگی شیدا و شاهین . هم از زبون شیدا و هم از زبون شاهین

کلیه نوشته ها واقعیته و شاید فقط برای جذاب تر شدن کمی تغییرات جزیی داشته باشه و بس

مرداد ماه سال ۹۰ بود که شیدای ۱۹ ساله برای کار تو شرکت شاهین ۳۰ ساله استخدام میشه

شاهین مردی بود که دو سال بود از همسرش بخاطر خیانت جدا شده بود

وضع مالی نسبتا خوبی داشت . خوش تیپ و هیکل بود و طبیعتا دخترای زیادی دور و برش پرسه میزدن . کارمنداش عموما دختر بودن و شاهین هم هر از گاهی شیطنت هایی با کارمندانش داشت

اون روزی که شیدا استخدام شرکت شاهین شد هیچ احساسی بین این دو نفر نبود و هر کدوم کار خودشون رو میکردن

شیدا حتی نامزد داشت و قرار بود عید نوروز ازدواج کنن و این قضیه رو شاهین هم میدونست

روزها و ماهها گذشت و شاهین و شیدا کمکم با هم کمی صمیمی شدن ولی بدون هیچ رابطه احساسی و حتی شیدا از نامزدش برای شاهین تعریف میکرد

شاهین شیدارو یه دختر خوشگل و جذابی میدید با هیکلی فوق العاده و چیزی که بیشتر از همه چی شیدا برای شاهین جذاب کرده بود سینه هاش سایز ۹۰ شیدا بود

سینه هایی که تو هر لباس و پوششی خودنمایی میکرد و شیدا نمیتونست جلو درخشش رو بگیره ولی شاهین بدلیل اینکه شیدا نامزد داشت هیچوقت اجازه نزدیکی بیشتر به خودش نمیداد

شیدا با نامزدش و تو اپارتمان نامزدش زندگی می کرد و به دلایلی شیدا با خانواده اش که تو یه شهر دیگه بودن زندگی نمی کرد

نامزد شیدا بهزاد نامی بود که یه دوست صمیمی به نام افشین داشت . افشین تشنه شیدا بود و شیدا این قضیه رو برای پایداری دوستی افشین و بهزاد رو نمیکرد

افشین با بهزاد خونه یکی بودن و خیلی صمیمی و این صمیمیت طبیعتا با شیدا هم بود

افشین خیلی سعی میکرد بتونه مخ شیدا رو بزنه و باهاش رابطه برقرار کنه ولی شیدا متعهد به بهزاد و دست از پا خطا نمی کرد تا روزی که افشین به شیدا تماس میگیره و خبر میده بهزاد با یکی از دوستهای شیدا تو خونه افشین قرار گذاشتن

باورش برای شیدا سخت بود . افشین میاد دنبال شیدا تا با هم برن خونه افشین و افشین این موضوع رو به شیدا اثبات کنه

با هم میرسن پشت در واحد افشین و افشین در رو به ارومی برای شیدا باز میکنه و خودش بیرون منتظر میشه

شیدا:

اروم رفتم تو

صدای اه و ناله میومد

صدای نیلوفر رو شناختم

هم صداش رو شناختم هم شالی رو که کف سالن به همراه تکه های دیگه لباسهای بهزاد و نیلوفر افتاده بود

شالش رو خودم براش خریده بودم

اروم اروم و بیصدا رفتم سمت اتاق خواب

نیلوفر پشت به درب اتاق داگ استایل شده بود و بهزاد با تموم وجود داشت تو کس نیلوفر تلمبه میزد

بله درست میدیدم هر دو لخت لخت بودن و داشتن سکس میکردن

نیلوفر شوهر داشت و من قرار بود کمتر از دو ماهه دیگه زن رسمی بهزاد شم

گوشیم رو روی حالت دوربین گذاشتم و شروع کردم فیلم گرفتن

بهزاد میگفت جنده من کیه

نیلوفر با ناز و عشوه تموم میگفت منم جرم بده

جندتو جر بده

شیدا کجاست ببینه داری دوست متاهلش رو میکنی

بهزاد میگفت قربون اون شیدا برم که دوستش رو شناختم که بکنمش

همین مدرک کافی بود که شوهر نیلوفر رو در جریان بزارم که بعد از من روز خوش نداشته باشن

یه تکست دادم به بهزاد که خیلی پستی

درب اتاق رو با شدت بستم و سریع اومدم بیرون

راوی :

