امید و سارا (۲)

…قسمت قبل

چند روز بعد، سارا خودش پیشنهاد داد دوباره برن همون مرکز خرید. این بار با لبخند شیطنت‌آمیزی به امید گفت:

دلم یه سری لباس جدید می‌خواد که بیشتر تو چشم باشم، مگه نه؟

امید که کیرش با شنیدن این حرف سفت شده بود، سریع موافقت کرد. عصر جمعه دوباره رفتن همون بوتیک. آرش، فروشنده‌ی جوون، وقتی از دور سارا رو دید، لبخندش باز شد و سعی کرد خونسرد به نظر بیاد، ولی چشماش تابلو بود.

سارا این بار یه تاپ مشکی ساده اما چسبناک با یقه‌ی گرد عمیق پوشیده بود که سینه‌های خوش‌فرم و سفتش رو خوب برجسته می‌کرد، همراه با شال نازکی که عمداً شل افتاده بود دور گردنش. شلوارش هم جین آبی تیره معمولی بود ولی تنش نشسته بود که کون گرد و گوشتیش کاملاً معلوم باشه.

آرش جلو اومد و با صدای گرم گفت: خوش اومدید دوباره. چی مدنظرتونه امروز؟

سارا با نگاهی بازیگوش: شلوار زاپ‌دار و تاپ‌های تابستونی. چیزایی که تو خیابون بتونم بپوشم و  یه کم جذاب‌تر از معمول باشه.

امید یه گوشه ایستاده بود و فقط نگاه می‌کرد. آرش چندتا مدل آورد:

یه شلوار جین زاپ‌دار روشن (رنگ آبی آسمانی) که زاپ‌ها روی ران‌ها و اطراف باسن بود و پوست صاف و برنزه‌ی سارا رو از زیرش نشون می‌داد.

یه شلوار مشکی زاپ‌دار اسکینی که از پشت کونش رو مثل پوست دوم می‌چسبوند.

چندتا تاپ کراپ و بادی تنگ.

سارا رفت تو اتاق پرو. اولین بار با شلوار جین زاپ‌دار روشن و یه تاپ سفید کراپ اومد بیرون. تاپ انقدر کوتاه بود که یه نوار باریک از شکم صاف و کمر باریکش معلوم بود. زاپ‌های شلوار دقیقاً روی ران‌های خوش‌فرمش قرار گرفته بود.

سارا جلوی آینه چرخید، بعد رو به آرش کرد و پرسید: این زاپ‌ها زیادی باز نیست؟ تو خیابون عادی به نظر می‌رسه؟

آرش با صدای گرفته: نه خانم… خیلی خوب نشسته. واقعاً بهتون میاد. پاهاتون خیلی خوش‌فرم شده.

سارا عمداً یه قدم جلوتر اومد و کمی چرخید تا آرش از پشت هم ببینه. شلوار کاملاً روی کون گرد و تحریک‌کننده‌اش کش اومده بود و خطوط بدنش رو واضح نشون می‌داد.

بعد رفت تو و این بار با شلوار مشکی زاپ‌دار و یه بادی مشکی تنگ بدون سوتین برگشت. نوک سینه‌های سارا زیر پارچه‌ی نازک بادی کاملاً معلوم بود. وقتی ایستاد، سینه‌های ۷۵ خوش‌فرمش حسابی تو چشم می‌زد.

آرش دیگه نمی‌تونست نگاهش رو کنترل کنه. چشماش بین سینه‌ها و ران‌های سارا که از زاپ‌ها معلوم بود، می‌چرخید.

امید از دور همه چیز رو می‌دید و کیرش تو شلوار سنگینی می‌کرد. سارا چندتا ست دیگه هم امتحان کرد؛ هر بار بیشتر از دفعۀ قبل جلوی آرش می‌ایستاد، خم می‌شد، چرخ می‌خورد و نظرش رو می‌پرسید.

در نهایت سه تا ست انتخاب کردن: دوتا شلوار زاپ‌دار (یکی روشن، یکی مشکی) و سه تا تاپ و بادی مختلف.

موقع حساب کردن، آرش تخفیف خوبی داد و بعد یه لحظه مکث کرد. سارا لبخند زد، یه کارت ویزیت کوچیک از روی میز برداشت، پشتش شماره تلفن آرش نوشته شده بود. آرش با صدای آروم گفت:

تو این کارت آدرس پیجمون هست کاراهای جدید و میزاریم و شماره هم هست واسه مشاوره و ارسال با پیک

سارا کارت رو گرفت، نگاهی به امید انداخت و بعد با لبخند معنی‌دار به آرش گفت: ممنون آرش… حتماً بهش فکر می‌کنم.

بعد کارت رو گذاشت تو کیفش، درست جلوی چشم امید.

وقتی از مغازه بیرون اومدن، امید دیگه طاقت نداشت. تو پارکینگ ماشین، به محض بسته شدن درها، دستش رو رفت تو شلوار سارا و کس خیسش رو لمس کرد.

امید با صدای گرفته: «کارت رو گرفتی؟ شماره‌ش توشه؟»

سارا خندید، کارت رو درآورد و نشونش داد: آره… گفتم شاید یه روز نیاز به مشاوره داشته باشم.

