امید و سارا زن و شوهری جوون که رابطه نرمالی دارن امید 32 ساله 178 هیکلی
نقریباً روی فرم و سارا زنی خوش اندام سینه های 75 ورزشی کمری باریک و باسن
رون به شدت زیبا و تحریک کننده و چهره ای به شدت زیبا همچی عادی بود تا
وقتی که امید با داستان های بیغیرتی آشنا شد و تاثیر زیادی روش گذاشت و
باعث شد شهوتی با جذابیت جدیدی تو بدنش حس کنه و باعث درگیری ذهنی زیادی
بشه و کم کم رفت تو کار اینکه سارا رو بیاره تو خط .
تو سایت ها با چند زوج چت کرد و راهنمایی گرفت تا بتونه سارا رو با این
شهوت آشنا که و به این نتیجه رسید که خیلی آروم این کار و انجام بده . امید
تو سکس ها به شدت از بدن سارار تعریف می کرد از سینه هاش ، رونش و کونش و
اینکه همه آرزو دارن همچین اندامی و داشته باشن . تو خیابان به زوج های
سکسی اشاره می کرد که ببین چه خفنن یا خوشتیپ و به روزتیپ می زنن و …
امید و سارا روی تخت دراز کشیده بودند و فیلم سکسی میدیدند. فیلم درباره ی
یک زن متأهل بود که شوهرش تشویقش میکرد با مردهای غریبه سکس
کنه.
امید دستش را روی رون گوشتی سارا کشید و آروم گفت:
این فانتزی خیلی خفنه تصور اینکه تو با یکی دیگه سکس کنی تحریک میکنه ؟یه
غریبه ؟ با بدنی متفاوت و کیری متفاوت ؟
سارا فیلم را متوقف کردو با تعجب و کمی اخم نگاهش کرد:
امید، جدی میگی؟ تو میخوای من با یکی دیگه سکس کنم؟ این دیگه چیه ؟ من زن
توام
امید سریع توضیح داد: نه عزیزم، نه اینکه واقعاً بری سکس کنی این فقط
فانتزیه فقط حرفش، فقط تصور کردنش، خیلی باحاله خیلی ها این کار و میکنن
فانتزی دیگه.
سارا کمی فاصله گرفت و گفت: من این چیزا رو دوست ندارم. حس میکنم داری
میگی از سکس با من راضی نیستی یا میخوای منو بدی به یکی دیگه.
امید عقبنشینی کرد و موضوع رو همون شب ول کرد. ولی چند شب بعد دوباره آروم
شروع کرد. فقط فیلمهای معمولیتر hotwife میدیدند این بار دیگه
سارا کمتر اعتراض می کرد، فقط ساکت نگاه میکرد. امید متوجه شد که تنفس سارا
گاهی تندتر میشه صحنه های مالش کیر و مالیدن زن داغش میکرد.
سارا دیگه با این فیلم ها و شرایط اوکی شده بود و کم کم تو فانتزی ها
همکاری میکرد و بعدش سکس های داغ میکردن و بیشتر راجبش حرف
میزدن.
چند وقت بعد، امید:
برای فانتزی یه سیم کارت بدونه نام گرفتم یه پیج ناشناس بسازیم و چت کنیم.
هیچی واقعی نیست. فقط حرف میزنیم و نه آشنایی نه عکسی از چهره نه هویتی از
خودمون قول میدم.
سارا اول مقاومت کرد، ولی بعد با تردید گفت: فقط حرف زدن و فانتزی بازی ها
بیشتر نه.
امید اکانت جدید ساخت. عکس پروفایل یک عکس نیمهبرهنه از سارا بود (صورتش
معلوم نبود).
اولین پیامها اومد. مردها تعریف میکردند و عکس کیرشون را میفرستادند. سارا
اول خجالت میکشید و گوشی را کنار میذاشت، ولی امید آرام کنارش نشسته بود و
چیزی نمیگفت.
یکم که گذشت سارا بیشتر گرم شد. حالا وقتی تنها بود یا امید پشت سرش نشسته
بود، چت میکرد. به مردها نمیگفت که شوهرش اونجاست و همه چیز را میبینه. فقط
نقش یک زن متأهل کنجکاو را بازی میکرد.
یک شب که چت میکرد، ناگهان گوشی را گذاشت کنار و رو به امید چرخید.