شیدا با عصبانیت و گریه از آپارتمان خارج میشه و افشین هم دنبال شیدا راه می افتد

شیدا مسیرش رو میگیره و پیاده با خشم زیاد از خیانتی که از بهزاد دیده به مسیرش ادامه میده تا افشین خودش رو با ماشین یه شیدا میرسونه و بعد از اصرارهای فراوان شیدا سوار میشه

افشین به شیدا میگه دیدی این آدم لیاقتت رو نداره

شیدا داد میزنه افشین خفه شو

بهزاد هر چی زنگ میزنه رو تلفن شیدا . شیدا ریجکت میکنه و فحش میده

نیلوفر از ترسش به شیدا زنگ میزنه

شیدا جواب میده و فقط یک جمله میگه

هرزه فیلمت رو گرفتم و همین الان میفرستم برای شوهرت که بفهمه زنش چه جنده ایه

افشین هم ته دلش خوشحال از اینکه بهزاد رو از چشم شیدا انداخت

هرچی نیلوفر و بهزاد تماس میگیرن با شیدا اون جواب نمیده و در حال ارسال فیلم به شوهر نیلوفره

افشین جلوش رو میگیره و میگه حالا فعلا نفرست

شیدا میگه نمیدونم چی شد که فیلم رو نفرستادم . حس کردم زمانش الان نیست و باید زمان دیگه ای باشه

.

چند ساعتی افشین و شیدا تو شهر میچرخن تا شیدا اروم تر میشه و به اصرار افشین شیدا میره خونه افشین

شیدا نمیتونسته به خونه مشترکش با بهزاد برگرده و جای مناسب تری هم با وضعیتی که داشته بهتر از خونه افشین نبوده

شیدا نمیدونست باید چیکار کنه و تنها چیزی که بهش مطمئن بود این بود که بهزاد براش مرده

.

ساعت ۱۲ شب بود و شیدا و افشین تو همون آپارتمانی که بهزاد داشت به شیدا خیانت میکرد بودن

شیدا از اتاقی که این اتفاق براش افتاده بود چشم برنمیداشت و گریه میکرد

تا اینکه زمانش رسید

زمانی که شیدا خودش رو خالی کنه

بتونه احساس بهتری داشته باشه

شیدا:

صحنه های سکس بهزاد و نیلوفر یک لحظه از چشمم دور نمیشد

بی اختیار بلند شدم رفتم سمت اتاق خواب

یکم تو اتاق چرخیدم

هنوز بوی تن بهزاد رو تو اتاق حس میکردم

رفتم رو تختی که بهزاد داشت با صمیمی ترین رفیقم بهم خیانت میکرد خوابیدم

گوشیم رو خاموش کرده بودم که از زنگ های بی امان بهزاد رها باشم

از گریه زیاد و خستگی روز همونجا خوابم برد

نصفه های شب بود که از خواب بیدار شدم

هنوز مست بودم و تشنه

رفتم تو اشپزخونه اب بخورم که دیدم افشین رو کاناپه خوابش برده

درد و فشار اینکار بهزاد رو نمی تونستم فراموش کنم

آب خوردم و برگشتم تو اتاق

یه آینه قدی بزرگ تو اتاق بود

رفتم جلوش وایسادم و یه نگاه به خودم انداختم که چشام قرمز بود از فرط گریه

موهام رو با دستم بازی دادم و دادم بغل

قیافه معصومی تو این حالت پیدا میکردم که بهزاد عاشقش بود

به خودم گفتم اخه تو چی کم داشتی

چی براش کم گذاشتی که اینکارو کرد

رفتم تو مقایسه خودم با نیلوفر

نیلوفر یه دختر جذاب و سکسی بود ولی آیا به اندازه من؟

کدوممون بهتریم واقعا

تیشرتم رو دراوردم

سوتینم رو باز کردم و سینه هام رو با دستم گرفتم

سینه هایی که بهزاد عاشقشون بود

یادم افتاد بهزاد معمولا هر زمان میخواست ارضا شه کیرش رو میذاشت لای سینه هام

شلوارم رو دراوردم

هیکلم داشت تو تاریکی میدرخشید

پوست سفیدم با اندک نوری که می تابید عین یه ستاره میدرخشید

شورتم رو درآوردم

واقعا تو هیکلم ایرادی نمیدیدم

دختر ۱۹ ساله ای که باشگاه رو ول نمیکرد

تصمیمم رو گرفتم

بهم بر خورده بود که بهزاد این اندام رو بیخیال شده و با نیلوفر سکس کرده

رفتم سمت افشینی که بی صبرانه منتظر بود همچین روزی برسه و رابطه من و بهزاد خراب شه

