خانوم تپلی (۱)

سلام من حمیدم ۳۰ سالمه مجردم این خاطرات برمیگرده به اواخر خرداد سال ۹۵ خوب من چندسالی هست که فروشگاه مواد غذایی توی یکی از محله های پایین یکی از شهرستان های خراسان رضوی دارم مشتری های من بیشتر محلی هستن یعنی در مسیری نیست که مشتری راهی زیادی داشته باشم یک روز یه خانومی اومد مغازم که تا حالا ندیده بودمش معلوم بود که مال این محله نیست یه زن تقریبا ۳۵ ساله تپل و خوشگل و با ادب… گفت سلام آقا ببخشید میتونم یه سوالی بپرسم؟ گفتم بفرمایید… گفت ببخشید شرمنده یکی از دوستام از این محله قرص ترامادول گرفته میدونید کی داره برای یه بنده خدایی میخوام برای ترک اعتیاد و اینا…
گفتم مگه ادرس اینجا رو دادن گفت نه با دوستش اومده نفهمیده از کجا گرفته فقط گفت از همین محله شما گرفته…
من کار هرکسی رو راه نمی ندازم ولی چون از چهره و تیپ و صداش خوشم اومده بود بهش گفتم من که ندارم ولی میتونم از یکی از دوستام براتون بگیرم گفت نه زحمتتون میشه ادرس بدین خودم میرم گفتم نه خانوم اینجا محله ی خیلی امنی نیست مخصوصا برای یه خانوم مثل شما… تو این محله نچرخین بهتره
گفت چه جالب راننده تاکسی هم تعجب کرد که میخوام بیام این محله گفتم بله اینجا خرده فروش مواد و ساقی و معتاد و دزد زیاد داره بهتره تنهایی نیاین اینجا
گفت خب زحمتتون برام دو بسته ۲۲۵ بگیرین البته ببخشیدا
گفتم خواهش میکنم الان زنگ میزنم دوستم بیاره براتون اینکارست…
خلاصه قرصا رو اورد گفتم چند بدم جواد گفت ورقی ۳۰۰ باشه شب میزنم برات داداش گفت حله داد چش مایی موتورشو گاز داد و رفت…
خانومه هم یه آب برداشته بود و داشت میخورد گفتم بفرمایید وسایلاتون رسید…
خلاصه اومد حساب کرد و با کلی تشکر و اینا تا خواست بره یه لحظه پا نگه داشت گفت ببخشید اقاااا… گفتم حمیدم گفت بله حمید آقا میشه یه خواهشی بکنم ازتون…بفرمایید؟
میشه شمارتون رو داشته باشم؟ تا دید تعجب کردم گفت برای دفعه های بعد که زنگ بزنم برام بگیرید بیام ببرم که مزاحم کسب کار شما هم نشم شمام که شماره دوستتونو بدین که مستقیم از خودش بگیرم مزاحم شما هم نشم…
گفت نه چه مزاحمتی ولی نمیشه چون اون بنده خدا چیزای دیگه هم میفروشه گفته با کسی رو نکنم که لو نره محافظه کاره و یکم ترسو… من حمیدم اینم شمارم،خدمت شما
هر وقت خواستین قبلش با خودم هماهنگ کن بیاین از همینجا ببرین
بازم با تشکرو اینا رفتو گفت پس مزاحمتون میشم…
تو دلم گفتم تا باشه از این مزاحما…خط بوی عطرش تو مغازه مونده بود و چهرش جلو چشمام بود واقعا ازش خوشم اومده بود
من چند ماهی بود با دوست دخترم کات کرده بودم و تو این مدت واقعا از کسی خوشم نیومده بود ترجیح میدادم جق بزنم ولی بااین دخترای لاشی محلمون نپرم… تا اینکه این تپل مپل اومد مغازم، تایپم بود من از دخترای اسکینی خوشم نمیاد ولی این از اونا بود که میخواستم…پیش خودم گفتم تو حتی اسمشم نمیدونی اصلا گیریم زنگ بزنه چطور میخوای پیشنهاد بدی…
اصلا شاید متاهل باشه قرص هارو هم برای شوهرش میخواسته…
حدود یک هفته رد شد و من هنوز تو فکرش بودم ولی خبری ازش نشد تا اینکه چند روز بعد گوشیم زنگ خورد شماره بود گفتم حتما خودشه…بله بفرمایید…یارو با صدای نکرش سلام داداش مغازه ای تعطیل نکنی میخوام بیام خرید…همیشه هروقت مشتری زنگ میزد خوشحال میشدم این بار ناراحت شدم من منتظر زنگ خانوم تپلی بودم
یه ساعت بعد دوباره گوشیم زنگ خورد سر ظهر ساعت یک مغازه رو تعطیل کرده بودم…بله بفرمایید…سلام،حمید آقا خودتونید یهو سر جام نشستم بله بفرمایید تا میخواست معرفی کنه گفتم شناختممم…گفت وای چقدر باهوشید شما…خواهش میکنم نظر لطفتونه…بیزحمت سه بسته قرص برام بگیرید تک بزنید بیام ببرم…..باشه الان هماهنگ میکنم