گونههاش قرمز بود.
سارا با صدای آروم گفت: یکی برام عکس کیر فرستاده خیلی بزرگه واقعاً مگه
این اندازه هم وجود داره؟
امید با کیر سفت و برآمده زیر شلوارش زمزمه کرد: بگو ببینم… چقدر
بزرگه؟
سارا خجالت کشید و گفت: خیلی کلفتتر از توئه کیرش و طولش هم بیشتره، عکسشو
برام فرستاده، کیرش تو دستش جا نمیگیره انقدر گنده است .
امید نفسش تند شد، دستش را برد بین پاهای سارا و حس کرد کسش خیس خیس
شده.
سارا ادامه داد: یکی دیگه هم فرستاده سرکیرش خیلی گندهست نوشته دوست داره
تو دهنم کنه، سارا کیر امید و تو دست گرفت و باهاش ور میرفت و از کیر بقیه
حرف میزد.
امید وسارا دیگه طاقت نیاوردن سارا را به پشت خوابوند، شورتش را کشید
پایین و با یک ضرب کیرش و کرد تو کس سارا و سارا از هیجان عکس های یه حاله
دیگه ای بود امید در حالی که محکم میکوبید، پرسید:
بهش چی گفتی؟
سارا با ناله : گفتم شاید یه روز کیرگنده ات و امتحان کنم…
آخ…
امید دیونه شده بود سارا حالا کاملاً شل شل شده بود و جزئیات چتها را برایش
تعریف میکرد اینکه کدوم کیر و بیشتر دوست داشته ، کدوم مرد چقدر بیادب و
داغ حرف زده، و اینکه یکی بهش گفته شوهرت چه جور آدمیه که اینقدر خوششانسِ؟
عجب کس حقی زیر دستشه
ادامه
بعد از چند هفته چتهای شبانه، سارا واقعاً شلتر شده بود. دیگر وقتی امید
فیلم میدید یا پیشنهاد چت میداد، سریع مخالفت نمیکرد. حتی خودش گاهی میگفت:
امشب بریم ببینیم کی آنلاینه
کمکم بخش عمومی فانتزی هم شروع شد. امید به سارا گفت که خیلی حال میکنه
اگر سارا بیرون از خونه لباسهای بازتر بپوشه. سارا اول کمی خجالت کشید، ولی
بعد این حس آزادی اضافه براش جذاب بود و گفت: فقط برای تو ولی فقط تا حدی
که خودم راحت باشم.
از اون به بعد، سارا وقتی با امید بیرون میرفت،اول لباس های کمی یقه باز و
شلوار کمی کوتاه ولی با نگاه های مردم وحس شهوتی که توش بیدار شده بود،
شلوار و دامنهای کوتاه تر که ساق پاهای سکسی و شیو شده اش رو بیرون مینداخت
و تاپ میپوشید جوری که اگه شالش کمی کنار میرفت سینههای خوشفرمش زیر پارچه
بیشتر معلوم میشد و مردهای خیابون نگاههای داغی بهش میانداختند. امید وقتی
میدید یکی طولانی به باسن سارا خیره شده، کیرش تو شلوار سفت میشد و به سارا
میگفت ببین مردم چجوری تو کفتن اونم حال میکرد احساس غرور میکرد که تونسته
دیگران و تحریک کنه به امید میگفت ببین چه زنی داری که همه تو کفشن قدر
بدون
دیگه خیلی راحت راجب فانتزی ها حرف میزدن و گه گاهی فلشینگ و کار های سکسی
میکردن رابطه سکسیشون خیلی خوب پیش میرفت
یه جمعه بعدازظهر تصمیم گرفتن برن مرکز خرید برای خرید لباس جدید. امید
قبلش به سارا گفته بود: هر لباسی که میخوای امتحان کن، بپوشش حتی اگه خیلی
باز باشه. منم دوست دارم ببینم.
سارا یه تاپ یقه باز زیتونی پوشید که خط سینه اش با کمی از پایین شکمش
معلوم بود با یه شلوار سبز روشن که از نرمی پارچش موقع راه رفتن کاملاً کون
گرد و خوش فرمش معلوم می شد و ساق پاهاش که با لوسین خوش بوش برق میزد و
پوشیده بود و یه کت ست نازک باهاشون که تا وسط باسنش میومدبا شالی که فقط
دور گردنش بود و هی تکون میخورد و بالای سینش معلوم می شد.