افشین رو کاناپه خواب بود

نه اینجا نه

میخوام رو همون تختی انجامش بدم که بهزاد انجامش داد

میخواستم بوی سکس نیلوفر و بهزاد رو با یک سکس دیگه از اتاق بیرون کنم

برگشتم سمت اتاق

رو تخت خوابیدم

لحاف رو روی خودم کشیدم

ولی جوری که فقط شکم و پهلوهام رو بپوشونم

سینه هام و باسنم بیرون از لحاف بود

پشت به درب اتاق خوابیدم که وقتی افشین وارد اتاق میشه باسنم رو ببینه

تو همون حالت خوابم برد

.

نمیدونم چقدر خوابیدم ولی دم دم های صبح بود

از پشت دم باسنم یه چیزی رو حس کردم

افشین پشتم خوابیده بود و داشت سینه هامو میمالوند

خیلی با احتیاط و اروم اینکارو میکرد

ازم ترس داشت

وقتی فهمیدم اون چیزی که داره با باسنم برخورد میکنه کیر افشینه باسنم رو دادم عقب که تماسش بیشتر باشه

این کارم مجوز رو برای افشین صادر کرد

یه آهی کشید و خودشو چسبوند بهم و با شدت بیشتری سینه هام رو فشار داد

هیچی نگفتم و شروع کردم به چرخوندن باسنم

افشین با یه حرکت برم گردوند و عین وحشی ها افتاد رو سینه هام و با ولع سینه هام رو میخورد

هیچی نمیگفتم و اجازه میدادم کارش رو بکنه

افشین هر از گاهی میخواست ازم لب بگیره که بهش اجازه نمیدادم و سرش رو هل میدادم سمت سینه هام

سینه های سایز ۹۰ و سفت و ایستاده ام که هر مردی رو حشری میکرد

با ولع سینه هام رو میخورد و قربون صدقه خودم و سینه هام میرفت

لعنتی چه سینه هایی داری

حیف اینا نیست آخه

کم کم داشتم حشری میشدم که افشین آروم آروم رفت پایین تر

حالا پاهام جلو افشین بازه باز بود و افشین در حالی که دست از رو سینه هام برنمیداشت با ولع کسم رو میخورد

خیلی بهتر از بهزاد اینکارو میکرد

بهزاد کلا اینکارو زیاد انجام نمی داد و سریع میکرد توش

از کسم آب میریخت و حس جبران خیانت بهزاد حشریترم کرده بود

یه نیم ساعتی افشین سینه هام و کسم رو خورد

یه بار تو این حین ارضا شدم

زمانی که انگشت افشین تو کسم بود و همزمان کسم رو میخورد

افشین انگشتش رو درآورد و آب کسم رو خورد

انگشتشو میکرد تو دهنش و میگفت قربون اون ابت بشم

با دو دستم سرش رو گرفتم و کشیدم سمت صورتم

میخواستم هر چه سریعتر کیرشو تو کسم حس کنم

شروع کردم ازش لب گرفتن

کیرشو تنظیم کرد و دم سوراخ کسمو میمالوند

اه و ناله ام دیگه فضای اتاق رو پر کرده بود

میگفت میخوای بکنم توش

با سر گفتم اره

گفت نه باید بگی

گفتم اره

گفت نه اینجوری نه. اگه میخوای بکنمت باید بگی چی میخوای

گوشش رو کشوندم دم دهنم و تو گوشش گفتم

کیرتو میخوام

کیرتو بکن تو کسم با کیرت جرم بده

حرفم تموم نشده بود که کیرشو فرو کرد تو کسم

برای بار اولی بود که کیر کسی به جز بهزاد تو کسم میره

یه آهی کشیدم و افشین گفت بالاخره کردمت

ناله ای کردم و گفتم بکن تا ته

کیرش رو تا ته فرو میکرد تو کسم و میگفت لعنتی چه کس تنگ و خوبی داری بیخود نبود اینقدر تو کفت بودم

کیرش بالعکس کیر بهزاد کوچیک بود . ۱۳ یا نهایت ۱۴ سانت ولی حس انتقامم از بهزاد لذتش رو برام صد برابر میکرد

