داستان کون دادن من به پدر خانومم

امیر هستم ۴۰ سالمه هفت سال پیش بعداز ازدواجم یه رفتم خونه پدر خانومم از کار برگشته بودم خسته رفتم دوش گرفتم اومدم کمی استراحت کنم خوشبختانه خونه خلوت بود همه اهل خونه واسه یکی دو روز رفتن شهرستان مراسم فاتحه البته پدر خانوم من بخاطر سن و سالش باهاشون نرفت و من هم بعد از دوش گرفتن اومدم وسط حال دراز کشیدم زمستون بیرون سرد بود اما توی خونه گرم بود پدر خانومم یه کمی اونورتر کنار دیوار تکیه داده بود تلویزیون تماشا میکرد منم که بخاطر بلند کردن یه وسیله سنگین چند روز بود کمرم درد میکرد یه لحظه موقع دراز کشیدن گفتم آخ کمرم که پدر خانومم که زنش چند ساله مریض شده جهت اطلاع شما ، گفت که چی شده ؟ گفتم چیزی نیست کمرم درد میکنه چون آدم پیله ای هم هست خیلی تعارف میکنه گفت که میخوای برات پماد بیارم گفتم نه مرسی نمیخواد اما رفت یه پماد آورد و بهم داد و گفت ازش بزن خوب میشی گفتم باشه گرفتمش گزاشتمش کنارم گفتم تشکر فردا بچه ها میان میگم برام بمالن اما زود گفت خودم برات میمالم گفتم نه بابا زحمت میشه تا اوندم بگم نه زود اومد بالای سرم راستش قبلش حسابی نعشه کرده بودم نور خورشید از نورگیر میتابید منم دراز کشیدم تقریبا کنار نوری که وسط حال میتابید پدرخانومم نشست کنارم و منم با کمی بی میلی پیرهنم و کشیدم بالا و اونم پماد و شروع کرد به مالیدن دیگه خودش پیرهنم و کشید بالاتر و همینجوری که میمالید انگشت هاش تا زیر کش شلوار راحتیم میرفت دیگه یه جورایی خوشم اومد گفتم همون وسط کمر رو بمالون اونم انگاری خوشش اومده بود دیگه دستش و برد زیر کش شلوارم دیگه راحت دستش به باسن هام میخورد راستش خوشم اومد و اینکه بدنم هم سالم هم کم مو هم تمییز و پوستم سفید هستش وقتی دیدم داره زیاد دستش و میبره پایین راستش شهوتی شدم و چون قبلاها رابطه سکس دونفره با چند نفر داشتم البته قبل ازدواجم خاطرلت زنده شدن گفتم یه وقت کسی نیاد پاش و در حال و از داخل قفل کن ما توی آپارتمان بودیم اونم بلند شد رفت درو قفل کرد و برگشت که موقع برگشتن دیدم کیرش بلند شده لای پاش مثل پاندول ساعت اینور و اونور میرفت پیش خودم گفتم وای این تیز کرده برام دیگه حس کنجکاویم گل کرد دوست داشتم بدونم تا کجا میخواد ادامه بده منم شلوار بیشتر آوردم پایین تا وسط باسنهام دیگه حسابی شل کردم براش خیلی شهوتم زده بود بالا اونم اومد و دیگه چشمش که به کون باحالم افتاد دیگه انگار وحشی شد یهویی گفت همه جات و پماد بزنم ؟ گفتم بزن دیگه سرگرم گوشی شدم و اونم شلوار و شورتم و کشید پایین و شروع کرد به دست کشیدن به باسنهام دیگه دیونه شدم زود زود باسنهام و شل و سفت میکردم براش دیگه نزدیک بود آبم بیاد بهش گفتم زودباش دیگه چیکار میکنی تمامش کن اونم پاشد زیر شلوارش و در آورد و نشست روی پاهام خیلی دلم میخواست کیرش و ببینم که دیدم از زیر شرت درش آورد یه کیر بزرگ و کلفت اما شل بود آخه نزدیک شصت و هفت سالش بود بعداز همون پماد مالید به کیرش مالیدش هر لحطه کیرش بررگتر میشد دیگه داشتم ارضاع میشدم که سر کیرش و گذاشت وست کونم و با انگشت فشار داد چون کیرش سفت نبود اما منم دردش و تحمل کردم و دیدم واقعا کیرش و کرد تو کونم که بعداز رفتن کیرش توی کونم احساس کردم کیرش سفت شده خیلی آروم و با مهارت کمر کیرش و با دست خوابوند و بقیه اش و هم کرد داخل واااااای چه حالی کردم چند دقیه عقب و جلو کرد که احساس کردم یه آب کم فشار خالی شد تو کونم منم ارضاع شدم خیلی آب از کیرم اومد بعدشم بلند شد رفت حمام منم رفتم دستشویی تمیز کردم و اونم خیلی راحت دراز کشید انگاری هیچ اتفاقی نیفتاده راستش خوشم اومد از اخلاقش آدم تو داری بود بعداز اون هم چند بار دیگه وقتی رفتم خونشون تا فرصت پیدا میشد با خنده بهش میگفتم یه کمی کمرم و ماساژ نمیدی که اونم از خدا خواسته میومد و حسابی منو میکرد .

نوشته: امیر . ب

بازدید 14,331

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...