سلام خدمت دوستان شیرین هستم 34 ساله و این ششمین داستان منه برای دیدن قسمت های قبلی قصه های شیرین رو سرچ کنید
این داستان راجب ادامه ی رابطه ی گل اندامه
چند وقتی گذشت یه روز کل اندام برام زنگ زد که مامان میخوام بیام زاهدان پیشت منم گفتم بیا عزیزم قدمت رو چشم خالمم رفته بود ایرانشهر دوستامم گفتم چند روزی نیان اومد خونه رسید تنها بود بچه هاشم نیاورده بود گفتم براچی اومدی زاهدان گفت هم مریض بودم هم گفتم بهت سر بزنم نشستیم بعد پذیرایی کردن حرف زدیم گفتم چطوره رابطه با شوهرت گفت عادت کردم ولی هنوزم برام سخته که با برادر شوهرم بخوابم هر وقت باهاش سکس میکنم یاد شوهر مرحوم سابقم میفتم و اذیت میشم گفتم چخبر از دوس پسرت گفت اونم خوبه گفتم تاحالا با اونم خوابیدی گفت یه بار میخواستم برم خونه خواهرم گُلی چابهار شوهرم گفت اونم بار داره برا چابهار با همین دوستم برو تو راه منو گرفتو کارشو کرد گفتم خو تو چیکار کردی گفت هیچی یکم مقاومت کردم بعد گزاشتم کارشو بکنه بدمم نیومد گفتم فقط همون یه بار گفت نه یه بارم شوهرم زنگ زده بود که دوستم میاد خونه من نیستم ازش پذیرایی کنی منم به نحو احسن ازش پذیرایی کردم فقط همین دوبار بودیم باهم بعدم گفت خستم برم یکم بخوابم گفتم باشه گلم از خواب با صدای زنگ گوشیش بیدار شد داشت به یه نفر میگفت که منم خودمو رسوندم زاهدان بعد گفت آخه تو خونه زن بابام که نمیشه میام به بهانه خرید تو ماشینت و از این حرفا میزد صداش کردم گفتم گل اندام داری با کی حرف میزنی گفت هیچ کس گفتم مهمان حبیب خداست بگو بیاد هرکس هست گفت نه آخه هیچ کس نیست اینجا نیس گوشیو ازش گرفتم گفتم الو چند ثانیه ای ترسید حرف نزد بعد جواب داد گفت سلام گفتم سلام شما حتما آقا احسان هستید دوست عمر شوهر گل اندام گفت بعله گفتم تعریفاتونو خیلی شنیدم شام درس میکنم تشریف بیارید یکم تعارف کرد گفت باشه شمام درست کردیم و اومد یه مرد کُرد هیکلی سبیل کلفت میان سال قد بلند واقعا مرد جذابی بود بعد شام گل اندام گفت مامان من ضرفارو میشورم گفتم نه شما دوتا راحت باشید من خودم میشورم خونمون این مدلی بود که از در ورودی وارد میشدی یه راه رو بزرگ میخورد اول سمت راست آشپز خونه بود رو به رو راه رو یه اتاق خواب بود به وردی اتاق خواب که میرسید سمت چپ یه راه رو دیگه بود تو اون راه رو سمت چپ سرویس بود رو به رو در سرویس حال و پذیرایی بود و یه اتاق دیگه هم ته اون راه رو دومیه میخورد خلاصه من ضرفارو شستمو رفتم که برم دستشویی شیر آبو باز کردم که صدا انفجار نره و کارمو کردم رفتم دستامو بشورم صدای گل اندام میومد که اینجا اصلا نمیشه هرچیم زن بابام پایه باشه بازم نمیشه شیر آبو باز گذاشتم و رفتم پشت دیوار پذیرایی احسان داشت میمالیدش معلوم بود خیلی منتظرش بوده و حسابی راست کرده گل اندام گفت چیکار میکنی احمق الان شیرین میاد میبینه اونم گفت صدای آب هنوز میاد اون دستش بنده گفت دست نگه دار امشب که خوابید من از کنارش بلند میشم بیا تو حیاط یا تو ماشینت با هم باشیم قرارشون همین طوری شد شب موقع خواب آوردم تشک خودمو تو پذیرایی انداختم زیر کولر گل اندام گفت مامان منم کنار تو میندازم تشکمو باد کولر تو بقیه اتفاقا نمیره گفتم نه مامان تو کنار احسان بخواب گفت یعنی چی پسره پشماش ریخت گفتم من آدمیم که زود از خواب بیدار میشم حوصله ندارم با صدای بلند شدن شما و صر صدای باز کردن قفل درو رفتو آمدتون نصف شب بیدار بشم همینجا هر کاری دوست دارید بکنید از نظر من امشب احسان داماد منه توهم که دخترم احسان یه نگاهی بهش کرد و گفت واقعا زن بابای با شعور و پایه ای داری رفتن تو اتاق بغلی که تخت داشت منم برا خودم گرفتم بخوابم نصف شب صدای خس خس تخت داشت میومد انقد محکم تلمبه میزد که تخت به صدا افتاده بود کم کم صدای آه و نالشون بیشترین شد چند دقیقه بعد