مخصوصا که میدیدم افشین داره از موفقیتش لذت میبره

ازش پرسیدم افشین من خوبم ؟

گفت بهترین کسی هستی که به عمرم کردم

دستهام رو حلقه کرده بودم دور گردن افشین و افشینم تا ته کیرشو میکرد تو کسم و ناله میکردم

اولین کسی که به جز بهزاد داشت منو میکرد

اولین کسی که بهش حس نداشتم و با تموم وجودم داشتم بهش میدادم

پیش خودم میگفتم الان من جنده شدم ؟

هیچی برام اهمیت نداشت

افشین پشت زانوهام رو با دو دستش فشار میداد سمت تخت

زانوهام رو تخت بود و کسم اومده بود بالا

با تمام وجود تلمبه میزد و تخت صدا میداد

واااااای افشین بکن

این کس رو جر بده

افشین میگفت جونم خوشگلم

چشم میکنمش و با فشار زیاد کیرشو تا ته میکرد

به فکرم رسید تو اون استایلی که نیلوفر به بهزاد کس میداد بشم

داگ استایل شدم و افشین دوباره از پشت شروع کرد به خوردن کسم

دوباره ارضا داشتم میشدم که گفتم افشین بکن توش

افشین دو بر باسنم و گرفت و کیرشو کرد تو کسم . محکم میزد رو کونم و میگفت لعنتی میدونی چند وقته تو گفتم ؟

قول بده دفعه اخر نباشه

گفتم قول میدم . میگفت هر زمان بخوام باید بهم بدی

گفتم معلومه که میدم . به شرطی که الان پاره ام کنی و افشین محکم میکرد منو

همینطوری که دو طرف باسنم رو گرفته بود و هر از گاهی یه اسپک میزد محکم میکرد تو کسم و ازم تعریف میکرد

ده دقیقه ای ادامه داد و گفت برگرد دارم ارضا میشم . سریع برگشتم کیرش رو گذاشت لای سینه هام . سینه هام رو با دستم جمع نگه داشته بودم و همینجوری که لای سینه هام جلو عقب میکرد آبش با شدت زیاد اومد

یه مقدارش لای سینه هام و کمی هم رو صورتم پاشید . کیر خیلی خوشگل و تراشیده ای داشت همونجوری که حدس زده بودم زیاد بزرگ نبود ولی شاید خیلی بهتر و هات تر از بهزاد .

حالا واقعا سکس برام یه معنی دیگه داشت و نمیدونم این دلیلش چی بود . بخاطر انتقامم از بهزاد که با دوستش ازش انتقام گرفتم یا به یه درک دیگه از سکس رسیدم

راوی : شیدا و افشین کمی تو بغل هم افتاده بودن

افشین تو این زمان خیلی سعی کرد یجوری به شیدا بفهمونه که میخواد این رابطه ادامه دار باشه ولی شیدا اصلا و حداقل فعلا آمادگی رابطه جدید رو نداشت . چیزی که تو اون لحظه میدونست این بود که رابطه اش با بهزاد دیگه شدنی نیست

این قسمت اول از سری خاطرات شاهین و شیدا بود

امیدوارم تونسته باشم رضایت شمارو جلب کرده باشم

هر ضعفی تو نوشتارم دیدید ممنون میشم بهم بگید که بتونم برطرفش کنم

سکس افشین با شیدا و رابطشون هیچی از ناراحتی شیدا کم نکرده بود و شاهین تو محیط کار کمکم داشت متوجه تغییر احوال شیدا میشد

حتی یه چند باری ازش پرسید که شیدا تو جواب گفت : چیزی نشده شخصیه

ولی خب شاهین با تجربه تر از این حرفها بود که متوجه نشه حال شیدا چرا خرابه

شاهین میدید که بهزاد میاد دنبال شیدا ولی شیدا با اون نمیره

میدید شیدا خطش رو عوض کرده

این اتفاقات باعث شد شاهین توجهش به شیدا بیشتر بشه

اما رابطه افشین و شیدا چطور میگذشت

عین دو تا دوست که سکس هم داشتن ولی بدون هیچ رابطه احساسی

شیدا دختری نبود که نه افشین نه هیچکس دیگه ای با یکی دو بار سکس کردن ازش خسته شه که هیچ براش جذابتر هم میشد

