سلام دوستای عزیزم، دلم میخواد یکی از تجربه های خوب را براتون بگم که حس خیلی خوبی ازش گرفتم و شما هم شریک باشید.
چند سال پیش بود تازه مدرک ماساژم را گرفته بودم بعد از سر زدن به چند سالن ماساژ بالاخره با یکی از سالن ها قرارداد بستم و کارمو شروع کردم.حدودا دو ماه بود که کار میکردم. و عاشق کارم بودم و هستم آخه ماساژ یعنی جریان حس آرامش در بدن افراد. بگذریم طولانیش نکنم .
ساعت کاری سالن هم صبح ها بود هم بعداز ظهر ها تا شب حدود ساعت ۱۰شب البته بعضی اوقات مشتری هایی که تایم روزشون پر ده تا یازده هم نوبت میدادند و چند باری هم توی این تایم ماساژ داده بودم. یه شب آخرین مراجعه کننده ساعت ۹ تا ده شب بود تایم ماساژش تموم شد و رفت وقتی اومدم با صاحب سالن خداحافظی کنم و برم گفت مهدی امشب یه مراجعه کننده دارم ساعت ده و نیم میاد یک ساعت ماساژ ریلکسی میخواد من پدرم حالش بد شده بردنش بیمارستان قرار بود خودم این تایم را باشم اما الان اینجوری شده میتونی تو انجام بدی که نخوام به ماسور دیگه ای زنگ بزنم؟
منم با اینکه خیلی خسته شده بودم اما قبول کردم کلید های سالن را داد بهم گفتم آخر بار درب را ببند و برو
حدود ساعت ده و بیست دقیقه بود که دیدم یه پسر جوان و خوش فیس و خوش تیپ اومد سلام کرد گفت نوبت ماساژ داشتم به فرم دادم بهش گفتم مشخصاتت را پر کن چند تا سوال هم داشت که باید جواب میداد تا اومد فرم پر کنه براش شربت آماده کردم . فرم را پر کرد داشت شربت میخورد منم فرم مشخصات را داشتم نگاه میکردم اسمش سینا بود و ۱۹ ساله.بعد شربت راهنماییش کردم به سمت اتاق گفتم لباستون را در بیارید و هر وقت آماده شدید صدام کنید.چند دقیقه ای گذشت و وارد اتاق شدم .اتاق ماساژ واقعا خوب بود هم به اتاق شیک با نور پردازی عالی یه موزیک ملایم گذاشتم و روغن مو برداشتم اومدم سمت تخت. تا نگاهم افتاد به بدنش پیش خودم گفتم اووف چه بدنی داره.بدنش سفید بدون یدونه مو و یه شرت هفتی هم پوشید بود.دست هامو روغنی کردم ، گرمشون کردم،خیلی آروم گذاشتم روی کمرش و ماساژ را شروع کردم هنوز سه ،چهار دقیقه نگذشته بود که گفت ببخشید اسمتون رو نگفتید . گفتم مهدی هستم. گفت آقا مهدی من دوسدارم بیشتر تایم ماساژ را باسنمو ماساژ بدید. منم گفتم بله چشم هر جور شما خواستید. خلاصه کنم کمرش و دستهاشو را ماساژ دادم رسیدم به پاهاش چند دقیقه ای پاهاش ماساژ دادم آروم آروم اومدم سمت رون های پاش با دستام روی پاهاش بجای ماساژ حس ماساژ را نقاشی میکردم قشنگ معلوم بود که حس خوبی گرفته چون صدای نفسهایش تغییر کرده بود و منم همینو میخواستم . با نوک انگشتان دستم آروم آروم که حسش از بین نره میومدم سمت کونش و بر میگشتم . یکم که گذشت دستامو بردم سمت قمبلای کونش، آخ که چقدر نرم بود اصلا همین که دستم رسید اینجا کیرمو حس می کردم که داره بلند میشه اما شورتش نمیذاشت همه کونش رو حس کنم برای همین هم کنار های شورتش را جمع کردم به سمت داخل و خط کونش که یکدفعه گفت اگه شورتم مزاحمه اشکالی نداره درش بیار .