سریع زنگ زدم دوستم جواد گفتم ساعت ۳ سه بسته برام بیار
لباس خوشگلمو پوشیدم رفتم مغازه جواد قرصارو آورد
زنگ زدم بهش رد داد حدود یه ساعت بعدش رسید سلام حمید آقا ببخشید عجله دارم این اسنپه معطل بشه کرایه زیاد میگیره سریع قرصارو گرفتو رفت اصلا نذاشت باهاش حرف بزنم باز خودش رفتو بوش موند…چه تیپی ام زده بود تپلی خانوم موهای فرش از کنار و پشت شالش زده بود بیرون یه مانتو کوتاه که چه عرض کنم شبیه بولیز بود که ممه هاش زده بود بیرون قشنگ تو چشم بود میشد حس کرد که زیر ۸۰ نیست و یه شلوار جین که بزور کون قلبمه شو توش جا کرده بود…اقا این زن خیلی رو مخم رفته بود همش فکر میکردم چجوری سر صحبت باهاش باز کنم ببینم داستانش چیه قرصارو برا کی میخواد متاهله مجرده تو سرم هزار سوال بی جواب بود …
شمارشو سیو کردم تپلی خانوم رفتم تو تل ببینم اکانت داره یا نه،چک کردم دیدم تل نداره همینطور واتس نکنه با شماره اصلیش زنگ نزده…
وااای داشتم دیوونه میشدم تیپش عطرش رقص کونش وقتی از مغازه رفت بیرون از جلو چشام دور نمیشد گوشی رو برداشتم زنگ بزنم بهش بگم ازش خوشم اومده باز گفتم نه حمید هول بازی نکن بزار ببین چی میشه اول باید باهاش حرف بزنی کاری کنی تو ذهنش بمونی که خودش نخ بده نباید ضعف نشون بدی!
چند روز بعد گوشیم زنگ خورد کی بود؟تپلی خانوم!!!
الو….سلام حمید آقا….سلام من اسم شمارو نمیدونم که چی صداتون کنم؟ یه خنده ی ریزی زد گفت اسمم لیلا
گفتم به به چه اسم قشنگی اتفاقا اسم مادربزرگ منم لیلا بود…
خب بفرمایید وسیله میخواستین؟ گفت آره ولی یه زحمتی براتون دارم اگه میشه برام بیارید من امروز نمیتونم بیام اگه لطف کنید برام بیارید کرایتون رو هم حساب میکنم…خودمو کنترل کردم که ذوق تو صدامو حس نکنه گفتم الان که مغازم اخر شب که تعطیل کنم میشه تو حرفم اومد گفت اشکال نداره شبم بیارید خوبه پس من ادرس پیامک میکنم سه تا برام بیارید لطفا….باشه پس میبینمتون….اوکی خدافظ
آقا تو کونم عروسی بود یعنی الان چراغ سبز داد؟معلوم نیست باید برم اونجا ببینم چی میشه…
خبر ساعت ده شد مغازه رو تعطیل کردم و قرصارم از جواد گرفتم رفتم ادرسش وسطای کوچشون پارک کردم زنگ زدم بهش گفتم من رسیدم کدوم خونست؟گفت الان میام بیرون باشه فعلا!
چند دقیقه بعد از چند خونه جلوتر اومد بیرون چراغ دادم بهش اومد سمتم ضربان قلبم رفته بود بالا نفس عمیق کشیدم هیجانمو کشتم دیگه نزدیک شده بود یه چادر گل گلی نازک پیچیده بود دورش معلوم بود چیزی زیرش نپوشیده اومد شیشه رو دادم پایین سلام…سلام خوبین؟ممنون،اوردین؟بله خدمت شما قرصارو بهش دادم پولو نقدی داد زیادتر بود گفتم بقیش طلبتون خورد ندارم جیبم گفت نه اون باشه برا کرایتون گفتم نه کرایه چیه لیلا خانوم تو مسیرم اوردم براتون باشه طلبتون گفت باشه بازم ممنون شبتون بخیر خیلی لطف کردین…و رفتتتت جالبیش این بود با اینکه آرایش نداشت بازم صورتش خوشگل بود چشمان درشت ابروهای کشیده و بینیشم با اینکه عملی نبود خیلی به صورتش میومد پوست سفید چهره ای مهربون وای دختر تو چقد قشنگییییی
چراغ ماشین افتاد پشتش ضربه هایی که کپل های کونش به چادر میزدو قشنگ میدیدم وای چه کونی داره پسر یعنی اگه اینو نکنی عمرت بر فناست کیرم نیمه راست شده بود وااای ینی میشه یروز به این کون قلمبه لیلا جون اسپنک بزنم قرمز شه یعنی میشه کیرمو بزارم لای کونش و….یه نفس شبیه اه کشیدمو ماشینو زدم دنده و همینطور که از جلو خونش رد شدم به این فکر میکردم که یعنی با کی زندگی میکنه و نکنه شوهر داشته باشه اخه من خط قرمزم رابطه با زن متاهله….تو همین فکرا بودم که رسیدم خونه تا درو باز کردم که ماشینو بزنم تو صدای نوتیف تلگرام اومد چک کردم(خانوم تپلی به تلگرام پیوست)