شیدا به افشین اجازه نمیداد این رابطه احساسی بشه و افشین هم اینکه یا شیدا وقت میگذروند و باهاش سکس می کرد براش جذاب بود

مهمونی و دورهمی ها عموما با افشین بود و اینکه افشین باعث میشد شیدا سرش گرم باشه که یاد بهزاد نیفته برای شیدا کافی

چند باری باهم سکس داشتن که من الان میخوام یکی از سکس های خاصشون رو براتون تعریف کنم

افشین تماس میگیره با شیدا که شب میخوایم بریم خونه حسین

شیدا میگه کیا هستن که افشین تو جواب میگه حسن دو تا از دوستای حسین با دوست دختراشون

حسین سینگل بود و کمی سنش بالا .حدود ۴۰ سالش بود و یه مرد هیکلی و گنده بود که وضع مالی خیلی خوبی داشت و افشین با سرمایه گذاری خسین کار میکرد

شب برنامه چیده میشه و دور هم جمع میشن

شیدا هم که هموما لباسهای باز و سکسی میپوشه با یه دامن کوتاه و یه تاپ بندی که سینه هاش قشنگ جلب توجه میکنه میره

دور هم جمع میشن و پسرا یه لحظه چشماشون از رو اندام و سینه های شیدا برداشته نمیشه

مینوشن و میکشن و میرقصن

حسین مخصوصا بدجوری قفلی زده بود رو شیدا حتی یک بار وقتی شیدا تو آشپزخونه داشت برای بساط شام کمک می کرد حسین میاد کنار شیدا و میگه تو چه خوبی دختر

اینم بگم شیدا دختریه که وقتی مست میشه خیلی زیباتر و سکسی تر میشه

کمکم همه میرن و شیدا و افشین میمونن با حسین که صاحبخانه بود

شیدا مست مست میره تو اتاق آماده بشه که افشین پشتش میاد تو

میگه چرا داری اماده میشی

شیدا میگه بریم دیگه

افشین تو جوابش میگه میریم حالا و از پشت میچسبه به شیدا

شیدا هم که تو مستی نمیتونه دست رد بزنه

خودش رو ول میکنه تو بغل افشین و افشین شروع میکنه به خوردن شیدا

بند پشت تاپ شیدا رو باز میکنه و سینه های زیبای شیدا کاملا بیرون می افتد

این اتفاق کافیه برای دیوانه کردن افشین

شیدا رو میندازه رو تخت و میافته رو سینه های شیدا

یه ده دقیقه ای فقط سینه های شیدا رو میخورد

کمکم شیدا رو لخت کرد و خودش هم لخت شد

شیدا :

افشین با ولع هرچه تمامتر کوس و سینه هام رو میخورد و من مراقب بودم صدای آه و ناله هام که شدتم داشت بیرون نره

خونه ساکت بود و شک نداشتم هر چی هم مراقب باشم صداهام داره به گوش حسین میرسه

افشین خوب میدونست دیگه بعد چندین بار سکس کردن برای حشری کردن و به اوج رسوندنم باهام چیکار کنه

فقط منو میخورد تا به التماس افتادم

برای اینکه بیشتر تحریکش کنم که زودتر بکنه شروع کردم به خوردن کیرش

افشین خوابیده بود و من داشتم کیرشو میخوردم

خین خوردن کسم توسط افشین دوبار ارضا شده بودم و این دلیلی نمیشد که کیر نخوام

یکم براش خوردم و بعد نشستم رو کیرش

اینقدر کوسم خیس بود که کیر نه چندان بزرگ افشین تا ته راحت بره توش

وای خدای من تمام بدنم از لذت لرزید و شروع کردم بالا و پایین شدن

یک دقیقه تو این حالت نگذشته بود که افشین گفت بلند شو برم اب بیارم خیلی تشنه هستم

اون میدونست من تحت هیچ شرایطی این پوزیشن رو ترک نمیکنم

خفه شو افشین

افشین: نزاری مجبورم بگم حسین بیاره

با این حرفش شدت خیسی کسم دو برابر شد و محکم تر بالا پایین کردم

عموما از اینکه نگاهها رو جلب خودم کنم خوشم میوند

از سر شب از نگاههای حسین و دوستش داشتم لذت میبردم

اینکه دافی بودم و بهزاد توجهی بهم نمیکرد عقده شده بود برام

افشین پرسید چی شد بگم بیاره

گفتم اگه فقط اب میاره بگو

راستش بدم نمیومد حسین زیبایی های بدنم رو ببینه

حسین یه مرد بسیار جنتلمن و خوش تیپ و آقایی بود

همین قضیه برام اعتماد آورد

افشین بلند گفت حسین داداش یه شیشه اب میاری لطفا

انگار حسین منتظر این اتفاق بود چرا که به ده ثانیه نکشید نوری که تو اتاق افتاد باعث شد بفهمم حسین اومده تو اتاق

