پسرخالم تو سفر خواهرمو کرد

سلام به همه عزیزای دلم

این داستانی که میخوام تعریف کنم مال ۴ سال پیشه که با چشمای خودم دیدم

اسم من آیدینه یک خواهر بزرگتر دارم به اسم آیدا

وقتی این اتفاق افتاد من ۱۳ سالم بود و آیدا ۱۷ سالش بود

قضیه از جایی‌ شروع شد که تصمیم این شد خانواده ما به همراه خانواده خالم بریم شمال

همه ما خوشحال از این سفر آماده شدیم قرار بود یک هفته اونجا باشیم شوهرخالم یک ویلا خیلی خوب شمال داره بزرگ و خفن که قرار بود بریم اونجا

خالم فقط یدونه پسر داره به اسم سینا که اون موقع ۲۰ ساله بود

همگی رفتیم اونجا از خوشحالی ما داشتیم بال در می اوردیم

برعکس همیشه که آیدا ناز میکرد و بداخلاقی میکرد خیلی راحت اومد هیچ رو اعصاب نرفت.

اها راستی از آیدا بگم

یک دختر به شدت سفید موهای خرمایی قد متوسط و بدن گوشتی

همون موقع هم واقعا سینه درشت و باسن گنده ای داشت

موها بلند تا روی باسن

سینا هم کاملا پسر معمولی بدون هیچ چیز خاصی

اونجا بودیم باباها همش مشغول صحبت کردن قلیون کشیدن بودن مامانا هم ۲۴ ساعته داشتن حرف میزدن

ما سه نفرم هم بازی هم بودیم

آیدا رفتارش با سینا خیلی خوب بود واقعا عجیب بود برام مثل سگ پاچه منو میگرفت میگفت حوصله ندارم ولی هرچی سینا میگفت قبول میکرد

قرار این شد هر زن و شوهر تو یک اتاق

ماهم تو اتاقی که برای سینا بود توش تلویزیون و کنسول بازی بود بمونیم .

شب شام که خوردیم رفتیم بالا که فوتبال بازی کنیم

آیدا قبلش رفت تو یک اتاق دیگه لباسشو عوض کنه و بیاد

وقتی اومد شلوارک جین کوتاه و خیلی تنگ پوشیده بود

بالاتنه هم تیشرت تنگ تنش بود

قشنگ کل بدنش معلوم بود

آیدا درجا گفت من فوتبال بلد نیستم

سینا گفت خودم بهت یاد میدم

من چون بلد بودم قرار شد اونا یار بشن که سینا بهش یاد بده

من داشتم تیم انتخاب میکردم که سینا دسته رو داد به آیدا گفت بیا من بهت میگم تو بزن کنار هم خیلی نزدیک نشسته بودن سینا توضیح میداد رفتیم تو بازی یکم بازی کردیم من چنتا گل زدمو کل کل میکردم سینا گفت آیدا بیا باهم بازی کنیم ببریم

همینو که گفت آیدا نشست رو پای سینا تو بغلش دست آیدا به دست بود ولی دکمه هارو سینا میزد

من سنم کم بود زیاد متوجه این چیزا نبودم

ولی تا موقعیتی میشد دست میزد به رون تپل و سفید ایدا

کون آیدا کامل رو کیر سینا بود

تا گذشت و سینا گفت بخوابیم دیگه من گفتم زوده آیدا هم درجا قبول کرد بخوابیم

اتاقش یدونه تخت داشت قرارشد آیدا رو تخت بخوابه من و سینا هم رو زمین

جا پهن کردیم و خوابیدیم من خوب تمام روز تو مسیر و بازی کردن اینا خسته بودم خیلی زود خوابم برد

شاید دو ساعتی خوابیده بود از خواب پریدم چشم باز کردم چند ثانیه طول کشید متوجه شدم سینا نیست

همین سر چرخوندم دیدم سینا بالا رو تخت تو بغل آیدا خوابیده از پشت بغلش کرده پشتشون بهم بود متوجه من نشدن

خواب نبودن

من درست متوجه نشدم چیکار میکنن ولی خوب احتمال زیاد داشت میمالید آیدا رو

من دوباره بی خیال خوابیدم

صبح که پاشدم دوباره سینا کنار دستم بود

اول صبح با ورود مامانا که پاشید پاشید بریم بیرون خرید و اینا بیدار شدیم

من خودمو زده بودم به خواب که بلندم نکنن

آیدا دوباره شروع به بهونه گرفتن و مخالفت کرد سینا هم هرچی صداش میزدن میگفت حال ندارم خوابم میاد

تا بالاخره بیخیال شدن رفتن منم دیگه کاری نداشتن

همین که رفتن آیدا و سینا درجا از جاشون بلند شدن به بهونه صبحانه رفتن پایین من بازم حال نداشتم برم