گل اندام جوری ناله میکرد که اصلا نمیتونستم بخوابم یه دفعه صدا ها قطع شد احسان گفت سیگارامو بده بوی سیگار بلند شد گفت لعنتی اینجا خیلی گرمه برو درو باز کن شاید باد کولر بیاد گل اندام در اتاقشونو باز کرد گفت اینجوری بهتر شد چند دقیقه دیگه یه صدای انفجار از تو اتاق اومد صدای خنده های گل اندام شروع شد بعدم گفت اوف چه بویی میده خفه شدم احسان گفت به گوزمن میخندی راه گوزتو امشب باز میکنم قشنگ صداهاشون میومد در باز بود من گیچ بودم دوباره با صداهاشون بیدار شدم احسان گفت داگی شو اونم میگفت نه من از پشت تاحالا ندادم و مولوی گفته حرامه و فلان راضی نمیشد گفت داگی شو از پشت میزارم جلوت گفت مامانم بیدار نشه احسانم گفت برو ببین اومد منم خودمو زدم به خواب یه تف انداختن رو بالشت دو دهنمو باز کردم خودمو زدم به خواب که اگه ببینه فک کنم خیلی وقته خوابم دهنم باز مونده آب دهنم زده بیرون اومد و منو دید گفت چه خواب سنگینیم داره بعد میگه سبک خوابم رفت تو اتاق صدای شدید و چالاپ چلوپ سکس همینطور صدای تخت که خس خس صدا میداد بعد چند ثانیه صدای یه جیغ بلند اومد گل اندام گفت پشت نه پشت نه خیلی صدا دیگه رفت بالا بلند شدم رفتم از لا در دیدم گل اندام داگی خوابیده احسانم پشتش با یه دستش دستای دختره رو از پشت گرفته با دست دیگشتم چک میزنه و کنترل سکس میکنه یه پاشم گذاشته روی سر دختره و فشار میده که تکون نخوره خیلی وحشیانه داشت میکردش و صدای جیغ گل اندامم کل خونه رو ورردلشته بود صدامو صاف کردم گفتم یکم یواش تر ما اینجا خوابیما از خجالت مردن اومدم گرفتم خوابیدم یه ساعت بعد دوباره صدای سکسشون شروع شد ول کن نبودن دوباره گذاشته بود پشتش رفتم نگاه کردم از کون میکردش شکمشم محکم فشار میداد بعد چند ثانیه کیرشو کشید بیرون گل اندام گوزید گفت بیا بیا اینم از من کشتی منو غلط کردم بهت خندیدم الان مثل هم شدیدم احسانم خندید گفت حالا خوب شد منم گفتم وحشی آقا آروم تر بزار بخوابم دیگه گناه که نکردم هم بهت مکان دادم هم دخترمو باز سکوت همه جارو بر داشت فقط گفت ببخشید و صدا قطع شد دم دمای صبح بود گل اندام رفت دوش گرفت و نماز خوند و اومد پیش من بخوابه صداش کرد گفت بیا دوباره بردش رو تخت شروع کرد به تلمبه زدن اینم کلا دختر پر سرو صدایی بود تو سکس اونم با همین قضیه حال میکرد منم خودمو داشتم کنترل میکردم که نرم نندازمشون بیرون نیم ساعتی بود مدام صداشون میومد منم خودمو کنترل کردم اینم هی صدای جیغاش بلند تر میشد یه دفعه یه صدای تق شدید شنیدم رفتم نگا کردم دیدم پایه تخت شکسته دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم گفتم خو وحشی خان زن خودتم بود همینجوری میکردش مثل آدم سکس کن دیگه مغزمارو گاییدی دیگه صدا کلا قطع شد صبحم بدون صبحانه رفته بود گل اندام میگفت ناراحت شده گفتم بدرک من به خاطر این که صدای در بیدارم نکنه گفتم بیاد تو خونم با تو باشه بعد شما این همه سر صدا میکنید تختمونم که شکوندید خلاصه گل اندامم روز بعدش برگشت ایرانشهر گفتم مگه دکتر نمیری گفت نه دکترم خودش اومد دیشب معاینم کرد و رفت کلی خندیدیم یکمم از عذاب وجدانش گفت که فقط خودشه که به شوهرش خیانت میکنه و فلان منم دلداریش دادم گفت چرا فقط من اینجوریم گفتم تو تنها نیستی من از همه میدونم گفت یعنی چی گفتم همونی که گفته بهم اعتماد داشته باشی الکی نگفته گفت یعنی تو میدونی گل رو دوست پسر داره گفتم خیلی وقته قبل تو میدونستم بعد اون کلی بیشتر دوست شدیم و بعدم برگشت ایرانشهر .
نوشته: شیرین
کیرم؛توکوس وکون همتون؛به ویژه گل اندام.
روغن کاریش تموم نشد بازم روغن گل اندام رو چک کرد ؟ تو به روغن ریزی نیوفتادی از اونهمه سرو صدا ؟ عجب جندههای هستین
تو کف یه خانوم موجه سرحدیام شیرین کامنتو دیدی یه سر به پروفم بزن اگه خوشت اومد پیام بده هماهنگ کنیم