امید کیرش رو بیرون آورد و سارا بدون حرف خم شد و گرفت تو دهنش. در حالی که محکم مک می‌زد، امید موهاش رو گرفته بود و ناله می‌کرد:

جنده‌ی من… دیوونه‌م کردی. می‌خوای یه روز بهش زنگ بزنی؟

سارا کیر رو از دهنش بیرون آورد، آب دهنش ازش می‌چکید و با چشمای پر از شهوت گفت:

نمیدونم تو دوست داری ؟؟؟…

وقتی به خونه رسیدن، سارا رو فشار داد به دیوار و محکم بوسیدش.

امید با صدای گرفته: تو امروز دیوونم کردی کارت رو بده ببینم.

سارا با لبخند شیطنت‌آمیز کارت رو از کیفش درآورد و نشونش داد. شماره آرش روش نوشته شده بود.

سارا: حالا چی؟ پیام بدم؟

امید: آره… ولی فقط از سیم‌کارت ناشناس. بگو ممنون از تخفیف و مشاوره. ببین چی جواب می‌ده. منم پشت سرت می‌شینم، ولی آرش نباید بفهمه من همه چی رو می‌خونم.

سارا : چیه ؟ نمیخوای بدونه از جنده بازی های زنت خوشت میاد ؟ دوست داری بدن زنت و نشونش بدیییی ؟ آب بیغیرتیت هی سرازیر میشه ؟؟

آره دوست دارم ولی نمیخوام اون بدونه.

سارا رفت رو کاناپه نشست، امید هم دقیقاً پشت سرش نشست سارا با شماره آرش یه پیام ساده تو واتساپ فرستاد:

سارا: سلام آرش، من سارای امروز مغازه بودم. ممنون از تخفیف و راهنمایی‌هاتون. لباس‌ها خیلی خوب نشستن رو تنم

چند دقیقه طول نکشید که آرش آنلاین شد و جواب داد. قلبش تند می‌زد.

آرش: سلام سارا خانم! خیلی خوشحال شدم پیام دادید. واقعاً از دیدنتون لذت بردم. لباس‌ها رو پوشیدید؟ چطور شدن؟

سارا لبخند زد و به امید نگاه کرد. امید سرش رو تکون داد که ادامه بده.

سارا: آره، همین الانم شلوار زاپ‌دار مشکی و بادی رو تنمه. خیلی راحت و خنک شده. فکر کنم برای تابستون عالی باشه.

آرش: وای آره حتماً خیلی بهتون اومده. کاش یه عکس می‌دیدید ببینم چقدر خوب نشسته

سارا خندید و به امید گفت: دیدی؟ سریع رفت سراغ عکس.

سارا: عکس؟ چی رو میخوای ببینی خودم که اونجا پوشیدمش اما…  راستش وقتی داشتم جلوی آینه می‌چرخیدم، حس کردم یکی داره حسابی نگاهم می‌کنه…

آرش: راستش رو بخواید، نتونستم چشم ازتون بردارم. بدنتون خیلی خوش‌فرمه. مخصوصاً با اون شلوار و بادی، خیلی طبیعی و جذاب بودید. اگه جسارت نباشه، خیلی دوست دارم بیشتر باهاتون حرف بزنم. شاید یه قهوه یا چیزی بیرون؟

سارا عمداً چند دقیقه جواب نداد. آرش دوباره پیام داد:

آرش: ببخشید اگه سریع بودم. فقط خیلی تحت تاثیرتون قرار گرفتم. زن خیلی جذاب و باکلاسی هستین.

سارا: ممنون ولی من متأهلم. فقط گاهی دوست دارم یه کم متفاوت باشم و لباس‌های جدید بپوشم. شوهرم هم خوشش میاد که خوشتیپ و بروز باشم.

آرش: متوجه‌ هستم، ولی حرف زدن که مشکلی نداره مگه نه؟ فقط چت. دوست دارم بدونم چه مدل لباس‌هایی بیشتر دوست دارین. شاید بتونم کمک کنم مدل‌های جدید براتون پیدا کنم.

سارا کمی صبر کرد و گفت تا ببینیم .

آرش کمی سوال راجب سارا پرسید : ورزش میکنین ؟ سارا: آره چطور ؟

آرش : اخه اندامتون …

سارا : اندامم چی ؟؟

آرش : خیلی خوش فرم و خوش استایلین ، حسابی کار کردین روی اندامتون ، البته سو تفاهم نشه چون کارم اینه و خانم های زیادی میبینم عرض میکنم

سارا : نظره لطفتونه

امید از پشت، دستش رو رفت تو شلوار سارا و آروم کسش رو مالید. سارا خیس شده بود.

میگفت : امید داره اندام زنت و میگه ها حال میکنی ؟ سارا پایین و نگاه کرد و دید امید کیرش نیمه بیداره و حسابی خیس کرده، بوسش کرد و گفت : آخ بمیرم شوهر بیغیرتم چه دودولش خیس شده کیف میکنی داره از اندام زنت میگه ؟

امید: وای سارا خیلی حس خفنیه، یه شهوت دیوونه کننده ، وقتی از اندامت میگه نبض کیرم میزنه

سارا بیشتر داغ شد و  چت و ادامه داد : تو مغازه خیلی سعی می‌کردی پنهون کنی، ولی دستت رو شلوارت بود. 

آرش: خجالت کشیدم آره، نتونستم کنترل کنم. شما خیلی جذاب بودید. سارا خانم، اگه بخواید می‌تونیم بیشتر حرف بزنیم. حتی اگه فقط فانتزی باشه. خیلی دوست دارم بدونم تو ذهنتون چی می‌گذره.

سارا این بار جواب رو کش داد. آرش چند پیام پشت سر هم فرستاد که چقدر خوشگل و جذاب و خوش‌اندامه، از سینه‌هاش تعریف کرد، گفت دوست داره یه روز ببینه بدون شال و با لباس بازتر چطوره.

سارا بالاخره جواب داد:

سارا: فعلاً فقط چت. بیشتر از این نه. ولی اگه خوب رفتار کنی و خیلی التماس نکنی… شاید بعداً یه عکس بفرستم. فقط برای تو.

آرش: قول می‌دم. هر چی شما بگید. فقط خوشحالم که باهاتون حرف می‌زنم.

امید هنوز کیرش بیرون بود و به پشت سارا چسبونده بود. سارا در حالی که پیام می‌زد، دستش رو عقب برد و کیر امید رو آروم مالید.

سارا با صدای نازک به امید گفت: دیدی؟ داره التماس می‌کنه… ولی من هنوز پا نمی‌دم. فقط اذیتش می‌کنم.

امید با صدای گرفته: عالیه جنده‌ جونم… همینجوری ادامه بده. آروم آروم باهاش بازی کن

سارا : آخ آخ داره از سینه و بدنت زنت میگه میگی بازی کن باهاش ؟ چه بیغیرتی شدی تو

سارا یه پیام دیگه فرستاد:

سارا: امشب دیگه کافیه. فردا شاید دوباره پیام بدم. شب بخیر آرش

آرش: شب بخیر سارای زیبا. منتظر فردا می‌مونم ❤️

سارا گوشی رو گذاشت کنار، چرخید سمت امید و با چشمای پر از شهوت گفت:

حالا امید جونم، بگو ببینم. دوست داری من این پسره رو چقدر اذیت کنم تا دیوونه بشه؟

امید دیگه دووم نیاورد و  سارا رو کشید رو تخت و شلوارش رو پایین کشید و هر جایی که آرش تعریف کرده بود و لیس زد و گفت فکر کن این کیر آرشه و یکجا کرد تو کس خیس سارا حسابی کردش سارا هم که حسابی داغ بود هی میگفت:

بکن…بکن… کس زن امید و بکن آرش جون

بکن که امید داره عشق میکنه تو زنش و میگایی

انقدر داغ بودن که هر دو با هم ارضا شدن و از لذت سکسشون حرف میزدن.

فردا ، چت بین سارا و آرش داغ‌تر شده بود.

آرش: سارا جان، واقعاً نمی‌تونم از ذهنم بیرون کنم. هر شب به اون تیپ و بدنت فکر می‌کنم. لطفاً یه عکس بفرست، فقط برای من. خیلی التماس می‌کنم.

سارا: تو خیلی سمجی شدی آرش. من هنوز متأهلم، یادت نره.

آرش: می‌دونم… فقط حرف و عکس. قول می‌دم چیزی نگم. فقط می‌خوام بیشتر ببینمت.

سارا که روی تخت دراز کشیده بود، به امید نگاه کرد. امید با کیر نیمه‌سفت کنارش نشسته بود و سرش رو تکون داد.

سارا اولین عکس رو فرستاد: یه سلفی با همون شلوار زاپ‌دار مشکی و بادی تنگ که قبلاً تو مغازه پوشیده بود. سینه‌هاش خوب معلوم بود ولی هنوز پوشیده.

سارا: اینو ببین… راضی شدی؟

آرش: وای خدایا فوق‌العاده‌ای. سینه‌هات کونت تو این شلوار دیوونه‌م کردی. بیشتر بفرست لطفاً.

سارا با هر پیام آرش بیشتر خیس می‌شد. به امید گفت:

وای میبینی چقدر ازم تعریف میکنه  دیدی چقدر التماس می‌کنه؟ حال میکنی تو کف زنته ؟ کیرش احتمالاً سنگ شده.

امید دستش رو بین پاهای سارا برد و آروم مالید: گفته بودم که بدنت مردها رو دیونه میکنه بفرست یکی دیگه… ولی آروم آروم برو جلو.

سارا یه عکس دیگه فرستاد. این بار تو اتاق پرو خونه، با شلوارک و تاپ کراپ سفید. شکم صاف و کمر باریکش معلوم بود و خط زیر سینه‌هاش هم پیدا بود.

آرش: سارا تو داری منو می‌کشی این شکم و این رون ها  کاش می‌تونستم لمسشون کنم. بدون سوتین هم امتحان کردی؟

سارا به امید گفت: حالا داره مستقیم می‌ره سراغ بدون سوتین. امید کسم دتره میسوزه این پسره خیلی حشریم میکنه

امید با صدای گرفته: بگو بازم عکس میدم ولی اول بیشتر اذیتش کن.

سارا دو-سه روز دیگه فقط با حرف و عکس‌های معمولی (چهره معلوم نبود) اذیتش کرد. آرش هر بار بیشتر التماس می‌کرد، از کیرش تعریف می‌کرد، می‌گفت چقدر بزرگ و کلفته و دوست داره سارا ببینه.

بالاخره سارا یه قدم جلوتر گذاشت. یه عکس از پشت فرستاد: دامن کوتاه سفید که خط شرتش معلوم بود تا وسط های رون ، بدون تاپ، فقط جوری که انگار داره لخت میشه

سارا: این چطوره؟

آرش: کونت داره منو دیوونه می‌کنه وای خط شرتت دیونم کرد دختر. سینه‌هاتو بیشتر نشون بده لطفاً. التماس می‌کنم سارا.

سارا حالا کاملاً تحریک شده بود. کسش خیس بود. گوشی رو گذاشت کنار، شلوارش رو درآورد و سوار کیر امید شد. در حالی که آروم بالا پایین می‌رفت، به امید گفت:

اون پسره داره التماس می‌کنه سینه‌هامو ببینه خیلی داغم کرده. کیرشو تصور کن که چقدر سفت شده برام. امید جون تو که اینقدر بی غیرتی میزاری عکس سینه بدم بهش خیلی دوست دارم ممه هام و نشونش بدم دوست دارم بزاری زنت همه جاش و نشون بده و تو کیف کنی

امید با ناله: بفرست براش…

سارا بالاخره بعد از کلی التماس آرش و تأیید امید، اون عکس خاص رو گرفت:

لباس: کراپ سفید خیلی تنگ و کوتاه و به شدت نازک شلوارک لی که لپ کونش معلوم بود

بدون سوتین. کراپ انقدر نازک و تنگ بود که نوک سینه‌های سفت و خوش‌فرم سارا کاملاً از زیر پارچه معلوم بود. بخش زیادی از سینه‌های ۷۵ خوش‌فرمش لخت و گرد دیده می‌شد، فقط نوک و هاله‌اش با پارچه‌ی نازک پوشیده شده بود که اونم از نازکی معلوم بود ،شلوارک هم خیلی پایین بسته شده بود و خط باسن و ران‌های گوشتیش با زاپ‌ها حسابی تو چشم می‌زد. یه دستش رو روی سینه‌اش گذاشته بود و کمی فشار داده بود تا سینه‌ها بیشتر جمع و برجسته بشن.

عکس رو فرستاد با کپشن:

سارا: فقط برای تو و فقط امروز. راضی شدی عوضی؟

آرش: وای خدای من ، سینه‌هات ، نوک سینه‌هات اینقدر خوش‌فرم و داغ. دارم دیوونه می‌شم سارا. لطفاً بگو میزاری یه روز ببینمت. حتی یه دیدار کوتاه. التماس می‌کنم.

سارا گوشی رو گذاشت کنار، رفت رو امید دراز کشید و پاهاش رو باز کرد. امید محکم کیرش رو کرد تو کس خیس سارا و شروع کرد به کوبیدن.

سارا با ناله‌های بلند: دیدی عکسمو چیکار کرد؟ داره التماس می‌کنه بیاد منو ببینه… ولی من هنوز پا نمی‌دم… فقط اذیتش می‌کنم… آخ…

امید با صدای گرفته و هیجان‌زده: عالی بود جنده‌ خانومی سینه‌هات تو اون عکس خیلی لخت و داغ بود. اون پسره امشب صد بار جق می‌زنه با عکست

سارا در اوج لذت ناله کرد: شاید بعداً بیشتر نشون بدم ولی فعلاً فقط مال توام… فقط برای اینکه کیر تو اینجوری تو کسم محکم بشه.این بیغیرتیت داره حالم و عوض میکنه

خیلی دارم با خودمون حال میکنم که اینجوری از هم لذت میریم و بی پروا لذت میبریم.

آرش باز پیام داد و التماس کرد، ولی سارا فقط یه “شب بخیر” ساده جواب داد و گوشی رو سایلنت کرد و به سکس ادامه داد .

بعد از ارسال اون عکس. پیام‌هایش مداوم و پر از التماس بود. دو روز بعد، بالاخره جرات کرد و اولین عکس خودش را فرستاد.

آرش: سارا… نمی‌تونم دیگه خودمو کنترل کنم. این عکس مال منه… فقط برای تو.

عکس اول: آرش با شلوار جین نشسته بود و دستش روی کیرش بود. شلوار کاملاً برآمده و سفت شده بود. حجمش مشخص بود، ولی هنوز پوشیده.

سارا عکس را باز کرد و چند ثانیه خیره شد. نفسش تندتر شد.

سارا به امید که کنارش نشسته بود، گفت:

امیدنگاه کن… از رو شلوار فرستاده. ببین چقدر برآمده. حسابی راست شده برام.

امید با هیجان نگاه کرد و کیرش نبض میزد و به سارا گفت بهش بگو خوشت اومده و ببین چیکار می‌کنه.

سارا: وای آرش، از رو شلوار هم مشخصه که گنده‌ست. واقعاً اینجوری شدی فقط با دیدن عکس من؟

آرش: آره… خیلی بیشتر از اینم. می‌خوای ببینیش؟

سارا جواب نداد و فقط آنلاین موند. آرش بعد از نیم ساعت عکس دوم را فرستاد.

عکس دوم: شلوار را پایین کشیده بود و کیرش از روی شورت مشکی بیرون زده بود. حجم و طولش واضح‌تر بود.