نوشته: چاکر شما حمید

ادامه…

بازدید 6,988

5 پاسخ به “خانوم تپلی (۱)”

  1. داداش احتیاجی نیست یه تکرار کنی،یه بار گفتی من حمیدم فهمیدیم هم ما هم تپلی خانوم معتادتون!!حالا قسمت دوم اگه رفتی خونه اش و طرف شوهر داشت و یکدفعه پیداش شد و ازت پرسید شما؟حتماً میگی: من حمیدم کونم میدم!!

  2. عوضی اینهمه داستان تعریف کردی که تهش بگی باقیش طلبتون مگه میخای بقیه پول بدی که باقی داستان نگه داشتی واسه دفعه بعد نکبت باقیش زودتر بگو بدونیم تپلی خانوم اسپنک زدی یا نه اینم بگم بقال جماعت همیشه عوضی بازی در میاره

  3. بخاطر اینکه بدون غلط بود لایک دادم اما اگر قسمت بعد ماجرای سکس توش نباشه قطعاً دیس میدم . اینجا داستان سکسی بنویس نه خاطره . لایک.

  4. یکی از سکسی ترین پوشش ها واسه زن همین چادر رنگی با گلهای رنگارنگ،بدون روسری با گوشواره های طلایی با موهای باز دور گردن سفید و کشیده با بلوز دکمه دار خوش رنگ که دکمه های بالا باز شده و تکه ای از سینه مرمری تا خط سینه چشم نوازی میکنه و در آخر هم یک دامن کوتاه بدون شلوار که پاچه های تپل و سفید خانم از در پایین چادر خودنمایی می کنه و دمپایی رنگی بند انگشتی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...