تنم داغ تر شد و حال عجیبی داشتم یکم ریتمم رو شل کردم هم خجالت میکشیدم هم لذت . از خجالت همونجوری که رو افشین نشسته بودم روش خوابیدم و سرم رو گذاشتم کنار سرش تا چشمم به حسین نیفته

دیگه کامل ثابت شدم تا صبر کنم حسین بره بیرون

اومد اب رو گذاشت رو پاتختی و گفت به به لذت ببرید

برگشت به افشین گفت کاری نداری داداش

افشین گفت چرا بشین رو صندلی کاری داشتم میگم

در گوش افشین گفتم چیکار میکنی

افشین گفت ولش کن فقط نگاه میکنه تو کستو بده و با دستاش شروع کرد به تکون دادن باسنم

شروع کردم دوباره تکون خوردن

حسین دقیقا پشتم نشسته بود و کونم سمت حسین بود و مطمئن بودم الان نگاهش به کون من و کیر افشینه که چطوری داره تا ته میره تو کس کوچولوم

شروع کردم دوباره به تکون خوردن و افشینم تا ته میکرد تو کسم

در گوشم میگفت دوست داری حسین داره کس دادنت رو میبینه

من:اوهووووم

افشین:دوست داری کیرش راست شه با دیدنت

من:اوهوووم دوست دارم ببینه چه کسی دارم و چطوری میدم

صدای لباس دراوردن حسین به گوشم میرسید و قشنگ معلوم بود نشسته و فقط نگاه کنه

مشتاق شدم ببینم حدسم درسته یا فقط نشسته . به افشین گفتم بیا روم و بغلش دراز کشیدم

دستام رو بالای سرم حلقه کردم و برگشتم دیدم بله حسین لخت پایین تخت وایساده

افشین بلند شد و گفت حسین یه حالی به این بچه بده من میرم دستشویی

دیگه فهمیدم کار فقط نگاه کردن نیست

همونجوری که خوابیده بودم چشمام رو بستم و یه قری به کمرم دادم و پاهام رو باز کردم

گرمای حسین رو روی خودم احساس کردم

یه دستی به سینه هام کشید و آروم گفت اجازه هست عزیزم؟

با دستام سرش رو به سمت خودم هدایت کردم

تو اون لحظه فقط میخواستم سوراخ کسم پر بشه

یکم بوسم کرد و شروع کرد مالوندن کیرش به سوراخ کسم

مشخص بود از کیر افشین بزرگتره و حسش میکردم سرش رو یکم کرد تو که یه داد بلند کشیدم . خیلی درد داشت با دستم هلش دادم عقب و یه نگاه کردم

وای چی میدیدم

امکان نداره کلفتی کیرش به اندازه مچ دستم و طولش هم حداقل ۲۲ سانت میشد

تازه از خم کیرش فهمیدم هنوز راست نشده

باورم نمیشد

اینو چطوری تو کسم جا بدم

از اونور تحریکم کرده بود

از اونور میترسیدم

حسین ترسم رو فهمید و گفت نگران نباش فقط سرشو میکنم

هر جا درد داشتی بگو

گفتم فقط آروم

گفت باشه عزیزم

سرش رو گرفت و اروم اروم فشار داد

تا دو سه سانتش رو که دیدم رفت تو سرم افتاد رو تخت

داشتم جر میخوردم و آروم ناله میکردم

میگفت خوبه ؟ دوست داری؟

میگفتم اره خیلی خوبه و اروم اروم جلو عقب میکرد هر دفعه حس میکردم داره بیشتر میکنه تو

درد شدید و لذت بیشتر از درد هر دو با هم اومده بود سراغم

حسین اروم ارو میکرد و میگفت چه بچه خوبی داریم

میگفتم دوست داری کسمو

میگفت بی نظیره و کم کم ریتمش رو بالا میبرد

دو سه دقیقه نگذشته بود که کل کیر حسین رو تو خودم حس میکردم . سرم رو بلند کرد و گفت ببین نگران بودی کل کیرم تو کسته و میکرد