سارا این بار کسش حسابی خیس شد. گوشی را به امید نشان داد و با صدای گرفته گفت:

ببین… چه کلفته کیرش . سرکیرش هم گنده‌ست. واقعاً واسه من اینجوری شده؟

امید دستش را برد تو شلوار سارا و انگشت کرد تو کس خیسش: دوست داری؟ میبینی با کیر مرد ها چی کار میکنی ؟

سارا داری عشق میکنی ها بیغیرت و یه ویشگون از کونش گرفت و گفت الان بیشتر جندگی میکنم عشق کنی کونی بیغیرت

امید از شهوت و حرف های سارا داشت منفجر میشد

سارا: خیلی کلفته کیرت… بیشتر نشون بده

آرش این بار بدون معطلی عکس سوم را فرستاد: کیرش کاملاً لخت، با دست دورش گرفته بود. واقعاً بزرگ و کلفت بود، رگ‌های برجسته، سرکیر گوشتی و بزرگ.

سارا عکس را زوم کرد. گونه‌هایش قرمز شده بود. بدون اینکه چیزی بگوید، شلوارش را درآورد و لخت نشست رو تخت.

به امید گفت:

امید… واقعاً بزرگه. خیلی از کیر تو بزرگتره تصور کن این کیر کلفت بخواد بیاد تو کسم… بره تو کسم کش می‌یاد کسم. دارم حسابی داغ می‌شم.

سارا حالا بی‌پرواتر شده بود. پیام زد:

سارا: خدایا آرش… کیرت خیلی گنده و کلفته. سرکیرش حسابی گوشتیه. داری منو خیس می‌کنی…

آرش: خوشت اومد؟ مگه کیر دم دستت نیست، دوست داری لمسش کنی؟

سارا: فعلاً فقط نگاه می‌کنم. ولی راستش… از کیر شوهرم خیلی کلفت تره ، کسم آب اومده. شوهرم الان نیست، دارم به کیرت فکر می‌کنم.

(البته امید دقیقاً پشت سرش نشسته بود و همه چیز را می‌خواند)

آرش: جون کست واسه کیر من آب انداخت ، فدای اون کس و کونت پس از شوهرتم گنده تره ، حسابی کست حال میکنه و عکس چهارم را فرستاد: کیرش را از نزدیک، ایستاده و کاملاً سفت، با کمی پیش‌آب روی سرکیر.

سارا دیگر کنترلش را از دست داده بود. در حالی که امید انگشتش را تو کسش می‌کرد، به او گفت:

امید… ببین چقدر پیش‌آب داره. این کیر واسه من اینجوری شده. خیلی بی‌پروا شدم… دلم می‌خواد بکنمش تو دهنم عین فیلم سوپر هایی که بهم نشون دادی براش بخورم.

امید آروم با کیرش ور میرفت و میگفت برام جندگی کن سارا دوست دارم اینجوری تشنه کیر شدی

سارا: اگه جلوم بودی چیکار می‌کردی با این کیر گنده‌ت؟

آرش: اول می‌ذاشتم تو دهنت… بعد آروم می‌کردم تو کس خوشگلت. خیلی محکم می‌کوبیدم.

سارا با ناله به امید گفت: دارم دیوونه می‌شم… کیرش واقعاً متفاوته. کلفت‌تر و بلندتره.

پاشو بیغیرت پاشو با اون کیر کوچیکت من و بکن و الا میگم آرش بیاد جلوت بکنتم

امید سارا را خواباند و محکم کیرش را کرد تو کسش. در حالی که می‌کوبید، سارا گوشی را دستش گرفت و برای آرش نوشت:

سارا: الان کسم خیلی خیسه… فقط با دیدن کیرت. خیلی حشریم کردی توله سگ

سارا به امید :محکم‌تر بکن… داره منو با کیر گنده‌ش تو ذهنم می‌کنه… آخ… بکن  وقتی زنت و میگاد تو نگاه کن و جق بزن بیغیرته کونی

امید با چشمای پر از شهوت و حس بی‌غیرتی دیوانه‌کننده، سارا رو محکم‌تر به تخت فشار داد و کیرش رو عمیق‌تر تو کس خیس و داغش فرو کرد. هر ضربه‌اش با صدای خیس و چسبناک همراه بود. سارا پاهاش رو دور کمر امید حلقه کرده بود و با یک دست گوشی رو محکم گرفته بود، با دست دیگه ناخن‌هاش رو تو پشت امید فرو می‌کرد.

سارا با صدای گرفته و ناله‌دار:  آخ… محکم‌تر امید… میخوام فکر کنم آرش داره میکنتم جنده‌ی آرش شدم

سارا :میخوام آرش بدونه تو بیغیرتی، باید بدونه دوست داری زنت و لخت کنی براش

امید :آره بهش بگو …بگو وه میخوام زنم و بکنه

ساراسریع تایپ کرد:

الان شوهرم داره منو می‌کنه… ولی کسم فقط به کیر گنده و کلفت تو فکر می‌کنه آرش… خیلی خیسم کرده…

آرش فوری آنلاین شد و جواب داد:

آرش: خدایا سارا… جدی؟ شوهرت میدونه چت میکنیم ؟ الان داره باهات سکس می‌کنه ؟ ولی تو به کیر من فکر می‌کنی؟ این خیلی داغه… کیرم داره ترک برمی‌داره. عکس بفرست از کست… تو رو خدا …دارم میمیرم از شهوت

سارا خندید و گوشی رو کمی چرخوند سمت خودشون و بدون که به امید بگه از بالای سینه‌هاش که با هر ضربه امید بالا پایین می‌رفتن. و کمی از شکم و خط بالای کسش هم معلوم بود و امیدی که پاهی سارا رو دوشش بود و تلمبه میزد

( بدون صورت)

عکس رو فرستاد با کپشن:

سارا: اینو ببین… داره منو می‌کوبه ولی من فقط تو رو می‌خوام…

امید سرعتش رو بیشتر کرد. صدای برخورد بدن‌هاشون تو اتاق پیچیده بود.