تقریبا ۱۵ دقیقه ای گذشت دیگه نه خوابم میبرد گرسنه هم بودم کلافه پاشدم

همین که اومدم از راه پله برم پایین نگاهم که به وسط سالن افتاد اونام متوجه اومدن من شدن رو کاناپه یهو از جاشون پریدن سینا شروع کرد درست کردن شلوارکش و آیدا هم از حالت خم که اومد بالا یه دست کشید جلو دهنش من چیزی ندیدم ولی الان فهمیدم خواهرم داشت برا پسر خالم ساک میزد

جفتشون پریشون قشنگ تنفر از من تو قیافشون بود دیگه صبحانه خوردیم گفتیم مشغول شیم بازی چیزی کنیم

سینا گفت میدونی تو این ویلا بزرگ چی حال میده؟

قایم موشک همه موافق بودیم

ویلا واقعا بزرگ بود ساختمونش حیاطش اینا خیلی بود

گفتن تو کوچکترین چشم بزار منم قبول کردم و گذاشتم وقتی اومدم دنبالشون هرچی من این ویلا رو میگشتم پیدا نمیکردم اتاقا حمام دستشویی هرجایی که بگوید اومدم تو حیاط پارکینگ اصلا انگار آب شدن

آخر حیاط یدونه اتاق سرایداری بود که البته انباریش کرده بودن

خیلی جای داغونی بود گفتم بعیده اینجا رفته باشن بازم یه چرخ تو خونه زدم دیگه کلافه شده بودم گفتم بزار اونجا هم ببینم رفتم درو باز کردم دیدم صدای آیدا میاد که میگفت سینا نه نمیشه

پر از وسیله بود اونجا لا وسیله ها یکم اروم رفتم جلو که متوجه نشن یهو بگم پیداتون کردم

که چشم به یه صحنه عجیب خورد یه تیکه فرش پهن بود آیدا به شکم روش دراز کشیده بود سینا هم پشتش ولی کجاش عجیب بود آیدا شلوارش تا زانو کشیده بود پایین یه کون خیلی سفید گنده سینا هم بدون پایین تنه با یه کیر سیخ شده تقریبا ۱۳ سانتی که داره میماله پشتش نشسته میگه نه آیدا به جان تو نمیزارم دردت بگیره با یه دستش کیرشو میماله نشسته پشت آیدا آیدا هم نمیتونه تکون بخوره

با دست دیگشم هی چنگ میزنه به کون آیدا

خدای من چی میدیدم کون خواهرم از همه عجیب تر کاملا لخت جلو پسرخالم

بالاخره آیدا رو راضی کرد

با دوتا دستش چاک کون آیدا رو باز کرد سرشو برد جلو یه تف بزرگ انداخت رو سوراخ کونش با انگشت مالیدم قشنگ همه جا دستشو برد جلو دهن آیدا گفت تف کن آیدا تف کردو‌ آورد قشنگ مالید به کیرش خیس خیس شد

به آیدا می گفت لاشو باز کن آیدا دوتا دستشو‌ اورد عقب دو طرف کونشو باز کرد جوری باز کرد من یک لحظه سوراخ کونشو دیدم

سینا هم اومد جلو تر با دستش سر کیرشو تنظیم کرد رو سوراخ

با یه فشار کوچیک سر کیرشو جا کرد تو کون آیدا

جیغ آیدا در اومد

ولی سینا دیگه در نیاورد

هرچی آیدا میگفت تورو خدا دارم پاره میشم می گفت الان دردش کم میشه

یکم اروم شد ولی داشت گریه میکرد سینا روش دراز کشید دیگه کیرش کامل تو کون آیدا بود هی بوسش میکرد و خیلی ریز تلمبه میزد وقتی داشت میکرد قشنگ کون آیدا میلرزید

معلوم بود اولین تجربه آیدا بود کون و داد

خیلی زمان نبرد یهو سینا کشید بیرون و آبشو ریخت رو کون آیدا

گفت پاشو بریم

من دیگه زودتر در رفتم

چند دقیقه بعد از من اومدن تو گفتن دیدی پیدا نکردی

آیدا مستقیم رفت دستشویی

و سینا نشست کنارم گفت میدونی الان حالم خیلیییییی خوبهههه

دیگه اتفاقی نیفتاد و آیدا تقریبا تمام روز نشسته بود از درد کون دادنش

شب من تصمیم گرفتم کلا نخوابم چیزی از دست ندم

خودمو زدم به خواب چند دقیقه بعد سینا میگفت عشق قشنگ آیدا جونم بیداری؟

آیدا قهر بود جوابشو نمیداد

پا شدم رفت رو تخت پیشش

آیدا:نزدیک من نشو خیلی نامردی قرارمون این نبود خیلی اذیت شدم

سینا: میدونم عشق قشنگم ولی خوب بار اول اینجوریه دیگه دیدی بعدش درد نداشت خودتم لذت بردی