باورم نمیشد اون کیر کلش تو کسم داره جلو و عقب میره

سینه هامو با ولع میمالید و هر از گاهی میومد بخوره که کیرش درمیومد . میگفت ادم نمیدونه بخورتت یا بکنتت

میگفتم بکن حسین دوست دارم کیرتو

بلندم کرد و گفت حالا که دوست داری بزار داگ استایل بکنمت

برم گردوند و یکم کس و کونم و لیس زد

می گفت چه سوراخ کون آببندی داری جون میده از کون بکنمت

گفتم نه توروخدا من تا حالا از کون ندادم

کیرشو اروم کرد تو کسم و و شروع کرد جلو عقب کردن

از شدت فشار هی جلو تر میرفتم و حسین میومد جلوتر

با دستام مشت میزدم به دیوار و حسین حالا داشت تا ته و محکم میکرد منو و صدای دادم کل ساختمون رو برداشته بود

افشین اومد تو اتاق و گفت حسین بچه رو امانت دادم دستت یواش بکنش

حسین هم همینجوری که میکرد میگفت نگران نباش خودش دوست داره

افشین پرسید شیدا دوست داری؟ همونجوری که داد میزدم میگفتم اره دوست دارم

کیرشو دوست دارم

از تو بهتر میکنه

عاشق کیرشم

حسین هم وحشیانه میکرد منو

انقدر کرد که دیگه از حال رفتم و برم گردوند . اومد نشست رو شکمم و کیرشو گذاشت لای سینه هام

کیرش از لای سینه هام به دهنم رسیده بود و شروع کرد مالیدن کیرش و منم سرش رو میخوردم

موهامو میکشید که سرم تنظیم شه با کیرش که بیشتر بره تو و منم میخوردم براش که یهو ارضا شد

تا جایی که میشد فشار داد تو دهنم و ارضا شد

منم یه اوقی زدم و داشتم خفه میشدم

این حجم از آبش داشت خفه ام میکرد

تموم نمیشد . هی میگفتم الان تموم میشه ولی شدتش بیشتر میشه و از دهنم آبش میریخت بیرون

یکی دو باری از بهزاد رو آورده بودم و تو دهنم ارضا شده بود . زیاد اینکارو دوست نداشتم ولی چاره ای نداشتم

خلاصه ابش تموم شد و کیرش رو گذاشت لای سینه هام و میمالوند

همون حالت دیدم افشین داره پاهامو باز میکنه

کسم بازه باز شده بود

افشین گفت چیکار کردی این کوچول کس رو واسه منم میزاشتی و همون رو فرو کرد تو کسم

حسین از روم بلند شد و همونجوری که حالا افشین داشت کسم رو میگایید حسین بهم دستمال داد و کمک کرد خودمو تمیز کنم

کیر افشین رو اصلا تو کسم حس نمیکردم

حسین پاهام رو بالا گرفته بود و افشین میکرد

افشین به حسین می گفت دیدی چه کسیه ؟

به این میگن کس و وحشیانه میکرد

حسین هم می گفت خدایی دمت گرم خیلی بچه خوبیه

این بچه رو باید نگه داشت

خیفه دست کسی بیفته

افشینم محکم میکرد و من بدون ناله ای افتاده بودم که افشین ریتمشو بیشتر کرد و داشت ارضا میشد

کیرشو درآورد و آبش رو ریخت رو شکمم و داد میزد

هر دوشون دو طرفم افتاده بودن من تو بغلشون گم شده بودم

یکم که گذشت بزور پاشدم و رفتم حموم

حسین اومد گفت بیام بشورمت که گفتم نه تورو خدا دارم جر میخورم

دیگه نای نداشتم . از حموم دراومدم و …

نوشته: زوج خوشبخت

بازدید 4,443

9 پاسخ به “نگاهی دیگر (۱)”

  1. خیلی خوب و جذاب بود. سپاس از نگارش خوب، انتقال حس فضا و تعامل جنسی و حس واقعی به خواننده.

  2. خیلی حیفه که آیدی یا پروفایل نگارنده داستان مشخص نیست که فالو کنیم…ادمین جان اگر این گزینه اِعمال بشه بد نیست. یا خود نگارنده لطف کنه زیر داستانش آیدیش رو اعلام کنه ممنونش میشوم. ❤️❤️

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...