آرش: وای سارا… بدنت وقتی داره کیر و می‌خوره… فوق‌العاده‌ای. کاش جای شوهرت بودم. کیرمو می‌ذاشتم عمیق تو کست و پرت می‌کردم از آب.

سارا با ناله بلند: آخ امید… داره می‌گه جای تو می‌خواد باشه… می‌گه کسم رو پر میکنه با کیر گندش

امید دیگه نزدیک ارضا شدن بود. کیرش تو کس سارا نبض می‌زد. خم شد و محکم سینه‌های سارا رو گاز گرفت و مکید.

سارا یه فیلم کوتاه هم فرستاد از دادنش و نوشت ؟

اگه اینجا بودی چیکار می‌کردی؟ بگو دقیق…

آرش: اول کیرمو می‌ذاشتم تو دهنت تا خفه بشه… بعد می‌خوابوندمت و محکم از پشت می‌کوبیدم. کونت رو هم می‌خواستم… می‌خواستم همه جای بدنت رو مال خودم کنم. شوهرت فقط نگاه کنه.

سارا این پیام رو بلند خوند برای امید. امید با صدای گرفته و لرزان گفت: بگو آره بگو بیاد زنم و بکنه واسم

امید دیگه نتونست تحمل کنه. با چند ضربه‌ی محکم و عمیق، آبش رو داخل کس سارا خالی کرد و با ناله‌ی بلند ارضا شد. سارا هم همزمان با مالیدن کلیتوریسش، بدنش رو به لرزه افتاد و ارضا شد. هر دو چند لحظه بی‌حرکت موندن، نفس‌نفس زنان.

بعد از چند دقیقه، سارا به امید لبخند زد و موهاش رو عقب زد:

دیدی چقدر راحت شدی؟ این بی‌غیرتی داره تو رو دیوونه می‌کنه ها ببین چه آبی ازت اومد بیرون

روزهای بعدی چت‌ها خیلی داغ‌تر شد.

آرش دیوونه شده بود. التماس می‌کرد که یه دیدار واقعی بذارن، حتی فقط برای یه قهوه یا تو ماشین.

سارا یه شب وقتی داشتن تو بالکن سیگار می‌کشیدن، به امید  گفت: امید جونم تو که بیغیرتی میکنی برام … و منو لخت کردی براش میزاری باهاش سکس کنم آخه دیوونم کرده با حرفهاش خیلی حشریم میکنه مخصوصا کیرش که نگم برات .

امید یعنی الان خودت اوکی هستی ؟ بدون تردید ؟

سارا با نگاهی عمیق و پر از شیطنت به امید نگاه کرد، دستش رو گذاشت رو کیر امید و آروم فشار داد:

تو چی دوست داری امید جونم؟ دوست داری زنت واقعاً کیر یه مرد دیگه رو بچشه دوست داری من برم پیشش و بعد بیام همه جزئیات رو برات تعریف کنم…؟

امید کیرش دوباره سفت شد تو دست سارا.

نمی‌دونم… خیلی حشری کنندست ، عوضی تو بد جنده شدیا

سارا : جنده ی تو ام دیگه…

امید: قرار تو خونه که فعلا نه تا خیالمون ازش راحت شه

ولی بگو بیاد یه ساعت تو ماشین یه دوری بزنید ببین این کاره هست یا حرفه همش ، ولی فقط مالیدن مجازه ها…

سارا با چشمای برق‌زده و لبخند شیطنت‌آمیزی که روی لبش نشست، به امید نگاه کرد و آروم گفت:

واقعاً؟ یه ساعت دور زدن؟… اوکی امید جونم. ولی می‌دونم که تو هم داری می‌لرزی از فکرش. دوست داری زنت با این پسره تنها بشه، مگه نه؟

امید نفسش تند شد، کیرش دوباره تو شلوار سفت شد و فقط سرش رو تکون داد.

سارا گوشی رو برداشت و چت رو باز کرد. حالا دیگه خیلی جسورتر شده بود.

سارا: آرش… واقعاً داری دیوونم می‌کنی. هر روز به کیر گنده‌ت فکر می‌کنم.

شوهرمم حسابی حالش رو برده از این داستان.

آرش: جدی؟ تو برام لخت میشی حال میکنه ؟  خدایا سارا، بگو چیکار کنم برات. التماس می‌کنم. دیگه فقط عکس و چت برام کافیه نیست. می‌خوام بو و طعم بدنت رو حس کنم.

