سلام این خاطره خودمه و چند وقت پیش برام اتفاق افتاد …
حدودا یه سال پیش تو اینستاگرام یه پیج لباس زیر مردونه یه شورت پست گذاشته بود من دیدم خیلی خوشم اومد مدل فانتزی بود و رنگای قشنگی داشت لایک کردم و کامنت گذاشتم خیلی خوشگله ❤️ گذشت بعد از چند روز دیدم یکی کامنت منو لایک کرده بهم پیام داده بود سلام منم از این شورت خوشم اومده و فلان
اولش جدی نگرفتم و گفتم خب دوس داری بخر بپوش دیگه جوابی ندادم
بعد پیام داد دوست داری با هم در موردش حرف بزنیم
گفتم در چه موردی گفت شورت رو میگم دوس داری بپوشی منم گفتم آره خب خوشگله شورت های فانتزی دوست دارم
خودشو معرفی کرد و گفت من سعید ۳۴ سالمه دوس داری آشنا بشیم منم گفتم هادی ۳۷ سالمه
خوشبختم .
کلی حرف زدیم و از علاقه هامون صحبت کردیم
گفت به رابطه با همجنس علاقه داری منم گفتم آره اگه یه دوست خوب و پایه باشه چرا که نه
گفت من خیلی وقته دنبال یه دوستم یکی باشه باهم حال کنیم
عکس از بدن هم فرستادیم اون بدنش خیلی تمیز بود سفید و صاف بدون مو
خیلی خوشم اومد ازش اونم از من خوشش اومد خلاصه دوستمون شروع شد چند ماهی باهم چت میکردیم و حسابی برای هم فیلم و عکس میفرستادیم یه روز گفتم سعید مکان جور کنیم حال کنیم دیگه گفت من جا ندارم گفتم منم ندارم چیکار کنیم
گفتم سوییت بگیریم یه شب گفت نه میفهمن و فلان گفتم نه بابا دوتا مردیم دیگه زن نیستیم که
خلاصه قرار شد اون سوییت بگیره با این عنوان که از شهرستان اومده منم فردا صبح برم پیشش براش صبحونه ببرم به عنوان دوستش حسابی خودمو تمیز کردم وای دل تو دلم نبود خیلی استرس داشتم صبح ساعت ۹ رفتم به آدرس سوییت
پیام دادم گفت بیا من سر کوچه وایسادم رسیدم دیدم یه پسر هم قد خودم با کلاه و عینک دودی وایساده ترسیدم گفتم این نکنه مأموری چیزی باشه بگا برم خلاصه رفتم جلو گفتم آقا سعید گفت بله هادی جان دست دادیم و باهم رفتیم سمت سوییت خیلی استرس داشتیم رسیدیم دم سوییت بهش گفتم الکی حرف بزنیم آره خوش اومدی و فلان چرا زود تر خبر ندادی بیام دنبالت رفتیم که بریم سمت اتاق یارو بلند شد گفت ببخشید ایشون کی هستن گفت دوستمه ازم کارت ملی خواست منم دادم بهش و رفتیم تو وای خیلی ترسیدیم جفتمون درو بستیم و قفل کردیم
من بدون مقدمه بغلش کردم گفتم سعید چقدر منتظر این لحظه بودم اونم دستاشو دورم حلقه کرد و محکم چسبید بهم یه بوس از لبام گرفت گفت آماده ای شروع کنیم گفتم آره عزیزم دوس دارم لختم کنی اونم که منتظر این حرف من بود دست به کار شد لختم کرد و با شورت جلوش بودم خودش هم لخت شد گفت دوس دارم بخورم برات گفتم من درختیارتم هرکاری میخوای بکن جلوم زانو زد شورتمو داد پایین و کیرمو کرد تو دهنش حسابی برام ساک زد منم قبلش یه قرص خورده بودم که زود ارضا نشم حسابی برام ساک زد و با کونم بازی کرد بعد گفت نوبت تو ببینم چیکار میکنی شروع کردم از لباش اومدم پایین سینه هاشو خوردم کیرشو از رو شورت حسابی خوردم کشیدم پایین کردم تو دهنم وای چه حسی داشت حسابی براش ساک زدم گرفت از سرم و تو دهنم تلمبه زدن بعد چند دقیقه. بلند شدم بغلم کرد و انداخت رو تخت و اومد روم حسابی لب بازی کردیم کیرامون رو به هم مالوندیم گفت ۶۹ بشیم گفتم جوووون حتما چند دقیقه ای ۶۹ ساک زدیم و بعد گفت هادی کونت تمیزه گفتم آره حسابی خالیش کردم تمیز تمیز گفت پس قمبل کن منم دیگه هیچی حالیم نبود قمبل کردم شروع کرد به خوردن کونم وای رو ابرا بودم حسابی خورد و گفت آماده ای گفتم آره عزیزم بکن توش کاندوم درآورد کشیدم رو کیرش کرم زد آروم کیرشو گذاشت رو سوراخم کیرش لاغر بود و با کمی فشار رفت تو وای آتیش گرفتم یه مکثی کرد و آروم شروع کرد به تلمبه زدن آخ چقدر صدای تلمبه هاش دلنشین بود چند دقیقه زد و گفتم دراز بکش بشینم روش شروع کردم کیر سواری وای انقد حال داد بهم که بدون دست زدن به کیرم ارضا شدم گفتم سعید بکن جرم بده منو خوابوند پاهامو داد بالا و شروع کرد تلمبه زدن چند دقیقه زد تا ارضا شد بیهوش شد رومن نزدیک ۴۰ دقیقه بیهوش افتادیم بعد بلندشدیم دوباره حشری بودیم غذا خوردیم و بعد چایی رفتیم حموم تو حموم هم حسابی برای هم ساک زدیم و گفت هادی دوس داری زیر دوش منو بکنی گفتم آره عزیزم گفت پس کاندوم بکش شروع کن وای کونش خیلی خوب بود با اولین حرکت کیرمو تا ته کردم توش چند دقیقهای تلمبه زدم ابم اومد اثر قرص رفته بود بعد براش ساک زدم تا ارضا شد از حموم اومدیم بیرون لخت تو بغل هم حدود دوساعت خوابیدیم بعد بلندشدیم گفتم سعید بریم دوباره گفت نه دیونه دیگه جون ندارم خلاصه لباس پوشیدیم و رفتیم بیرون یه دوری زدیم و خداحافظی کردیم
بهترین روز عمرمو تجربه کردم
نوشته: Geyyy
3 پاسخ به “همه چی از یه لایک شروع شد”
خیلی خوب و روان بود
عالی بود خیلی باحال بود
مردانه. بی شیله پیله. رک و راست خیلی هم عالی. نوش جااااان