آیدا: خوب حالا برگرد برو سرجات دیگه

من اصلا نمیزارم بهم دست بزنی لطفا دستتم از رو سینه هام بردار

سینا:میخوام از دلت در بیارم

تو بهم اعتماد کن

آیدا : اها تا دوباره به بهون دیدن کونم کیرتو بزاری توش

نخیر

یکم که ناز کشید گفت یه برنامه ویژه برات دارم قول میدم اصلا کیرمو در نیارم قبوله؟

آیدا قبول کرد

سینا: فقط خودتو بسپار دست من

شروع کرد خوردن لباش

همینجوری که بازی میکرد تیشرت آیدا داد بالا دوتا ممه تپل و سفت اومد بیرون جون گفت و شروع کرد میک زدن ممه هاش نوکشو میخورد دیگه ناله آیدا داشت در میومد

اینقد گرم‌ شده بودن هیچی براشون مهم نبود

رو شکمش لبشو کشید اومد پایین

گوشه شلوار آیدا رو گرفت با شورت کشید پایین این بار کس خواهرم جلو چشم بود کاملا بدون مو تمیز تمیز

یواش پاهای آیدا رو داد بالا شروع کرد به خوردن کصش هعی لیس میزد

آیدا فقط نفس تند می کشید.

حسابی دیگه هوش از سرش پریده بود

سینا دوباره پاشد شلوارش در اورد تق کیرش پرید بیرون سیخ سیخ

بردش جلوی کص آیدا درجا آیدا گفت از جلو اصلا

سینا کیرشو گرفت لبه کس آیدا میکشید میگفت بالاخره میکنم توش تو مال من میشی دیگه دختر کیرم گرمای کصتو‌ میبینه

بعدشم دراز کشید و به آیدا گفت بخور‌ برام آیدا درجا پاشد نشست و موهاش سینا جمع کرد تو دستش خم شد پشت به من ویو من کس و کون خواهرم بود لخت لخت هنوز از جلو چشم نرفته کنار وقتی یادم میاد سیخ میکنم که چقد خوب بود شاید اگه الان اون صحنه پیش بیاد واقعا نتونم خودمو کنترل کنم

و بجز این که خواهرمه بخوام کردن همچین دختری رو تست کنم

شروع کرد به خوردن کیرش و بعد چند دقیقه سینا با یه ناله محکم تو دهنش ارضا شد دوباره پوشیدن و خوابیدن

و تقریبا تمام این یک هفته برنامه اینا همین بود و بازم از کون کردتش

و من میدیدم.

نوشته: آیدین

بازدید 3,613

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

7 پاسخ به “پسرخالم تو سفر خواهرمو کرد”

  1. الشق! آره جون عمه‌ت از افکار و تخیلاتت معلومه که باید توی شاد و روبیکا باشی نه اینجا

  2. الشق! آره جون عمه‌ت از افکار و تخیلاتت معلومه که باید توی شاد و روبیکا باشی نه اینجا

  3. ((سلام به همه عزیزای دلم)) یعنی این تکیه کلام یه نوجوان 16 سالس؟ ((همینو که گفت آیدا نشست رو پای سینا تو بغلش دست آیدا به دست بود ولی دکمه هارو سینا میزد من سنم کم بود زیاد متوجه این چیزا نبودم)) شما 13 سالت بود بعد حالیت نمیشد داره خواهرتو چیکار میکنه ؟ ((آخر حیاط یدونه اتاق سرایداری بود که البته انباریش کرده بودن خیلی جای داغونی بود گفتم بعیده اینجا رفته باشن بازم یه چرخ تو خونه زدم دیگه کلافه شده بودم گفتم بزار اونجا هم ببینم رفتم درو باز کردم دیدم صدای آیدا میاد که میگفت سینا نه نمیشه پر از وسیله بود اونجا لا وسیله ها یکم اروم رفتم جلو که متوجه نشن یهو بگم پیداتون کردم)) این چیزی که شما شرح دادین باید یه سوله 500 متری باشه نه یه اتاقک ((وقتی داشت میکرد قشنگ کون آیدا میلرزید معلوم بود اولین تجربه آیدا بود )) شما از رو لرزش کونش برآورد کردین بار اولش هست ؟ ((گوشه شلوار آیدا رو گرفت با شورت کشید پایین این بار کس خواهرم جلو چشم بود کاملا بدون مو تمیز تمیز)) انگار یادتون نبود اخرشب هست و رفتین بخوابین ! تو اون تاریکی شما اینا رو با وضوح دیدی ؟ اونم روی تخت ؟ ((هرچی آیدا میگفت تورو خدا دارم پاره میشم می گفت الان دردش کم میشه)) دوست گلم هیچ وقت یه دخنر آماتور با این صراحت نمیگه پاره شدم مگه اینکه یه جنده حرفه ایی باشه ممکنه بگه آی دردم اومد ، وای بکش بیرون اذیتم ولی قطعا نمیگه پاره شدم

  4. آخه کصخول مشنگ مگه تو‌ خواهرش نبودی؟ چجوری میخواستی بکنیش. شاید اگه الان اون صحنه پیش بیاد واقعا نتونم خودمو کنترل کنم و بجز این که خواهرمه بخوام کردن همچین دختری رو تست کنم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.