سارا خندید و به آرش گفت:

خیلی سمجی شدی توله… اگه واقعاً انقدر حشری‌ای، شاید بتونم یه فرصت کوچیک بدم. ولی فقط یه ساعت. فردا عصر می‌تونی بیای دنبالم. یه دوری با ماشین بزنیم، حرف بزنیم… بیشتر از این نه. اگه قبول داری بگو الان .

آرش کمتر از یک دقیقه بعد جواب داد،

آرش: جدی؟معلومه میام از خدامه هر ساعتی بگی. آدرس بده، میام دنبالت. قول می‌دم فقط همون یه ساعت و هر کاری بگی انجام بدم. نمی‌دونم چی بگم، خیلی خوشحال شدم سارا.

سارا چت و به امید نشون داد و دستش رو رفت تو شلوار امید، کیر نیمه‌سفتش رو محکم گرفت:

دیدی بیغیرت؟ داره از خوشحالی می‌پره. فردا می‌خواد بیاد دنبال زن تو. دلت می‌خواد آدرس بفرستم ؟

امید با صدای گرفته و چشمای پر از شهوت: بفرست… آره وای زنم و دارم میدم دستش … کیرم داره منفجر میشه سارا

آفرین بیغیرت جذابم

سارا آدرس یه مرکز خرید نزدیک خونه‌شون رو براش فرستاد. قرار شد ساعت ۷ عصر فردا.

سارا: ساعت ۷ عصر، جلوی مرکز خرید . فقط یه ساعت. اگه دیر کنی یا حرکتی بزنی که خوشم نیاد، بلاکت می‌کنم. فهمیدی؟

آرش: قول می‌دم سارا خانم. فقط می‌خوام نزدیکت باشم.

همون شب، سارا و امید حسابی داغ کردن. سارا روی امید سوار شد و در حالی که آروم آروم بالا پایین می‌رفت، براش زمزمه می‌کرد:

فردا می‌رم با آرش… ممکنه یکم کیرش و بگیرم تو دستم

یا حتی یه کم تو دهنم… تو چیکار می‌کنی اون موقع؟ تنها تو خونه می‌شینی و جق می‌زنی؟

امید با ناله: آره… لعنتی… خیلی داغم می‌کنه…

سارا با لبخند: بیغیرت کثیف من… دوست داری کسم بو و طعم کیر یه نفر دیگه رو بگیره؟

امید دیوونه شد و شروع به لیسیدن سارا کرد

ولی سارا با یه شیطنت جلوش گرفت و گفت بدن من تا فردا

واسه آرشه، تویه بیغیرت نباید بهم دست بزنی فقط میتونی جق بزنی

امید با این تحقیر تازه آشنا شد و حس شهوتی توام با خجالت ذهنش و پر کرد.

فرداش

سارا با دقت لباس پوشید: همون شلوار جین زاپ‌دار مشکی که خیلی چسبون بود  یه کراپ سفید نازک بدون سوتین ، یه شال سفید و به مانتو نازک کوتاه موهاش رو باز کرد و کمی آرایش ملایم کرد. وقتی آماده شد، جلوی امید چرخید:

چطورم؟

امید: پشم ریزون

فقط برام لایو لوکیشن بفرست که خیالم راحت باشه

سارا خم شد، کیر امید رو از رو شلوار بوسید و گفت: هر چی شد برات تعریف می‌کنم… یا حتی اگه بشه ویدیو می‌گیرم.

ساعت ۷ دقیق، آرش با ماشینش جلوی مرکز خرید بود. سارا سوار شد. قلب هر دو تند می‌زد.

آرش با صدای لرزان: سلام سارا… نمی‌تونم باور کنم واقعاً اومدی.

سارا با لبخند شیطنت‌آمیز دستش رو گذاشت رو ران آرش: یه ساعت وقت داریم توله… کجا می‌خوای ببریم؟

آرش با هیجان و دست‌های لرزان، ماشین رو روشن کرد و مستقیم رفت سمت یکی از جاده‌های خلوت اطراف شهر. حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا به یه جای کاملاً خلوت و تاریک برسن  یه محوطه‌ی خاکی پشت یه ساختمان نیمه‌کاره که ماشین‌ها به ندرت اونجا می‌رفتن.

ماشین که ایستاد، آرش به سارا نگاه کرد. سارا با چشمای پر از شهوت لبخند زد و گفت:

حالا که تنها شدیم… نشون بده چی تو سرته توله.

آرش دیگه طاقت نیاورد. دستش رو گذاشت رو ران سارا و محکم مالید، بعد خم شد و لب‌هاش رو محکم بوسید. سارا هم جواب داد و زبانش رو تو دهن آرش چرخوند. آرش  میگفت یک هفته است دیوونه ام کردی مردم بس که تو کفت بودم .دست آرش سریع رفت زیر کراپ سارا و سینه‌های خوش‌فرمش رو محکم چنگ زد و نوک سینه‌هاش رو بین انگشت‌ها فشار داد.

سارا ناله کرد: آخ… محکم‌تر…

آرش کراپ رو بالا زد و سینه‌های لخت سارا رو با حرص مکید و گاز گرفت. سارا دستش رو برد رو شلوار آرش و کیر کلفت و سفتش رو از رو پارچه محکم مالید.

سارا با صدای گرفته: پسر چه کیری داری دراز بکش عقب… می‌خوام ببینمش.