بعد از کمی چرخیدن و لاس زدن و لاشی بازی سارا، رفتن تو فروشگاه لباس
زنانه با یه فروشنده حدوداً 20 ساله ( آرش) که با دیدن سارا و لباسش لبخند
رو لبش اومد سارا چندتا دامن و شلوار و تاپ انتخاب کرد. امید کنارش ایستاده
بود و لبخند میزد.
اول یه شلوار جین کوتاه امتحان کرد که تا نیمه ساق پاش میرسید و پاهای خوش
فرم و صاف سارا رو کامل نشون میداد و جذب رون و کون سارا شده بود سارا دم
درب اتاق پرو اومد، امید گفت: عالیه خیلی خوب شدی اون تاپ و باهاش بپوش بعد
یه تاپ سفید تنگ و نازک پوشید که خط سینهاش کامل معلوم بود و حتی سوتینش از
زیر پارچه معلوم بود. سارا تو آینه خودش رو نگاه کرد و کمی قرمز شد، ولی
امید از پشت بغلش کرد و تو گوشش زمزمه کرد: اینو بردار خیلی سکسی شده توله
سگ.
فروشندهی موهای مشکی و چشمای ریز داشت و از لحظهای که سارا اومد تو مغازه
، چشم می انداخت که ببینش سارا کرمش گرفت و گفت میخوام یه کاری کنم دیونه
شی یه دفعه با همون لباس ها اومد بیرون کیر امید از شهوت داشت
میترکید.
سارا عمداً جلوی آینه چرخید و از آرش پرسید: این شلوار چطوره؟ تنگ نیست
؟
آرش با صدایی که کمی گرفته بود گفت: نه خانم خیلی خوب نشسته رو تنتون.
واقعاً کارش فوقالعادهست.
سارا با لبخند شیطنتآمیز گفت: مرسی ولی حس میکنم از پشت خیلی جذبه و کونش
و چرخوند سمت پسره
چرخید و کمی خم شد. آرش کاملاً سرخ شد و سعی کرد نگاهش رو کنترل کنه، ولی
چشمش به رانهای سارا و خط باسنش افتاده بود. امید کمی دورتر ایستاده بود و
همه چیز رو میدید. کیرش عین سنگ شده بود.
سارا باز یه تاپ دیگه امتحان کرد وقتی جلو آرش ایستاد، عمداً شونههاش رو
عقب داد تا سینههاش بیشتر معلوم بشه و گفت: این یکی چطوره؟ کمی بدن نما
نیست ؟
آرش با خجالت و هیجان گفت: کمی ولی خیلی خوشگل به نظر میرسه. واقعاً بهتون
میاد البته جسارت نباشه این ها رو بدون لباس زیر میپوشن . سارا رفت تو اتاق
پرو و برگشت امید چشاش در اومد سارا با یه شلوار جین تنگ و کوتاه که کونش
داشت شلوار پاره میکرد و یه تاپ رنگ روشن که نوک سینه هاش خیلی واضح مشخص
بود اومد بیرون و رو به آرش وایساد و گفت اینجورییی؟؟ همون لحظه رو به امید
کرد و گفت : این مدلی بهتره یا قبلی امید که دیگه داشت دیوونه میشد گفت
اینجوری خیلی عالی شدی برگشت رو به آرش اونم سریع تایید کرد که خیلی خوب
ایستاده تو تنتون آرش نمیتونست چشمش و از سینه های سارا برداره
سارا با صدای نازک خندید و گفت: مرسی آقا تو هم سلیقه خوبی
داری.
یه لحظه نگاهشون به هم قفل شد. آرش کاملاً گیج و شهوتی شده بود. ولی سارا
بیشتر از این جلو نرفت. فقط یه لبخند معنیدار زد و رفت تو اتاق
پرو.
موقع حساب کردن آرش کلی تخفیف داد و گفت جنس های بهاره هفته بعد میان حتما
سر بزنین و رفتن.
وقتی از فروشگاه بیرون اومدن و سوار ماشین شدن، امید سریع در رو بست و به
سارا نگاه کرد. دستش رو رون سارا گذاشت و بالا برد گفت تو کی انقدر جنده
شدی توله سگ ؟ اونم کیرامید و گرفت و گفت : از وقتی شوهرم با جنده بازی هام
اینجوری کیرش راست میشه و بوسش کرد امید همینجوری که کیرش تو دست سارا بود
گفت :
دیدی چطور نگاه میکرد؟ اون پسره انگار داشت تو ذهنش میکردت.
سارا با خنده و گفت: آره خیلی تابلو بود. وقتی خم شدم، دیدم کیرش تو
شلوارش سفت شده بود. سعی میکرد پنهون کنه ولی معلوم بود.
امید با صدای گرفته پرسید: «حال کردی؟»
سارا گفت: یه کم حس خوبی داشت که یه پسر جوون تر از خودم اینقدر دنبال
دیدنه بدنم باشه. وقتی پرسیدم که تاپه بدنم نما نیست ، چشماش برق زد و زوم
بود روسینه هام فکر کنم تو ذهنش داشت سینههامو میمکید.
امید کیرش رو از شلوار درآورد و گفت: بگیرش جنده خانمی که الان
نیازته
سارا دستش رو دور کیر امید گرفت و آروم بالا پایین کرد و ادامه داد: تو
چیه کیرت خیسه خیسه زنت داشت سینه و کون نشون میداد تو چرا آب بیغیرتیت سر
ریز شده ؟
امید گفت : گمشو اونجوری که اومدی بیرون کیرم داشت میترکید
سارا : پس دوست داری جندگی کنم واست آره ؟
امید : آره آره خیلی سکسی میشی و دیوونم میکنی
سارا : پس اینم جایزه ات و شروع به خوردن کیر امید کرد و کمتر از چند
دقیقه آب امید اومد و راهی خونه شدن
سارا : اون پسره احتمالاً امشب تو خونه فقط به من فکر میکنه و دست به کیر
جق میزنه
امید نفسنفس میزد: دوست داری یه روز بیشتر باهاش جندگیی کنی؟
سارا لبخند زد و محکمتر کیر امید رو فشارداد: شاید، فعلاً فقط حال میکنم که
تو با جنده بازی هام اینقدر داغ میشی.
این اولین داستانیه که به عنوان سوم شخص نوشتم اگه دوست داشتین نظر بدین تا ادامه بدم
ادامه…
نوشته: Omidm70s
10 پاسخ به “امید و سارا (۱)”
عالی بود افرین
عالی بود افرین
سبکش جدیدبود.دوست داشتم.البته خیلی ریز اموزش هات وایش کردن هم دادی.
خوش بحال سارا
اووووف عالی بود، کاش خانوما انقدر راحت هاتوایف میشدن
جذاب و ریتم شهوتیش خیلی داغ میکنه
البته خوبه که زنوشوهر باهم رفیق باشن،چونکه صمیمیتشونوبیشترمیکنه.تاجایی که مشکل ایجاد نشه.
متن و داستان واضح روان و پخته است، من بشخصه حال کردم.ازینکع بعد از کلی داستان تخمی ی داستان درست درمون خواندم.ازت تشکر می کنم. ی زن بنام آزاده میشناسم، که با تعریف هوایی ک از سارا کردی ، خیلی شبیه میاد،آزاده اوایل بم پا میداد ولی منه گاو رفته بودم رو سیستم متاهلی و تعهد و وفاداری ، الان که نیست مثل سگ پشیمونم که چرا وقتی موهاش رو ب سلیقه من کوتاه کرد، و دیدمش،نرفتم در گوشش بگم آزاده چقدر جذاب و خواستنی شدی،چرا وقتی چش تو چش باش میشدم براش مژه هامو نمی چسبوندم،چرا وقتی بم نخ میداد ،جورش نکنم،و بارها نکنمش تا الان که از دستم رفته، حسرتش رو دل و کیرم نمونه،هنوزم تصویر سازی از آزاده ،کیرمو سیخ می کنه، مطمینم شوهرش تو سکس ی پخمه است،چون آزاده میدونست من زنمو هر روز چند ساعت مدام می کنم.آزاده با این سارا که خصوصی یاتش گفتی مو نمیزنه
بسیار عالی نوشته لذت بردم
بیغیرتم از محمد شهر کرج تماس بگیرید 09108404637