منم از خدام بود چون واقعا بدنش از بدن یه زن هم تمیز تر و سفید و تر و نرم تر بود. اما گفتم نه مشکلی نیست هر جور شما راحتی. گفت من اگه شورتمو در بیاری راحت ترم . منم گفتم چشم سینا جان. کونش را داد بالا تا راحت تر شورتش در بیارم وای که چه صحنه ای بود دلم میخواست همون لحظه خم بشم با زبونم لای کونشو براش لیس بزنم.شورتش را در اوردم شروع کردم همه یک کونشو ماساژ دادن . با نوک انگشتام روی کونش نقاشی میکردم اونم هی کونشو تموم میداد.انگشتمو کشیدم لای کونش همینجوری براش ماساژ میدادم و کیر من بود که داشت از شق شدن درد میگرفت دلم میخواست بپرم روش ولی نمیدونستم تا چه حدی دوسداره. همینطور که داشتم لای کونشو انگشت میکشیدم انگشتمو بردم دم سوراخش آروم ماساژ دادم با یه دست دیگرم داشتم کونشو میمالیدم آروم آروم انگشتمو میکردم داخلش ببینم واکنشش چیه. دیدم انگار خوشش میاد انگشتمو بیشتر کردم داخل و مثل تلمبه زدن انگشتمو عقب و جلو میکردم.اخ داغی کونش دیوونم کرده بود دلم نمیخواست دستمو در بیارم. یکدفعه گفت اگه دوسداری با بدنت ماساژ بده. وای منتظر این لحظه بودم لباسامو در آوردم. رفتم بالای تخت اول سینمو چسبوندم به کمرش شروع کردم با سینم ماساژ دادم کونش را قمبل کرده بود نوک کیرم میخورد به کونش. آروم آروم خودمو چسبوندم بهش کیرمم لایه کونش بازی میکرد. صداش بلند شده بود دیگه معلوم بود بیقرار شده گفتم بره توشو ماساژ بده. گفت آره. اخخ داغی کونشو هنوز حس میکنم.شورع کردم عقب و جلو کردم. یکم که گذشت گفت دوسدارم هفتی بکنی . برگشت منم اول شروع کردم لباشو خوردن، زبونمو آوردم سمت سینه اش لیسش میزدم همینطور که میخوردم کیرم کردم توی کونش شروع کردم عقب جلو کردن دستمو آوردم سمت کیرش شروع کردم کیرش مالیدن حدودا سه چهار دقیقه شد که گفت آبم داره میاد گفتم اشکال ندارد آبش ریختم رو شکمش با دستم مالیدمش بعد چند دقیقه محکم زدن خودمم آبم داشت میومد گفتم آبم داره میاد کجا بریزم. گفت بریز روی کیرم ابمو خالی کردم روی کیرش و بلند شدم . تمیزش کردم خودمم لباسمو پوشیدم . چند بار دیگه هم اومد برای ماساژ که بعداً میگم . امیدوارم دوسداشته باشید و من بلد نیستم داستان بنویسم ببخشید اگر خوب نبود فقط میخواستم حسی که تجربه کردم را شما هم تجربه کنید.
نوشته: مهدی
16 پاسخ به “ماساژ سینا”
بهم پیام بدههه
بهم پیام بدههه
جان چه حالی کردی تو
اوفففففف یکی مثل اینارو دوس دارم ماساژ بدم خیلی حال کردم
خیلی خوبه هم ماسور هم کلاینت لذت میبرند منم دوست دارم ولی بات نه، فقط سافت دوطرفه
منم همینجوری ماساژ گرفتم، واقعا لذت بخشه مخصوصا وقتی برخورد کیر شق شده ماسور رو حس میکنی که به بغل بازوت میخوره و میدونی کم کم می خواد شروع بشه
توصیفت عالی بود واقعا حس خوبیه حتما امتحان کنید من ماسور رو میارم خونه تا راحت باشم و حسابی بهش میدم
منم دوست دارم یه ماساژور اینجوری گيرم بیاد
عالی بود
تهران مهمونم ۲۶/۱۸۵/۶۵ لاغرم کسی هست پایه باشه گروپم باشه مشکلی نیست
tala منم دلم ماساژ میخاد
شیطون منم ماساژژژ میخام
تصور میکنم نیمی از پسرهای این خاک پُر گُهر کونی شدن ! از حجم داستانهای گِی که آپلود میشه اینطور به نظر میرسه . دخترا دیگه راحت راحت باشین دیگه کَسی باهاتون کاری نداره .
عذر میخوام میشه حس ماستژ رو رو یه کاغذ نقاشی کنی و تو یه تایپیکی چیری آپلود کنی تا ماهم بفهمیم حس ماستژ چه شکلیه؟؟ آخه چرا متن هایی به این گیرایی و باور پذیر رو با سعی در به وجود آوردن واژه های من درآوردی دچار شک میکنید؟
این سالن ماساژ بود یا کون مردم گذاشتن
اینجا هر کی رفته برا ماساژ یا کون کرده یا کونش گذاشتن . بریم ماساژور بشیم ماهم. خخخخ