آرش صندلی رو عقب کشید. سارا خم شد، شلوار و شورت آرش رو پایین کشید و کیر گنده و کلفتش با یه پرش بیرون زد. سارا چند ثانیه خیره شد، بعد با چشمای برق‌زده گفت:

خدایا… واقعاً از کیر امید خیلی بزرگتره.

بعد بدون معطلی سر کیر آرش رو گرفت تو دهنش و محکم مکید. آرش با ناله‌ی بلند موهای سارا رو گرفت و سرش رو فشار داد پایین‌تر. سارا تا جایی که می‌تونست کیر رو تو گلوش فرو کرد، آب دهنش از گوشه‌ی لبش می‌چکید.

سارا یه لحظه کیر رو از دهنش بیرون آورد و با صدای داغ گفت: الان فیلم می‌گیرم… شوهرم باید ببینه.

آرش: جون بده خودم بگیرم برای شوهر کسکشت که زنشو فرستاده پیشم

گوشی رو برداشت، دوربین رو روشن کرد و زاویه‌ای گرفت که هم صورت سارا هم کیرش معلوم باشه. بعد دوباره کیر رو عمیق تو دهنش فرو کرد و با صدای خیس و چسبناک مکید.

تو فیلم:

سارا مستقیم به دوربین نگاه کرد و در حالی که کیر آرش رو با دست مالش می‌داد گفت:

امید جونم… ببین… دارم کیر آرش رو می‌خورم. خیلی کلفت و داغه… دهنم پر شده…

بعد دوباره سرش رو پایین آورد و محکم‌تر مکید. آرش با صدای گرفته به دوربین گفت:

امید… زنته داره دیوونه‌وار کیرمو می‌خوره. خیلی جنده‌ست…

سارا کیر رو بیرون آورد، با زبانش از پایین تا بالا لیسید و به دوربین لبخند زد:

بیغیرت عزیزم… کسم حسابی خیس شده. این کیر خیلی بهتر از کیر توئه… دارم دیوونه می‌شم براش.

آرش دیگه نتونست تحمل کنه. سارا رو کشید رو پاش، شلوار جین سارا رو تا زانو پایین کشید و با انگشت کس خیسش رو مالید. سارا ناله می‌کرد و آرش هنوز گوشی رو گرفته بود.

سارا به دوربین: امید… داره کسم رو با انگشتاش ور می‌داره… آخ… می‌خوام بکنتم ولی امروز فقط میخوام زنتو بماله.

آرش سارا رو محکم‌تر مالید و سینه‌هاش رو گاز گرفت. سارا دوباره کیر آرش رو گرفت تو دهنش و با حرص مکید تا جایی که آرش با ناله‌ی بلند تو دهن سارا ارضا شد. سارا سعی کرد همه‌ش رو بخوره ولی کمی از آب آرش از گوشه‌ی لبش سرازیر شد.

سارا به دوربین خیره شد، آب آرش هنوز رو لبش بود و با لبخند گفت:

امید… طعمش خیلی غلیظه… بیشتر از تو…

بعد از تموم شدن، سارا خودش رو مرتب کرد. آرش هنوز تو حال و هوا بود. سارا یه بوسه‌ی سریع بهش داد و گفت:

این فقط شروع بود. حالا ببرم خونه.

آرش سارا رو تا نزدیک خونه رسوند. سارا پیاده شد و مستقیم رفت خونه.

تو خونه:

امید با کیر سفت و پر از اضطراب منتظر بود. به محض ورود سارا، سارا گوشی رو درآورد و فیلم رو پخش کرد.

سارا روی کاناپه نشست، شلوارش رو درآورد و پاهاش رو باز کرد. در حالی که فیلم پخش می‌شد، به امید گفت:

بیا… ببین چطور کیرش رو خوردم. دهنم هنوز بوش می‌ده.

امید فیلم رو دید و کیرش نبض می‌زد. سارا دست امید رو گرفت و گذاشت رو کس خودش:

ببین چقدر خیسم… فقط از مکیدن کیرش. حالا بگو… دوست داشتی بیغیرت؟

امید با صدای گرفته: وای زنم کیر خورده، خیلی سکسی هستی، یه پورن استار واقعی

سارا خم شد و کیر امید رو گرفت تو دهنش (همون دهنی که تازه آب آرش رو خورده بود) و شروع کرد به مکیدن.

در حین سکس، سارا جزئیات رو یکی یکی براش تعریف می‌کرد:

کیرش خیلی کلفت بود… دهنم کش اومد… وقتی تو گلوم بود حس می‌کردم خفه می‌شم… طعمش خیلی قوی بود…

امید دیوونه شد و سارا رو محکم کوبید.

سارا بعد از اون جلسه‌ی ماشین، کاملاً دیوونه‌ی کیر آرش شده بود. هر شب قبل خواب یا صبح‌ها، فقط ازش حرف می‌زد. حتی وقتی با امید سکس می‌کردن، مدام کیر آرش رو تو ذهنش تصور می‌کرد و با حرف‌های بی‌رحمانه امید رو تحریک می‌کرد.

چند روز بعد:

ادامه…

نوشته: Omidm70s

بازدید 8,588

4 پاسخ به “امید و سارا (۲)”

  1. عالیه. زنم باید همین باشه. یواش یواش تربیتم کنه که بره به تموم عالم بده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...