داستان و مطالعه

کونی شدنم به دست پسر عمم

یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ 3 دقیقه مطالعه
سلام به همه
اول از خودم بگم اسمم امیره 20 سالمه خیلی خوشگل و سفید اندامم هم دخترونست
خوب شروع کنیم
منو پسر عمم خیلی باهم دوست بودیم همیشه پیش هم بودیم اونم دو سال از من کوچیکتر بود ولی ما همیشه باهم بودیم فیلم پورن نگاه می کردیم همیشه یه حسی بودم خودمو جای زنا تو فیلما میزدم ولی روم نمیشد به کسی بگم
خب گذشت چند وقت اون وقت من 16 سالم بود پسر عمم هم 14 ولی همه چیز میدونستیم چون خیلی فیلم نگاه میکردیم یه شب که اون خونمون بود پورن گذاشتیم و نشستیم نگاه کردن بعد چند دقیقه که خیلی حشری بودم دستم گذاشتم رو پای پسر عمم که اسمش محمد بود اونم چیزی نمی‌گفت بعد چند دقیقه دیگه آخرش بودم کیرشو گرفتم گفت چکار می‌کنی هیچی نگفتم کیرشو میمالیدم بعد شلوارش از پاش درآوردم شرت نپوشیده بود شروع کردم به کیرش مالیدن تا لبم گذاشتم رو کیرش دیگه هیچی نمی‌گفت منم فقط براش ساک میزدم بعدش بهش گفتم الان باید منو بکنی اونم حشری شده بود شلوارم کشیدم پایین کونمو باز کردم اینو از فیلما یاد گرفته بودم هر کاری کردیم نرفت تو رفتم یه روان کنند اومدم اومدم به کیرش مالیدم بعد به کونم بعد کونمو دوباره باز کردم اونم تونست سرشو بفرسته تو کونم البته بگم کیرش تون زمان زیاد بزرگ نبود ولی خوب بود. یکم دیگه پیش رفت احساس درد شدیدی کردم گفتم درش بیار اونم همین کارکرد انگشت کردم خودمو دیدم هیچی نیست فقط یه درد بود بعدش بهش گفتم دوباره بکن گفت نه دردت میگیره گفتم بکن اونم گفت باشه این بار کرد تو کونم یکم درد داشتم ولی همین طور می کرد منو کم کم دردم رفت گفت داره آبم میاد گفتم بریز تو ریخت تو بعدش کنار هم دراز کشیدیم من نمی‌خواستم خودمو ارضا کنم چون میدونستم دیگه نمیتونم بدم بعد چند دقیقه دوباره کونم خارید باز پورن گذاشتم اونم نگاه میکرد دیدم کیرش دوباره شق شده باز براش ساک زدم بعدش گفتم بکن اونم دوباره منو کرد این بار منو بیشتر کرد باز آبش ریخت توم کیرش از کونم در آورد دیدم کونم باز شده آبش ازش می‌ریزه بعدش خودمو ارضا کردم و خوابیدیم تا سه سال بعدش همین کار ادامه داشت شده بودم یه زن کامل دیگه وقتی تنها بودیم یا مسافرت می رفتیم دو نفری همیشه لباس زنونه میپوشیدم میکاپ میکردم دیگه خودم دیگه میگفتم بهش من زنتم هنوز هم بهم وفاداره همیشه منو می‌کنه خیلی عاشقشم بای بای

نوشته: امیرا خانم

اطلاعات داستان

تاریخ انتشاریکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه3 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید9,813

دیدگاه‌ها (10)

  1. Kingniki

    ساقی ساقی ای ساقی پدرسوخته بپر روش بکش بیرون بکن توشیا ساقی تو عوض کن یا اینکه 👆😧🤣🤣🤣🤣🤣

  2. Big Bonny

    فانتزی جالبی بود، اما با داستان‌پردازی ضعیف و نگارش افتضاحی که داشتی حس و حال آدم رو بهم می‌زنی.

  3. JonobTehran887766

    یه کونی بیاد خودم بزرگش کنم

  4. z_erwin

    امان از پسر عمه که تو زندگی منم همین نقش رو داشت. مال من یک سال بزرگتر بود. باعث شد لذت کون دادن فراموشم نشه

  5. mr_unstable

    اکثرا تو بکن تو بدست پسر خاله/عمه و فامیل کونی شدنپسر دار شدم قبل فرستادنش پیش پسرای فامیل باید ی چسپ 123 بزنم در سوراخشبدجور خطریه انگار

  6. I&Me

    بیشتر از اینکه تو به دست پسر عمّت کونی شده باشی، اون به دست تو بُکُن شده…

  7. پسر دوست

    داستانت خوب بود ولی کاش یکم توضیحات بیشتر از سکستون ارائه میدادیمنم اولین بار پسر خالم کونم گذاشت و چون خیلی خوشم اومده بود فرداش رفتم دنبالش که بیاد دوباره بکنتم و بعدشم تا چند سال یکسره بهش میدادم

  8. artinafr

    امیرجان یه چیری میگم که خودت راحت متوجه بشی داستانی که نوشتی مثل نونی که خمیرش ور نیامده باشه !!

  9. sasan2024

    معمولا پسر بزرگها پسر کوچیکترهارو میکنند الان تعجب میکنم چطور به کوچیکتر از خودت دادی کاش تو هم اونو میکردی چند سال بعد که به میانسالی رسیدید چجوری میخوای تو صورتش نگاه کنی ؟

  10. isukcox

    چرا ام پی تری بود

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی